1- و موسی لباس هارون را بیرون کرده به پسرش العازار پوشانید. و هارون در آنجا بر قله کوه وفات یافت و موسی و العازار از کوه فرود آمدند. و چون تمامی جماعت دیدند که هارون مرد جمیع خاندان اسرائیل برای هارون سی روز ماتم گرفتند. (اعداد 20: 28-29)
و بنی اسرائیل از بیروت بنی یعقان به موسیره کوچ کردند و در آنجا هارون مرد و در آنجا دفن شد. و پسرش العازار در جایش به کهانت پرداخت. (تثنیه 10: 6)
بالاخره هارون در قله کوه طور وفات کرد یا در موسیره؟
2- و یهویاکین هجده ساله بود که پادشاه شد و سه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش نحوشطا دختر الناتان اورشلیمی بود. (دوم پادشاهان 24: 8)
یهویاکین هشت ساله بود که پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظر یهوه ناپسند بود به عمل آورد. (دوم تواریخ 36: 9)
یهویاکین چند ساله بود که پادشاه شد؟
3- و بعد از شش روز عیسی پطرس و یعقوب و یوحنا را برداشته ایشان را تنها بر فراز کوهی به خلوت برد و هیأتش در نظر ایشان متغیر گشت. و لباس او درخشان و چون برف به غایت سفید گردید‌ چنانکه هیچ گازری بر روی زمین نمی‌تواند چنان سفید نماید. (مرقس 9: 2-3)
و از این کلام قریب به هشت روز گذشته بود که پطرس و یوحنا و یعقوب را برداشته بر فراز کوهی برآمد تا دعا کند. و چون دعا می‌کرد هیأت چهره او متبدل گشت و لباس او سفید و درخشان شد. (لوقا 9: 28-29)
مسیح بعد از چند روز دیده شد؟
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً. (نساء 4: 82)
آيا در [معانى‏] قرآن نمى‏انديشند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند.

پیامبر بزرگوار ما در آخرین حج شان در سال دهم هجری ، حین بازگشت به مدینه ، مردم را جمع می کنند و در حضور آنها جمله ای می گوید بسیار تاریخی : مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه ؛ این جمله را هم شیعه قبول دارد که پیامبر فرموده ، و هم سنی ، اما معنای این جمله هم مورد توافق هر دو است : هر کس که من مولای او هستم ، علی ابن ابی طالب نیز مولای اوست ؛ و اما منابع این جمله:

منابع شیعى: {الکافی ج : 1 ص : 287- من‏ لایحضره‏ الفقیه ج : 1 ص : 229- تهذیب‏ الأحکام ج : 3 ص : 144- وسائل‏ الشیعة ج : 5 ص : 58- بحارالأنوار ج : 2 ص : 211- الاحتجاج ج : 1 ص : 113- الاختصاص ص : 79- الإرشاد ج : 1 ص : 351- إرشادالقلوب ج : 2 ص : 228- إعلام ‏الورى ص : 165- الإفصاح ص : 33- إقبال‏ الأعمال ص : 296- أقسام‏ المولى ‏فی‏ اللسان ص : 34- الأمالی‏ للصدوق ص : 2- الأمالی‏ للطوسی ص : 9- الأمالی‏ للمفید ص : 58- الأمان ص : 103- بشارةالمصطفى ص : 19- بصائرالدرجات ص : 77- البلدالأمین ص : 259- بناءالمقالةالفاطمیة ص : 291- تأویل‏ الآیات‏ الظاهرة ص : 37- التحصین‏ لابن‏ طاوس ص : 583- تحف‏العقول ص : 459- تفسیرالإمام‏ العسکری ص : 112- تفسیرالعیاشی ج : 1 ص : 4- تفسیرفرات‏ الکوفی ص : 56- تفسیرعلى ابن ابراهیم القمی ج : 1 ص : 174- تقریب‏ المعارف ص : 144- التوحید ص : 212- جامع‏الأخبار ص : 11- الخرائج‏ والجرائح ج : 1 ص : 208- خصائص‏الأئمة ص : 43- الخصال ج : 1 ص : 211- رجال‏ الکشی ص : 45- رسالةفی‏ معنى ‏المولى ص : 38- روضةالواعظین ج : 1 ص : 89- سعدالسعود ص : 70- شواهدالتنزیل ج : 1 ص : 200- صحیفةالرضا ص : 64- الصراطالمستقیم ج : 1 ص : 290- الصوارم‏ المهرقة ص : 79- الطرائف ج : 1 ص : 144- عدةالداعی ص : 330- العددالقویة ص : 174- علل‏الشرائع ج : 1 ص : 144- العمدة ص : 86- عوالی‏ اللآلی ج : 4 ص : 89- عیون‏ أخبارالرضا ج : 2 ص : 47- الغارات ج : 2 ص : 452- الغیبةللنعمانی ص : 69- فرج ‏المهموم ص : 109- الفصول‏ المختارة ص : 252- الفضائل ص : 84- قرب‏ الإسناد ص : 27- قصص‏ الأنبیاءللراوندی ص : 356- کتاب‏ سلیم‏ بن‏ قیس ص : 644- کتاب‏ المزار ص : 91- کشف‏ الغمة ج : 1 ص : 49- کشف‏الیقین ص : 208- کمال‏ الدین ج : 1 ص : 276- کنزالفوائد ج : 2 ص : 87- مسائل‏ علی‏ بن‏ جعفر ص : 145- المصباح ‏للکفعمی ص : 327- مصباح‏المتهجد ص : 748- معانی‏ الأخبار ص : 65- المقام‏ الأسنى ص : 50- المناقب ج : 1 ص : 3- النکت‏ الاعتقادیة ص : 42- النکت‏ فی‏ مقدمات‏ الأصول ص : 45- نهج ‏الحق ص : 173- وقعة صفین ص : 338- الیقین ص : 184)

