Post has attachment
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد....
Photo

Post has attachment

ما به اشتباه اينگونه می‌انديشيم:
- درسم تمام شود راحت شوم
- غذايم را بپزم راحت شوم
- اتاقم را تميز کنم راحت شوم
- بالاخره رسيدم، راحت شدم
- اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم

تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنیم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است
پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن...
لذت باعث قدرتمند شدن ميشود و به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس می‌گردد...
توانایی لذت بردن، یک مهارت و یکی از اهداف مهم زندگی است.

Post has attachment
عشق منشع زندگی است:
هیچ آدمی زندگی اش آن نیست که دقیقاً می خواهد.
برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می کند. این زمینه پیدایش هنر است.
در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.
عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات.
عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد.
عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست....
Photo

Post has attachment
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه‏‌ی دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
هر که زنجیر سر زلف پری‏رویی دید
دل سودازده‌‏اش بر من دیوانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه‌‏ی زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش خمخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و پیمانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت»
Photo

درود بردوستان عزیزوگرامی وفرهیخته چندصباحی بود که بعلت درس وگرفتاری درخدمتان نبودم وشرمنده دوستان شدم ازامروز ببعد باردکردن گرفتاریها بتوانم درانجمن سکوت شب درکنارشماخوبان باشم باشد تادراین رهگذربتوانیم باهمکاری هم انجمنی پویادرخور شما دوستان بزرگوار وعزیزان داشته باشیم....

Post has attachment
خداونداخدایا..
امروزجمعه به فرشتگانت بسپار...

سبدی پر از
لبخند وشادی
سلامتی و تندرستی
برکت و روزی فراوان

برای دوستانم به ارمغان بیاور..

"روز جمعه تون بخیروشادی..
‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‎‌
Photo

Post has attachment
هزاران درودبرشمامهربانان وفرهیختگان گرامی دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق
اين بویِ ‏زُلفِ کیست ‏که جان ‏می‌دهد به من؟

صبح زیبایتان منور به نورخداوند
Photo

Post has attachment
چون جان و دلم خون شد
در درد فراق تو

بر بوی وصال تو
دل بر سر جان تا کی؟!

شیخ_عطار_نیشابوری
Photo

Post has attachment
✨یادمون باشه در املای زندگى💕

💕همیشه براى «محبــّت»✨

✨تشدید بگذاریم💕

💕تا از دوستیمان حتى✨

✨نیم نمره هم ڪم نشود💕
🥀 💖 🥀
Wait while more posts are being loaded