سلام خسته نباشیدمن دختری بیست ساله تم ک پدرم ب دلیل بدهی مالی زندانه خونمون روستاس خودم دانشجوی سبزوار بودم ولی توان مالی نداشتم مرخصی گرفتم حتی خونمون توروستاروهم بجای بدهی دادیم منومادرم دنبال کاریم ولی هنوزپیدانکردیم لطفااگه کسی کاری ازش برمیادکمک کنید

Post has shared content
يكسرى از دوستان و آشنايان كه به كارهاى خيريه ى سازمان يافته اعتقاد يا اعتمادى ندارند، بعضى وقتها (خصوصا در مناسبتهايى مثل عيد فطر و عيد قربان و نوروز) مبالغى كه ميخان براى كمك به مستمندان خرج كنن رو جمع ميكنن و سراغ بقاليها و سوپرياى معتمد محل ميرن و حساب نسيه ى افراد كم توان رو صاف ميكنن. بعضا پيش اونايى كه نسيه نميدن اما به هرحال معتمد هستند هم پول ميذارن تا اونها به صلاحديد خودشان براى فقرا خرج كنن مثلا اجناس نصفه قيمت بدن يا هرچى.

توى اكثر محله ها، خانواده هاى آبرومندى هستند كه بعضى وقتها براى تهيه ى خوراك روزمره شون هم مشكل دارن. موردهايى از بقاليها شنيده ام كه مثلا طرف روزى 5 هزار تومن خوراكى نسيه مى گيره تا آخر ماه كه حقوق بازنشستگيش بياد.

خلاصه اينجورى هم آبروشون حفظ ميشه و هم مستقيم بهشون كمك ميشه. اون ماجراى قهوه بود كه دو تا سفارش ميدادن و يكى ميگرفتن... خلاصه ميشه بعضى وقتها دو تا بخريم و يكيش رو امانت بذاريم پيش صاحب مغازه ى معتمد. يك بستنى بخوريم و يكى هم بذاريم كه صاحب مغازه بده كودكان دستفروش. يا هرچى.

امروز يكى از دوستان اسمس داد براى جمع آورى پول براى اين برنامه ى عيد فطر. گفتم شايد براى شما هم جالب باشه. كلا راه دورى نميره.

Post has shared content
بسم الله الرحمن الرحیم

لبخند که میزنی گلی از جنوبی ترین نقطه عالم، مرا که نمیشناسمت وصل میکند به سخاوت مهربانی ات
لبخند که میزنی یاس ها طراوتی دوباره میگیرند و عطر بهار می روید در زندگی
لبخند که میزنی آیه های لطافت خدا را ورق میزنی
لبخند که میزنی غرق میشوم در شکرانه عطوفتت
و هرکار خیر یک لبخند بی نهایت است
لبخند بی نهایتی، هدیه به مادر سلام الله علیها
لبخند بزن و من قول میدهم که لبخندهای بی نهایت تو را برسانم به دل کسانی که لبخندها کمتر سراغشان را میگیرد.

منتظر قدومتان هستیم.
Photo
Wait while more posts are being loaded