Post has attachment

Post has attachment
تبلیغات تصویری است روابط عمومی کلامی است

بزرگ‌ترین پیر طریقت تبلیغاتچی‌های خیابان مدیسون، ۲۵۰۰ سال پیش مرده است. ولی ذکر او در ذهن خلاق هر شخص خلاقی در آنجا حک‌شده است.

تبلیغاتچی‌ها معبد کنفسیوس را زیارت و ذکر او را تکرار می‌کنند: یک تصویر باارزش‌تر از هزاران کلمه است.

درنتیجه تبلیغات امروز تقریباً فقط تصویری است و کلماتی که در آن به کار می‌رود فقط برای نیرو بخشیدن به تصویر است. مثل قورباغه‌هایی که برای بادوایرز قورقور می‌کند.

در یک تبلیغ اعتبار کلمات بسیار ناچیز است. شرکتی که فریاد میزند ما بهترین هستیم، نمی‌تواند هیچ‌کس را متقاعد کند. عکس‌العمل مصرف‌کنندگان نوعی چنین خواهد بود: آره همشون همین رو می گن!

تبلیغات خودش رو پشت یک سپر تصویری مخفی کرده است. شما می‌توانید با کلمات مخالفت کنید، ولی با تصویر نمی‌توانید. هیچ‌کس با خود فکر نمی‌کند: این‌که یک قورباغه نیست!

یک مسئله دیگر، ایجاد انگیزه است. ذهن آدمی با کلام فکر می‌کند نه با تصویر. مخاطبان بر اساس یک مقایسه کلامی، نام تجاری موردنظرشان را برای خرید انتخاب می‌کنند. این بهترین است. این ارزان‌ترین است. این بزرگ‌ترین است. این سبک‌ترین است. این جالب‌ترین است و غیره.

جوانی که به یک “بار” می‌رود تا یک نوشیدنی بنوشد، با خود نمی‌گوید این همان نوشابه‌ای است که آن سوسمار می‌خورد. نه،تو تقاضای یک ماءالشعیر بادوایزر می‌کند و خود می‌اندیشد: “سلطان ماءالشعیرها، پرفروش‌ترین ماءالشعیر در امریکا، ماءالشعیری که همه رفقایم می‌نوشند.”

جوهره روابط عمومی این است که نام تجاری را به کلام درآورد، به‌گونه‌ای که رسانه‌ها درباره آن خدمت یا کالا، مطلب و گزارش پخش کنند. اگر در این میان تصاویری هم بکار رود، در جهت حمایت از کلام است. آن‌ها اعتبارشان را به کلام وام می‌دهند.

شرکت ولوو یک مرکز جدید سنجش ایمنی در گوتنبرگ سوئد افتتاح کرد. در اخباری که در نشریات دراین‌باره منتشر شد، یک عکس از یک اتومبیل تصادفی آزمایشی هم چاپ‌شده بود. این تصویر جایگاه ایمنی در این نام تجاری را حمایت می‌کرد.
http://www.yadegarigift.ir/visual-advertising-is-verbal-public-relations/

Post has attachment
طراحي و اجراي تابلو چلنيوم

چلنیوم ( channelium) ترکیبی از channel + aluminium است.

Channel به معنی کانال و یا جسمی u شکل میباشد و چون حروف فارسی ، لاتین ویا اشکال بعد از چسباندن نوارلبه به کناره ها شکل u مانند میگیرند ، در زبان لاتین از channel استفاده میشود و جنس لبه این حروف از آلومینیوم است ترکیب این دو کلمه را channelium نام گذاری شد. البته در زبان فارسی عامیانه در کشور ما اصطلاحا(یا به اشتباه) چلنیوم گفته میشود.


