Post is pinned.Post has shared content
ای کسانی که به اسلام ایمان آورده اید

اي كساني كه ايمان آورده ايد! سر جدتون ،جان مادرتون كاري به كار كساني كه ايمان نياورده اند نداشته باشيد !
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از هر کجا آورده‌اید برید بذارید سر جاش لطفا !
ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، چه مرضی است که اصرار دارید دیگران را نیز در چاهی بیندازید که خود گرفتارش هستید؟!
ای کسانی که ایمان آورده اید. شما مقابل دوربین مخفی هستید !
ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا آنان که با تیغ، ریش می زنند، با آنان که با ریش، تیغ می زنند برابرند؟!
ای کسانی که ایمان آورده اید ، آیا ایمانتان با دیدن تار مویی می لرزد؟!
ای کسانی که ایمان آوردید، «دین» ناموس شماست. آن را در معرض دید عموم قرار ندهید و از کسی نخواهید در آن شریک تان شود !
ای کسانی که ایمان آورده اید ، گاهی بازگردید و به آنچه ایمان آوردید نگاهی دوباره بیندازید !
ای کسانی که ایمان آورده اید نمی خواهید بیندیشید به چی ایمان آورده اید؟!
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بهتر است زندگی کنید و بگذارید بقیه هم زندگی کنند !
ای کسانی که ایمان اورده اید.دیگر ایمان نیاورید. ایمان شما دیگر خریداری ندارد ارزونی خودتان !
Photo

Post has attachment
#infidel
#عدالت_على_علم_غيبش_و_دروغ_روحانیون_شیعه
همانطور که همه میدانیم یکی از اعتقادات شیعیان در مورد ائمه شان نسبت دادن علم الهی یا همان علم غیب میباشد. بنابر این اعتقاد شیعیان معتقدند که علی و ۱۱ تن از فرزندانش که به عنوان امام از آنها نام میبرند دارای علم غیب هستند و از چیزهایی که قرار است اتفاق بیفتد و یا در نبود آنها اتفاق افتاده خبر دارند. ادعای این مساله در معتبرترین کتاب شیعیان به نام اصول کافی جلد ۱ آمده است که به آن به طور مختصر اشاره میکنم.

در اصول کافی جلد ۱، صفحه ۲۵۶ به بعد در قسمتی که به نام کتاب الحجة نامگذاری شده است در مورد اثبات علم غیب ائمه, چهار باب پشت سر هم آمده به این ترتیب:
۱) باب نادر که در آن ذکری از علم غیب است (باب نادرٌ فیه ذکر الغیب)
۲) ائمه هرگاه چیزی را بخواهند بدانند, میدانند (باب أنّ الائمة ع إذا شاؤوا أن يعلموا علّموا)
۳) ائمه باختیار خود میمیرند و زمانش را میدانند (باب إنّ الائمة يعلمون متي يموتون،و انّهم لا يموتون إلّا باختيار منهم)
۴) ائمه آنچه واقع شده و میشود میدانند و چیزی از ایشان نهان نیست (أنّ الائمة ع يعلمون علم ما كان وما يكون وأنّه لا يخفي عليهم الشّيء صلوات الله عليهم)

در این بابها نیز روایات مختلفی توسط صاحب کتاب که یکی از بزرگترین علمای شیعه به نام ثقه الاسلام کلینی میباشد آورده شده است. این اعتقاد به علم غیب در تمامی کتب شیعه منعکس شده است و روایات زیادی در این مورد نیز وجود دارد.
اما در همان کتاب کافی جلد ۷ روایتی آمده که کاملا ناقض این ادعا میباشد. که البته مشابه این روایت در کتب علمای دیگر شیعه هم به ثبت رسیده که در آخر این متن آدرس تمامی آنها را خدمت شما ارائه خواهم کرد. دو نمونه از این روایات را در اینجا می آورم که در مورد امام اول شیعیان میباشد.
روایت اول:
متن عربی روایت: روایت ۹۷- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رَجُلٍ شَهِدَ عَلَيْهِ رَجُلَانِ بِأَنَّهُ سَرَقَ فَقُطِعَتْ يَدُهُ حَتَّى إِذَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ جَاءَ الشَّاهِدَانِ بِرَجُلٍ آخَرَ فَقَالا هَذَا السَّارِقُ وَ لَيْسَ الَّذِي قُطِعَتْ يَدُهُ وَ إِنَّمَا شَبَّهْنَا ذَلِكَ بِهَذَا فَقَضَى عَلَيْهِمَا أَنَّ غُرْمَهُمَا نِصْفُ الدِّيَةِ وَ لَمْ يُجِزْ شَهَادَتَهُمَا عَلَى الْآخَرِ

ترجمه: حضرت علی با شهادت دو نفر، دست سارق را قطع کرد، بعد از مدتی همان دو نفر بعداً آمدند و گفتند ما اشتباه کردیم، این آدم سرقت نکرده، بلکه شخص دیگر سرقت نموده منتها خیال کردیم که این دزدیده حضرت علی فرمود حالا که اشتباه در شهادت کردید و شهادت شما باعث شد که دست این آدم بریده بشود، باید دوتای تان نصف دیه را به او بپردازید، ولی شهادت این دو نفر را در باره فرد دوم نپذیرفت…

روایت دوم:
متن عربی: محمد بن الحسن، عن محمد بن علي بن محبوب، عن أحمد بن محمد، عن البرقي، عن النوفلي، عن السكوني، عن جعفر، عن أبيه (عليه السلام) أن رجلين شهدا على رجل عند علي (عليه السلام) أنه سرق، فقطع يده، ثم جاءا برجل آخر فقالا: أخطأنا هو هذا، فلم يقبل شهادتهما وغرمّهما دية الأول.

ترجمه: دو نفر نزد على آمدند و بر عليه شخصى شهادت دادند كه وى سارق است. على دست او را قطع كرد. سپس مردى ديگر آمد و آن دو گفتند اشتباه كرديم اين سارق است. على شهادتشان را نپذيرفت و آنها را به ديه شخص اول جريمه كرد.

نتیجه گیری:
مگر شیعیان معتقد نیستند که امام علی علم غیب دارد ؟؟ مگر نمیگویند ایشان از اخبار غیبی خبر داشته و علم الهی دارد ؟
در اینجا چگونه ایشان نتوانست بفهمد که آن مرد سارق نیست و آن دو مرد در مورد ایشان دروغ میگویند ؟؟
اگر ایشان علم غیب داشت نباید این علم به کمک ایشان می آمد و دست یک بیگناه قطع نمیشد ؟؟
این همه داستان از قضاوت های علی شنیده ایم و هر روز از منابر و مسجد قضاوت عادلانه علی را فریاد میزنند, آیا اینگونه قضاوت هم عادلانه بوده ؟؟
با خواندن این روایات و مقایسه با دروغ های روحانیون شیعه میتوان به راحتی به این نتیجه رسید که تمام ادعای اسلامگرایان شیعه در مورد علم غیب و علم الهی ائمه شیعه دروغ و خرافاتی بیش نیست.
منابع:
تهذيب الأحكام ١٠:١٥٣
وسائل الشيعة ١٨:٢٤٣
الكافي ٧:٣٨٤
كنز العمال ٥٥٣ :٥ حديث١٣٩٣٠....
Photo

Post has shared content
💖💖💎درود دوستان و هم میهنان آریایی..💎💖💖


💚💛💎فراخوان #۷_ آبان 💎💛💚

(به مناسبت پیمان با #کوروش_بزرگ)


💟💟پست امروزم درباره
💎 #۷_آبان 💎 ماه و ضرورت و تشویق ایران دوستان و میهن پرستان در آنجا #به_جای_بازدید_از_اماکن_تازی که هیچ ربطی به کشور عزیزمان ایران و آیین و باورهای ما ندارد..💟💟

💙💙حتی با درک و پذیرش اینکه هر کدام از هم میهنانمان چه دینی دارند این ملت و کشور و تاریخ و هویتشان هست که مهمه، با هر برداشت و نگاه و باور و دینی..💙💙

💜💜ایرانیان و هم میهنان در تاریخ کشورمون انسانی هست که تاریخ و جهان در مقابل بزرگی و عظمت و شوکتش و ویژگیها و مرام ووووو..... سر به خضوع و در مقابل بزرگیش کرنش کردند و تاریخ جهان همیشه در موردش با ستایش و تعظیم نام برده..
چونانکه حتی دشمنان این خاک از #هردوت و #گزنفون و #کوتزیاش هیچ گاه به زشتی از او یاد نکرده و بلکه بارها و بارها در مورد خصایص و خصائل اخلاقیش زبان به ستایش و تعظیم و بزرگی یاد کردند.💜💜

💜💜بله این ابرمرد در تاریخمان وجود دارد و ما.....!!!؟؟؟!! وای که روزگار غریبیست نازنین....💜💜