منابع سنی ها : (شرح ‏نهج ‏البلاغة ابن ابى الحدید ج : 2 ص : 289- الاستیعاب،ج‏3،ص:1099- أسدالغابة،ج‏1،ص:364- الإصابة،ج‏2،ص:14- الأعلام،ج‏2،ص:187- الإمامةوالسیاسة،ج‏1،ص:129- الأنساب،ج‏2،ص:402- أنساب الأشراف،ج‏2،ص:106(چاپ ‏زکار،ج‏2،ص:355)- البدایة والنهایة،ج‏5،ص:209- تاریخ‏ ابن‏ خلدون،ج‏1،ص:246- تاریخ‏ الإسلام،ج‏3،ص:628- تاریخ‏ خلیفة،ص:293- التنبیه‏ و الإشراف ، متن،ص:221- سبل‏ الهدى،ج‏6،ص:236- الغارات،ج‏2،ص:659- الفتوح،ج‏3،ص:77- مروج ‏الذهب،ج‏2،ص:425- المنتظم،ج‏15،ص:109- الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج‏3، ص: 592- مفاتیح الغیب، ج‏29، ص: 459- مراح لبید لکشف معنى القرآن المجید، ج‏2، ص: 561- لسان العرب، ج‏15، ص: 411- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج‏2، ص: 392- روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص: 359- الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏5، ص: 182- تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏6، ص: 256- التفسیر القرآنی للقرآن، ج‏3، ص: 1125- التفسیر الحدیث، ج‏9، ص: 184- إعراب القرآن، ج‏4، ص: 120- بیان المعانی، ج‏6، ص: 349- أحکام القرآن (الکیا هراسی)، ج‏2، ص: 565- الأغانی، ج‏9، ص: 181- تاریخ بغداد، ج‏7، ص: 389- تاریخ مدینة دمشق ج‏13 ص 69- تاریخ مدینة دمشق، ج‏13، ص: 69- تخریج الدلالات السمعیة، ص: 274- تذکرة الخواص، ص: 35- تیسیر المطالب فی أمالی أبی طالب، ص: 84- ربیع الأبرار و نصوص الأخیار، ج‏1، ص: 70- صبح الأعشى فی صناعة الإنشاء، ج‏2، ص: 445- العقد الفرید، ج‏5، ص: 61- المجالس و المسایرات، ص: 327- المجموع اللفیف، ص: 103- مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص: 78- المناقب‏ص 127- المناقب، ص: 127- النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج‏5، ص: 228- نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج‏20، ص: 4) اگه کم است بفرمایید باز هم منبع بیاورم ، تعارف نکنید.

پس این حدیث را ، هر دو گروه قبول دارند که پیامبر در شان امیر المؤمنین - علیه السلام - فرموده ؛ اما مهم ، محتوای آن است.

ما شیعیان می گوییم که «مولا» به معنی سرور و آقا و رهبر و مهتر است، ولی سنی ها می گویند به معنی دوست و یاور است؛ پیامبری که در طی 23 سال بارها و بارها به مردم اعلام کرده بود که علی بن ابی طالب دوست خدا و دوست اوست و شما هم باید دوستش داشته باشید ، باز در این هوای داغ ، احساس وظیفه نموده که باز هم آن را بگوید.

اما آیا ببینیم اهل لغت در معنای «مولا» چه می گویند ؟

المولى: المعتق و الحلیف و الولی. و الولی: ولی النعم‏ (کتاب العین، ج‏8، ص: 365)

المَوْلى: المالِک ... و المَوْلى: الصاحِب (لسان العرب، ج‏15، ص: 411)

المولى فی اللغة یحتمل أن یکون مالک الرق‏ (مجمع البحرین، ج‏1، ص: 464)

و المَوْلَى یقال للمعتِقِ، و المعتَقِ، و الحلیفِ، و ابنِ العمِّ، و الجارِ، و کلِّ من وَلِیَ أمرَ الآخرِ فهو وَلِیُّهُ، و یقال: فلان أَوْلَى بکذا. أی أحرى، قال تعالى: النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏ (المفردات فی غریب القرآن، ص: 887)

پس معنی «مولا» هم رهبر و مهتر و سرور و آقا شد ، این یک مطلب خیلی ساده برای کسی که هنوز نمی داند شیعه درست می گوید یا سنی.

«در ساعت وقتی که او هنوز سخن می‌گفت یهودا که یکی از آن دوازده بود با گروهی بسیار با شمشیرها و چوبها از جانب رؤسای کهنه و کاتبان و مشایخ آمدند. و تسلیم کننده او بدیشان نشانی داده گفته بود: هر که را ببوسم همان است. او را بگیرید و با حفظ تمام ببرید. و در ساعت نزد وی شده گفت: یا سیدی یا سیدی. و وی را بوسید. ناگاه دست‌های خود را بر وی انداخته گرفتندش. و یکی از حاضرین شمشیر خود را کشیده بر یکی از غلامان رئیس کهنه زده گوشش را ببرید. عیسی روی بدیشان کرده گفت: گویا بر دزد یا شمشیرها و چوبها به جهت گرفتن من بیرون آمدید! هر روز در نزد شما در هیکل تعلیم می­دادم و مرا نگرفتید». (مرقس 14: 43 تا 49)
این فراز انجیل کمی مبهم است. آیا یهودا برای لو دادن مسیح، باید می آمد و سرش را می بوسید؟ می توانست از دور هم اشاره به آن نماید.
Wait while more posts are being loaded