Post is pinned.Post has attachment
هیچ کدوم از ناظرین و مالک ها حق ندارند در انجمن اثبات یا رد طرفدارن ادیان از جمله(اسلام، مسیح ، یهود ، زرتشت و.... )
رو ممنوع کنند
این انجمن تشکیل شده برای تبادل نظر بین همه
تا زمانی که کسی فحاشی در پستها نکرده قدمش رو چشم (همه) و هروقت کسی فحش بده یا مسخره کنه بجای ارائه مدرک فحاشی کنه (چه مخالف و چه موافق و همه دوست و دشمن نداریم) بدون در نظر گرفتن سابقه دوستی حذف میشه
هیچ کدوم از دوستان انجمن بدون مشورت با من ممنوع یا حذف نشن .
Photo

Post has attachment
چسب دوقلو بوده یا آب دهان؟

در جنگ بدر ٬ ابوجهل ضربتی به دست معاذ بن عفرا زد و دست او را قطع کرد . او با دست بریده به محضر پیامبر اکرم (ص) رسید.
حضرت رسول اکرم (ص) از آب دهانش به دست قطع شده مالید و آن را سر جایش گذاشت ٬ پس دست جدا شده او بهم چسبید و کاملا صحیح و سالم گردید.
همچنین منقول است که : پای عمرو بن معاذ در جنگ قطع شد و پیامبر اکرم (ص) آب دهانش را به آن مالید و پای وی وصل شده و کاملا خوب شد.
(بحار الانوار ٬ جلد ۱۸)
Photo

Post has attachment
زمانیکه مروجین مذهبی به سمت ما امدن انها کتاب مقدس شده در دستانش بود و ما زمینهایمان ولی بعد از مدتی انها زمینهای ما را داشتن و ما کتابهای مقدس شده انها را.
حماقت انسان
Photo