💖💖💎به پاسداشت بزرگی و جلال و عظمت این ابرمرد تاریخ💕کوروش بزرگ💕 که نماد ایرانی بودن و هویت و عظمت اینکه ما چه بودیم و چه مردان بزرگ و تاریخ ووو.....ووویی داشتیم و از آن بالاتر و مهم تر پالایش خودمان و بازنگری به خویشتن خویش و درون و اصل و هویتمان ضروری میدانم که همه #ایران_دوستان و #میهن_پرستان و کسانی که در دل و جان و روح و قلب و ایده به ایران دلبسته و عاشق این خاک اهورایی هستند در 💎 #هفتم_آبان 💎 با نیت و انگیزه برپایی هویت ملی اتحاد کرده و با این بزرگوار در دل و جان و روح عهد ببندند که ایران و ایرانیت قبله گاه و باورشان خواهد بود...💎💖💖

💓💓امیدوارم این امر و این عرض محقق بشه و دوستان و عاشقان ایران بر #آرامگاه_کوردش_بزرگ گرد هم آیند...💓💓

💛💛در ادامه در همین رابطه اندکی از #کوروش_بزرگ و از #منشور بسیار مهم و ارزنده اش برای کسانی که کم از او میدانند سخن خواهم راند....💛💛

💕امیدوارم هویت و ایران محوری نگاه و ایده و مرامون بشه..💕

💖ایرانی باشیم و آریایی فکر کنیم💖


💚💚👈👈ابتدا در مورد این روز و بزرگی و اهمیتش :


👈👈روز بزرگ داشت #کوروش _زرگ روزی است که #به_پیشنهاد_سازمان_بین_المللی_💎نجات پاسارگاد💎 #انتخاب و #نام گذاری شده است.

این روز :
💎 #هفتم_آبان (29 اکتبر)💎 است...

که تاريخ نويسان آن را💕 #روز_ورود_کوروش_بزرگ به #بابل(دولت شهر)💕و 💎صدور منشور کوروش میدانند💎.

#این_روز_در_تقویم_جهانی_یونسکو_به_ثبت_رسیده و هر ساله در این روز به نمایش گذاشته می شود.

💕هر سال در #هفتم_آبان ماه گروهی از مردم ایران می کوشند به صورت نمادین در #آرامگاه_کوروش با #گردهمایی، یاد و نام #کوروش_بزرگ را گرامی بدارند.💕

👈👈 #بنای_‌آرامگاه‌_کوروش در شهرستان #پاسارگاد در فاصله ۱۱۰ کیلومتری شمال #شیراز در #استان_فارس قرار دارد.
متاسفانه این روز در هیچ تقویم یا سندی در ایران به طور رسمی ثبت نشده است اما گروهی از مردم ایران این روز را به عنوان روز #کوروش_بزرگ گرامی میدارند.👉👉


💖💖*💎فراخوان #هفتم_آبان روز جهانی کوروش بزرگ💎*💖💖

در این روز پدر ، #کوروش #آشتی‌خواهانه به #بابل اندر شد ،
👈سربازان بسیار او #دوستانه در #بابل گام برداشتند...
👈و او نگذاشت کسی در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده شود...
👈او مردمان ستمدیده را از درماندگی رهانید..
👈آوارگان را به خانه های خود بازگرداند...
👈بردگان را از بیگاری نجات داد...
👈و فرمان داد که هر کسی در انتخاب مذهب و محل سکونت خود آزاد باشد...

در #هفتم_آبان همگي كنار #آرامگاه_‌پدر_کوروش به پاس افتخارات ملی و ارزش والای انسانی اش گرد هم می آييم ...

#آدرس : استان هميشه پارس ( #فارس کنونی ) شهرستان #پاسارگاد شهر #سعادت شهر مجموعه #پاسارگاد

توجه :
👈👈👈 #فقط_بزرگداشت_پدر_‌کوروش‌_بزرگ میباشد و با #آرامش جشن میگیریم و #اجازه_نخواهیم_داد #مذهبیون_تندرو و #ساندیسی ها از این #بزرگداشت #سوء_استفاده کنند که #میهن_پرستان قصد تجمع یا تحسن دارن چرا که حکومتی ها دنبال بهانه هستند تا از بزرگداشت ما جلوگیری کنند ما نیز #بارعایت_‌شأن‌_و‌_منزلت‌_پارسی جوابشان را با #سکوت میدهیم و در #آرامش_و_متانت #جشن می گیریم.....

💕با سپاس از یکایک شما هم میهنان💕


💖💖💎کوروش مردی به بزرگی تاریخ💎💖💖


💚💎منم #كورش ؛ پسر بهشت در اوستا ، سیروس در تورات ، سایروس در انجیل ، ذوالقرنین در قرآن.نخستین شاه جهان.نخستین دادگستر گیتی ، پدر ایران زمین.💎 #7_آبان 💎روز من است.مرا می شناسی ای ایرانی؟


از دل ویرانه های #تخت_جمشید
از میان یادهای فر جمشید
از دل خاک گوهر بار نیاکان
امپراتوری بی همتای ا

یران
آوایی خسته ولی پر وقار
بانگ می آرد...
منم #کورش شه و شاهنشه ایران💎💚

#هفتم_آبان ماه برابر با بیست و نهم اکتبر روز جهانی #کورش ( سایرس دی ) نام گذاری شده است که از دیر باز پارسیان ، یهودیان ، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملت های مشترک منافع آن را گرامی می دارند و رعایت می کنند.

💕💎این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری #بابل به دست #ارتش_ایران ( اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد ) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است💎💕.
۲۵۴۵ سال پیش در همین ماه #اعلامیه_تاریخی_کورش_بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت مشترک منافع جهانی و هر سازمان بین المللی به شمار می آید.



👈سخن از #كورش است و از پاک ‌اندیشه‌ای كه به مخالف خود نیز آزادی اندیشه ، باور زندگی ، جابه‌جایی شغل ، آرامش و آسایش را روا و سزا می‌داشت.
👈او به زنان ، كودكان و بیماران نگاهی مهرآمیز داشت ؛ به گونه‌ای كه وقتی می‌بیند زنی مصری باردار است و به دشواری كار می‌كند ، فرمان می‌دهد تمام زنان كارگر دو ماه پیش از تولد كودک خود و شش ماه پس از آن در حالی كه از دستمزدشان بهره‌مندند ، به استراحت بپردازند.
شاید این #نخستین_بیمه_اجتماعی باشد.
اكنون به سده‌های پیش از میلاد بنگریم كه بیش از سه‌هزار سال برگ بر آن افزوده شده.ولی هنوز در كتیبه‌های هخامنشی از این فرمانروای دادگر با نام 💎كورو💎و در نسخه ایرانی با واژه💎كوارش💎یاد شده است.در كتاب مقدس تورات💎كوروش💎و در زبان یونانیان💎كوروس💎و در فرهنگ رمی‌های مسیحی💎سیروس💎یادآور نام ابرمردی است كه خودخواهی را مردود دانست و فزون‌طلبی را بیهوده انگاشت.او به آرامش و آسایش انسانی اندیشیده و در اندیشه ماندگار ساختن نام و نشان خود نبوده.كورش در سال ۵۳۹ پیش از میلاد در فرمانی كه بر پیامگران سفالین نگاشته شده،آزادی، آبادی و روشنایی را برای همه مردمان سرزمین‌های دور و نزدیک هخامنشی خواستار بود.فرمانگری كه نزدیک به یك‌سوم زمین‌های شناخته‌شده آن زمان زیر فرمانش بود و هیچ قدرتی یارای مقابله با او را نداشت.با این همه می‌نگارد:💕فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خود آزاد باشند و آنان را به علت باورشان نیازارند؛فرمان دادم كه هیچ‌كس از شهربانان،اهالی شهر را از هستی ساقط نسازند...💕



💟💎 #کورش_بزرگ (سایرس دی)💟

💜💜شاه پارس،شاه انشان،شاه ماد، شاه بابل،شاه سومر و اکد
شاه چهار گوشه جهان

هنگامه فرمانروایی: ۵۵۹-۵۲۹ پیش از میلاد.(۳۰ سال)
تاجگذاری : انشان ، پارس
زادروز : ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد
زادگاه : انشان ، پارس
مرگ : ۵۲۹ پیش از میلاد
مکان درگذشت : سیردریا
آرامگاه : پاسارگاد
پیش از : کمبوجیه دوم
پس از : کمبوجیه یکم
همسر : کاساندان
دودمان : هخامنشیان
پدر : کمبوجیه یکم
مادر : ماندانا
فرزندان : کمبوجیه ، بردیا ، آتوسا ، آرتیستون ، رکسانا 💜💜💜


من ؛ #کورش_هخامنش ، فرمان دادم که بر مردمانم ملال مرود . زیرا ملال مردمان ، ملال من است.زیرا شادمانی مردم ، شادمانی من است.شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد. گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است.مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ.مردمان من خان و مان من اند.



💛💛💎 #متن_منشور_کوروش_بزرگ : 💎💛💛

💎💎👈👈 منم #کوروش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه دادگر ، شاه بابل ، شاه سومر و اکد ، شاه جهان.پسر کمبوجیه ، شاه بزرگ...آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم ، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.

در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم ، مردوک ( مردوخ = خدای بابلیان ) ، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد....زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

👈ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.

👈نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

👈برده داری را بر انداختم ، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم....

👈من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

👈فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.

