Post has attachment
✨" به خاطر بسپار "✨

https://telegram.me/tandishe
- زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.


https://telegram.me/tandishe
- تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.


https://telegram.me/tandishe
زندگی ما با " تولد" شروع نمی شود؛ با "تحول" آغاز میشود.


https://telegram.me/tandishe
لازم نیست "بزرگ " باشی تا "شروع کنی"، شروع کن تا بزرگ شوی ...


https://telegram.me/tandishe
- اگر قبل از رفتن کسی خوشبخت بودید ؛ بعد از رفتنش هم می توانید خوشبخت باشید...


https://telegram.me/tandishe
- باد با چراغ خاموش کاری ندارد ؛ اگر در سختی هستی بدان که روشنی...


https://telegram.me/tandishe
- ما فقط برای یک بار جوان هستیم ؛ولی با یک تفکر غلط می توانیم برای همیشه نابالغ بمانیم ...


https://telegram.me/tandishe
- بخشش؛ گذشته را دگرگون نمی سازد؛ ولی سبب گشایش آینده می شود...


https://telegram.me/tandishe
- و در آخر :
ما نمی توانیم تعیین کنیم چند سال زنده خواهیم بود؛ اما می توانیم تعیین کنیم چقدر از زندگی بهره ببریم...


https://telegram.me/tandishe

نمی توانیم تک تک اعضای صورتمان را انتخاب کنیم؛ اما می توانیم انتخاب کنیم که چهره مان چگونه به نظر برسد...


https://telegram.me/tandishe

نمی توانیم پیش آمدن لحظات دشوار زندگی را متوقف کنیم؛ اما میتوانیم تصمیم بگیریم زندگی را کمتر سخت بگیریم..

https://telegram.me/tandishe

سلام

Post has shared content
آدمهايى هستند در زندگيتان؛
نمي گويم خوبند يا بد..
چگالى وجودشان بالاست...

افكار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...

يادت نمي رود
"هستن هايشان را.."
بس كه حضورشان پر رنگ است و بسیار "خواستنى"...

ردپا حك مي كنند اينها روى دل و جانت...
بس كه بلدند "باشند"...

اين آدمها را، بايد قدر بدانى...
وگرنه دنيا پر است از آن ديگرهاى
بى امضايى كه شيب منحنى حضورشان، هميشه ثابت است...
Photo

Post has shared content
هر که را بینی به فال بخت خود ناراضی است.
کودک و پیر و جوان را شِکوِه از این قاضی است...!
روزگاران از ازل این بوده و این نیز هست ...
بی خیال ! زندگی کن زندگی یک بازی است...!!
Photo

Post has shared content
Originally shared by ****
ای مهربان رفیق 
ای تکیه گاه قدم های خسته پای
همراه خوب قدم ، در مسیر عمر
آه ای بهانه آغاز این سفر
همراهی ات اگر که کسی را روانه کرد
وقتی کسی به اتکای تو ،
بر پای مانده است
آه ای عصای دست
همراه خوب پای
حتی اگر که سر به سینه دیوار می نهی
گاهی اگر فتاده زمین در میان راه
برخیز و باز هم ، همراه او بمان
مشکن تو عهد خویش
او این سفر کنار تو آغاز کرده است
دستش رها مکن
ای پا به پا رفیق
مگذار انکه به تو اعتماد کرد
هرگز زمین خورد
یا با دو پای خسته بماند میان راه
اه ای رفیق راه
حرمت شمار رسم سفر را تو مهربان
ای خوب استوار
حتی اگر تو قامت خود خم کنی به مهر
مگذار همسفرت ، شانه خم کند
آن دست همسفرت را رها مکن
مگذار تا که بمیرد امید راه
شرم است ، اشک همسفری ، گر ، فتد به خاک
همراه او بمان
او این سفر ، به عشق تو آغاز کرده است
در هر قدم بگو ، که رهایش نمی کنی
این است رسم هم سفری
همدمی ،
 وفا

کیوان شاهبداغی
Photo

Post has shared content
اگر برای کسی مهم باشی
او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد
نه بهانه ای برای فرار
و نه دروغی برای توجیه...

قهرمانان و گورها
ارنستو ساباتو
Photo

Post has shared content
به دوستم میگم تو چرا هم زن داری هم دوست دختر؟
میگه مگه تو وقتی تلویزیون تو خونت داری سینما نمیری!!!؟؟
خدا وکیلی تو عمرم اینقدر قانع نشده بودم....
Photo

Post has shared content
میدانید بعضیا مردن...
همیشه هم مرد میمونن...
اما
وقتی درگیر عشق میشن
دیگه ازون به بعده که میشن یه مرد بچه !!
یعنی هم مرد و هم پسر بچه !!
یک پسر بچه ی تخس - یه دنده - بهونه گیر ...
اصن همه وجودشون قاطی پاتی میشه ...
حساسیتشون
غیرتشون 
بازیگوشیشون
شیطونیشون 
محبتشون 
توجهشون 
بهونه گیریشون 
دلتنگیشون
مسئولیتشون .....
بعضی مردا اینطورین... 
تا وقتیکه اون پسر بچه تخس دوباره رشد بکنه و بالغ بشه !! .....
مردیشون ربطی به بچگیشون نداره و بچگیشون ربطی به مردیشون
این چیزیه که باید درک بشه و فهمیده بشه
بعضی جاها هم باید مردارو فهمید و باهاشون مثل یه پسر شیطون بازی کرد تا رام بشن و بهت اعتماد کنن .باید باهاشون ساخت تا رشد کنن و دوستت داشته باشن ...

میفهمت . 
Photo

Post has shared content
در میانِ روزها از "روزِ دوم" بدم می‌آید ... !
.....
روز دوم بی‌رحم‌ترین روز است ... با هیچ‌کس شوخی ندارد.
در روزِ دوم همه‌چیز منطقی‌ست ... حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمی‌توان سرِ خود را شیره مالید.
مثلاً روزِ اولِ مهر همیشه روزِ خوبی بود ... آغازِ مدرسه بود و خوشحال بودیم ... اما امان از روزِ دوم ... روزِ دوم تازه می‌فهمیدیم که تابستان تمام شده است.
یا مثلاً روزِ دومِ بازگشت از سفر ... روزِ اول خستگی در می‌کنیم ... حمام می‌کنیم ... اما روزِ دوم تازه می‌فهمیم که سفر تمام شده است ... طبیعت و بگو بخند با دوستان و عشق و حال تمام شده است.
هر گاه مادر بزرگ نزدِ ما می‌آمد و یک هفته می‌ماند ... وقتی که بر می‌گشت ناراحت می‌شدیم ... اما روزِ دوم تازه می‌فهمیدیم که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می‌رود ... روزِ اول خدا بیامرز است و روزِ دوم عزیزِ از دست رفته.
و اما جدایی ... روزِ اول شوکه‌ایم و شاید حتی خوشحال باشیم که زندگیِ جدیدی در راه است ... تیریپ مجردی و عشق و حال ور می‌داریم ... 
اما دریغ از روزِ دوم ... تازه می‌فهمیم کسی رفته ... تازه می‌فهمیم حال‌مان خوب نیست ... تازه می‌فهمیم که تنهایی بد است.
باید روزِ دوم را خوابید ... 
باید روزِ دوم را سیگاری اتش زد ... 
باید روزِ دوم را مُرد ...
Photo

Post has shared content
از خواندن این نوشته فریدون مشیری سرمست می شوید!
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایي
Wait while more posts are being loaded