Post is pinned.Post has attachment
ای داد احوالم بد است شوگت جلام می رود
آن دل که سودا کرده بود با روح وجانم می رود

الهام شد غم بر د لم یا رم کند قصد سفر
چون رفت نیامد دیدنم بی من نگارم می رود

د لدار من آ هسته را ن قدری امانم تا دهی
سر گشته ا م صحرای غم د لدار حا لم می رود

ا ی بی و فا ا ز من جد ا رفتی کجا تا می روی
رفتی مرا دلتنگ کنی از خود روانم می رود

جویم سراغت هر دیار جویای حالت تا شوم
شا ید نشا نی آ ورند نا م و نشا نم می رو د

در قلب من ماندی نگار از دل نخواهم برد یاد
قسمت نشد بر هم رسیم بی تو جهانم می رود

شمعم تو شو پروانه من روشن کن و سوزان مرا
کعبه تو شو زوار من چون دست طوا فم می رو د

من چون فقط درمحفلت می خوردم ومستی شدم
مستم بکن با دست خود از دل خما رم می رو د

بر من حرام است مجلسی سا قی دگر جامم دهد
ساقی شو و جامم بده گردا ن که حالم می رود

از دست دادیم منزلت تا کی نشینیم حال خود
در دست گیر حال بدم چون دست رضایم می رو د
رضا خدابنده
Photo

Post has attachment
خيال روي تو چون بگذرد به گلشن چشم       دل از پي نظر آيد به سوي روزن چشم

بيا كه لعل و گهر در نثار مقدم تو        زگنج خانه دل مي كشم به مخزن چشم

سزاي تكيه گهت منظري نمي بينم            منم زعالم و اين گوشه معين چشم


Photo

Post has attachment

تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است * دل سودا زده از غصّه دو نیم افتاده است
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است * لیکن این هست که این نسخه سقیم افتاده است
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست * نقطه دوده که در حلقه ی جیم افتاده است
Photo

Post has attachment
هر خمار گوزله اورک باغلاماق اولماز گوزلیم

درک ائدیب قالماسا گر ساخلاماق اولماز گوزلیم

من محبت ائدیرم سن منه ناز ائیلیوسن

بوندان آرتوخ سنه بل باغلاماق اولماز گوزلیم


آیلار
Photo

Post has attachment

خرّم آن روز کزین منزل ویران بروم * راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب * من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت * رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت * به هواداری آن سرو 
Photo

Post has attachment
اي عاشقان اي عاشقان من خاک را گوهر کنم

وي مطربان اي مطربان دف شما پرزر کنم

اي تشنگان اي تشنگان امروز سقايي کنم

وين خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم

اي بي کسان اي بي کسان جاء الفرج جاء الفرج

هر خسته غمديده را سلطان کنم سنجر کنم

اي کيميا اي کيميا در من نگر زيرا که من

صد دير را مسجد کنم صد دار را منبر کنم

اي کافران اي کافران قفل شما را وا کنم

زيرا که مطلق حاکمم مؤمن کنم کافر کنم

اي بوالعلا اي بوالعلا مومي تو اندر کف ما

خنجر شوي ساغر کنم ساغر شوي خنجر کنم

تو نطفه بودي خون شدي وانگه چنين موزون شدي

سوي من آ اي آدمي تا زينت نيکوتر کنم

من غصه را شادي کنم گمراه را هادي کنم

من گرگ را يوسف کنم من زهر را شکر کنم

اي سردهان اي سردهان بگشاده ام زان سر دهان

تا هر دهان خشک را جفت لب ساغر کنم

اي گلستان اي گلستان از گلستانم گل ستان

آن دم که ريحان هات را من جفت نيلوفر کنم

اي آسمان اي آسمان حيرانتر از نرگس شوي

چون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنم

اي عقل کل اي عقل کل تو هر چه گفتي صادقي

حاکم تويي حاتم تويي من گفت و گو کمتر کنم


Photo

Post has attachment
يار گؤزونه وورولموشام يار يارالی من یارالی

پاییزدا یاپراق کیمینیق یار سارالی من سارالی

هر نه یازان ایلقاریمیز ایندی پوزولماقدادیلار

هئچ دئمیری کیمسه یازیب یار یازالی من یازالی

يوللارا باخدیم نقه دهر توز قوپاران گلمه دی یوخ

آی نه اولار کی گئجه لر یار پارالی من پارالی

داغ قازارام بولسم اگر داغ منه يول وئرمييه جاق

عشقه گرکدیر یاناسان یار اودالی من اودالی

عؤمروموزه دايان دئديق چون کی عؤمور شيتابدادير

هئچ اینانانمام کی داها یار قارالی من قارالی

آنجاق اجلدير کی گه لر آيری سالار بيزلريده

ایندیده عؤمروم قوتاریر یار آرالی من آرالی


Photo

Post has attachment

تصویری زیبا از حال و هوای شاهچراغ، صحن امام جواد و اِلِمان های نوروزیِ آن


Photo

Post has attachment
‍ ﺩﺋـﺪﯼ اُو ﺣـﻮﺭ ﻭ ﻓـﺮﺷﺘـﻪ ﺟﻤﺎﻟﯽ ﻧﻮﺭﺩﺍﻥ ﺳﺮﺷﺘـﻪ

ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﮏ ﭼﯿﺨﻤﯿــــﺶ ﮔﻮﻝ ﮔﺸﺘﻪ ﺧﺴﺮﻭﺷﯿﺮﯾﻦ دَرَسِنده

ﮔﻠﯿﺐ ﺑـﻮﯾﺮﻟـﺮﺩﻥ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﺋﺪﯼ ﻟﺮ

ﻋﯿﺶ ﻭ نشاﻃﻮﻧﻨﺎﻥ ﺷﯿﮑﺎﺭ ﺍﺋﺪﯾﻠﺮ

ﺧﻮﺵ ﮔﭽﯿﺮﺩﯾﺐ ﺣﻆ ﺑﺎﻫﺎﺭ ﺍﺋﺪﯾﻠﺮ

ﺍﯾﻨﺪﯼ ﯾﻮﺧﺪﻭﺭ ﻫﺌﭻ ﺑﯿﺮﯾﻨﯿﻨﮓ ﺁﺛﺎﺭﯼ



Photo

Post has attachment

هوای دو نفره باغ ارم 😍


Photo
Wait while more posts are being loaded