سلام همدردم
هرگزاولین باری راکه قدم به انجمن گذاشته ام رافراموش نمیکنم بااندکی ازماده مصرفی وذهنی سرشارازنفرت ازخودم،میل شدیدبه خودآزاری،خودمشغولی مفرط،انزوا،وسوسه خودکشی،بدون هیچ کنترلی برروی احساساتم بانهایت روشن بینی ای که فقط فاصله بین خماری ومصرف راتشخیص می دادواردجلسه شدم.اما بعدازجلسه دیگرمن ان ادم گذشته نبودم،آری من تمایل پیداکرده بودم،تمایل به قطع مصرف چون خودم راعضوی ازانجمن دانستم.این تمایل درمن باعث شروع یک هشیاری عاطفی شد،وفردابدون اینکه خودم بدانم دستم رابلندکردم ومشارکت کردم بابغض فریادزدم که دیگراعتیادکافی است ومن دارم نفس های آخرم رامیکشم واحتیاج به کمک دارم ,من میخواهم مثل شمازندگی کنم وآن روزآخرین روزی شدکه مصرف کردم.بعدازجلسه یکی ازاعضا به من گفت که مشارکت توتنهایک پیام داشت به اسم"تسلیم".بعدها که فهمیدم من یک بیماراعتیادم باهمه عوارض منحصربفردخودش واینکه هیچ درمان شناخته شده ایی ندارد،اماچگونه من آنرامتوقف کرده ام،دریافتم که من واقعادرمان نشده ام بلکه"شفا"پیداکردم واین درک معجزه درانجمن برای من شد.معجزه یعنی غیرممکنی وجودنداردواینکه ایمان به حضوریک نیروی برتربرای وقوع روزانه ی معجزه درزندگی امروزم.
امروزسالهاازان روزمیگذردومن زنده مانده ام وعلاوه برآن هوشیار.
وقتی اصول قدمهارادرزندگیم به طور روزانه ومؤثربکارمیگیرم،شک ندارم که ازلحاظ جسمی،احساسی وازهمه مهمتر روحانی هم بهترمیشوم.
هرروزبه خودم میگویم:من برای زنده بودن زندگی نمیکنم بلکه برای زندگی کردن زنده ام.

پست یکی از. خانومای بهبودی برای برادران دنیای مجازی

حتما مطالعه کنید👇👇👇👇👇



سلام دوستان
........ هستم یک معتاد
تا الان در ده گروه مجازی معتادان گمنام عضو بودم
من امروز 9 روز پاکی دارم ولی بعنوان تازه وارد حرفهایی دارم ،بعداز من تازه واردین دیگریهم خواهند آمدو خواهند رفت
یکزن معتاد وقتی وارد گروه معتادان گمنام میشود آمده تا از تجربیاتتان استفاده بکند
از او بپرسید چندروز پاکی دارد نه اینکه متاهلی یا مجرد؟
به او ارامش بدهید ،نه که بپرسید دوست مجرد یا زن بیوه ایی سراغ دارد یا نه؟
همه معتادان مرد دزدی نکرده اند پس همه زنان معتادهم در دوران مصرف خودفروشی نکرده اند
هیچوقت از او نپرسید که در طول مصرفت با چند نفر رابطه داشته اید

شبها بگویید اگر دردی دارد دوش اب سرد بگیرد نه که بگویید الان چه پوشیده ایی فلان لباست چه رنگی است
اورا ضعیفه و ناتوان محسوب نکنید ،و ابزار پاکی را وسیله فریب استفاده نکنید
به او نگویید ادرس بده بیایم ماساژت بدهم
روحش را ارامش دهید
تعجبم براین است مگر شما دوستان پاکی دردهای جسمی را تجربه نکرده اید؟مگر نمیدانید در ترک جسمی انسان بدنباله بهانه برای برگشتن به سمت افیون است؟مگر نمیدانید در ترک احساس درد میکند و زود رنجست ?
برادران پاکی من ، اگر گرگ هم هستید ،گرگ جوانمرد باشید
خرگوش بیمار پا شکسته را تیمار کنید،بگذارید سلامتش را بیابد بعد در فکرشکارش باشید
من بتو پناه اورده ام ،آمده ام تا پاک شوم،نه بنگاه ازدواج دارم نه رمقی که از سایز اندامم بگویم
من دلم شکسته است از این دنیای بیرحم هوسباز به اغوش همدردم پناه اورده ام ......
اگر از دوستان بهبودی ،اگر از نام انجمن متتفر شوم
چگونه با شهامت از اساسنامه و از روحانی بودن قدمهایتان میگویید؟
از دوستان بهبودیم تقاضا دارم این دلنوشته هارا در گروه هایی که عضون انتشار دهند
من ......... هستم یک معتاد
نه یک ضعیفه ،نه یک هرزه
منم مثل تو بیمارم بیمار اعتیاد از تو پناه و ارامش میخواهم .....


