Post has attachment
((,وای باران، باران، شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور وای باران پر مرغان نگاهم راشست
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها می بینم
وندایی که به من می گوید : گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان داس بدست
خرمن خواب مرا میچیند
آسمان ها آبی پر مرغان صداقت آبیست
دیده در آینه ی صبح تورا میبیند از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پرو بال تو گل سرخ منی تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاک سحری نه از آن پاک تری
تو بهاری نه بهاران از توست از تو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ بهارانم تو))
Photo
Wait while more posts are being loaded