Post has attachment

242-حادثه-1395/6/8

در فرصت تاریخی گذار

من به طعم زندگی آلوده ام!!

تو کجای حادثه تن داده ای!!

""حسین زرتاب ""

telegram.me/hosseinzartab
Photo

Post has attachment

226-واژگان خیس-1395/5/15

در غروبی زیبا
روی نیلی وش امواج کف آلوده و مست
با تنی خسته ز آب
و نفس های کمی آشفته
می سرایم شعری
از کبودین خط مواج تن دریا ها
و شعوری که کنون شعر شده
تا شفق های همه سرخ غروب
می شوم تا اعماق
خیره و نرم و سبک
غرق در شعر سپید
در شب محفل شعری که سراپا خیس است

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
HOSSEIN ZARTAB:
231-آونگ-1395/5/23

آژیر می کشند مرا
روز واقعه
آبپاش ها
در عرض خیابان اعتراض

رنگارنگ می‌شود
ذهن
در نوسان شعار های تند
سرخابی و بنفش

آشفته مانده ایم
ما
همچنان
اندر میانه ی تدبیر و انقلاب
بی مرز اعتدال!!

""حسین زرتاب""
Photo

Post has attachment

225-زادن-1395/5/14

زاده می شود
هر آدمی
در طول زندگی
یک بار از زنی
بر فطرتی سپید
باری چنان زنی
از خویش و کیش خود

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
HOSSEIN ZARTAB:
230-پدر-1395/5/21

رفتی
شبی
بی نشانه
بی خبر
گذاری ناگزیر
داغ تو
حسرتی
همیشه ماندگار

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
Hossein.Zartab:
224-مرداد-1395/5/13

خشک است
بی احساس
گرمای سرخ مانده از مرداد
وصل است تا خرداد
سیال سنگین سیاه صنعت دنیا
سیال بدبختی ملت ها!!
در پیچ و تابی سرخ
همواره آزاد است در جریان!!
از روی دریای جهالت های پر دهشت
فقر همه ثروت

مردی که روزی آرزوی ملت ما بود
آموزگار شیوه ی تدریج
مصداق آزادی، رواداری
آهسته و پیوسته و آرام
از یاد ها رفته
کمرنگ گردیده

زنجیر چرخ صنعت سیال
در سایه ی تردید ما مردم
محکم تر از دیروز
وصل است تا اذهان امروزی
همواره در جریان
تلخ و سیاه و همچنان آزاد!!
تا مرزهای شهوت بلعیدنی خاموش
خونی درون جاری قدرت
رگ های آماسیده ی غارت
راهی که مغفول است در مردم
خلقی همه حیران و کف آلوده و مضطر
همواره تکرار است این تاریخ!!!

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
سلام بر دوستان عزیز
لینک کانال اشعارم به آدرس زیر می باشد در صورت تمایل به آن بپیوندید

https://telegram.me/hosseinzartab

Photo

Post has attachment
223-بی ریشه-1395/5/10

به سرم نیست کمی ابر و بهاران خنک
همه خاک است ز مرداد مرا
آسمان تیره و تار است غبار آلوده
مانده از خاک عبوری خونین
با تفنگی که ز خود ترسیده
حسرت ی دیرینه

کودتا ریشه ندارد ولی
در تن تاریکی
با هزاران امید
همه بی ریشه و اصلیم هنوز

قلب ها آکنده
از فراوانی سنگین وداع
خفقان است هوا تا خرداد
ماجرا تکرار است
نفسم تنگ نوشتن شده باز
جوهرم سرخ و کمی عنابی
در حصار است مرا شعر کبود

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
222-شاعری کردن-1395/5/7

گم گشته
در لابلای برگ های شعر
روی میزی آشفته از قلم های بی جهت
آغشته با جوهری لاجوردی، سیاه
ماسیده بر سطح کشدار میل تنگ
شبانه
هنگامه ی حرمان مردمان
در رخوت خاموش اتاق خواب
سایه روشن خاکستری لحظه ها
هشیار، نیمه هشیار
میان گونه های شعر، نثر نو
واقعیت، رویا
می شود سیاه، کاغذ سپید
تهی، پیمانه شعر و ادب
هرجا
به پای مرد یا نامرد
به کام فقر و ویرانی
به جام جنگ های دور از اینجا
خواب دیدن های ادواری
خوب فهمیدن!
نظر دادن!
بسی مسرور شعر خویش گردیدن
و در پایان...
تا فردای آزادی
اگر باشد
به مردم شاعری کردن!!

""حسین زرتاب ""
Photo

Post has attachment
Hossein.Zartab:
221-اشکال هندسی-1395/5/6

بی پناه بود
شعری که گفته ام
بی پناه تر از کبوتر سفید صلح
در نبرد صلیب و هلال
آواره چون آزادی اسیر
در سایه ی اشکال هندسی ابتذال
افسوس از ترنم لطیف بهاران واژه ها
بر ذهن آشفته از کبود رنج
افسوس از نگاه
در ژرف سایه روشن سنگین فاجعه

""حسین زرتاب ""
Photo
Wait while more posts are being loaded