http://ranginrasaneh.com/project/horuf-chalnium/

Post has attachment
خارج شدن سایت آمازون دات کام از مسیر

امازون دات کام ، نام تجاری ای است که توسط اطلاع رسانی به وجود امد. حتی زمانی بود که نام ان بیش از نام بیل کلینتون در مقالات تکرار می شد. ولی مدت هاست که ان روزها سپری شده است.
امروز امازون برای سرپا نگه داشتن و تقویت نامش به تبلیغات نیاز دارد. اما تنها به عنوان نام تجاری در زمینه فروش کتاب، و نه به عنوان یک سایت اچار فرانسه!
این موضوع مخصوصا در این شرایط مصداق میابد. شرایطی که فروش این سایت، این اواخر، چندان بالا نبوده است.
امازون باید تمام ایستگاه هایش در نمایشگاه های کتاب، فروشگاه های سیار کتاب، سمینارهای حمایتی اش از نویسندگان معروف، غرفه هایش در کتابخانه ها و همین طور تبلیغاتش را برای به جلو راندن کتاب برچیند. هدف امازون باید این می بود که سهم ۷ درصدی اش از بازار فروش کتاب را به ۲۵ درصد برساند.
اما امازون به جای اینکه در جهت تحکیم تجارت کتاب به وسیله تبلیغات تلاش کند، می خواست به این وسیله به سوی رسته های کاری دیگر گسترش یابد.
نتیجه این امر فاجعه امیز بود. اگر رسته کاری امازون، داروخانه، فروشگاه چندمنظوره یا هر نوع خرده فروشی دیگر بود، سرمایه گذاران برای شکار مغز متفکری مثل جف بزوس، موسس امازون دات کام، از پا نمی نشستند. 
البته نه برای شرکتی مثل امازون دات کام، نماینده اقتصاد جدید!
خیلی نگران نباشید.
ادامه مطلب در لينك زير...

http://www.creativeads.ir/get-out-of-the-way-amazon-dot-com

Post has attachment
حرکت در مسیر درست تبلیغات

بسیاری از نام های تجاری سوار بر موجی از اطلاع رسانی در جهت تثبیت ایده ها و برداشت ها، در مورد خودشان در ذهن مخاطبین، وارد بازار می شوند. سپس واحد تبلیغات عمداً وارد کار می شود و یک برنامه تبلیغاتی اجرا می کند که به وضوح با آنچه که نام تجاری به آن معروف بوده، در تضاد است. گم کردن مسیر حرکت درست، به خاطر واحد تبلیغات، بیش از آنچه که فکرش را بکنید عمومیت دارد. حرکت در مسیر درست تبلیغات
خارج شدن شرکت کورز Coors از مسیر

به‌طور مثال هیچ شرکت ماءالشعیر به‌اندازه شرکت" کورز" اطلاع‌رسانی مطلوب دریافت نکرده است. تیتر مقاله‌ای که در سال ۱۹۷۵ در مجله نیویورک‌تایمز به چاپ رسید، چنین بود: " بر اوج قله راکی". این مجله در مورد ماءالشعیر "کورز" نوشت:" شیک‌ترین ماءالشعیر کشور، هم هنری کیسنجر آن را می‌نوشد و هم پل نیومن". این آن لحظه جادویی است که می‌توانست کورز را به بالای نردبان ترقی برساند. ولی چنین نشد.
شرکت کورز با پشت گرمی این اطلاع‌رسانی بادآورده سهی کرد محصول خود را به‌وسیله تبلیغات به‌سوی بازار ملی و پخش در سراسر کشور هدایت کند. متأسفانه، تبلیغات کورز، جنبه شیک نام تجاری را از آن گرفت.

