Post has attachment
Photo

Post has shared content
آجمل مآفي آلخيآل آنهہ يجعلگ قريييييب منْ مَا تتمنآهہ '♥♥-
Photo

Post has shared content
بوی پاییز می آید
شوق قدم زدن درکوچه باغ ها،خش خش برگ ها
نیمکت خالی و برگ های زردی که روی آن ریخته
و یک دل خسته و یک عالمه درد دل که روی آن نشسته است
بوی مهر می آید
جلد کن کتاب درس کلاس اول را
راهی مدرسه عاشقی شو
مهربانم...پاییز را دوست دارم ، به خاطر یلدای انتظارش
پاییز را دوست دارم، بخاطر رفتن و رفتن،
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
و بخاطر نوشیدن یک فنجان چای داغ در هوای با تو بودن زیر شرشر باران
آری... پاییز همان بهاریست که عاشق شده است
می خواهم پاییزی شوم با هوای نگاهت
وقتی خش خش صدایت
در بارانی ترین غروب چشم هایم ترس غمگین بودنت را در ابرهای کدر شبهایم زنده می کند
دستت را به من بده تا زیر ابری ترین باران مهر ماه یک دل سیر برقصیم
این بار اگر از کوچه های پاییزی گذر کردی،زیر پاهایت را نگاه کن
این برگ ها به شوق قدم های تو به رقص درمی آیند...
برای تو خواندن
برای تو نوشتن
انتظار داشتنت در یک فصل رنگارنگ
پاییز،باران،برگ ها
همه و همه را تنها برای تو می خواهم
Photo

Post has shared content

Post has shared content

Post has attachment
Photo

Post has attachment
Photo

Post has attachment
Photo

Post has shared content
آبسط سعآدَة ،،
آن تَعِيش تفآصِيلَگ فِي قَلب آحدهم ...-
Photo

Post has shared content
Wait while more posts are being loaded