👈خدای بزرگ از کردار من خشنود شد...

👈او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.

👈ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم...

👈من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

👈فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود ، بگشایند.

👈همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم ، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند...

👈من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

👈من به تمام سنتها ، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم.

👈همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین ، کار و محل زندگی آزادند.

👈تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال و دارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.

👈اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.

👈هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود.

👈من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می‌گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.

👈شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند..👉👉💎💎




💚💖💓درود و جاویدان و هماره جاویدان #کوروش_بزرگ بزرگترین و مهمترین نماد ایرانیت و هویت ما ایرانیان آریایی ....💓💖💚


💕💕چو ایران نباشد تن من مباد💕




@@💎💎دوستان هم میهن و نیک سرشتان اریایی در
باز نشر این پست ( کامل و عینا ) کوشا باشید
با سپاس💎💎@@

از اینرو👈👈👌

از همه دوستانم میخواهم به مناسبت #گردهمایی_ایران_دوستان_و_میهن_پرستان در روز #هفتم_آبان بر #آرامگاه_کوروش_بزرگ ،
در 💎سطح وسیع💎 این پست را باز نشر بدهند...👌


#کارزار_ملی_مقاومتهای_مدنی

#ستاد_هفتم_آبان
Photo
Photo
۱۳۹۶/۷/۳۰
2 Photos - View album

Post has attachment
#infidel
#چه_کسی_مفاهیم_عصمت_و_امامت_را_وارد_مذهب_شیعه_کرد ؟
مفاهیم عصمت و امامت از بنیانی ترین مفاهیم نزد شیعیان و مذهب شیعه میباشند. اسلامگرایان شیعه برای محمد و دخترش فاطمه و امامان دوازده گانه شان قائل به عصمت داده شده از سوی الله میباشند.....

اما امروز ما در این نوشتار می خواهیم بصورت اجمالی بنیانگذاران باور به عصمت و امامت در مذهب تشیع را معرفی کنیم. با مطالعه کتب شیعه و تاریخ در می یابیم نخستین کسی که ادعای عصمت درباره علی ابن ابیطالب نخستین امام شیعیان را در زمان خود او مطرح کرده شخصی به نام #عبدالله_ابن_سبأ می باشد. وی از یهودیان اهالی یمن بود که مسلمان شد و ظاهرا در فتنه قتل عثمان خلیفه سوم و تحریک مردم علیه او نقش اساسی داشته است.(۱) او از کسانی بود که طعن و لعن به خلفای سه گانه را آشکار کرد و ادعا می کرد علی این دستور را به او داده است. کما اینکه عبدالله اشعری قمی در کتاب مقالات و الفرق مینویسد: أن عبد الله بن سبأ أو من أظهر الطعن على أبي بكر وعمر وعثمان والصحابة، وتبرأ منهم، وادعى أن علياً أمره بذلك.
ترجمه: عبدالله بن سبا از کسانی بود که طعن بر ابوبکر و عمر و عثمان وصحابه را آشکار کرد و از انها برائت جست و ادعا میکرد که علی این را دستور داده ! (۲)

شیخ طوسی یکی از بزرگترین علمای شیعه در کتاب اختیار معرفة الرجالجلد ۱ ص ۳۲۴ درباره ابن سبأ نوشته است:

و ذكر بعضي أهل العلم أن عبد الله بن سبأ كان يهوديا فأسلم و والى عليا عليه الرلام، و كان يقول وهو على يهوديته في يوشع بن نون وصي موسى بالغلو، فقال في اسلامه بعد وفات رسول الله صلى الله عليه وآله في علي عليه السلام مثل ذلك. و كان أول من شهر بالقول بفرض امامة علي و أظهر البراءة من أعدائه و كاشف مخالفيه و كفرهم، فمن هي هنا قال من خالف الشيعة أصل التشيع والرفض مأخوذ من اليهودية.
ترجمه: بعضی از اهل علم ذکر کرده اند که عبدالله بن سبأ یکی از یهودیانی بوده که اسلام آورد و یکی از والیان علی علیه السلام بوده است میگویند که او زمانی که یهودی بود در مورد یوشع جانشین موسی علیه السلام غلو میکرد و زمانی که اسلام آورد همین غلوها را در مورد علی علیه السلام انجام میداد و او اولین کسی بود که گفت امامت علی فرض و واجب است و اولین کسی بود که برائت از دشمنانش را اظهار کرد و مخالفتش و کفر آنها را اظهار کرد، از هیمن جاست که مخالفان میگویند که شیعه و اصل تشیع و رفض از یهود گرفته شده است !!(۳)

همچنین ابوحاتم رازی در کتاب الزینة فی الکلمات الاسلامیة ص ۳۰۵ نوشته است:
أن عبد الله بن سبأ و من قال بقوله من السبئية كانوا يزعمون أن علياً هو الإله، وأنه يحيي الموتى، وادعوا غيبته بعد موته.
ترجمه: عبدالله بن سبا و کسانی از سبائیه که مانند او فکر میکردند کسانی بودند که گمان میکردند علی خدا است و او زنده ی بدون مرگ است و ادعا کردند که بعد از مرگش به غیبت رفته است(اولین مهدی شیعیان)(۴)

یعنی جرقه ی اول غلوهایی که شیعیان در عقایدشان وجود دارد از شخصی یهودی سرچشمه میگیرد کسی که بعنوان اولین نفر امامت موهوم شیعیان را اظهار و فرض آنرا واجب دانست، کسی که اولین نفر عصمت علی را ادعا کرد و کسی که اولین مهدی از صدها مهدی شیعیان را ساخت ، یک یهودیی بود که اکنون شیعیان پیرو عقاید اویند
طبق این روایت و برخی گزارشات تاریخی دیگر ظاهرا عبدالله بن سبأ دارای پیروانی بنام سبائیه هم بوده که در غلو در مقامات علی با او همراهی می کردند.همانگونه که ملاحظه می فرمایید طبق برخی روایات بنیانگذار مفهوم عصمت علی وغلو درباره مرتبه و مقام او یک یهودی تغییر مذهب داده بوده است. طبق همین اعتقادات که توسط ابن سبا وارد مذهب شیعه شده است, علی بن ابیطالب, اولین مهدی(امام غایب) شیعیان هم بوده است.
تمامی علمای شیعه در کتب اولیه خود از این شخص و نقش او در تشکیل مذهب شیعه نام برده اند اما بعدها با تقیه و دروغ و فریب از بردن نام وی خود داری کرده تا جایی که عده ای از روحانیون کنونی شیعه ابن سبا را شخصیتی تخیلی تلقی میکنند. حال آنکه خود ۱۲۰۰ سال یک شخصیت تخیلی را درون چاه به غیبت فرستاده اند و از مردم میخواهند که منتظر آمدن او باشند. اما علی رغم تمامی این سعی و تلاش, روایات زیادی از ابن سبا و اعتقادات و پیروان او در کتب روایی و رجالی شیعه موجود و غیر قبل انکار است.

همچنین در وجود ابن سبا در کتب دیگر سلامی شیعه روایات زیادی آمده از آن جمله:
الخصال از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) صفحه ۶۲۸
من لا يحضره الفقيه از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) جلد ۱ صفحه ۳۲۵
الاعتقادات في دين الإمامية از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) صفحه ۱۰۰باب ۳۷ الاعتقاد في نفي الغلو والتفويض
اختيار معرفة الرجال – جلد ۲ صفحه ۵۹۳
رجال کشي, ج ۱، ص ۳۲۴، حديث ۱۷۲ -۱۷۳

سوزاندن ابن سبا توسط علی ابن ابی طالب:
اما ببینیم برخورد علی با ابن سبا چگونه بوده و پس از شنیدن حرفهای او و ادعاهای ایشان در مورد عصمت و امامت, چه برخوردی با ایشان کرده است.
در کتاب رجال الکشی که توسط یکی از بزرگترین علمای شیعیان نوشته شده با سند صحیح از جعفر صادق نقل شده که: هشام بن سالم قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام وهو يحدث أصحابه بحديث عبد الله بن سبأ و ما ادعى من الربوبية في امير المؤمنين علي بن ابي طالب. فقال انه لما ادعى ذلك فيه, استتابه أمير المؤمنين عليه السلام فأبى أن يتوب فأحرقه بالنار.
ترجمه: هشام ابن سالم میگوید از امام جعفر صادق شنیدم که برای اصحابش در مورد عبدالله بن سبا حرف میزد که او ادعای ربوبیت و خدایی برای علی علیه السلام می کرد پس علی او را به خاطر ادعای نادرست نسبت به خود توبه داد و او ممانعت کرد از اینکه توبه کند و امیرالمومنین علیه السلام هم او را باآتش سوزاندند…(۵)

علامه حلی از رجاليون بنام شيعه و متوفای ۷۲۸ هجری صراحت دارد: عبدالله بن سبأ غال ملعون حرقه اميرالمؤمنين بالنار، كان يزعم أن عليا عليه السلام إله و أنه نبي، لعنه الله.