Post has attachment
مجاهدین خلق چه اسلامی را میخواهند برای ما به ارمغان بیاورند؟
ملاقات‌های اخیر مریم رجوی با تنی چند از سناتورهای دمکرات و جمهوری خواه مدتیست موضوع بحث رسانه هاست. شکست کامل مجاهدین در مبارزه با رژیم آخوندی از طریق نظامی آن‌ هم پس از سالها صرف هزینه و انتقال افراد به کمپ اشرف و بعدا لیبرتی کمیته مرکزی سازمان را بر آن داشت که از راه دیپلماتیک به پیکار رژیم برود! آنچه که برای بسیاری از ایرانیان سوال است غیبت طولانی مسعود رجوی است. گرچه شیخ عرب از او به عنوان مرحوم رجوی یاد کرد ولی‌ سازمان هنوز پاسخ دقیق و قانع کننده‌ای به زنده بودن یا مرگ او نداده است. البته این نیز دغدغه ما نیست. سازمان مجاهدین خلق ید طولایی در مخفی‌ کاری دارد و شاید بتوان درک کرد که از لحاظ امنیتی این پنهانکاری‌ها انجام می‌گیرد. آنچه که مورد بحث ماست، پرداختن به خط مشی سازمان برای برقراری حکومت اسلامی تحت نام جمهوری دموکراتیک اسلامی است! این که حکومت دموکراتیک اسلامی چه تفاوتی‌ با حکومت جمهوری اسلامی آخوندی دارد مورد بحث ما هم نیست! نکته مهم همان برقراری حکومت اسلامیست. مجاهدین باید به این پرسش پاسخ دهند که اصلا آنها دنبال چه حکومت اسلامی هستند، نوع محمدی، نوع علی‌، نوع داعشی، نوع بوکو حرامی، نوع قجری و و و....اگر آنها میخواهند نوع جدیدی از حکومت اسلامی ارایه دهند باید آن‌ را دقیق و روشن توضیح دهند. هر چه تلاش کنند باید حکومت اسلامی آنها بر موازین قرآن استوار باشد، وگرنه حکومت اسلامی بدون اجرای قوانین شریعت اسلام معنایی نخواهد داشت. یا این که آنها باید قوانینی‌ چون قصاص اسلامی و سایر قوانین مخوف دیگر را از مرامنامه حذف کنند که در آن‌ صورت باز حکومت اسلامی مفهومی‌ نخواهد داشت!! پس آنها در جستجوی کدام اسلام هستند؟ اگر آنها به محمد به عنوان پیامبر اسلام اعتقاد دارند پس میبایستی قوانین و رهنمودهای او را هم بپذیرند که یقینا چنین است. سرلوحه آرم مجاهدین حاکی از آن‌ است که اجر بزرگی‌ به آنها (بخوانید مجاهدین) که در راه الله می‌جنگند عطا خواهد شد! پس رکن اصلی‌ سازمان مبارزه برای برقراری حکومت الله بر زمین است. استدلال سازمان این است که بخش بزرگی‌ از ملت ایران هنوز مسلمان و خدا پرستند و باید به عقاید آنها احترام گذشت! در واقع احترام به عقاید ارتجاعی سخن مسخره ایست! مجاهدین پس از سالها مبارزه (؟!) همچنان بر همان طبل میکوبند. آنها میخواهند که رژیم آینده ایران اسلامی باشد، گرچه لقب دموکراتیک را به یدک میکشد! آنها بدون شک آزادیها را محدود خواهند کرد، ولی‌ در مجلس با کراوات و روسریهای رنگارنگ ظاهر خواهند شد!! آنها با استدلال اینکه ملت مسلمانند و صدها هزار شهید در مبارزه با رژیم آخوندی بر جای گذارده اند، صدای آزادی خواهان را خواهند برید، قلمهایشان را خواهند شکست و همچنان به زیارت گور رضا خواهد رفت تا از او شفا طلب کنند، هر چند با کروات و روسریهای الوان!! سوال ما از سازمان این است. شما چه نوع اسلامی را برای ما میخواهید به ارمغان بیاورید که تا کنون در هیچ کجا یافت نشده؟ ملت همه گونه اسلام را در این سالها به چشم خود دیده اند! از نوع طالبانی، آخوندی، داعشی، بوکو حرامی، اخوان المسلمینی و القاعده ای. مگر غیر از اینها اسلام دیگری هم هست؟ اگر هم باشد همان طور که گفته شد باید بر موازین اسلامی استوار باشد. اسلام در واقع نژاد پرست‌ترین دین است!! مسلمانان خود را برتر از سایرین میپندراند و تحمل کوچکترین انتقاد را از دین خود ندارند. سازمان به جای پرداختن به مهملات اسلام باید ذهن جوانان ایران را نسبت به دین ارتجاعی اسلام روشن سازد. من یقین دارم سران مجاهدین حتی ۱ خط از شاهنامه فردوسی را نخوانده اند. آنها، چون شریعتی‌ خائن و مرتجع، با تاریخ و فرهنگ ایران زمین دشمنی دارند و با اسطوره‌های ایران باستان کاملا بیگانه اند. رفتن به گور حسین و طلب مغفرت و شفا از استخوانهای پوسیده ۱ عرب همان قدر ارتجایست که رفتن به جمکران و ریختن عریضه به درون چاه تا به دست مهدی موهوم برسد!! اگر از خیانتهای مجاهدین در کمک به جرثومه‌ای چون صدام حسین چشم بپوشیم، نمیتوانیم دشمنی و عناد سازمان را با فرهنگ و تاریخ این سرزمین فراموش کنیم.ما هنوز ارتقای ایدئولوژیک سازمان را نمیتوانیم درک کنیم که فردی چون مسعود رجوی، ابریشمچی را وادار کرد که همسر خویش، مریم عضدانلو را طلاق دهد تا با او ازدواج کند!! گرچه پیامبر اسلام از این ترفندها زیاد داشت، جایی‌ که با دیدن زن زیبا رویی شوهر او را وادار میکرد که او را طلاق دهد تا با او همبستر شود! پس باید پذیرفت که سازمان به مناسبات صدر اسلام توجه خاصی‌ دارد! همه شواهد نشان دهنده آن‌ است که تفاوت چندانی میان اسلام مجاهدین و اسلام آخوندی نیست. آخوندها هم قرآن بر سر می‌نهند و زوزه میکشند و مجاهدین هم چنین میکنند. آخوندها دسته‌های سینه زنی‌ راه میاندازند و مجاهدین هم به همین منوال. ما میدانیم که شیرینکاریهای مجاهدین در لوو دادن مراکز اتمی‌ آخوندها باعث شد که آمریکایی‌‌ها آنها در آب نمک بخوابانند تا سر فرصت از آنها استفاده کنند. آمریکایی‌‌ها هم گویا ترور افسران خویش را توسط مجاهدین در دوران پهلوی فراموش کرده اند چون برای آنها منافع کشورهای غربی مهم تر از همه چیز است. بهتر است که سازمان مجاهدین خلق دست از سر ملت ایران بردارد. ملت دیگر توان آن‌ را ندارد که اسلامی دیگری، آن‌ هم از نوع دموکراتیک را تجربه کند!! سران مجاهدین میتوانند چون محمد که از مکه به مدینه مهاجرت کرد (بخوانید گریخت!!) به سرزمین عربستان مهاجرت کنند تا در جوار پیامبر خویش مبّلغ اسلام دموکراتیک باشند، گرچه من بعید میدانم که شیخ‌های عربستان چنین اجازه‌ای به آنها بدهند. بوی گند اسلام ارتجاعی همه دنیا را گرفته و شگفتا که مجاهدین چون آخوندهای مرتجع کاسه داغتر از آش شده اند. اسلام دموکراتیک خود را بردارید و به صحرای کربلا بزنید، یقینا الله با شما خواهد بود!
Photo
Photo
۱۳۹۶/۵/۲۶
2 Photos - View album