حق انتخابی درکار نیست.شیوه زندگی برپایه اصول دوازده قدم برای ما اجبار است تازنده بمانیم. کسانی که کوتاهی کردند یا لغزش کردند یا زندگیشان آشفته شده یا زیر خروارها خاک دفن شده اند. جلسه رفتن یک اجبار است نه یک انتخاب.

(دکتر باب)


آدم‌ها عاشق ما نمی‌‌شوند ، آدم‌ها جذب ما می‌‌شوند.
در لحظه‌ای حساس حرف‌هایی‌ را می‌‌زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته.
در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می‌‌کنیم که شخص احساس می‌‌کند تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده
در یک لحظه ی حساس حضور ما ، وجودِ شخص را طوری کامل می‌‌کند که فکر می‌کند حسی که دارد نامی‌ جز عشق ندارد.
آدم‌ها فکر می‌‌کنند که عاشق شده اند. آدم‌ها فکر می‌‌کنند بدون وجود ما حتی یک روز دوام نمی‌‌آورند. آدم‌ها فکر می‌‌کنند مکمل خود را یافته اند. ... آدم‌ها زیاد فکر می‌‌کنند
آدم‌ها در واقع مجذوب ما میشوند و پس از مدتی‌ که جذابیت ما برایشان عادی شد ، متوجه می‌‌شوند که چقدر جایِ عشق در زندگی‌‌شان خالیست ... می‌‌فهمند در جستجوی عشق‌های واقعی‌ باید ما را ترک کنند
تمامِ حرفِ من اینست که کاش آدم‌ها یاد بگیرند که " عشق پدیده‌ای حس کردنی است نه فکر کردنی " و کاش بفهمند که بعد از رفتنشان ، عشقی‌ را که فکر میکرده اند دارند چه می‌کند با کسانی‌ که حس میکرده اند این عشق واقعی‌ ‌ست...




نیکی‌ فیروزکوهی / 

پاکــــزیــــستن



هر قدر که در تمرین بهبودی بهتر شویم، ترس مان کمتر می شود.حتی زمانے که ترس بر ما قالب می شود.درک می کنیم که درد و رنـــــج می تواند بوجود
آورند رشد باشـــــد و نه تهدیــدی برای آرامــــــش نو یافــته ما.
از طـــرف دیگر درمی یابیم درد و رنــج لـــزوما به معـــنای رشد نیست بلکه ما را به سمت اقدام و عمل هل می دهد تا از درد و رنــج تــسکین یابیم.







💭💭💭💭💭💭💭💭💭💭

🔋چگونه سطح ارتعاشات مثبت مان را افزايش دهيم

1 - شکرگزار باشيد.
2 - تحرک داشته باشيد.
3 - مراقب تغذيه خود باشيد.
4 - هميشه در حال يادگيري باشيد.
5 - با طبيعت در تماس باشيد.
6 - خود و ديگران را ببخشيد.
7 - با خودتان خلوت کنيد.
8 - در حق ديگران کار نيک انجام دهيد.
9 - قدرت خنده را جدي بگيريد.
10 - به حيوانات غذا بدهيد.
11 - اگر بچه کوچکي در خانواده داريد، با او وقت بگذرانيد.
12 - با گياهان صحبت کنيد.
13 - در حق ديگران دعاي خير کنيد.
14 - به کارهاي جانبي مثل نقاشي و آشپزي و عکاسي بپردازيد.
15 - کارها را صرفا از روي مهرباني انجام دهيد.
16 - مراقبه کنيد.
17 - جنبه مثبت قضايا را نگاه کنيد.
18 -گاهي سفر کنيد.
19 - از خودتان مراقبت کنيد و آراسته باشيد.
20 - با افرادي داراي فرکانس ارتعاشي بالا بيشتر در ارتباط باشيد

