Post has shared content

Post has shared content
 خطری که ممکن است در نزدیکی کسب‌وکار چندین‌ساله‌ی شما کمین کرده باشد...
در این مقاله به بی‌انگیزگی، یکی از خطرهایی که ممکن است کسب‌وکارتان را تهدید کند، می‌پردازیم.

ابتدا برای درک ملموس‌تر و این‌که بدانید در کسب‌وکار بعضی از شما هم ممکن است این امر اتفاق بیافتد، موردی واقعی را برایتان بازگو می‌کنم:
چند روز پیش، با کسی آشنا شدم که علی‌رغم درآمد خوبش، دیگر انگیزه‌ای برای ادامه‌ی فعالیت در آن کسب‌وکار را نداشت. با وجود این‌که می‌گفت "فکر نمی‌کردم یک روزی این درآمد رو داشته باشم."
درآمدی خوب از یک تولیدی کوچک، اما بدون انرژی و حوصله. حتی بیشتر اوقات به هر علتی از رفتن به محل کارش فراری بود فقط به این‌خاطر که می‌گفت: "درآمدم خوبه و دیگه انگیزه‌ای برای رفتن به آن‌جا ندارم." 
در نگاه اول شاید تعجب کنید، اما این یکنواختی خیلی راحت از این‌که فکرش را کنید می‌تواند برایتان اتفاق بیافتد.
یکی از عوامل شکست و یا عدم پیشرفت در کسب‌وکار، نبودن یک انگیزه یا محرک برای ادامه‌ی فعالیت‌ها و یکنواختی است. گاهی وقتی به یک پیشرفت نسبتاً خوب می‌رسیم یا حتی به جایی‌که قبلاً فکر هم نمی‌کردیم، با خودمان می‌گوییم "چی از این بهتر! دیگه کافیه" همین یک جمله ناخودآگاه می‌تواند کم‌کم به کسب‌وکارمان ضربه بزند.

برای غلبه بر این مشکل، با توجه به شرایط کاری و روحی‌تان، تا می‌توانید انگیزه، خلاقیت و نوآوری ایجاد کنید. به‌عنوان نمونه:
تا جایی‌که می‌توانید با تعریف هدف‌های جدید در کار ( که مکمل و بزرگ‌تر یا هم‌راستا با هدف‌های قبلی باشند)، از رسیدن به پله‌ی آخر خودداری کنید. اگر در حال حاضر موقعیت خوبی در کسب‌وکارتان دارید مطمئن باشید با داشتن موقعیت فعلی راحت‌تر از گذشته می‌توانید رشد کنید و بیش‌تر از حال درآمد داشته باشید. به‌عنوان مثال، در موردی که مرور کردیم تبدیل کارگاهی کوچک به کارگاهی بزرگ و مدیریت چندین کارگاه کوچک نوپا و حتی رویای داشتن یک کارخانه می‌توانند محرک‌های بسیار خوبی برای روند کاری شما به شمار آیند.
قانع نبودن به شرایط موجود (البته قانع نبودن تا حد معقول): به درآمدی که در حال حاضر دارید دل نبندید؛ چرا نتوانید از همان تولیدی درآمد بیشتر داشته باشید یا حتی جایگاه بالاتری را در بازار به خود اختصاص دهید. به خودتان این باور را بدهید که می‌توانید. با طرح ایده‌های خلاقانه و نوآوری توجه را به خود جلب کنید.
بررسی موانع و پیدا کردن انگیزه برای رفع آن‌ها. این تولیدکننده می‌گفت "با این‌که مشتری زیادتری می‌تونم داشته باشم اما نمی‌توانم دستگاه بیشتری خریداری کنم چون جایی‌که دارم کوچک است. خوب چرا جای بزرگ‌تر نگیرید؟ چون سرمایه‌ی کافی ندارید؟!! جواب سؤال همین است می‌توان مکان بزرگ‌تری را اجاره کرد و چون مجبورید هزینه‌های اضافه شده ان را پوشش بدین، همین یعنی ایجاد انگیزه و در کنارش توسعه‌ی کسب‌وکارتون.
همیشه در آسایش و آرامش نباشید. از این‌که کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی همین  ریسک‌گریزی است. اتفاق‌های مهم زمانی رخ می‌دهند که کمی هم تلاش و سختی را تحمل کنید.

توجه:
 مواردی که ذکر شد فقط چند مورد از ده‌ها موردی است که مؤثرند و ما به آن‌ها اشاره کردیم و هدف فقط روشن کردن ذهن شما برای پیش‌گیری از یکنواختی بود.
 هرکدام از این موارد بسته به شرایط فردی و کاری هر شخص متفاوت می‌باشد. پس در هر کسب‌وکاری نیازمند بررسی شرایط موجود و به‌کار بردن حساب‌شده‌ی  راه حل‌ها و ایده‌ها می‌باشید. 