ترجمه: عبدالله بن سبأ يك فرد غلو كننده و ملعون بود كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند. تصوّر می كرد كه اميرالمؤمنين، خدا يا پيامبر است. خدا او را لعنت كند.(۶)

پس طبق ادعای این روایات که در کتب معتبر خود شیعیان آمده, شخصی به نام ابن سبا وجود داشته و ایشان کسی است که علی را جانشین برحق محمد میداند و ادعای عصمت و امامت و حتی بالاتر از آن را داشت که به دلیل همین مطالب به دست علی, سوزانده میشود.

ولی یک مطلب جالب در یکی از کتب معتبر شیعه دیدم که خواندن آن جالب میباشد.

آيت الله العظمي خوئی از رجاليون بنام شيعه در عصر حاضر است و كتاب معجم الرجال الحديث ايشان، یکی از معتبرترین کتب شيعه استو در ۲۴ جلد چاپ شده است, می گويد: و أما عبد الله بن سبأ، فعلي فرض وجوده، فهذه الروايات تدل علي أنه كفر و ادعي الألوهية في علي لا أنه قائل بفرض إمامته.

ترجمه: بر فرض كه بگوييم عبدالله بن سبأ وجود خارجی دارد، او كافر شد و ادعای الوهيت در اميرالمؤمنين كرد. نه اين كه او بگويد امامت حضرت علی واجب است، بلكه سخنی درباره امامت حضرت علی از زبان او صادر نشده است. تنها چيزی كه از ايشان آمده، غلوّ و مطالب دال بر كفر او است.(۷)

حال اینجا سوالی پیش می آید, چرا خویی اصرار دارد بر اینکه ابن سبا در مورد امامت حرفی نزده است ؟ آیا خود این ادعا دلیل بر این نیست که ابن سبا, خالق ایده امامت و با کپی برداری از دین یهود و جانشینان دوازده گانه موسی, می باشد ؟؟
در ادامه این نوشتار همچنان به بررسی شخصیت عبدالله ابن سبأ می پردازیم و روایاتی از کتب اسلامی در تایید وجود این شخص واعتقاداتش خواهیم آورد و اثبات اینکه روحانیون شیعه تلاش مذبوحانه ای را برای غیر واقعی جلوه دادن وی میکنند. همانگونه که عرض شد عالمان شیعه از یک دوره ای به بعد سعی کردند وجود عبدالله ابن سبأ را انکار کنند در حالی که درکتب اسلاف ایشان روایات بسیار زیادی در باره وی موجود است.
نوبختی از علمای نامی شیعه و نویسنده کتاب بسیار معروف – فرق الشیعه – ميگويد: گروهی از اهل علم از اصحاب علی روايت كرده اند كه عبداالله بن سبأ، يهودی بوده و مسلمان شده و در ولايت علی در آمده است. او زمانی كه هنوز يهودی بود در مورد يوشع بن نون كه يكی از اصحاب موسی بود دچار غلو شد و زمانی هم كه مسلمان شد پس از وفات پيامبر در مورد علی هم دچار غلو شد. او اولين كسی است كه اعتقاد به امامت علی را گسترش داد و از دشمنان او برائت جست، و مخالفان او را ناسزا گفت.
نوبختی در ادامه می افزاید: در اينجا اين مسئله هم قابل ذكر است كه اعتقاد به وصی و جانشین, كه مورد تكيه ی ابن سباست، در تورات، اصحاح ۱۸، سفر تثنيه الاشتراع, بيان شده است و در همانجا آمده كه هرگز زمانی نخواهد بود كه پيامبری برای جانشيني موسي وجود نداشته باشد و هر پيامبري در دوره ي خود جانشيني خواهد داشت كه هنگام حيات او زندگي ميكند.

نوبختي درباره پیروان ابن سبأ و مکتب سبأيت ميگويد: آنان ياران عبداالله بن سبأ بودند كه نسبت به ابوبكر و عمر و عثمان و ساير صحابه طعنه ميزدند و او ميگفت كه علي او را به اين كار امر كرده است.(۸)

ابو عمرو کشی یکی از علما و مراجع بزرگ شیعه است که کتاب معروفش بنام ” معرفة الناقلین عن الأئمة الصادقین” معروف به ” رجال کشی” معتبر ترین کتاب رجال شناسی شیعه است. وی در چند موضع از این کتاب درباره عبدالله ابن سبأ روایاتی را می آورد که از این قرار است:
عده ای از اهل علم حکایت کرده اند که عبدالله بی سبا مردی یهودی بود که مسلمان شد و با علی علیه السلام دوستی کرد، او قبلا که هنوز یهودی بود درباره ی یوشع بن نون – که پس از موسی آمده است – می گفت: یوشع وصّی موسی است، ابن سبا وقتی که مسلمان شد درباره ی علی نیز چنین ادعایی کرد و از فرض بودن امامت علی و اظهار بیزاری از دشمنانش – یعنی صحابه – سخن گفت.(۹)
همچنین از محمد بن قولويه دوباره روايت كرده و ميگويد كه سعد بن عبداالله به من گفت كه يعقوب بن يزيد و محمد بن عيسي از ابوعمير از هشام بن سالم براي من روايت كرد كه گفت: از ابو عبداالله شنيدم كه درباره عبداالله بن سبأ و اعتقاد او به خدايي علي بن ابيطالب برای ياران خود سخن ميگفت. وقتي كه او چنين ادعايي مطرح كرد، اميرالمؤمنين از او طلب توبه كرد اما او انكار نمود، پس او را با آتش سوزاند.(۱۰)

همانگونه که می بینید یکی از معتبر ترین کتب رجالی شیعه وجود عبدالله بن سبأ و نوع اعتقادات او وبرخوردی که علی بن ابیطالب بااو کرده را آورده. ایشان طبق شیوه معمول خود دربرابر مخالفان عقیدتی ابن سبآ را آتش زده است!!
برپایه این روایات از کتب شیعه است که منتقدان تشیع این مذهب را ساخته و پرداخته یک یهودی می دانند و شاید دلیل انکار وجود ابن سبا توسط روحانیون شیعه, فرار از زیر این اتهام باشد.
اما ابن تیمیه از مخالفان سرسخت تشیع میباشد درباره عبدالله بن سبأ می گوید: أن أصل الرفض من المنافقين الزنادقة، فإنه ابتدعه إبن سبأ الزنديق و أظهر الغلو في علي بدعوى الإمامة و النص عليه و ادعى العصمة له.
ترجمه: اساس مذهب شيعه بر مي‌گردد به منافق و ملحدي به نام عبدالله بن سبأ ملحد که ايشان درباره علي، غلو کرد و گفت او امام است و پيامبر هم او را به نام خليفه، نصب کرده است و مدعي عصمت علي است.(۱۱)
پس با استناد به روایات انکار ناپذیری که از پیش رو گذشت, یکی از بنیانگذاران غلو درباره ائمه شیعه را شناختیم. همچنین این شخص مدعی عصمت و حتی خدا بودن علی ابن ابیطالب بوده و زبان به لعن وطعن خلفای سه گانه نخستین گشوده است. عالمان شیعه به خاطر یهودی مذهب بودن وی و نوع اعتقاداتش سعی در کتمان وجود او دارند درحالی که همانگونه که آوردیم ذکر وی درکتب علمای بزرگ شیعه آمده است.

پس از معرفی اجمالی عبدالله بن سبأ بنیانگذار مکتب سبائیت که مذهب شیعه ادامه دهنده همان مکتب است و اندیشه های وی درباره غلو نسبت به مقامات علی و حتی ادعای خدایی او و لعنت کردن خلفای سه گانه به شخصیت دیگری می رسیم که برخی عالمان شیعه او را بنیانگذار مفهوم عصمت در عالم تشیع می دانند.