💭💭💭💭💭💭💭💭

من به انجمن ایمان دارم
♣️♣️♣️
♥️ من به انجمن ایمان دارم ،همچون طلوع خورشید نه اینکه چون هر روز خورشید را می بینم بلکه به واسطه نور خورشید خیلی چیزهای دیگررا می بینم
به واسطه انجمن، نجات معتادان دیگر را می بینم
به واسطه انجمن، معجزات را می بینم که در زندگی خود و دیگران اتفاق می افتد.
به واسطه اصول روحانی، به بیداری روحانی رسیدم و توانایی بدست آوردم که به افکار منفی و وسوسه بگویم "نه"
به واسطه نشریات، من به آگاهی، خودآگاهی و خداآگاهی رسیدم.
به واسطه جلسات، احیاء شدم.
به واسطه راهنما ،دست از خود محوری برداشتم و اجازه می دهم دیگران به من کمک کنند.
به واسطه انجمن ،تولد تازه یافتم.
به واسطه انجمن، با خدای زنده رابطه دارم.
به واسطه انجمن، می توانم روشن بینی و جهان بینی داشته باشم که حیات و مفهوم زندگی را با آن ببینم
به واسطه کار کرد قدمها، قدم ها ما را آگاه می¬كند كه از خواست و اراده نيروی برترآگاه شويم و درست را از نادرست تشخيص دهيم و این¬كه مسير را اشتباه نرويم. وقتی اصول را تمرين می¬كنيم و ياد می¬گيريم، در صورت برخورد با مشكلات دنيا آسان¬تر می¬توانيم آن را اررزيابی كنیم ومفيد يا زیان¬بار بودن آن را تشخيص دهيم. اصول، فيلتری در فكر ما ايجاد می¬كند كه تمامی ايده ¬ها، تفكرها و فلسفه¬ های دنيا از آن عبور می¬كند و زماني كه از آن عبور كنند، به آساني می¬توانيم تشخيص دهيم كه آيا اين ايده با اصول روحانی انجمن مطابقت دارد و يا اینکه باطل است. وقتي قدم ها درون ما جای می¬گيرد، قدم ها پله پله برای ما کشف می¬شود و تغييراتی در ما به وجود می¬آورد. هر قدم، عينكی به ما می¬دهد تا درک بهتری از جهان داشته باشيم و به روشن بينی و بيداری روحانی می¬رسيم. معجزات و زيبايی¬ها را می¬بينم و این را احساس می¬کنیم که اشتباهات¬مان كمتر شده است. ديگر جنگ نمی¬كنيم و از آدم¬های عادی جلوتر افتاده ايم.
به واسطه تمرین اصول روحانی، شخصیت من تغییر و دگرگون شد و تاثیر زیادی گذاشت بر روی رابطه هایم، اخلاقیاتم...
به واسطه انجمن چشمان من به حقایق دیگر باز می شود

♠️ خدا را شکر می کنم که معتاد شدم ♠️
♥️ اگر درمان یک بیماری نزدیک شدن به خداوند باشد ، آن بیماری یک نعمت بزرگ است ♥️

16 نکته جالب روانشناسی:

1. عاشق شدن، تاثیری مشابه مصرف کوکایین بر مغز و اعصاب دارد.

2. باور خوش‌بینانه درمورد آینده می‌تواند آدم‌ها را در برابر بیماری‌های جسمی و روانی حفظ کند.

3.گرفتن دست کسی که عاشق‌اش هستید می‌تواند درد فیزیکی، همین‌طور استرس و ترس را کاهش دهد.

4. آدم‌هایی که اعتماد به نفس پایینی دارند تمایل دارند دیگران را “قضاوت” و آنها را تحقیر کنند.

5.خاطرات به مرور زمان تحریف می‌شوند. هر انسان به‌طور متوسط حداقل یک خاطره‌ی ساختگی دارد.

6.حدود ۸۰ درصد صحبت‌های گروهی آدم‌ها، گلایه است.
7.افسردگی نتیجه‌ی بیش‌از حد فکر کردن است. ذهن مشکلاتی را خلق می‌کند که حتی وجود نداشته‌اند.

8.بودن با آدم‌های شاد، شما را شادتر می‌کند.

9. اگر خودتان را متقاعد کنید که خوب خوابیده‌اید، مغزتان فریب می‌خورد که شما واقعا خوب خوابیده اید

10.وقتی رویداد مربوط به گذشته را به یاد می‌آورید، درواقع دارید آخرین باری را به یاد می‌آورید که آن را به یاد آوردید.

11. هرچه نامطئن‌تر باشید بیش‌تر جبهه می‌گیرید و از عقایدتان دفاع می کنید.
12.پژوهش‌گران در حال بحث روی آوردن اعتیاد به اینترنت در فهرست اختلال‌های روانی هستند.

13.مغز با طرد شدن مثل درد فیزیکی رفتار می‌کند.

14. امروزه سطح اضطراب یک نوجوان دبیرستانی به‌طور متوسط به اندازه‌ی یک بیمار روانی در دهه‌ی ۱۹۵۰ است.

15. آغوشی طولانی‌تر از ۲۰ ثانیه مواد شیمیایی در بدن‌تان ترشح می‌کند که باعث می‌شود به شخصی که در آغوش گرفته‌اید اع تماد کنید.
16. آدم‌ها در هنگام خستگی فیزیکی راست‌گوتر هستند. برای همین است که آدم‌ها در مکالمات آخر شب دست به اعتراف می‌زنند.

☑️☑️☑️☑️☑️☑️

گویند:
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت!
درراه با پرودرگار سخن می گفت: ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت!
او با ناراحتی گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز/کاین گره بگشای و گندم را بریز!
آن گره را چون نیارستی گشود/این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
نشست تا گندمها را از زمین جمع کند , درکمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند!
ندا آمد که:
تو مبین اندر درختی یا به چاه/تو مرا بین که منم مفتاح راه

"مولانا"

🏵🏵🏵🏵🏵🏵

من میباید با همان سماجتی که در زمان مصرف بدنبال اعتیاد بودم با همان سماجت دنبال بهبودی ام باشم.و قدمها توقف ندارند.پشتکار لازمه یک زندگی به روال بهبودی است چرا که من همیشه عادت داشته ام کارها را نیمه کاره رها کنم...


Wait while more posts are being loaded