نکته‌ی آخر و مهم: خیلی از ما بستر این‌کار برایمان فراهم است تا با یک تغییر کوچک در نگاه و فکرمان درآمد و سودمان را چندبرابر کنیم. امیدوارم با خواندن این مقاله تلنگری به خودتان زده باشید و از همین فردا کاری کنید تا درآمد و پیشرفت‌تان رشد بیشتری داشته باشد.
Photo
Photo
2013-10-27
1 Photo - View album

Post has shared content
۶ گام تا طوفان فکری کارا
بزرگ فکر کنید و این رهنمودها را دنبال کنید تا از جلسه طوفان فکری بعدی خود حداکثر استفاده را ببرید.
اجرای یک جلسه طوفان فکری کارا یک هنر است، و همچنین می‌تواند کاراترین عمل سرگرم‌کننده‌ای باشد که تجربه خواهید کرد. با این حال، مدیران اغلب به این نتیجه می‌رسند که جمع‌آوری و نظم دادن به ایده‌ها با سرعتی بالا بدون یک طرح بازی، می‌تواند مثل مدیریت کردن یک دسته گربه باشد. در این جا چند مفهوم ارائه شده است که به شما کمک می‌کند به طور موفقیت‌آمیزی یک جلسه طوفان فکری کارا را رهبری کنید.
۱   همیشه به یک مکان خارجی بروید.
هرگز سعی نکنید که طوفان فکری را در محیط کار خود اجرا کنید. این امر به دو دلیل، یک قاعده مفید است: نخست این که، نیاز است شما در یک محیط کاملاً آرام‌بخش باشید تا ذهن شما در وضعیتی مولد قرار گیرد. دوم این که، طوفان فکری نباید چیزی باشد که کسب و کار شما بیش از حد به شکلی منظم انجام می‌دهد. حتی جلسات طوفان فکری ماهانه به تدریج حالت تصنعی پیدا می‌کنند تا درون‌زاد؛ و این امر حتی می‌تواند خلاقیت را نابود کند.
۲   محور اصلی خود را صراحتاً مشخص کنید.
جلسه طوفان فکری را با طرح یک محور اصلی آغاز کنید و انتخاب محور اصلی باید به گونه‌ای باشد که حداکثر مزایا را در بر داشته باشد. برای مثال، یک محور اصلی کارآمد می‌تواند «محصولاتی که بازار ما متقاضی آن است» باشد تا «محصول بعدی شرکت». جنبه‌های ارزش افزوده را نیز در محور اصلی خود لحاظ کنید تا خلق ایده بر روی مزایا متمرکز بماند تا بر روی ویژگی‌ها.
از افزودن قیود هراس نداشته باشد! یک تصور غلط رایج این است که قیود مانع نوآوری است، در حالی که در واقعیت درست برعکس آن صادق است. هیچ چیز گیج‌کننده‌تر یا ناامیدکننده‌تر از آن نیست که یک برگه کاغذ سفید جلوی شما باشد. یک صورت مسئله تدوین کنید تا قیود معناداری را به جلسه طوفان فکری خود بیافزایید تا باعث انگیزش ایده‌های خلاقانه شوید.
۳   بر روی تخته یک نقشه ذهنی ترسیم کنید.
شاید موثرترین شیوه یادداشت‌برداری طی یک جلسه طوفان فکری استفاده از قالب نقشه ذهنی باشد. یک نقشه ذهنی نگاه شما را بر روی ایده اصلی متمرکز می‌کند در حالی که ایده‌های جدید را به شکلی غیرخطی سازمان‌دهی می‌کند، به طوری که ایده‌ها بر اساس نوع، گروه‌بندی می‌شوند تا بر اساس ترتیب زمانی.
۴   ایده خلق کنید، نه طرح
 مهم است که به خاطر داشته باشید، هدف یک جلسه طوفانی فکری ایجاد طرح یا نقشه راه نیست، بلکه هدف ایجاد و به چالش کشیدن ایده‌ها است. در واقع هدف، خلق ایده در سطحی بالاست و این که به گروه اجازه داده شود از منظرهای مختلف ایده‌ها را به چالش بکشند. بین به چالش کشیدن ایده‌ها و توسعه یک ایده نوعی ابهام وجود دارد. با این حال، از طریق تجربه می‌توان به این درک دست یافت که چه زمانی لازم است به سراغ ایده بعدی رفت.
۵   مانع‌تراش‌ها (Blockers) و شیرجه‌زن‌ها (Divers) را متوقف کنید.
مانع‌تراش‌ها و شیرجه‌زن‌ها سریعاً می‌توانند یک جلسه طوفان فکری را به هم بزنند. مانع‌تراش فردی است که سریعاً یک ایده را مردود اعلام می‌کند و به هر دلیلی آن را غیرممکن می‌داند. لازم است که ایده‌ها واقع‌بینانه باشند، ولی شرکت‌کنندگان اول باید خود را به چالش بیاندازند تا حداقل یک بازخورد ارائه دهند که یا ایده را به چالش بکشد یا از آن حمایت کند، قبل از این که آن را کلاً رد کنند.
یک شیرجه‌زن دقیقاً نقطه مقابل یک مانع‌تراش است. این فرد پا را فراتر از به چالش کشیدن یک ایده می‌گذارد و سعی می‌کند به شکلی بسیار گسترده ایده را بیشتر توسعه دهد. ولی در واقع هدف یک جلسه طوفان فکری این نیست. بهترین کار این است که اجازه داده شود جلسه ادامه پیدا کند، مگر این که ایده چیزی باشد که همه موافق باشند راهکار آن بوده، آماده توسعه دادن است.
۶   برنامه‌ای برای گام‌های بعدی تعیین کنید.
راحت‌ترین شیوه برای بیهوده کردن یک جلسه طوفان فکری کارا این است که بدون این که برنامه‌ای برای دنبال کردن یک یا چند مورد از ایده‌ها داشته باشید، آن را پایان دهید. اگر زمان ندارید تا برای قدم بعدی توسعه ایده‌های خود برنامه‌ای را مشخص کنید، پس احتمالاً نباید از اول طوفان فکری را انجام می‌دادید.
جلسات طوفان فکری این فرصت را برای شما فراهم می‌کنند که بزرگ فکر کنید و با هم مشارکت داشته باشید، ولی دنبال کردن این چند رهنمود در این فرآیند، حیاتی هستند.
Photo