این شخص #ابو_محمد_هشام_بن_حکم_الکوفی است. وی از شاگردان واطرافیان نزدیک جعفر صادق امام ششم شیعیان و فرزندش موسی الکاظم بوده است. هشام از اهالی کوفه بود که ظاهرا به شغل کرباس فروشی مشغول بوده است. او برادری هم داشته که نامش در کتب رجالی شیعه بعنوان راوی حدیث آمده است. از برخی روایات از جعفر صادق و موسی الکاظم معلوم می شود که هشام علی رغم برخی اعتقادات مشکوک و خاص که از او نقل می شده بسیار به این دو شخص نزدیک بوده و توسط آنان تایید شده است. شهرت هشام بیشتر به خاطر تبحر او در مناظره با مخالفان عقیدتی بوده است. در کتب روایی شیعه چهارده مناظره وی با افراد مختلف از جمله با ابو عثمان عمرو بن عمید بصری از رهبران فرقه معتزلیه نقل شده است. شهرت او دراین باره تا جایی رسید که به ریاست انجمن مناظرات یحیی برمکی وزیر ایرانی هارون انتخاب شد ومورد علاقه شخص هارون واقع گردید, گرچه بعدا این علاقه به نفرت تبدیل شد.(رجوع کنید به تلخیص رجال کشی نوشته محمد بن حسن طوسی ص ۳۲۰)
نزدیکی هشام بن حکم, که از شاگردان و پیروان مشهور جعفر صادق بوده به دربار هارون الرشید این حقیقت را نشان میدهد که بر خلاف ادعاهای شیعیان جعفر صادق و شاگردانش درگیری با خلیفه عباسی نداشته و از آزادی مطلق در بیان عقاید و افکار خود برخوردار بوده اند,کما اینکه خليفه تمامی اسباب تدریس جعفر صادق را فراهم کرده بود.
آیت الله مدرسی طباطبایی از فقیهان و متکلمان معاصر شیعه درباره تغییر شرایط مذهب شیعه در دوران جعفر صادق و تغییر نقش او از یک رهبر سیاسی و مبارز به رییس مذهب و نقش هشام بن حکم در این زمینه می گوید: براى آن دسته كه همچنان به امام صادق وفادار ماندند، امام ديگر رهبر مبارزه و منجى موعود که سالها در انتظارش بودند، نبود. دست کم اين ديگر نقش اصلى امام دانسته نمى‌ شد. حالا ديگر براى اين شيعيان همچنانكه براى گروه‌ هاى ديگرى كه در بالا اشاره شد، امام اساساً رئيس و رهبر مذهب بود. بدين ترتيب در ذهنيت جامعه شيعه در اين دوره، انقلابى پديد آمد و تأكيدى كه قبلا روى مقام سياسى امام مى‌ شد، اكنون به مقام مذهبى و علمى امام انتقال يافت. نظريه عصمت ائمه كه در همين دوره به وسيله هشام بن الحكم ـ متكلم بزرگ شيعه در اين عصر ـ پیشنهاد گرديد، مساهمت و مدد شايانى به پذيرفته شدن و جا افتادن هرچه بيشتر ذهنيت جديد كرد.(۱۲)

از هشام روایات فراوانی درباره عصمت امامان و پیامبران نقل شده که با استناد به این روایات, وی عصمت امامان را مسلم تر از پیامبران میدانسته زیرا، تصحیح اشتباه پیامبران را بوسیله ارتباط وحیانی آنان ممکن می دانسته در حالی که امامان چنین ارتباطی نداشتند و باید ابتدا به ساکن هیچ گناهی مرتکب نمی شدند.(رجوع کنید به اللمع فی الرد علی اهل الزیغ والبدع، نوشته ابولحسن اشعری،ص ۴۸)
حال ببینیم علمای بزرگ شیعه در اینباره چه نوشته اند. شیخ صدوق روایت جالبی در الخصال آورده که نظر هشام درباره عصمت امامان شیعه را به خوبی می نمایاند.
متن عربی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیْرٍ قَالَ مَا سَمِعْتُ وَ لَا اسْتَفَدْتُ مِنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ فِی طُولِ صُحْبَتِی اِیَّاهُ شَیْیاً اَحْسَنَ مِنْ هَذَا الْکَلَامِ فِی صِفَهِ عِصْمَهِ الْاِمَامِ فَاِنِّی سَاَلْتُهُ یَوْماً عَنِ الْاِمَامِ اَ هُوَ مَعْصُومٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ لَهُ فَمَا صِفَهُ الْعِصْمَهِ فِیهِ وَبِاَیِّ شَیْ‏ءٍ تُعْرَفُ؟ قَالَ: اِنَّ جَمِیعَ الذُّنُوبِ لَهَا اَرْبَعَهُ اَوْجُهٍ لَا خَامِسَ لَهَا الْحِرْصُ وَالْحَسَدُ وَالْغَضَبُ وَالشَّهْوَهُ فَهَذِهِ مَنْفِیَّهٌ عَنْهُ. لَا یَجُوزُ اَنْ یَکُونَ حَرِیصاً عَلَى هَذِهِ الدُّنْیَا وَهِیَ تَحْتَ خَاتَمِهِ لِاَنَّهُ‏ خَازِنُ الْمُسْلِمِینَ فَعَلَى مَا ذَا یَحْرِصُ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَکُونَ حَسُوداً لِاَنَّ الْاِنْسَانَ اِنَّمَا یَحْسُدُ مَنْ هُوَ فَوْقَهُ وَلَیْسَ فَوْقَهُ اَحَدٌ فَکَیْفَ یَحْسُدُ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَغْضَبَ لِشَیْ‏ءٍ مِنْ اُمُورِ الدُّنْیَا اِلَّا اَنْ یَکُونَ غَضَبُهُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ فَرَضَ عَلَیْهِ اِقَامَهَ الْحُدُودِ وَاَنْ لَا تَاْخُذَهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَایِمٍ وَلَا رَاْفَهٌ فِی دِینِهِ حَتَّى یُقِیمَ حُدُودَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَتَّبِعَ الشَّهَوَاتِ وَیُوْثِرَ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَهِ لِاَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَبَّبَ اِلَیْهِ الْآخِرَهَ کَمَا حَبَّبَ اِلَیْنَا الدُّنْیَا فَهُوَ یَنْظُرُ اِلَى الْآخِرَهِ کَمَا نَنْظُرُ اِلَى الدُّنْیَا فَهَلْ رَاَیْتَ اَحَداً تَرَکَ وَجْهاً حَسَناً لِوَجْهٍ قَبِیحٍ وَطَعَاماً طَیِّباً لِطَعَامٍ مُرٍّ وَثَوْباً لَیِّناً لِثَوْبٍ خَشِنٍ وَنِعْمَهً دَایِمَهً بَاقِیَهً لِدُنْیَا زَایِلَهٍ فَانِیَه.
ترجمه: محمّد بن ابى عمیر گوید: در مدّتى که همدم هشام بن حکم بودم سخنى سودمندتر از این سخن که در باره عصمت امام گفت نشنیدم، روزى از او پرسیدم: آیا امام معصوم است؟ گفت: بلى، گفتم: حقیقت چیست؟ با چه چیزى مى‌توان عصمت را شناخت؟ پاسخ داد: سرمنشا تمامى گناهان چهار چیز است و منشا پنجمى ندارد: حرص، حسد، خشم و خواهشهاى نفسانى، و هیچ یک از اینها در امام وجود ندارد. شایسته نیست که امام بر مال دنیا حریص باشد؛ زیرا منشا حرص تهیدستى است؛ در حالى که همه عالم در اختیار او است و او خزانه ‌دار مسلمانان است؛ پس به چه دلیل حرص بروزد؟ امام حسود نیست؛ چرا که انسان به کسى حسادت مى‌کند که مقامى بالاتر از او داشته باشد و مقامى بالاتر از امامت نیست؛ پس چگونه به کسانى که پایین‌تر از او هستند، حسادت کند؟
سزاوار نیست که امام براى امور دنیوى خشمگین شود؛ مگر این که خشمش براى خداوند باشد؛ چون خداوند او را موظف کرده است که حدود او را اجرا نموده و نکوهش هیچ ملامت‌گرى او را از انجام وظیفه‌اش باز ندارد، بر خلاف دستورهاى دینى با کسى مهربانى نکند تا حدود الهى را اجرا کند.
شایسته نیست که امام از هواى نفس خویش پیروى کند و دنیا را بر آخرت ترجیح دهد؛ زیرا خداوند دوستى آخرت را در دل او کاشته؛ همان‌ طورى که محبت دنیا را در دل ما نهاده است، او به آخرت همانگونه نگاه مى‌کند که ما نسبت به دنیا داریم؛ پس آیا کسى را دیده‌اى که دیدن چهره زیبا را به خاطر چهره زشت رها کند؟ آیا دیده‌اى که کسى غذاى گوارا را به خاطر غذاى تلخ، لباس نرم و راحت را براى لباس خشن و نعمت‌هاى همیشگى و جاودان را به خاطر دنیاى فانى و رو به زوال رها کند؟(۱۳)سخنان غیر عقلانی و بلا دلیل هشام بن حکم در توجیه عصمت امامان جالب توجه است. این سخنان همچون بسیاری از معتقدات دینی دیگر پایه و اساسی ندارد و صرفا بر پایه نقل است.
جالب است که هشام ابن حکم با اینکه طبق برخی روایات معتقد به تجسیم خداوند بود و از نظر معتقدات اسلامی کافر به حساب می آمد به خاطر اینکه در مناظرات و مطالب خود طرف امامان شیعه را می گرفت و بر پیروی از آنان تاکید میکرد و علو درجات ایشان را خاطر نشان می ساخت مورد تجلیل و تکریم امامان ششم و هفتم شیعه بود وایشان اهمیتی به کفر و انحراف عقیدتی وی نمی دادند!!همانگونه که پیش از این گفته شد روایاتی در کتب تاریخی و رجالی اسلامی دلالت بر این دارد که هشام دارای برخی اعتقادات ملحدانه بوده است.
برخی هشام را از اصحاب ابوشاکر دیصانی، و ملحد و دهری دانسته‌اند. ابوشاکر دیصانی بنیانگذار مکتب دیصانیه بود که در عراق پراکنده بودند و پیرو مکتب رواقیان یونان شمرده می شدند. از جمله اعتقادات این گروه باور به جسمانیت رنگ و بو و طعم و همچنین موجودات روحانی وجود خداوند است.(رجوع کنید به کتاب نعمه، ص ۵۸-۵۶ و رجال کشی، ص ۲۷۸ و ملطی امام شافعی، ص۳۱)
اما در کتب حدیث شیعه روایتی درباره هشام هست که این اعتقاد وی و مطلع بودن جعفر صادق از این اعتقاد را نشان میدهد:
متن عربی: أحمد بن إدريس ، عن محمد بن عبد الجبار ، عن صفوان بن يحيى ، عن علي بن أبي حمزة قال قلت لأبي عبد الله عليه‌السلام سمعت هشام بن الحكم يروي عنكم أن الله جسم صمدي نوري معرفته ضرورة يمن بها على من يشاء من خلقه فقال عليه‌السلام سبحان من لا يعلم أحد كيف هو إلا هو « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » لا يحد.
ترجمه: على بن أبى حمزه گويد: به امام صادق گفتم: من از هشام بن حكم شنيدم كه از شما روايت كرده است، خدا جسمى است، توپر و نورانى، و شناختن او بديهى و ذوقى است و خدا به هر كدام بندگانش كه بخواهد بدان منت می نهد، فرمود: منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است جز ذات او، نيست به مانندش چيزى و او است شنوا و آگاه، نه حدى دارد و نه محسوس گردد و نه بسيده شود و نه (ديده ‏ها و نه) حواس او را دريابند، نه در چيزى گنجد و نه جسم است و نه صورت، نه در معرض نقشه بندى است و نه محدوديت.(۱۴)
علی رغم اینکه وی صاحب چنین اعتقادی بود و طبق معیارهای اسلامی این اعتقاد کفر محسوب می شود، ولی به دلیل اینکه از امامت و علو درجات ایشان دفاع می کرد نه تنها از سوی جعفر صادق و جانشینش موسی الکاظم مورد اعتراض و نقد قرار نگرفت بلکه بسیار مورد تفقد وتشویق ایشان بود.
در همین زمینه به چند روایت دیگر نگاهی می اندازم:
الف: دریکی از شلوغترین ایام حج امام صادق با گروهی از یارانش گفتگو می کرد. در این هنگام، هشام بن حکم که تازه به جوانی گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشوای شیعیان از دیدن جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و کنار خویش نشاند و گرامی داشت. این رفتار امام حاضران را، که از شخصیتهای علمی شمرده می شدند، شگفت زده ساخت. وقتی امام آثار شگفتی را در چهره حاضران مشاهده کرد، فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش یاور ماست.»
سپس برای اثبات مقام علمی هشام در باره نامهای خداوند و فروعات آنها از وی پرسید و هشام همه را پاسخ گفت. آنگاه حضرت فرمود: هشام، آیا چنان فهم داری که با درک و تفکرت دشمنان ما را دفع کنی؟ هشام گفت: آری. امام فرمود: نفعک الله به و ثبتک; خداوند تو را در این راه ثابت قدم دارد و از آن بهره مند سازد.
هشام می گوید: بعد از این دعا، هرگز در بحثهای خداشناسی و توحید شکست نخوردم.(۱۵)