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻓﺸﺎﺭﺩﺍﺩ .... ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ !!ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﻗﺒﺮﺕﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺘﯽ



ﻣﺮﺩ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : من آتءیست ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﻭ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﻟﻪ ﮐﺮﺩ ...

ﻭ ﮔﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ😂😂

پست های من تو انجمن دیده نمی شه
نمیدونم علت چیه
شاید برادران خرزشی چوسلمین ریپرت کردن

Post has shared content
رسوایی های اخلاقی علی امام اول شیعیان واختلافاتش بافاطمه بنت رسودولا!!!

در مورد زندگانی علی و فاطمه نیز ملایان، شبهه ملایان و شیعیان یاوه گو بسیار لاف زده اند و اغراق کرده اند.
برخی از اسلامگرایان علی و فاطمه را بهترین نمونه و الگو برای همه دورانها معرفی می‌کنند،
اما تاریخ بگفته ناپلئون به شدت با این فرضیه مخالفت دارد.
منابع تاریخی نشان می‌دهند که میان علی و فاطمه روابط خوبی وجود نداشته است.
علی قصد ازدواج داشته است و از همین روی فاطمه به محمد شکایت می‌کند.
حدیث معروف محمد نیز که در مورد فاطمه است، یعنی «فاطمه پاره تن من است، هرکس او را بیازارد مرا آزرده است» به همان آزردگی فاطمه از دست علی ارتباط دارد.
دانشنامه اسلام (Encyclopedia of Islam) از معتبر ترین کتابهایی که اساتید و تاریخنویسان متعددی از دانشگاه های مختلف دنیا در تکمیل آن با یکدیگر همکاری کرده اند در زیر فرنام فاطمه، برگ 843 با استفاده از منابع تاریخی اسلامی این تنش ها را اینگونه وصف کرده است:

تنش های بین علی و فاطمه و مداخله محمد.
علی و فاطمه همیشه با یکدیگر در همسازی زندگی نمیکردند.
علی با شدت و خشم با زنش رفتار میکرد، و فاطمه از همین رو برای شکایت به نزد پدرش رفت.
احادیثی وجود دارند که که این مشکلات خانوادگی را بگونه ای شفاف و روشن نشان می‌دهند که چگونه پیامبر دخالت کرد و صورت او وقتی که خواسته ها و تمایلاتش براورده شد از رضایت درخشید.
جدی ترین اختلاف (بین فاطمه و علی) وقتی رخ داد که بنی هشام بن المغیره از قریش به علی پیشنهاد داد تا با یکی از زنانشان ازدواج کند.

علی این پیشنهاد را رد نکرد اما وقتی این خبر به محمد رسید، او به دفاع از دخترش برخاست.
محمد گفت «فاطمه پاره تن من است و هرکس او را بیازارد مرا آزرده است» (البلاذری، انساب الاشراف 1، 403، الترمذی 2، 319 و غیره)

یا (هرچه او را ناخشنود سازد مرا ناخوشنود میسازد) (این حدیث به گونه های مختلفی آورده شده اما تغییر چندانی در معنی پیش نمی آید).

به نظر میرسد در همان دوران علی می‌خواست با دختر ابوجهل که با فرنام العروه (یک چشم) شناخته میشد ازدواج کند.
محمد از روی منبر بر این تصمیم علی اعتراض کرد که می‌خواست دختر رسول الله را در کنار دختر دشمن رسول الله در یک خانه اسکان دهد.

در این ماجرا نیز پیامبر اعلام کرد که (فاطمه پاره تن من است)، و اگر علی می‌خواهد پروژه اش را با موفقیت به پایان برساند ابتدا باید فاطمه را طلاق دهد (احمد بن حنبل، مسعود قاهره 1313، پوشینه 4، 326؛ بخاری پوشینه 2 شماره 440).