Post has shared content
داستان لاک‌پشت و خرگوش به روایتی نو

در کتاب‌های درسی دبستان قدیم داستانی بود با نام خرگوش و لاک‌پشت که همه ما تقریبا آن را خوانده‌ایم. آن دو حیوان در آن داستان قرار گذاشته بودند تا با هم مسابقه بدهند. لاک‌پشت آرام‌آرام حرکت می‌کرد و خرگوش با چالاکی می‌دوید. مدتی بعد خرگوش دید که خیلی جلوتر از لاک‌پشت است و زمان زیادی دارد و لاک‌پشت تا چند ساعت دیگر هم به او نمی‌رسد بنابراین شروع کرد به وقت تلف کردن و بازیگوشی. بعد هم زیر سایه درختی خوابش برد، وقتی بیدار شد به سرعت شروع به دویدن کرد اما دیگر دیر شده بود، چون لاک پشت از خط پایان گذشته بود، پیام این داستان این بود که اگر آهسته و پیوسته حرکت کنید به موفقیت می‌رسید!

به قول سعدی:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود                   رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

این اندرز شاید در دهه¬های قبل راهکار مناسبی برای پیشرفت بود، اما در عصر امروزی که عصر فراصنعتی، عصر فناوری¬های اطلاعات و عصر سرعت است، باید از تحولات "دم‌افزا" به جای تعابیر روزافزون و پرشتاب سخن گفت، از این جهت دیدگاه جدیدی لازم است تا برای این عصر تعریف شود. ما این داستان را به صورت جدیدی تعریف کردیم:
لاک پشت در مسابقه برنده شد و این موضوع برای خرگوش بسیار ناگوار بود. بنابراین با خود گفت این بار من تاکتیک جدیدی در مسابقه به کار می¬برم و روش خود را عوض می¬کنم. به لاک پشت پیشنهاد کرد که مجددا مسابقه بدهند. لاک پشت هم که یک بار در مسابقه برنده شده بود و مغرور از این برد بود، پذیرفت. روز مسابقه رسید و آنها  مسابقه را آغاز کردند. خرگوش به سرعت تا انتها دوید و پیروز شد. درست است که آهسته و پیوسته بودن خوب است اما سریع و پایا بودن در عصر امروزی بسیار بهتر است. البته هنوز به پایان حکایت نرسیدیم:
لاک پشت که احساس شکست می¬کرد کمی اندیشید. با خود گفت که من باید پیروز شوم. باید مجدداً با خرگوش مسابقه بدهم و یک شیوه¬ی جدید به کار ببرم. بنابراین به خرگوش پیشنهاد داد دوباره مسابقه بدهند اما از مسیری که او تعیین میکند. خرگوش که حالا مطمئن شده بود حتما برنده است، پذیرفت....... مسابقه شروع شد: خرگوش به سرعت می دود و لاک پشت را جا می¬گذارد.کمی که در مسیر تعیین شده پیش می¬رود به یک رودخانه می-رسد اما از آنجا که نمی¬توانست شنا کند، همانجا نشست و مانده بود که باید چه کار کند که لاک پشت رسید و شناکنان از عرض رودخانه گذشت، این مسابقه به پیروزی لاک پشت ختم شد.
این داستان حکایت همان دنیای مدیریت جدید است. از آن نتیجه می¬گیریم که وقتی قرار است فعالیتی را آغاز کنیم اول ظرفیت و توانایی¬های خود و توانمندی¬های خود مجموعه را بسنجیم بعد به قبول یا رد آن مبادرت کنیم و بدون آگاهی از این توانمندی¬ها اقدام نکنیم. بسیار پیش آمده که افراد بدون اینکه توانمندی لازم را در مجموعه خودشان داشته باشند قراردادهای را امضا می¬کنند و بعد در ادامه می¬مانند که باید چه کنند، به این صورت اعتبار مجموعه را زیر سوال می¬برند. پس سنجیدن توانایی¬ها و ظرفیت¬های خود بسیار اهمیت دارد دقیقا همان چیزی که خرگوش از آن غافل بود. به قول حضرت علی(ع) :" شتاب پیش از توانا شدن و درنگ پس از فرصت یافتن نشانه¬ی ضعف است."