ب: امام صادق در یکی از روزها هشام را به حضور طلبید وفرمود: درباره تو سخنی می گویم که رسول خدا به حسان بن ثابت انصاری فرمود: تا وقتی که ما را با دست و زبانت یاری می کنی، پیوسته تو را به وسیله روح القدس تایید کند.«لا تزال مویدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک»(۱۶)

ج: امام هفتم به هشام بن حکم توجه خاص داشت و او را متصدی کارهای شخصی اش قرار داده بود. حسن فرزند علی بن یقطین می گوید: هر گاه حضرت موسی بن جعفر برای رفع نیازهای شخصی یا عمومی چیزی لازم داشت، به پدرم (علی بن یقطین) می نوشت: فلان چیز را خریداری یا تهیه کن و باید متصدی این کار هشام بن حکم باشد. عنایت حضرت به هشام چنان بود که پانزده هزار درهم به او وام داد و فرمود: با این پول تجارت کن، سودش را بردار و سرمایه را به ما برگردان.(۱۷)

همانگونه که ملاحظه فرمودید هشام بن حکم طبق نظر برخی از مورخان وعالمان حتی شیعه، بنیانگذار نظریه عصمت امامان است و علی رغم اینکه بنابر برخی گزارشات روایی و تاریخی دارای افکار ملحدانه بوده است مورد تکریم وتایید ویژه امام ششم و هفتم شیعیان قرار داشته است.
با توجه به مطالبی که در این نوشتار آمد میتوان به این نتیجه رسید که نظریات عصمت و امامت که از اصول بنیادی مذهب شیعه میباشد توسط اشخاصی که نامبرده شد وارد این مذهب شده و هیچ سند قرآنی ندارد و حتی خود کسانی که به نام امام و معصوم در این مذهب شناخته میشوند نیز هیچگاه خود را صاحب این القاب نمیدانسته اند.

منابع:

۱. تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۳۷۸
۲. مقالات و الفرق نوشته عبدالله اشعری قمی ص۲۰
۳. اختیار معرفة الرجال جلد ۱ ص ۳۲۴
۴. الزینة فی الکلمات الاسلامیة ص ۳۰۵
۵. رجال الكشي، ج ۱، ص ۳۲۴، حديث ۱۷۳
۶. . خلاصة الأقوال، ص ۳۷۲، چاپ موسسه الفقاهة
۷. معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج ۱۱، ص ۲۰۷
۸. فرق الشيعه نوبختي، ص ۴۴
۹. رجال کشی،ص ۱۰۸چاپ مؤسسه ي اعلمي كربلاء
۱۰. رجال كشي، ص ۹۸، چاپ مؤسسه ي اعلمي كربلاء و قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۶۱

– تنقيح المقال در احوال رجال مامقاني، چاپ المرتضويه نجف، سال ۱۳۵۰، ج ۲، ص ۱۸۳ و ص ۱۸۴
۱۱. مجموع الفتاوي لإبن‌تيميه، ج ۴، ص ۴۳
۱۲. مکتب در فرآیند تکامل، ص ۳۹
۱۳. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى ۳۸۱هـ), کتاب الأمالی، ص ۷۳۲، تحقیق و نشر: قسم الدراسات الاسلامیة – مؤسسة البعثة – قم، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۷هـ
۱۴. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، مجلسی، ج۲، ص۱
– اصول کافی،شیخ کلینی، جلد۱، ص ۱۰۴
۱۵. تفسیربرهان، جلد۱، ص ۴۲۰
۱۶. تنقیح المقال، ج۳، ص ۲۹۴
۱۷. رجال نجاشی، ص ۴۳۳; فهرست طوسی، ص ۳۵۵....
Photo

Post has shared content
✋#توجه #توجه
👈تا آنجا که میتوانید #بنرها و #فرتورهای روز #هفتم_آبان را در همه گروه ها پخش کنید.
👈می خواهند مانع شوند و سد جلوی ما بگذارند.
پارسال این #نیروهای_اهریمنی به دست مردم ایران غافلگیر شدند.
امسال می خواهند تا آنجا که می توانند آنرا کمرنگ کنند !
👊 #نگزارید !
Photo

Post has shared content
سخنرانی پریزدنت ترامپ در صحن علنی سازمان ملل و شوی تلویزیونی ایشان نظر بسیاری از هم میهنان عزیز را در وجوه متضاد و موازی جلب کرده است
عده ای براین عقیده هستند که منجی موعود همین پریزدنت تاجر میباشد که بدون هیچ گونه طمعی و صرفا از روی احساسات انساندوستانه سیاستمداران امریکا (که الحق مسبوق به سوابق سیاهی هم هست ) میباشد.
گروهی دیگر با این تاکتیک عوامفریبانه امریکاییها ، اما نگاه دوپهلویی دارند ؛ انان باتوجه به نوع غیر قابل تعییر سیاست منفعت گرایانه ملی امریکاییها ، سقوط و براندازی فرقه اسلامی غاصب در ایران را به قیمت کمکهای بشردوستانه ! غرب باور دارند و به اقبال عمومی ان دامن میزنند.
نمونه نزدیکی ازین تراژدی ، که نیاز زیادی به مطالعه ندارد و اساسا اظهرمن الشمس میباشد را گوشزد میکنم و دوباره در ادامه با فاکتورهای مسجل اقای شارپ مقاله ام را گرچه کمی بلند ، ادامه خواهم داد.
ایا مداخلات سیاسی و نظامی امریکاییها منجر به رهایی و رفاه و ازادی و ابادی عراق شد ؟
عدم حضور اپوزیسیون کارامد که ملت را سازماندهی کند ، به چه فاجعه ای انجامید ؟

