Post has attachment
🌺🍃

🌺🍃صبحتون بخیرو
شادی وتندرستی🌺🍃

🌺🍃خدایا:ارامش درونم را سپاس.
🌺🍃خدایا:سلامتی جسمم را سپاس.
🌺🍃خدایا:اگاهی روز افزونم را سپاس.

🌺🍃خدایا:دل پر تپشم را سپاس.
🌺🍃خدایا:این لحظه را سپاس.
🌹خدایا:قلب مهربانم راسپاس.
🌺🍃خدایا:مکان مقدس را سپاس.

🌺🍃خدایا:دوستان خوبم را سپاس.
🌺🍃خدایا:نفس پر انرژیم را سپاس.
🌺🍃خدایا:موفقیت امروزم را سپاس.
🌺🍃خدایا:شایستگیم را سپاس.
🌺🍃خدایا:لیاقتم را سپاس.
🌺🍃خدایا:با تو بودنم را سپاس.

🌺🍃خدایا:تو را در همه حال سپاس.
🌺🍃به لطف خدا من اشرف مخلوقاتم.
🌺🍃ب لطف خدا من تجلی روح خدام.
🌺🍃به لطف خدا من عزیز در دانه ی افرینشم.


🌺🍃سلام


🌺🍃🌺🍃🌺🍃


🌺🍃🌺🍃🌺🍃
Photo

Post has attachment

Post has shared content
با دل دیوانه من یار باشی محشر است
من بیایم خانه ات بیدار باشی محشر است

کرده باشی خویش را پنهان کنار پنجره
وای اگر مشتاق این دیدار باشی محشر است

بوسه هی از من بگیری از سر شب تا سحر
بشمری و غرق استغفار باشی محشر است

پیش از این گیلاسی لبهات را بوسیده ام
باز در اندیشه انکار باشی محشر است

چشم های تو جهنم بوسه های تو بهشت
دوزخ آغوش من را یار باشی محشر است

دوست دارم مثل پروانه بگردم دور تو
تو شبیه مرکز پرگار باشی محشر است

من به قصد فتح چشمانت بیایم سخت نیست
صخره ای ناممکن و دشوار باشی محشر است

با تو من فهمیده بودم خانه داری مشکل است
تو پرستار من بیمار باشی محشر است
Photo

بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس ترحیم خودم

پیشنهاد میکم با تامل بخوانیید:
============
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنها که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست

واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر

سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
"مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم"

راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم

همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم،
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
روح من غلغلکش می آمد
گرچه این مرگ مرا برد ولی،
گوییا مرگ مرا
یاد این جمله رفیقان آورد
یک نفر گفت:چه انسان شریفی بودم
دیگری گفت فلک گلچین است،
خواست شعری خواند
که نیامد یادش
حسرت و چای به یک لحظه فرو برد رفیق
دو نفر هم گفتند
این اواخر دیدند
که هوای دل من
جور دیگر بوده است
اندکی عرفانی
و کمی روحانی
و بشارت دادم
که سفر نزدیک است
شانس آوردم من،
مجلس ختم من است
روح را خاصیت خنده نبود

یک نفر هم می گفت:
"من و او وه چه صمیمی بودیم
هفته قبل به او، راز دلم را گفتم"
و عجیب است مرا،
او سه سال است که با من قهر است...

یک نفر ظرف گلابی آورد،
و کتاب قرآن
که بخوانند کتاب
و ثوابش برسانند به من
گرچه بر داشت رفیق،
لای آن باز نکرد
گو ثوابی که نیامد بر ما
یک نفر فاتحه ای خواند مرا،
و به من فوتش کرد
اندکی سردم شد

آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد
آمد آن گوشه نشست،
من کنارش رفتم
اشک در چشم،عزادار و غمین
خوبی ام را می گفت

چه غریب است مرا،
آن که هر روز پیامش دادم
تا بیاید،که طلب بستانم
و جوابی نفرستاد نیامد هرگز
آمد آنجا دم در،
با لباس مشکی،
خیره بر قالی ماند
گرچه خرما برداشت،
هیچ ذکری نفرستاد ولی
و گمان کردم من،
من از او خرده ثوابی، نتوانم که ستاند

آن ملک آمد باز،
آن عزیزی که به او گفتم من
فرصتی می خواهم
خبرآورد مرا،
می شود برگردی
مدتی باشی، در جمع عزیزان خودت
نوبت بعد، تو را خواهم برد

روح من رفت کنار منبر
و چه آرام به واعظ فهماند
اگر این جمع مرا می خواهند
فرصتی هست مرا
می شود برگردم