اما ماجرای خرگوش و لاک پشت تمام نشده. در طی این مدت، دیگر این دو حیوان با هم دوست شده بودند، یک روز طی صحبت به هم گفتند که آیا می¬توانیم یک رکورد جدیدی از خودمان باقی بگذاریم؟! خرگوش پیشنهاد داد بیا یک استراتژی جدید به کار بریم. آن قسمت که خشکی است سوار من شو تا من سریع بدوم. آن قسمت که رودخانه است من سوار تو می¬شوم تا تو شنا کنی و به آن طرف برویم. آنها این کار را انجام می¬دهند و یک رکورد جدید از خود باقی می¬گذارند. در علم جدید به این موضوع "سینرژیک" می¬گویند یعنی باهم بودن. به قول قدیمی¬ها هر سری یک فکری دارد. گاهی به ذهن من فکری می¬رسد گاهی به ذهن همکاران و این هم‌افزایی نتیجه مطلوبی به بار 
می¬آورد و فرمول خاصی هم دارد. بین من و شما فقط یک رابطه وجود دارد ولی بین من و شما و ایشان سه رابطه هست. وقتی چهار نفر باشیم 6 رابطه وجود دارد و هرچه تعدادمان و همافزایی‌مان بیشتر باشد تعداد این رابطه¬ها نیز افزایش می‌یابد. صبر کنید داستان به پایان نرسیده! لاک پشت که دیگر به همه چیز امیدوار شده بود روزی با خود می¬گوید چه خوب میشد از این طرف قله به آن طرف بروم. اندکی که فکر می¬کند متوجه می¬شود راه بسیار طولانی خواهد بود و اگر بخواهد این مسیر را برود از شدت خستگی در زیر این آفتاب سوزان هلاک می¬شود. در همین افکار بود که دو تا غاز را می¬بیند و به آنها می¬گوید لطفاً مرا ببرید آن طرف قله. غازها می¬گویند چگونه این کار را انجام دهیم. لاک پشت می¬گوید با یک تکه چوب! لاک پشت یک تکه چوب برمی¬دارد و غازها دو طرف آن را می¬گیرند و لاک پشت هم وسط چوب را با دهانش می¬گیرد و غازها شروع به پرواز می¬کنند. مردم که نظاره گر پرواز لاک پشت و غازها بر بالای سرشان بودند شروع به دست زدن و تشویق می¬کنند و می¬پرسند این پیشنهاد جالب از چه کسی  بود؟ لاک پشت که ذوق زده شده بود می¬گوید من! تا دهان باز می¬کند و می¬گوید من!!!! سقوط می¬کند. شاید این داستان بسیار ساده باشد اما پیامد آن واقعا مهم است. دربحث سینرژیک و کار تیمی"من" وجود ندارد. "من" همیشه عامل سقوط است. سعی کنیم از فرد گرایی بپرهیزیم و به خرد جمعی ایمان داشته باشیم. موفقیت امروز ایران ما در گرو این است.
Photo

Post has shared content

Post has shared content
روابط عمومی

کارآفرين معمولا فرد صاحب ايده و بدون سرمايه است، لذا استفاده از روش‌های تبليغاتی پرهزينه‌ی مرسوم غير عملی است در نتيجه استفاده از روابط عمومی بهترين گزينه برای کارآفرين است
 
مخاطب خاص امروزه با پیشرفت تکنولوژی‌های ارتباطی هرروزه در معرض بمباران اطلاعاتی قرار می گیرد، لذا ارسال اطلاعات درست و تاثیرگذار از اهمیت خاصی برخوردار است. روابط عمومی (Public Relations) که به اختصار به آن PR هم اطلاق می‌شود، مدیریت جریان اطلاعات دو سویه میان شرکت و افکار عمومی است که دیدگاه‌های افراد و برداشت‌های آن‌ها را از موضوعی خاص تغییر می‌دهد که در نهایت این تغییر دیدگاه به تغییر رفتار منجر می‌شود.
 
در حوزه‌ی تجارت و کسب‌و‌کار، افراد مورد نظر روابط عمومی مخاطبانی هستند که بر یک شرکت و بازدهی آن بیشترین تاثیر را دارند و تلاش می‌کنند نظرات و دیدگاه‌های آنان را تغییر دهند. به عبارت ساده‌تر روابط عمومی نوعی اطلاع رسانی در مورد محصول یا خدمات یک کسب‌وکار به افکار عمومی با قابلیت سنجش و ارزیابی تاثیرگذاری آن است. روابط عمومی زیر مجموعه‌ای از واحد بازاریابی یک شرکت است که وظیفه دارد افکار عمومی را در مورد صنعت سازمان خود رصد کرده و با بهره جستن از فرصت‌های مناسب و تعامل دائمی با رسانه‌ها، بر روی افکار عمومی در مورد محصولات و خدمات سازمان خود تاثیر بگذارد. روابط عمومی ابزاری برای خلق یک برند جدید است. کاری که امروز روابط عمومی برای خلق یک برند جدید می تواند انجام دهد تبلیغات یا از انجام آن عاجز است و یا با هزینه ای به مراتب بیشتر می تواند انجام دهد. تبلیغات پس از خلق یک برند می‌بایست به ثبات و دوام آن برند کمک کند.
 
