Post has attachment
تا از خودت شروع نکنی بهار
را تجربه نخواهی کرد..
حتی اگرصدها بهاردر بیرون از تو بیاید و برود ..
و همه به هم و از جمله به تو، آن را هزاران بار شادباش گویند،
بهار واقعی
باید در درون تو متولد شود
و بهار را تجربه نخواهی کرد
مگر آن که رخت آگاهی ات نو شود
تا آگاهی ات رشد نکند و جوانه های فهم در تو نشکفد،درخت ذهن ات بارور نمی شود و آرامش میهمان منزل ات نمی گردد.


Photo

Post has attachment
زيباترين سلام دنيا
طلوع خورشيد است☀️
آن را بدون غروبش تقدیمتان میکنم✨
برایتان قلبی خالی از بغض و کدورت
چشمی بینا ،
ذهنی‌ آگاه و روشن،
لحظاتی ناب آرزومندم،🙏







‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
Photo

Post has attachment
Ir........j bagery:
محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت
مست گفت: اي دوست, اين پيراهن است, افسار نيست

گفت: مستي, زآن سبب افتان و خيزان مى روي
گفت: جرم راه رفتن نيست, ره هموار نيست

گفت, میباید تو را تا خانه قاضي برم
گفت: رو صبح آي, قاضي نيمه شب بيدار نيست

گفت: نزديك است والي را سراي, آنجا شويم
گفت: والي از كجا در خانه خّمار نيست

گفت: تا داروغه را گوييم, در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدكار نيست

گفت: ديناري بده پنهان و خود را وارهان
گفت: كار شرع,‌كار درهم و دينار نيست

گفت: از بهر غرامت,‌جامه‌ات بيرون كنم
گفت: پوسيده است, جز نقشي ز پود و تار نيست

گفت: آگه نيستي كز سر درافتادت كلاه
گفت: در سر عقل بايد, بى كلاهي عار نيست

گفت: می بسیار خوردي زآن چنين بى خود شدي
گفت: اي بيهوده گو, حرف كم و بسيار نيست

گفت: بايد حد زند هشيار مردم, مست را
گفت: هشياري بيار, اينجا كسي هشيار نيست

پروین اعتصامی
Photo

Post has attachment
Ir........j bagery:
🔸🔸🔸
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

#مولانا
Photo

Post has attachment
Ir........j bagery:
گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم،
گاهی آرامش داریم، خودمان
خرابش میکنیم ...

گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هایمان میشویم !

گاهی حالمان خوب است اما با
نگرانی فردا، خرابش میکنیم....
گاهی میشود بخشید اما با انتقام
ادامه اش میدهیم ..
گاهی میشود ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدهیم ...
گاهی باید انصراف داد اما با
حماقت ادامه میدهیم !

و گـاهی،گـاهی،گـاهـی !
تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدانیم،
یا نمیخواهیم بدانیم....

کاش بیشتر مراقب خودمان، تصمیماتمان و "گاهی...گاهی" های
زندگیمان باشیم !

کاش یادمان نرود که فقط؛
یکبار زنده ایم و
يكبار زندگی میکنیم...

فقط یکبار..!!
اى كاش....
Photo

Post has attachment
زندگی کوتاه تر از آن است
که به خصومت بگذرد

و قلبها ارزشمند تر از آن هستند
که بشکنند

پس لبخند بزنید و زیبا زندگی کنید
چرا که فردا طلوع خواهد کرد

حتی اگر شما نباشید.
Photo

Post has attachment

خدایا دانشی ده ؛ غم نگیرم،
بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم،
خدایا از شهامت بی نصیبم،
شهامت ده که آرامش بگیرم،
خدایا ؛ این تفاوت بر من آموز،
که در گمراهی مطلق نمیرم،

ابرها به آسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهربانی يكديگر...
گاهی دلگرمی يک دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانی كه شادی را علتند نه شريک،
و غم را شريكند نه دليل...
Photo

Post has attachment
يک شبي مجنون نمازش را شکست

بي وضو در کوچه ليلا نشست*

عشق آن شب مست مستش کرده بود

*فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او

پر زليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي

بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي

وندر اين بازي شکستم داده اي 

نشتر عشقش به جانم مي زني

دردم از ليلاست آنم مي زني 

خسته ام زين عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن 

مرد اين بازيچه ديگر نيستم

اين تو و ليلاي تو ... من نيستم

گفت: اي ديوانه ليلايت منم 

در رگ پيدا و پنهانت منم

سال ها با جور ليلا ساختي

من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم

صد قمار عشق يک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل مي شوي اما نشد 

سوختم در حسرت يک يا ربت

غير ليلا برنيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي

ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سرميزني 

در حريم خانه ام در ميزني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بيقرارت کرده بود 

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو ليلا کشته در راهت کنم

(نظامی )
Photo

Post has attachment
از تو سکوت مانده و از من،صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی ام کند از سال ها سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو ..

در خواب .. حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو

هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم و کنارَمی و آه .. جای تو ..

این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو ... 
Photo

Post has attachment
دراین دنیای فانی که هیچ چیزی فردا ماندنی نیست مغروربه زیبایهای زمانه ات مشو.انگاه که زمان ومکان باشد عذاب دنیا برای تو.وحسرت بماندتنها برای تو.
Photo
Wait while more posts are being loaded