... نهم آوریل سال ۲۰۰۳ میلادی: در مقابل دوربین‌های تلویزیونی در مركز بغداد مجسمه بزرگ صدام حسین توسط عراقی‌ها و نیروهای آمریكایی به زیر كشیده می‌شود. تقریبا سه هفته بعد از بعد از شروع جنگ عراق سربازان آمریكایی به مركز بغداد رسیده‌اند. از این تاریخ رژیم دیكتاتوری صدام كنترل پایتخت را بطور قطعی از دست داد.
این موضوع باعث تعجب همسایگان عراق نیز شد كه چطور همه چیز با سرعت پیش رفت. دولت آمریكا پیروزی خود را اعلام كرد، اگرچه همزمان به سربازان آمریكایی اعلام شد كه هنوز جنگ به پایان نرسیده است.
در این زمان دیك چینی، معاون رئیس جمهور آمریكا اظهار داشت: «در بغداد ما امروزتوانستیم شاهد سرنگونی قدرت خشن دولتی باشیم. خیابان‌ها مملو از مردمی است كه جشن گرفته اند. اگرچه هنوز مقاومت‌هایی از سوی نیروهای دولتی در گوشه و كنار به چشم می‌خورند، به نظر نمی‌آید كه آن‌ها دارای نیروی موثری باشند.»
ادعاهای دولت امریکا از دوران بعد از سرنگونی صدام در عراق چنین بود: نیروهای آمریكایی فقط باید تا زمانی در عراق باقی بمانند كه واقعا حضورشان ضروری است: «من امیدوارم كه كه مردم منطقه بتوانند در آینده اقدامات بعدی ما در این كشور را مورد قضاوت قرار دهند. ما می‌خواهیم هرچه سریعتر دولتی دموكراتیك و توانا در عراق مستقر گردانیم. ارتش ما باید هرچه سریعتر از عراق خارج شود. ما قدرت تصاحب گر در این كشور نیستیم.»
در آن زمان جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریكا نیز این موضوع را مورد تصدیق قرار داد كه نیروهای آمریكایی بزودی از عراق خارج خواهند شد. او خطاب به مردم عراق گفت: «همه خلق‌هایی كه در كشور شما زندگی می‌كنند، كردها، شیعیان، سنی‌ها و بقیه از تعقیب و آزار وحشتناكی كه تحت فشار آن بودند، رها خواهند شد. كابوسی كه صدام حسین در كشور شما ایجاد كرده بود، بزودی به پایان خواهد رسید. شما مردم خوب و با استعدادی هستید و وارثان تمدنی بزرگ كه به فرهنگ جهانی كمك رسانده است. شما شایسته داشتن دولت بهتری از دولتی دیكتاتور، رشوه‌خوار و شكنجه‌گرید. شما باید بتوانید آزاد زندگی كنید و من به همه عراقی‌ها این اطمینان را می‌دهم كه به زودی آزاد خواهند شد.»
حال چند سال از این تاریخ سپری شده است. صدام حسین دستگیر، محاكمه و در پایان سال ۲۰۰۶ میلادی اعدام شد. اما تصویر امروزین عراق همچنان ناامید كننده است ، تا انجا که هر روزه حسرت زمان دیکتاتوری صدام را میخورند ...!
ارتش آمریكا به همراه نیروهای نظامی كشورهای متحدش به حضور خود در عراق ادامه می‌دهند و غارت کشور ادامه دارد.
در مجموع ۳۰۰ هزار سرباز در این كشور بسر می‌برند كه ۲۵۰ هزار تن آنان آمریكایی اند. تا بحال بیش از ۴۳۰۰ سرباز آمریكایی و بنا به تخمین‌هایی كه زده می‌شود ده‌ها هزار غیر نظامی در عراق كشته شده اند. تنها بعد از رسوایی شكنجه زندانیان عراقی در زندان ابوغریب بود كه بوش اظهار داشت، دیگر محل‌هایی وجود نخواهند داشت كه در آن جنایتی صورت بگیرد و ما شاهدیم که ضعف اپوزیسیون مخالف عراقی و و جود سرگشتگی ملی مردم عراق در بحبوحه دیکتاتوری صدام و ظهور منجیان امریکایی که نیتی بجز (( ازادیبخشی ملت عراق و دیگر هیچ )) نداشتند ، امروزه به چه سرانجامی ختم شده است .
ایا پس از گذر از گزینه دخالتهای ازادیبخشانه خارجی و علی الخصوص دولت امریکا با پیشینه غیر قابل انکار و تغییر در نوع و چرایی ازادیبخشی ملل ؛ گزینه هایی که زمزمه دروغین ان از سوی سپاه !! و یا نیروهای مسلح مخالف در حال افکار سنجی عمومیست ، راهی برای رهایی ماست ؟
مبارزه نظامي و یا کودتا ، عليه حکومت استبدادي شايد در ظاهر ساده ترين و سريعترين روش سرنگوني يک رژيم تنفربرانگيـزباشد، اما در عمل مشکلات بسياري در اجراي اين روش وجـود دارد . از همـه مهمتـر اينکـه کودتـاي نظـامي هـيچ تضمینی برای حاکمیت نیروهای ازادیخواه واقعی و میهن پرست ايجاد نميکند.
بيرون راندن افـراد يـا تغييري در توزيع نامتناسب قدرت ميان مردم، اليت گروههاي خاص از موقعيتهاي دولتي، تنها جايي خالي براي افراد و گروههاي فرصت طلب ايجاد ميکند.
در تئوري،اين افراد و گروهاي جديد ممکن است تساهل بيشتري از افراد و گروه هاي قبلي داشته باشـند و امکانـات بيـشتري براي پيشبرد آزادي در اختيار مردم قرار دهند ولي متاسفانه شق معکوس اين قضيه محتمل تر است.
گروههاي جديد پس از تحکيم قدرت خود شايد ظالمتر و جاه طلب تر از همتايان قديمي خود باشند، در نتيجه گروه جديد ‐ که مردم اميد بيشتري به آنها داشتند ‐ پس از تثبيت ميتواند بدون دغدغه حقـوق بـشر يـا دموکراسـي هرگونه که ميخواهد عمل کند. کودتا پاسخ مناسبي براي مشکل ديکتاتوري نيست.
راي گيريها هم تحت حکومتهاي استبدادي وسيله ای مناسب براي ايجاد تغيير اساسي در ساختار سياسي نيستند.
بعضي حکومتهاي ديکتاتوري گاهي براي حفظ ظاهر دموکراتيک بودن خود، راي گيريهايي نيز برگزار ميکننـد اما اين راي گيـريهـا، در حقيقـت همـه پرسـي هـای بـسته ای هستند که تنها به منظور صحه گزاردن مردمي و انتخاب يکـي از کانديـداهاي دسـت چـين شـده ديکتـاتور، انجـام ميشوند. اگر کانديداهاي مخالفي اجازه حضور در انتخابات بيابند و حتي برگزيده هم بشوند نتايج انتخابات به سادگي از طرف ديکتـاتور رد خواهـد شـد.
گاهي نيز کانديداي « پيروز » ارعاب شـده، دسـتگير و حتـي اعـدام مـي شـود. ديکتـاتور هيچگـاه بـه سـادگي بـه راي گيري اي که وي را از تخت دیکتاتوری به زير بکشد، اجازه برگزاري نخواهد داد.
گاهي نيز افرادي که از حکومتهاي ديکتاتوري رنج ميبرند يـا کـساني کـه بـراي رهـايي از چنگـال ديکتـاتور بـه تبعيدگاههاي خودخواسته خارجي رفته اند، باور نميکنند که مردم تحت ستم بتوانند خود را آزاد سازند . ايـن افـراد اميد خود را به نيروهاي خارجي ميبندند. به باور آنان فقط کمک بين المللي توان کـافي بـراي بـه پـايين کـشيدن ديکتاتور را دارا خواهد بود.
اين ديدگاه که مردمان تحت ستم توانايي عملکرد موثر را دارا نيستند، در دوره هاي زمـاني خاصـي بـروز مـيکنـد. همانگونه که ذکر شد، در اين برهه ها مردم تحت ستم نااميد بوده و موقتا توان مبارزه را از دست مي دهند چـرا کـه اعتماد به نفس لازم براي مواجهه با ديکتاتوري را از دست داده و راهي براي نجـات خـويش نمـي شناسـند. در ايـن شرايط طبيعی است که عده ای اميد رهايي را به ديگران مـيبندنـد و منتظـر دخالـتهـاي نيروهـای بيگانـه بـاقی ميمانند. اين نيروی نجات دهنده خارجي ميتواند محصول اتفاق نظر کشورهاي ديگر، سازمان ملل متحد، کشوري خاص يا تصويب قوانين بين المللی اقتصادی و سياسی عليه ديکتاتوری موجود در کشور باشد.
اين سناريو به نظر دلچسب می ايد اما موانع بزرگي در راه اعتماد و توکل به منجيان بيگانه وجود دارد . اين توکـل واعتماد شايد اصولا بی مورد باشد چرا که معمولا هيچ منجی خارجي ای ‐ که عملا دخالت کند ‐ وجود نـدارد و اگـر دولتی خارجي براي تغيير وضعيت مداخله کند، معمولا نبايد به آن اعتماد کرد.
در اينجا لازم است به چند حقيقت ناگوار که معمولا در پشت پرده انتظار کشيدن براي دخالـت کـشورهای بيگانـه وجود دارد اشاره کنيم:

• کشورهاي ديگر معمولا به منظور ارتقاء وضعيت اقتصادي و سياسي خود با دولتهای ديکتاتوری مدارا کرده و يا حتي از آنها حمايت ميکنند.

