Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
درپی هر طنزی واقعیتی نهفته است،،،،
Photo

Post has attachment
در مورد همه چیز صدق میکنه..
Photo

Post has attachment

Post has shared content

Post has shared content


هر گونه شباهت شخصیتهای این داستان به افراد حقیقی و حقوقی ،کاملا تصادفی بوده


((بالشش بالش خوبیست))

لامسب بالشش بالش خوبیست؛هی میخواهم نکنم این کار را، اما بالشش، بالش خوبیست؛رفته ام پیش روانشناس و برایش شرح داده ام حال و احوال دلم را؛او نیز گفته است:بالشش بالش خوبیست؛ و بعد سری تکان داده و فرستاده ام نزد یک مشاور تا بیاموزدم استفاده ی بهینه از فرصت های زندگی را؛....


مشاور: .... واقعا که؛ اآقای عزیز ، ملت لح لح میزنند واسه همچه موقعیتی....
گفته ام: آخه خانم مشاور......
خم به ابرو آورده است، گفته است: ساکت،دیگه آخه واخه نداریم.....
گفته ام:چشم....
گفته است: رئیس انجمن فلان نیستی، که هستی....اینترنت وای فای نداری، که داری.....توی گروه های مجازی نیستی، که هستی.....قلم قوی نداری، که داری..... خوشتیپ نیستی، که نیستی..... بالشتم که بالش خوبیست؛ پس عزیز جان لم بده به بالشت و بیانیه ی پشت بیانیه صادر بکن در این گروه های مجازی؛ این فرصت ها دیگه تکرار نمیشنا....
بعد لبخندی زده است و گفته است:
ببینم، روزی چندتا بیانیه میدی؟
گفته ام:روزی هفت، هشت تا....
زده است توی سر خودش ،سرش را آورده توی گوشم وجیغ کشیده است : کم است، کم است، بیشترو بیشترش بکن،...بکنش روزی هجده تا...
گفته ام: دلم میخواهد، اما کمتر باشد بهتر نیست!؟
گفته است: فرزند کمتر ، زندگی بهتر؛ ولی اینکه فرزند نیست؛حال است و حول.....
و سرش را جنبانده است، گویی حسرت چیزی را می خورد
گفته ام:یعنی چی!؟
بر گشته است و نشسته روی صندلی اش ولبخندی زده و متفکرانه گفته است: حال است؛حال بیشتر، زندگیه باحالتر....
دیگر چیزی نگفته ام، سر خم کرده ام و راهیه خانه شده ام و لم داده در پناه بالشم و........
نویسنده: ((خپید زارعی))


Post has attachment
بصیرت نجات بخش
Photo
Wait while more posts are being loaded