در این برنامه تبلیغاتی آنچه روی برچسب اصلی نوشته‌شده بود، فراموش شد:" ماءالشعیر عالی و لایت آمریکا" در حقیقت کورز اولین شرکت امریکایی بود که ماءالشعیر لایت یا کم‌کالری تولید می‌کرد.( ماءالشعیر معمولی کورز حتی از ماءالشعیر لایت میکلوب Michelob Light هم کم‌کالری‌تر است.)
سپس کورز با رقیق کردن محصول اصلی و ارائه یک نام تجاری جدید به نام کورز لایت میراث ماءالشعیر کم‌کالری‌اش را تضعیف نمود. ( آیا ممکن بود شرکت تقطیر جک دانیل یک ماءالشعیر به نام جک دنیلز لایت ارائه دهد؟ )
پس‌ازآن کورز با افتتاح یک کارگاه تقطیر دوم در ایالت ویرجینیا، میراث آب‌های معدنی کوهستان‌های راکی خود را هم تضعیف کرد. بیش از ۱۰۰ سال بود که شرکت کورز به مشتریانش می‌گفت که علت طعم منحصربه‌فرد این ماءالشعیر، استفاده از آب‌های معدنی کوهستانی راکی است. سپس باهدف کاستن از هزینه‌های حمل‌ونقل، کورز تصمیم گرفت برای تقطیر ماءالشعیر کورز از آب‌معدنی الکتون Elkton در ویرجینیا استفاده کند.
پس اگر شرکت کورز محصولی را که به شرق کشور ارائه می‌دهد بدون استفاده از آب‌معدنی کوه‌های راکی درست می‌کند، چه چیز خاص و منحصربه‌فردی درباره آن وجود دارد؟

http://ranginrasaneh.com/2017/05/move-in-the-right-direction-advertising




Post has attachment

راهکارهای بهبود در کلاس جهانی

در سیستم هایی که انسان به عنوان یکی از اجزای اصلی آن شناخته می شود، ایجاد نظم در فرآیندها و اجزای مختلف آن به تنهایی جوابگوی نیازمندی ها و بهبوددهنده عملکرد سیستم نخواهد بود.

استفاده بیش ازحد از ابزارها و راهکارهای یادشده می تواند باعث افزایش ناخواسته پیچیدگی ها شود و نتایج معکوسی به همراه داشته باشد.

نکته اساسی دیگر در این سیستم ها ایجاد نظم ارتباطی بین این اجزا و به خصوص ایجاد نظم ارتباطی بین اجزای انسانی و غیرانسانی و بین اجزای انسانی با یکدیگر است.

کلید طلایی بهبود عملکرد این سیستم ها تعامل و همکاری اجزای آنها و به خصوص تعامل و همکاری کارکنان و انسجام بخشی و هدفمندکردن این همکاری در راستای اهداف سازمان است. درست زمانی که سازمان ها احساس می کنند به سطح مطلوبی از نظم ساختاری دست یافته اند باید در جهت هماهنگی و همکاری و هم افزایی هرچه بیشتر این اجزا قدم بردارند. موری برای دستیابی به این هدف، رویکرد «ساده سازی هوشمند» را ارائه می دهد و شش رکن مدیریتی زیر را در چارچوب آن پیشنهاد می دهد:

1- درک کنید کارکنان تان دقیقاً چه کاری انجام می دهند

2- مدیران و یکپارچه سازهای سازمان خود را تقویت کنید و توانمندی آنها را افزایش دهید

3- تعداد بیشتری از کارکنان را درگیر همکاری و تصمیم گیری کنید

4- با ایجاد حلقه های بازخوردی، آینده نگری را در کارکنان تان افزایش دهید

5- روابط متقابل کارکنان را افزایش دهید و خودکفایی های ناکارآمد را حذف کنید

6- کارکنانی که همکاری می کنند تشویق و آنها را که همکاری نمی کنند تنبیه کنید.

راهکارهای بهبود در اقتصاد کمتر توسعه یافته

نند با به کارگیری راهکارهای مختلف و متنوع از سخت و نرم یا ترکیبی از هر دو، تغییراتی را در سازمان و فرآیندهای خود ایجاد کنند که منجر به افزایش بهره وری یا رضایت کارکنان یا هردو شود، اما آنچه مشخص است بسیاری از این تلاش ها ناکام می ماند یا نتایج دلخواه را به همراه ندارد. علت این ناکارآمدی را می توان در عدم درک صحیح از فلسفه به کارگیری این ابزارها جست وجو کرد. منطقی ساده که همان ایجاد نظم ساختاری است.