• کشورهاي بيگانه شايد ترجيح دهند تا به جاي نگاه داشتن مهاجرانی کـه بـرای آزادی کـشور خـود تـلاش ميکنند، مردم تحت ستم را در برابر اهداف ديگر معامله نمايند.

• غالب دولتهای خارجی تنها برای به دست آوردن کنترل اقتصادی، سياسي و نظامی بر کـشورها، عليـه ديکتاتوريهای موجود در آن فعاليت ميکنند.

• نيروهاي بيگانه تنها در صورتی به صـورت فعـال بـراي نجـات کـشوری مساعدت مـی کننـد کـه پيـشاپيش مقاومتهای داخلی << سازماندهی شده >> و نه بی سامان ، شروع به لرزاندن پايه هاي ديکتاتوری کرده و از اين طريق ستمگریهای ايـن رژيـم رابه جهانيان نشان داده باشد.

ديکتاتوريها در وهله اول به خاطر شيوه تقسيم قدرت داخلي به حيات خويش ادامـه مـي دهنـد.
در ايـن وضـعيت جامعه و توده هاي مردم براي ايجاد مشکل براي ديکتاتور بيش از حد ضـعيف هـستند و ثـروت و قـدرت در دسـت عده ای معدود از افراد انباشته شده است. عليرغم اينکه ديکتاتوريها ممکن است از عملکـرد نيروهـاي بـين المللـي متاثر و حتي تضعيف شوند، ادامه حيات آنها در نهايت وابسته به عوامل داخلی است.
در صورت وجود حرکتهاي مخالف داخلی سازماندهی شده ، حمايتهای جهانی از آنها ميتواند بسيار مفيد واقع شود.
بـراي مثـال تحريمهای اقتصادی بين المللي، ممنوعيتها،قطع روابط ديپلوماتيک، اخراج از سازمانهای بين المللـي، محکوميـت توسط بخشهاي مختلف سازمان ملل متحد و موارد مشابه ميتواند کمک عظيمی برای ايـن حرکـتهـا باشـد.
... بـه هرحال، در غياب يک نهضت مقاومت قدرتمند داخلي، احتمال وقوع موارد بالا کم بوده، در صـورت اجـرا نيـز تـاثير چنداني نخواهند داشت.
Photo

Post has shared content
🔴 ایران مهد دلیران 🔴
ایران آریایی حق مسلم ماست
یک ایرانی هستیم با خون آریایی

بیایید #وطن_پرستانه #شعار بدهیم
در مراسم جهانی کوروش بزرگ
تا #پدر بفهمد یک ایرانی با خون آریایی هستیم
بیایید سکوت را بشکنیم و با فریادی۳۹ساله
به این نظام دجال بفهمانیم عمرشان سر آماده
بیایید به بیگانگان داخلی و خارجی
با وحدت همگی
بفهمانیم #وطن_ناموس ماست
و نمیگذاریم ذره ای از آن جدا شود

🔺📹مراسم تاجگذاری و حال و هوای آن روزهای تهران همراه با صدای زیبای مهستی، بسیار دیدنیست توصیه می کنم تماشا کنیدبسیار زیبا
منتشر کنید..
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEAqnKwTP0TilamK5A

Post has attachment
#برتراند_راسل
روحانيون بزرگ‌ترین تاجران تاريخند آنها كالايی را به مردم می‌فروشند كه هیچکس آن را نديده و زمان تحويلش نیز درون قبر و بعد از مرگ شماست ، تازه مالیات هم نمی‌دهند !!
Photo

Post has attachment

Post has attachment
#infidel
#زن_از_ديد_امام_حامد_غزالى_بزرگترين_فقیه_و_فيلسوف_اسلام....
دین اسلام برخلاف ادعاهایش در مورد برابری و برادری و تساوی حقوقی, انسانهارا به چند طبقه تقسیم میکند که هر طبقه بر طبقه دیگر برتری دارد. منجمله این طبقات میشود از مرد و زن, آزاد و برده, مسلمان و غیر مسلمان, روحانی و غیر روحانی و …. نام برد.
اثبات این ادعا که این تقسیم بندیها در اسلام و احکام اسلامی وجود دارند کار سختی نیست و با نگاهی ساده به آیات قرآن و یا احکام اسلامی میشود به آن پی برد.

اما یکی از این تقسیم بندیهای تبعیض‌آمیز و غیر انسانی, برتری دادن مردان به زنان میباشد....

در متنی که پیش رو دارید میخواهم نظر یکی از بزرگترین دانشمندان اسلام که تمامی فرقه ها و مذهب اسلامی به وی و نظریاتش احترام زیادی میگذارند را در مورد زنان خدمت شما ارائه کنم که ببینید این فیلسوف و فقیه بزرگ اسلام با برداشت از آیات و احکام قرآن, زنان را چگونه توصیف میکند.
محمد غزالی فرزند محمد (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل وی: ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی، است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazel شناخته می‌شود.....
ایشان در یکی از کتابهای معروف خود به نام احیا علوم دین میگوید:
قانع کننده ترین و محکم ترین گفته در مورد ازدواج این است که ازدواج شکلی از بردگی است. زن برده ی مرد است و بنابراین وظیفه و مسئولیت زن اطاعت مطلق از شوهر و پاسخگویی به هر خواست اوست. چنانچه پیامبر اسلام خودش گفته بود، زنی که به هنگام مرگ رضایت کامل شوهرش را برآورده باشد به بهشت می رود.(۱)

نصیحة الملوک کتابی است درباره پند و اندرز به پادشاهان و وزرا و امرا، که پس از کیمیای سعادت بزرگترین و مهمترین کتاب امام محمد غزالی محسوب میشود. در بخشی از این کتاب در مورد زنان آمده است: خداوند زنان را به علت نافرمانی حوا و خوردن گندم عقوبت کرده است. حق تعالی زنان را هشت ده عقوبت فرمود کردن,
اول : حیض
دوم : زادن
سوم : جدا شدن از پدر و مادر و مرد بیگانه را شوهر کردن
چهارم : به نفس خویش آلوده شدن
پنجم : آنکه مالک تن خویش نباشد
ششم : کمی میراث
هفتم : طلاق که به دست ایشان نگردد
هشتم : آن که مرد را با چهار زن حلال کرد و زن را با یک شوی
نهم : آنکه درخانه معتکف باید بودن
دهم : آنکه در خانه سر پوشیده دارد
یازدهم : آنکه گواهی دو زن برابر یک مرد نهاده اند
دوازدهم : آنکه از خانه بیرون نیارد تنها ، مگر با کسی از محارم
سیزدهم : آنکه مردان را نماز عید و نماز آدینه و نمازه جنازه بود و از پس جنازه روند و عزا کنند و زنان را این ها نباشد
چهاردهم : امیری را نشایند و نه نیز قضا را و نه حکم را
پانزدهم : آنکه فضل را هزار بهره است و یک بهره از آن زنان راست
شانزدهم : آنکه چندانکه جمله امت را عذاب بود یک نیم زنان فاجره را بود
هفت دهم : چون شویش بمیرد چهار ماه و ده روز عدت بباید داشتن
هشت دهم : آنکه چون شویش طلاق دهد سه ماه یا سه حیض عدت بباید داشتن
امام محمد غزالی در این کتاب سیرت و خوی زنان را به ده حیوان تشبیه نموده است: ۱. خوک ۲. بوزینه ۳. سگ ۴. مار ۵. استر ۶. کژدم ۷.موش ۸. کبوتر ۹. روباه ۱۰. گوسفند.
جناب غزالی بهترین زن را زن با سیرت و صفت گوسفند دانسته است.
این مغز متفکر جهان اسلام ادامه میدهد: و آنکه خوی سگ ماند آن است که هر وقتی شوی با وی سخن گوید بر وی اندر جهد و بانگ بر او زند و جنگ کند مانند سگ ، و چون کیسه سیم و زر ببیند و خانه پر نعمت میوه و گندم و گوشت و هر آنچه بدین ماند, شوی را کرامت کند و گوید جانم فدای تو باید ، وحق تعالی مکروه تو مرا منما یاد و مرگ من پیش تو باد و چون بر خلاف این بود همچو سگ به روی شوهر اندر جهد و دشنام دهد و حسب و نسب او را بنکوهد و بیرونش کند و گوید که تو درویشی و آن روز البته خاموش نشود .. و آن زنی که خوی استر دارد.
این فقیه عالیقدر اسلام اما در مورد مردان میگوید: مرد باید که با حمّیت و رشکین بود و بر اهل و مردم خویشتن، بر اهل و مردم خویشتن زیرا که حمیت از دین بر خیزد و بی حمّیت بد دین بود، و فی المثل غایت رشک و حمیت تا بدان حدّست که چنان واجب کند که هاون زنان (را) مردان بیگانه نشنوند.

حال بايد از آخوندهای امروزی كه با خواندن كتاب اصول کافی و لمعة الدمشقيه احساس دانشمند بودن بهشان دست میدهد پرسيد:
شما بيشتر اسلام و قرآن و سيرت محمد را ميشناسيد يا امام محمد غزالی؟؟

منبع:

۱. امام محمد غزالی، احیا علوم الدین، جلد ۲، ص۶۴....

https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%DB%8C
Photo
Wait while more posts are being loaded