با توجه به افزایش پیام‌های تبلیغاتی و معمولاً یکسویه بودن این پیام‌ها در حال حاضر، روابط عمومی با استفاده از خلق پیام‌های جذاب، متفاوت، باورپذیرتر برای عموم و پیام‌های غیر مستقیم، بسیار کارآمدتر و کم‌هزینه‌تر از تبلیغات می‌تواند محصول یا خدمتی جدید را در افکار مخاطبان جا دهد. بعوان مثال، نگارش مقاله‌ای علمی در مورد املاح موجود در آب شهر تهران همراه با نمودار و عکس‌های تحریک کننده در نشریات باعث می‌شود در ضمیر ناخودآگاه فرد تاثیری مضاعف برای خرید دستگاه تصفیه آب ایجاد شود که با معرفی تبلیغاتی چنین محصولی می‌توان انگیزه خرید آن را در مخاطب افزایش داد.
 
 ترکیب روابط عمومی با موتورهای جستوجوگر باعث پیدایش شاخه‌ای جدید با نام سئو پی آر (SEO PR) شده است. SEO PR به استفاده از استراتژی‌های دیالوگ محور اصیل و اخلاقی روابط عمومی و بهینه سازی مطالب برای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی آنلاین است. این استراتژی‌ها برای بهبود رتبه‌ی واقعی برند در موتورهای جستجو و افزایش ترافیک ورودی وب‌سایت اطلاق می‌شود که باعث بیشتر مشاهده شدن در جستجوی مشتریان می‌شود. تاکتیک‌هایی چون نشر بروشور، انتشار مقالات در مطبوعات، ارائه‌ی سخنرانی، مصاحبه‌های رادیویی و مطبوعاتی، روابط شخصی، برگزاری شوهای تبلیغاتی و مراسم‌های معرفی محصولات یا خدمات جدید به منزله‌ی یک رپرتاژ آگهی محسوب می‌شوند. قدرت رسانه‌ها، اطلاع رسانی با انتشار و به وجود آوردن قدرت ترجیح و انتخاب در جامعه می‌باشد.
 
باید توجه داشت که بین رسانه‌ها و دنیای تجارت رقابتی وجود ندارد، درنتیجه مهمترین راه جهت برقراری ارتباط با رسانه‌ها به وجود آوردن حس اعتماد و به دست آوردن ارزش و اعتبار می باشد. بخش روابط عمومی وظیفه‌ی ارتباط دو سویه با خبرگزاری‌هایی که جامعه‌ی هدف یکسانی را با شرکت نشانه گرفته‌اند، دارد. مقالات باید به جایگاه و اشخاص صحیح رسانیده شود. برای این منظور باید ساختار رسانه و نوع فعالیتش را شناخته و تحولات آن را مدنظر داشت. باید توجه داشت که همکاران بخش روابط عمومی شرکت‌ها، واحد تبلیغات در موسسات رسانه‌ای نیستند بلکه روزنامه‌نگارانی را شامل می‌شوند که در محدودیت زمانی برای رساندن مطلب مناسب به نشریه هستند. در نتیجه معرفی موضوع و ارئه‌ی ‌اطلاعات درست و مناسب به این روزنامه‌نگاران باعث یک بازی برد-برد می‌شود که در نهایت اعتبار و اعتماد متقابل را برای فرصت‌های آتی فراهم می‌کند.
 
در این فرآیند روابط عمومی وظیفه دارد، مشتریانی که بیشترین تاثیر را در سود و زیان شرکت دارند، مشخص کند؛ مهمترین دیدگاه و ادراک متاثر از محصول را شناسایی کند و تلاش کند با تمرکز روی یک گروه خاص و اطلاع‌رسانی به وسیله‌ی رسانه‌های خبری مختلف آن را اصلاح کند یا به آن جهت بخشد تا در نهایت رفتار مناسب شرکت را در وی ایجاد کند. روابط عمومی به دلایل مختلفی به اطلاع رسانی می‌پردازد. گاهی در جستجوی راهی برای شراکت با مشتریان است، گاهی در تلاش برای افزایش تعداد دفعات رجوع مشتری و خرید است و گاهی در تلاش برای تعامل با دیگر شرکت‌ها و منابع و یا جذب سرمایه‌گذار است. در تمام این اهداف با توجه به مخاطب می‌بایست نوع خاصی از اطلاعات به انتشار برسد تا نتیجه‌ی مطلوب حاصل شود. در کنار وظایف ذکر شده برای روابط عمومی می‌توان به نحوه‌ی تعامل با مشتریان هم اضافه کرد که در ایران معمولا هرجا سخن از روابط عمومی مطرح می‌شود، منظور این مورد است. این مورد با توجه به اینکه رابطه‌ی مستقیمی با مخاطب برقرار می‌شود بهترین نتیجه را به همراه دارد اما با توجه به زمان‌ و هزینه‌بر بودن، گزینه‌ی مناسبی برای معرفی محصول یا خدمات نمی‌باشد. این در صورتی است که این روش در افزایش وفاداری مشتری تاثیر مثبت دارد.
 
