Post has shared content
انا لاسحر ولا مشعوذ
اختارلك رقم ١/٢/٣/٤/٥/٦/٧_٨/٩
وسوف تظهر رساله لك بأسم شخص تحبه
Photo

Post has attachment

Post has shared content

Post has shared content
Mamamia Mmuaachhh...

Post has shared content

+mehdi karami

ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﺤﺞ ﺷﺪﮔﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﻡ ﺑﺮﻧﺪ

ﻋﺎﺯﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺣﻖ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺯﺣﻖ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﻧﺪ

ﺩﻟﺸﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﺣﺠﺮﺍﻻﺳﻮﺩ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﯿﺎﻩ

ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻏﺎﻓﻞ ﻭ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﻃﻮﺍﻑ ﺣﺠﺮﻧﺪ

ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﺤﺞ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﺎﻥ
ﻧﺎﻛﺴﺎﻥ ﺑﯿﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﭼﻪ ﻛﺴﯽ ﺭﻩ ﺳﭙﺮﻧﺪ

ﺑﻪ ﺍﻟﻪ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﻏﺎﻓﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺠﺎﺝ ﺭﯾﺎ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺩﻧﯽ
ﻇﺎﻫﺮ ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﺎﻧﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺪ ﺳﯿﺮﻧﺪ

ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﻛﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺧﻤﺲ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ
ﺯﯾﺮ ﺩﯾﻦ ﻓﻘﺮﺍ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﺪ

ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﻬﻨﺸﺎﻥ
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﯼ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻧﺪ

ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻛﻮﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﺑﺲ ﭘﯿﺮ ﻭ ﻓﻘﯿﺮ
ﻛﺰ ﺗﻬﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﮔﺪﺍ

ﺑﻬﺮ ﻧﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻓﻐﺎﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﻧﺪ
ﺳﻌﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺷﻮﺩ ﮔﻔﺘﻪ ﯼ ﻣﺠﻤﯿﺮ ﺗﻌﺮﯾﻒ

ﺑﻬﺮ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺑﺪﺭﻧﺪ
ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪ

ﺑﻮ ﺑﺼﯿﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺫﺭﯾﺮﺵ ﺷﻤﺮﻧﺪ
ﻛﻪ ﺍﯾﺎ ﺯﺍﺩﻩ ﯼ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺣﺠﺎﺝ ﺍﻣﺴﺎﻝ
ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺻﺪﺍ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺘﺮﻧﺪ

ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﻭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﮕﺸﻮﺩ
ﮔﻔﺖ ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺸﺮﻧﺪ ﯾﺎ ﺟﺎﻧﻮﺭﻧﺪ

ﺑﻮ ﺑﺼﯿﺮ ﺁﻧﮕﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺩﻝ ﻛﺮﺩ ﻧﻈﺮ
ﺩﯾﺪ ﻣﺤﺮﻡ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻛﺜﺮﺷﺎﻥ ﮔﺎﻭ ﻭ ﺧﺮﻧﺪ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﺯ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻛﻨﻮﻥ
ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺿﻊ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﺎﻭ ﻭ ﺧﺮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﺗﺮﻧﺪ

Post has shared content

Post has shared content
حسن نصرالله گفت : به تخمم که کی میخواد رییس جمهور بشه , پول نفت ایران برسه حالا هر ازگلی که میخواد سر کار باشه ... بعد این صحبتا یه اروغم زد کسکش ......
Photo

Post has shared content
‍ ‌اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده‌است. در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند.
 داستان آرش در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. 
سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود.
به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. 
آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است......
Photo

Post has shared content
زخم های کهنه یادمون باشه عراب چه کردن
Wait while more posts are being loaded