بدون ایجاد چنین درک صحیحی، استفاده از این راهکارها نه تنها به ایجاد نظم در اجزای مختلف سازمان منجر نخواهد شد بلکه با افزایش پیچیدگی های غیرمنطقی و غیرضروری، ناخواسته بر پیچیدگی های سازمان خواهد افزود.

از بارزترین نمونه های این تلاش ها را که بیشتر متخصصان در تجربه های حرفه ای خود با آن مواجه بوده اند، می توان به کارگیری ناکارآمد سیستم های مدیریت کیفیت و مدل های سرآمدی یا تجارب ناموفق در طراحی و به کارگیری سیستم های یکپارچه مدیریت منابع سازمان «ERP» برشمرد.

با توجه به مطالب بیان شده راهکار سازمان های کمتر توسعه یافته در توسعه عملکرد را می توان در دو بخش تقسیم بندی کرد؛ نخست ایجاد نظم ساختاری در سازمان و سپس توسعه توانمندی های سازمانی.

http://www.creativeads.ir/approach-to-business-challenges-2

Post has attachment
درک بستن قرارداد

تا زمانی که نفهمید محصول شما چگونه در کار استفاده می‌شود و چگونه مشتری می‌تواند از آن سود ببرد، دانش درباره محصول بی‌فایده است. در ظاهر خیلی ساده است، اما شمارا به چالش می‌کشم تا بدانید چقدر طول می‌کشد که بفهمید مشتری شما واقعاً از محصول یا خدمات شما در یک دنیای واقعی و به‌طور روزمره چگونه استفاده می‌کند.

در بیشتر موردها، کاربر نهایی، خریدار نیست. فردی که دستگاه کپی یا کامپیوتر می‌خرد، به‌ندرت همان فردی است که از آن به‌طور روزمره استفاده می‌کند. کابر نهایی فردی است که قصد دارد شما را به اطلاعات مهم فروش برساند.

درک این موضوع ساده است. به دیدار مشتریان خود بروید. آنان را ملاقات کنید، بپرسید و گوش بدهید.

به دیدن نحوه استفاده از محصول خود بروید.
پرسش‌هایی درباره معایب و مزایای آن بپرسید.
بپرسید چه چیز را بیشتر دوست دارند؟
بپرسید چه چیز را کمتر دوست دارند؟
بپرسید چه چیز را باید تغییر دهند و چگونه باید تغییر دهند؟
درباره خدمات پس از فروشی که دریافت کرده‌اند، بپرسید.
اقدامات انجام‌شده به‌وسیله هر فرد مرتبط را مشاهده کنید.
بپرسید که آیا دوباره همان را می‌خرند؟
بپرسید که آیا آن را به واحد تجاری دیگری پیشنهاد می‌دهند؟
تمام چیزهایی را که می‌گویند ثبت و ضبط کنید.

دیدن محصول شما در عمل و پرسیدن پرسش‌هایی درباره آن دیدگاهی جدید از نحوه فروش آن را ارائه می‌دهد:

این دیدگاه مشتریان است که در بالاترین سطح قرار دارد.
دانش محصولی که هیچ آموزش کارخانه‌ای نمی‌تواند ارائه دهد.
بهترین فرصت را برای کسب دانش درباره نیازهای واقعی یک مصرف‌کننده ارائه می‌دهد.
این حالت فرصتی است برای دیدن مزایای محصول خود به‌طور عملی

وقتی در این حالت با مشتریان روبه‌رو می‌شوید:

تمام موارد را مستند کنید.
از مشتریان به خاطر وقتی‌که به شما داده‌اند، تشکر کنید.
تغییرات به‌دست‌آمده را گزارش کنید.
پیشنهادها را ارائه دهید.

سعی کنید ارزش این ۵ مزیت را گزارش کنید:

تماس چشمگیری ایجاد کرده‌اید.
گام‌های بزرگی در رابطه با ایجاد ارتباط برداشته‌اید.
رقابت زمان طولانی‌تری را برای رسیدن به در خانه خواهد گرفت.
دانش ضروری و محکمی را به دست آورده‌اید که به فروش بیشتر منتهی می‌شود.
مشتری درک می‌کند که حالا شما به‌عنوان یک مشاور هستید، نه یک فروشنده.