کارآفرین معمولا فرد صاحب ایده و بدون سرمایه است، لذا استفاده از روش‌های تبلیغاتی پرهزینه‌ی مرسوم غیر عملی است در نتیجه استفاده از روابط عمومی بهترین گزینه برای کارآفرین است تا محصول یا خدمات خود را چه برای کسب مشتری و چه برای جذب سرمایه‌ معرفی کند.
 
کارآفرین می‌بایست علاوه بر ایجاد شهرت و تعامل مداوم با رسانه‌های خبری، پیام مورد نظر خود را به سبکی خلاق، متفاوت و جذاب برای انعکاس در بولتن‌های خبری آماده کند. حتی اگر شخص خود دست به قلم شود و برای رسانه‌های مختلف مطلب بنویسد تا این رابطه ایجاد شود، باز کم‌هزینه‌تر از روش‌های سنتی تبلیغات است. در این راه حتی نوشتن مطلب در وبلاگ‌ها و نشریات کم‌بازدید هم می‌تواند در نهایت منجر به نتیجه مورد نظر شود. اگر متن و تیتر مورد نظر، جذابیت لازم را داشته باشد به زودی توسط افراد مختلف به اشتراک گذاشته می‌شود و در نهایت مانند یک بمب خبری راه را برای معرفی محصول به مخاطبان باز می‌کند. رابطه هایی که با رسانه ها بوجود می آید هر کدام یک فرصت ایده آل می باشد.
 
کانال ارتباط رسانه ای و استراتژی شما هر چه که باشد، هر رپورتاژ و هر مقاله ای برای شما مهم است. به همین دلیل است که نویسنده این مطلب در نشریات مختلفی مثل نشریه کارآفرینی و رشد دانشگاه شریف، کاریا، دکتر استارتاپ و ... مطلب می نویسد.
Photo

Post has shared content
تا به حال از شکست های خود گفته اید؟
در کنفرانس های مختلفی که در رابطه با کسب و کارهای نوپا برگزار می شود همیشه اینطور بوده است که صاحبان این کسب و کارها از موفقیت ها و دست آورد های خود گفته اند و به دلیل زمان اندکی که داشتند معمولا به دو یا 3 مورد اشاره می کردند.اما حالا موضوع فرق کرده است..
در کنفرانس های مختلفی که در رابطه با کسب و کارهای نوپا برگزار می شود همیشه اینطور بوده است که صاحبان این کسب و کارها از موفقیت ها و دست آورد های خود گفته اند و به دلیل زمان اندکی که داشتند معمولا به دو یا 3 مورد اشاره می کردند.اما حالا موضوع فرق کرده است.
FailCon کنفرانس یک روزه ای است که با شرکت کارآفرینان حوزه تکنولوژی،سرمایه گذاران،توسعه دهندگان و طراحان برگزار می شود تا شکست های خودشان را مطرح کنند و از آنها برای موفقیت خود استفاده کنند.
 
همه ما استارتاپ ها و مشاغلی داشته ایم که با شکست روبرو شدند.همه ما باهوشیم و خود را در در صدر دنیای تکونولوژی قرار میدهیم ولی بعضی مواقع چیزی خارج از برنامه اتفاق می افتد.چطور پیشبینی خواهید کرد که چه چیزی کار خواهد کرد و چه چیزی نخواهد کرد؟ خوب مشخص هست،نمی توانید.
ولی این به منزله این نیست که از تلاش دست بکشید.یعنی اینکه داستان های خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید و بگویید چه چیزی کار نکرد و چطور چرخش کردید،چطور نتوانستید پول در بیاورید،استخدام های اشتباه شما را با چه مشکلی روبرو کرد و چه زمانی تصمیم گرفتید که بزارید و برید.کارآفرینان نیازمند این هستند که از همدیگر را بشنوند.مشکلی نیست که شکست بخورید.به این معنی نیست که کار شما بی ارزش است.شما هم مثل بقیه ما هستید،از شکست خوردن یاد بگیرید و دفعه بعدی چیزی موفق تر بسازید.
کنفرانس FailCon در سال 2009 بوسیله کاساندرا فیلیپس،یکی از برگزار کنندگان رویداد های استارتاپی و دایان لوویگلیو موسس Share Some Style شروع به کار کرد.
آنها می گویند:"همه ما کنفرانس هایی را برگزار کردیم و یا در آنها شرکت کردیم که با اینکه در حوزه تکنولوژی بودند،رفته رفته شروع به یکنواخت شدن پیش می رفت.این کنفرانس های کارآفرینان موفق را در روی سن می برد تا بگویند که چه چیزی شرکت شان را موفق کرد، که تقریبا غیرممکن بود تا از شکست های خودشان در این راه بگویند.از طریق صحبت با شرکت کنندگان،ما متوجه شدیم که این موضوع در نگاه عموم،نظری درست است که از شکست های خودشان نمی گویند.پس ما نیز تصمیم گرفتیم که با همکاری با اجتماع های مختلف این موضوع را قوی تر پیگیری کنیم.اولین رویداد ما با 400 شرکت کننده برگزار شد و تا الان نیز این راه ادامه دارد."
شکست هنوز هم یک موضوع تابو در سرتاسر جهان است ولی ما سعی می کنیم این موضوع را شهر به شهر تغییر دهیم.
21 اکتبر 2013 یعنی زمانی که این مقاله منتشرشد،در شهر سان فرانسیسکو یکی دیگر از کنفرانس های FailCon برگزار می شود.
Photo