من نمی دانستم این همه قلب مرا می خواهند
باعث این همه غم خواهم شد
روح من طاقت این موج پر از گریه ندارد هرگز
زنده خواهم شد باز
واعظ آهسته بگفت،
معذرت می خواهم
خبری تازه رسیده ست مرا
گوییا شادروان مرحوم،
زنده هستند هنوز
خواهرم جیغ کشید و غش کرد
و برادر به شتاب،
مضطرب، رفت که رفت
یک نفر گفت: "که تکلیف مرا روشن کن
اگر او مرد،خبر فرمایید،خدمت برسیم
مجلس ختم عزیزی دیگر،منعقد گردیده
رسم دیرین این است،
ما بدان جا برویم،
سوگواری بکنیم"

عهد ما نیست ،
به دیدار کسی،کو زنده است،
دل او شاد کنیم
کار ما شادی مرحومان است

نام تکلیف الهی به لبم بود،
چه بود؟
آه یادم آمد،
صله مرحومان
واعظ آمد پایین،
مجلس از دوست تهی گشت عجیب
صحبت زنده شدن چون گردید،
ذکر خوبی هایم
همه بر لب خشکید

ملک از من پرسید:
پاسخت چیست؟
بگو؟
تو کنون می آیی؟
یا بدین جمع رفیقان خودت می مانی؟

چه سوال سختی؟
بودن و رفتن من در گرو پاسخ آن
زنده باشم بی دوست؟
مرده باشم با دوست؟
زنده باشم تنها،
مرده در جمع رفیقان عزیز

در حیرتم از کرده ی این مردم پست
مردم زنده کش مرده پرست

Post has shared content
" جُـــــــــــــــــدا مــــــانـــــــــدَن "...⇡⇡

" از کَسْـــــــــــــــے کـــــه » دوســـــتَـــــش دارے...⇛❥

"↞ فَـــــــــــْــرقے بـــــــا مُــــــــــــــردَنـــــــــ ـ ـ ـ نَـــــــداْرَد ↠↺

" ☜⇜ پــَـــــــــــــــــــــــسْ ⇝ ☞

" ↶ عُـــــــــــــــــــمرے کـــــــهــ بـــــــــے تــــــو مـــيگــــــذَرَد ⇣⇣↷

"✘ مـــَـــــــرگــــیســــــتـــــــ بـــــــــهــــ نــــــــــام ↠°✘

⇠↫ زنــــــــــــــــــــــــــدِگــــــــــــــــے ↬⇢
Photo

Post has shared content
دست بردار پطروس!!!

بگذار دنیا را آب ببرد....

در دنیایی که اقیانوس آرام به دنبال آرامش می گردد....

سد هم بسازی...

فقط مشق بچه ها را زیاد میکنی...!؟

یک سیب به زمین افتاد و "همه" مفهموم جاذبه را فهمیدند...

هزاران انسان به زمین افتاد

"هیچکس"
مفهوم "انسانیت" را درک نکرد...!!

Post has shared content
نگو هرگز خداحافظ
خداحافظ که میگویی
دلم از درد می میرد

تو دوری و نمی بینی
نفس هایی که میگیرد

خداحافظ که می گویی
پر از غم می شود جانم

تو با این واژه غمگین
نرنجانم نترسانم
نگو هرگز خداحافظ
خودت از من حفاظت کن
چرایش را نمی دانم
به اخلاق من عادت کن
کسی که با سلام تو
دلش آرام می گیرد
بدان با این خداحافظ
خودش از غصه می میرد....

Post has shared content
نبض زندگی ام با صدای نفسهای تو میزند...
قشنگترین صدای زندگی ام تپش قلب توست!
ترنم دلنشین لحظه هایم صدای توست!
قوت قلبم بودن توست!
اوج خوشحالیم خندیدن توست...
صبحی که شروعش با توست؛ خورشید دیگر اضافی‌ست!
تو که باشی هر روز را نه! هرثانیه را عشق است...
حس بودنت قشنگ ترین حس دنیاست!
خااااااااصصصصصصصصص

Post has shared content
گـــــاهي نـــــه گريـــــه آرامت مي کنــــد
و نـــــــــــه خنــــــــده
نــــــــه فريـــــــــاد آرامــت مي کنــــــــد
نـــــــه سکــــــــوت
آنجـــــاست کـــــه بـــا چشماني خيس
رو بـــه آسمـــــان مي کني و مي گويي
"خدايــــــا"
تنهـــــا تــــو را دارم
تنهـــــــايم مگـــــــذار...
Photo
Wait while more posts are being loaded