برخی از نویسندگان از این ماجرا نتیجه گرفته اند که از خصیصه های فاطمه این بوده است که شوهرش تنها حق داشتن یک همسر داشته است.
یکی از نامهای علی ابوتراب «مرد خاک» بوده است.
یکی از توضیحاتی که در مورد این نام آمده است، این است که علی بجای اینکه جواب فاطمه را با خشم بدهد، از خانه خارج میشد و خاک بر سر خود میریخت.
محمد چون او را اینگونه دیده بود نام ابو تراب را به او داده بود که علی بعدها به این نام اشتهار یافت.
اگر این گزارشهای دقیق تاریخی و تفاوت آنها با آنچه ملایان از خود در آورده اند و بر سر منبر ها می‌خوانند شما را شگفت زده کرده است
شاید این واقعیت شما را بیشتر شگفت زده کند که بدانید علی تنها 3 روز بعد از مرگ فاطمه با دختری به نام امامه ازدواج می‌کند.
امامه هم بازی امام حسین بوده است علی نیز همچون محمد که تا زمان حیات خدیجه جرات نداشت زن بگیرد،
در دوران حیات فاطمه هیچ زنی نگرفت، زیرا نمیتوانست چنین کند و اشتهای خود را برای زنبارگی با اجبار سرکوب کرد،
اما بعد از مرگ او شروع به تشکیل و تکمیل حرمسرایش کرد، چنانکه در زنبارگی، دستکمی از خود محمد نداشته است و نشان داد که دستکم به اندازه او در این زمینه نیز استعداد دارد.

دستکم ده زن در حرمسرای علی عضویت رسمی داشته اند:

فاطمه بنت محمد بن عبدالله.
خوله بنت جعفر بن قیس بن مسلمه.
لیلی بنت مسعود بن خالد.
ام البنین بنت حزام بن خالد.
ام ولد.
اسماء بنت عمیس الخثعمیه.
الصهباء ام حبیب بنت ربیعه.
امامه بنت ابی العاص بن الربیع بن عبدالعزی، اما زینب بنت رسول الله، و امها خدیجه بنت خویلد.
ام سعید بنت عروه بن مسعود.
محیاه بنت امریء القیس بن عدی.

دو تن از این زنان بردگانی بوده اند که علی آنها را خریداری کرده است.

دفتر زنان پیغمبر اسلام نوشته عمادزاده برگ 391، ماجرای خریداری کنیزی زیبا نام «صهبا ثعلبیه» که نام کامل او «الصهباء ام حبیب بنت ربیعه» است توسط امام علی را از خالد ابن ولید شرح داده است.
امام علی وی را در خانه خالد میبیند و به او علاقه مند می‌شود.
امام علی او را به قیمت 40 دینار از خالد میخرد. خوله بنت یاس حنفیه کنیز دیگری است که علی داشته است نتیجه این زنبارگی علی به گفته ابن سعد در کتاب طبقات الکبری (108/1) 14 پسر و 17 دختر بوده است.

از نگر من عشق چیزی یگانه است، یعنی نمیتوان در یک زمان عاشق دو زن بود، از همین روی تمام کسانی که بیش از یک زن دارند، ازدواجشان مبتنی بر عشق نیست بلکه زن را یا اسباب جنسی خود میبینند، نه یک انسان، و شوربختانه علی از این دست انسانها بوده است.

انصافن نظر شما در مورد مردی که 10 زن دارد چیست؟
آیا او انسانی سالم و اخلاقمدار است؟
آیا حاضرید نزدیکانتان به مجموعه زنهای او بپیوندند؟
البته از تجاوزاتی که علی با استفاده از قوانین اسلامی قرآنی (برای جزئیات قوانین اسلام در ارتباط با برده داری به بردگان و اسرای جنگی کرده است نیز میتوان مواردی را در تاریخ و احادیث یافت،که من اینجا بیش از این ادامه نمیدهم.



Photo

Post has shared content
این زن همان موجود گران بهایی ست که برخی معتند حقش دیه اش نصف مرد است . از ارث یک سهم میبرد . حق انتخاب ندارد . زن چه واژه زیبایی است زندگی میبخشد جنین در وجودش جان میگیرد . دینی که وجود زن را نصف ارزش مرد میداند باید به حقانیتش شک کرد .
Photo

Post has shared content
😒زنان شوهر داری که در جنگ با کفار توسط مسلمین اسیر شده اند بر آنان حلال هستند و میتوانند با آنان نکاح کنند!

واقعا احترام به این دین توهین به شعور انسان هاست.
😶التماس تفکر
Photo

Post has shared content
علماى اسلام سعودی


زنان در رده شتر و بز و ديگر حيوانات هستند

اين هم ارزش زن
👇
Wait while more posts are being loaded