در یک تماس فروش: کاربرد محصول در محیط مشتری را بحث کنید و یک مبنای کاربردی برای شرکت خود داشته باشد. پرسش‌هایی بپرسید که مشتری بالقوه را به صحبت درباره محصول پس از خرید وادار کند. “اگر خریدید، چه انتظار متفاوتی نسبت به آنچه تاکنون داشته‌اید، از این محصول دارید؟”

و اگر این مرحله را درست انجام دهید،

نه‌تنها فرصتی برای یادگیری،

بلکه فرصتی برای فروش نیز مهیا می‌کند.
http://www.yadegarigift.ir/speak-out-understanding-contract/

Post has shared content

Post has attachment
ساخت نام تجاری برای یک شهر

کمی قبل از مسابقات المپیک سپتامبر سال ۲۰۰۰، ما با مسئولین جذب توریست شهر سیدنی ملاقات کردیم.
ما به انان یاداوری کردیم که چشم جهانیان به شما دوخته خواهد شد، پس الان مناسب ترین زمان برای اجرای یک برنامه روابط عمومی جهت حمایت و معرفی مناسب شهر سیدنی است.
سیدنی چیست؟ اگر بتوانید با یک کلمه یا یک مفهوم به این سوال پاسخ دهید، می توانید همان تفکر را به ذهن میلیون ها مردمی که به تماشای بازی های المپیک می نشینند، و همین طور هزاران خبرنگاری که برای گزارش مسابقات حضور دارند، القا کنید.
شهر ها نیازمند موقعیت و جایگاهی جدا از کشوری که در آن قرار دارند، هستند. پاریس شهر نور است و نیویورک به سیب بزرگ معروف است. رم، شهر جاودان است ولی سیدنی چیست؟
ما برای تعیین جایگاه سیدنی چهار معیار مشخص کردیم:
۱. این مفهوم باید بتواند جایگاه سیدنی را به عنوان یک شهر مهم جهان در کنار شهرهایی مثل لندن، پاریس، رم، نیویورک و هنگ کنگ تعریف کند.
۲. این مفهوم باید دارای قابلیت بالای باورپذیری باشد. به صورتی که مردمی که سیدنی را می شناسند، با شنیدن این مفهوم درباره آن بگویند:"بله سیدنی واقعاً چنین است."
۳. این مفهوم باید با نام سیدنی مشابهت کلامی داشته باشد. بدین صورت به خاطر سپردن آن آسان تر می شود.
۴. این مفهوم باید با سمبل شهر سیدنی، یعنی سالن اپرای آن سازگار باشد. این ساختمان یکی از ۵ بنای معروف دنیاست.
تنها یک ایده با همه این چهار معیار تناسب داشت. ساده و روشن است. با کمک همزمانی با بازی های المپیک و با هزینه بسیار ناچیز می توان این ایده را در ذهن میلیون ها نفر جا انداخت: سیدنی مدنی ترین شهر دنیا
اگر قبلاً به سیدنی سفر کرده اید، می دانید که این نام طنین درستی دارد. تنها مورد اعتراض می تواند این باشد که شاید استرالیا با سابقه تاریخی و مردمی بومی اش چندان با تصویر مدنیت جور نباشد. درست است.
ولی نیویورک، همه امریکا و سیدنی هم همه استرالیا نیست. سیدنی نام تجاری درجه دوم خوب، باید از نام تجاری اول مجزا شود.
اگر بخواهیم از ابتدا خود استرالیا را یک نام اصلی یا مادر قرار دهیم که سیدنی، زیر مجموعه ان به حساب بیاید در واقع از ارزش این شهر کاسته ایم.
این کار مثل این است که نام تجاری ضعیفی مثل شورلت را همتای نام قوی جنرال موتورز بدانیم.

http://www.creativeads.ir/construction-brand-for-a-city
روی نقشه سیدنی در استرالیاست. ولی در افکار، سیدنی و استرالیا دو جای متفاوت قرار دارند. سیدنی مدنی است اما استرالیا، نیست. منهتن، سولقان! نیست.