Post has shared content
رویکرد جدید پنجمین جشنواره کارآفرینی و کسب و کار شریف
1392-08-04

در این دوره از جشنواره که مرحله اول آن یعنی دریافت بیش از 100 طرح با مشارکت پرشور شرکت کنندگان به اتمام رسیده است دبیرخانه جشنواره در نظر دارد برای طرح‌هایی که از فیلتر داوری عبور کنند و قابلیت اجرایی و سودآوری بیشتری داشته باشند با توجه به نوع طرح ها مهمانان خاصی را نه تنها به عنوان مهمان بلکه به عنوان سرمایه گذار و حامی معنوی طرح ها از نهادهای دولتی و خصوصی مختلف دعوت کند.

بدین ترتیب فضای آیین پایانی پنجمین جشنواره کارآفرینی و کسب و کار شریف نه تنها در نقش پیشین خود ایفای نقش می‌کند بلکه رویدادی منحصـر بفرد برای شرکت‌کنندگان و صاحبان طرح های کارآفرینانه و کسب و کاری است تا طرح خود را برای جمعیت کثیری از افرادی که قابلیت بالقوه حمایت و مشارکت در طرح ها را دارند ارائه کنند.

فرصتی که مطمئنا تا جشنواره آتی قابل تکرار نیست که افراد بتوانند در یک زمان برای این تعداد سرمایه­گذار و توسعه کننده، طرح خود را ارائه نمایند.

همچنین جشنواره کارآفرینی و کسب و کار شریف در تلاش است در کنار مشاوره­های تجاری که برای طرح­های راه­یافته به مرحله پایانی توسط مجرب ترین افراد در این حیطه انجام می‌شود، دوره آموزش سخنرانی و فن بیان را به همراه تقویت مهارت استفاده از نرم افزارهای نوین ارائه مطلب مانند prezi ارائه دهد.
Photo

Post has shared content
کارتیمی

کار تیمی نیازمند گروهی با ویژگی¬های مختلف اما مکمل یکدیگر است که آرمان مشترک و هدف خاصی را با انگیزه دنبال می‌کنند.
 
یک تیم خوب باید شامل ترکیبی از افراد با جنسیت، سن، نژاد، تحصیلات، تجارب و بخصوص طرز تفکر مختلف باشد تا بتواند با هم¬افزایی (Synergy) اهداف تیم را پیش ببرد.
 
ترکیب خوبی از تیم می¬تواند اولین نمونه بازار هدف باشد که دسترسی و صداقت در آن زیاد است. طرز تفکر افراد در تیم به شش قسمت تقسیم می¬شود که با توجه به تشابهاتی آن¬ها را با شش رنگ و تفکر را با کلاه مشخص می¬کنند. هر فرد علاوه بر اینکه با توجه به عمده شخصیت خود می¬تواند یک کلاه خاص را برعهده بگیرد می¬تواند با سایر کلاه¬ها هم نظر بدهد.
 
کلاه سفید:تفکر با کلاه سفید نیازمند بیان ارقام و اطلاعات ملموس و واقعی از منبع معتبر بدون هیچ¬گونه تعصب و نگاه جانب-دارانه است. ایجاد تفکر با کلاه سفید برای کسی که با یک ایده و کار موافق یا مخالف است کاری سخت و تا حدودی ناممکن است لذا توصیه می¬شود فردی که نقش کلاه سفید را دارد قبل از طرح ایده به جستجو و بیان اطلاعات گمارده شود.
 
کلاه قرمز: این کلاه بیانگر دیدگاه احساسی و عاطفی است. این کلاه نیاز به دلیل و توضیح ندارد. همه اعضای تیم به کرات از این کلاه استفاده می¬کنند اما برای منطقی جلوه دادن نظرات احساسی خود آن¬ها را با پوشیدن کلاه سفید توجیه می¬کنند. هر تصمیمی باید در نهایت عاطفی هم باشد.
 
کلاه زرد: کلاه زرد نیمه پر لیوان را می¬بیند و در پی ارزیابی و پیدا کردن نکات مثبت طرح است. این کلاه همچنین خوش-بینانه در پی کشف منافع احتمالی آینده و فرصت¬های پیش¬رو است و با مشخص کردن احتمال اتفاق هر کدام از پیش¬بینی¬ها سناریوهای مختلف را طرح¬ریزی می¬کند.
 
کلاه سیاه: جمله معروف "من میدونم که ما موفق نمی¬شیم" داستان¬های گالیور توضیح این رنگ تفکر است. کلاه سیاه یک منفی¬گرایی منطقی است که در نهایت به کشف نقاط ضعف و اشکالات هر چیز اشاره می¬کند. تفکر انتقادانه شیرین است اما ستودن یک نظر این احساس را به فرد می¬دهد که از صاحب آن نظر، پایین¬تر است لذا افراد به¬کرات به سمت آن جذب می-شوند. کلاه زرد هواپیما می¬سازد و کلاه سیاه چتر نجات.
 
کلاه سبز: سبز نماد رشد، رویش، خلاقیت و نوآوری است. خلاقیت با کلمه اورکا (Eureka) به معنی یافتم در داستان ارشمیدس عجین شده است. وجود چنین افرادی در هر تیمی به خصوص تیم¬های کارآفرینی و جلسات بارش فکری مهمتر از هر شخصیت دیگری است اما باید توجه داشت که تفکر نقادانه کلاه سیاه مانع از بروز خلاقیت کلاه سبز نشود. پس از جلسه بارش فکری نوبت نقش بررسی با کلاه سیاه است. ایده¬هایی که بتوانند این نوع تفکر را قانع کنند احتمال بیشتری برای موفقیت های آتی دارند.
 
کلاه آبی: نقش مدیریت و رهبری تیم را بر عهده دارد. کلاه آبی از تنش ها و درگیری های احتمالی بین اعضا جلوگیری می¬کند و در لحظات بحرانی تصمیمات قاطع و سریع گرفته و مسئولیت این تصمیمات را هم شخصاً بر عهده می گیرد.
 
مدیریت و رهبری معمولا توسط یک نفر برعهده گرفته می¬شود اما در صورتی که بتوان نکات منفی آن را برطرف کرد بهتر است که این دو نقش توسط دو نفر مختلف اجرا شود. در این مدل رهبر نقش الگو و مربی را برای اعضای تیم بازی می کند. نکات رفتاری و ویژگی¬های یک فرد است که می¬تواند تاثیر مثبت و سازنده¬ای روی اعضای تیم بگذارد و آن¬ها را منسجم و علاقمند به پیروی از رهبر کند. رهبر بک مقام رسمی نیست و معمولا در حیات یک شرکت ثابت است اما مدیریت قابل انتقال و تغییر است. بعنوان مثال در شرکت اپل نقش رهبر توسط استیو جابز بر عهده گرفته شده بود اما نقش مدیریت توسط افراد مختلفی از جمله جان اسکالی پر شد.
 
اعضای تیم را می بایست در تصمیم گیری ها سهیم کرد تا احساس تعلق بیشتری به هدف و سایر اعضای تیم پیدا کنند. این رویه در شرکت های نوپا مهم تر می نماید. استفاده از نظرات اعضا به ایجاد ایده های جدید و خلاقانه حل مساله کمک می کند. بعلاوه شراکت در ارزش و سهام شرکت انگیزه خوبی برای کارکنان با دستمزد پایین¬تر اما راندمان بالاتر در روزهای آغازین تاسیس شرکت است.
 
در مقابل افرادی که علاقمند به فعالیت در تیم هستند می¬بایست یکسری خصوصیات اخلاقی و رفتاری را در خود تقویت کنند که از آن جمله می توان به خودخواه نبودن،قابلیت انتقاد پذیری،توانایی ارتباط با دیگران و مسئولیت پذیری اشاره کرد. اعضا باید توجه داشته باشند که یک درصد از شرکت یک میلیاردی بودن بهتر از 100 درصد از یک شرکت یک میلیونی است.
 
اعتماد در بین اعضا، یکی از ارکان اساسی دوام و پویایی تیم است. در نتیجه پیش نهاد می شود از ضرب المثل "جنگ اول به از صلح آخر" استفاده کنید و اجازه ندهید تعارفات معمول باعث تیرگی اعتبار و اعتماد اعضای تیم نسبت به یکدیگر شوند.
 
استفاده از بازی های تیمی و تور های مسافرتی هم در مرحله تشکیل تیم و هم در ادامه فعالیت ضروری است. این روش در ابتدای عمر برای شناخت ویژگی های افراد، گرم شدن روابط بین افراد و ایجاد اعتماد استفاده می¬شود و در خلال کار تیمی به ایجاد محیط کار اثربخش،شاد کردن محیط کاری، تحریک خلاقیت، افزایش مهارت های ارتباط کلامی و غیر کلامی، کاهش استرس و نیز کمک به رهبر تیم از طریق بالابردن تفویض اختیار به افراد تیم کمک می کند.
 
از جمله بازی هایی تیمی که می توان به آن ها اشاره کرد بازی ساختن پازل، بینگو انسانی، بازاریابی رنگ ها، پرتاب تخم مرغ، بلندترین پل کاغذی، پل ماکارونی، دومینو، مافیا و پانتومیم است.
Photo

Post has shared content
کلیپ ویدویی شبکه چهار از چهارمین رویداد کارآفرینی شریف
Wait while more posts are being loaded