Post has attachment
بدبینی، رمز موفقیت در کسب و کار

امروزه شروع یک کسب وکار جدید بدون در اختیار داشتن برنامه مشخص امکان پذیر نیست. در واقع استمرار یک کسب وکار ساده نیز نیازمند برنامه و دیدگاه سازمانی خاص است. بر همین اساس به عنوان گام نخست باید یک دیدگاه جامع را برای سازمان تان تهیه کنید. نظریه های جدید در مورد طراحی نقشه راه کسب وکار، برخلاف دیدگاه های سنتی، اصل را بر بدبینی نسبت به همه شرکا، کارمندان و سهامداران گذاشته است.

با این حساب هر فردی در ابتدای پایه ریزی کسب و کار خصوصی اش باید دیگران را به مثابه خطرات بالقوه نگاه کند. چنین دیدگاه بدبینانه ای مانند یک تیغ دو لبه است. مزیت اصلی آن در دیدگاه رئالیستی و واقع بینانه ای است که برای شما به ارمغان خواهد آورد. به عنوان مثال، در ابتدای هر کسب و کار ممکن است افراد زیادی قول های گوناگونی از قبیل اعطای کمک های مالی، اهدای رایگان برخی منابع و حتی حق استفاده از تجهیزات شرکت شان را به شما دهند. با این حال و براساس دیدگاه منفی، نباید به چنین وعده هایی اطمینان کرد.

علاوه بر دیدگاه منفی نسبت به رقبا و وعده های این افراد، پیشرفت های سریع دنیای تکنولوژی نیز کار را دشوارتر کرده است. به عبارت ساده، در فاصله زمانی ۱۸۶۰ تا ۱۹۳۰ بسیاری از کسب وکارها در کشورهای پیشرفته دستخوش تغییر و تحول های عظیمی شدند. در این میان و با ورود ابزارهای جدید به دنیای کسب و کار، تلاش هر شرکتی در راستای حفظ خود از ورشکستگی ترسیم شده بود. گمان نمی کنم در چنین شرایطی اطمینان به وعده های شرکت های دیگر کار چندان عاقلانه ای باشد.

همچنین امروزه در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکای شمالی نیز بی اعتمادی شرکت ها نسبت به یکدیگر، مقامات دولتی و اتحادیه های صنفی کاملاً مشهود است. نمونه واضح این بی اعتمادی در افشاگری هایی است که هرچند وقت یکبار در خصوص برندهای مختلف ارائه می شود. اوضاع هنگامی تعجب آورتر خواهد شد که بدانیم در دنیای کسب وکار مدرن که شعار اصلی اش خدمت به مشتریان است، شرکت ها در صورت نیاز به راحتی مشتریان را نادیده می گیرند.

به منظور توضیح بیشتر این نکته همین بس که در همه کسب وکارها، برخلاف آنچه به عنوان شعار اصلی بیان می شود، هدف اصلی کسب سود است و خدمت رسانی به مشتری در اولویت های انتهایی قرار دارد. در اینجا ذکر یک نکته ضروری است؛ در واقع منظور من از بیان چنین دیدگاه منفی و ترسناکی تنها آگاه ساختن شما نسبت به دشواری های مسیر ایجاد یک کسب وکار جدید یا توسعه کسب وکار فعلی تان است.

همچنین به توضیحات فوق باید این نکته را اضافه کرد که تغییر شرایط نیز گاهی اوقات دردسرساز خواهد شد. به عبارت دقیق تر، بسیاری از کسب وکارها به گونه ای سازماندهی شده اند که تغییرات بسیار سریع و ناگهانی را تجربه می کنند. در چنین شرایطی قول های شما باید هوشمندانه طراحی شود.

http://www.yadegarigift.ir/pessimism-success-in-business
Wait while more posts are being loaded