Post is pinned.Post has shared content


~~~ #بِسْمِ-اللَّهِ-الرَّحْمَٰنِ-الرَّحِيمِ ~~~


~~~ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﺭﺣﻤﺘﺶ ﺑﻰ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻰ ﺍﺵ ﻫﻤﻴﺸﮕﻰ ~~~

 
   {   *آیا نقد برخی از مسایل مربوط به* : باستان ، شاهان ، و موبدان ایران باستان ، به معنی وطن فروشی است ؟   }



تاریخ ایران ، با رنج‌ها و زحمات بسیار،‌به دست مردمانی ساخته شد که هرگاه حق را یافتند، مشتاقانه به سوی آن دویدند. میراث‌بانی از این شکوه، خود سعادتی است که امروز بر دوش جوانان این مرزوبوم نهاده شده است.
لیکن برخی جریانات خاص ، با اهدافی از پیش تعیین شده ، ناجوانمردانه این میراث را بر باد می‌دهند . از جمله این جریانان، باستانگرایی افراطی است ( #که-با-نشر-مطالب-موهوم-و-دروغ-‌پردازی-می‌کوشند-ایرانیّت-را-در-مقابل-مسلمانی-قرار-دهند ). لیکن هنگامی که توهمات باستانگرایان افراطی با ابزار عقلانیت ، به نقد کشیده می‌شود ، هنگامی که رشتۀ تخیلات آنان نازک و نزدیک پاره شدن می‌گردد ،
با حربه اتهام‌زنی و بیان احساساتِ بی‌اساس تلاش می‌کنند تا ضعف خود را مخفی و مخالف خود را ساکت سازند . این روش دیکتاتورمآبانه توسط باستانگرایان افراطی چماقدار به دفعات دیده شده است . از جمله اینکه هر خردمندی را که نخواهد فریب آنان را بخورد ، به « * وطن‌فروشی* » متهم می‌کنند و در مقابل ، کسی را که جعلیات و توهمات آنان را باور کند ، وطن‌پرست می‌دانند ! این منطق کسانی است که مبنای اندیشه‌شان بر توهم بنا شده است .[۱]

در این رابطه نکاتی گفتنی و شنیدنی است:

- در منطق ما، حق باید گفته شود، هرچند به ضرر ما باشد. به فرموده پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله وسلم :
« قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا .[۲] حق را بگو هرچند تلخ و ناگوار باشد ». همین گفتار با تعبیری دیگر از حضرت امیر المومنین مولا علی
علیه السلام نقل شده است: « قُلِ الْحَقَّ وَ لَوْ عَلَى نَفْسِك ‏.[۳] حق را بر زبان آور ، هرچند به ضرر تو باشد ». - ما به رسم ایرانی بودنمان، به همۀ اقوام ایرانی و نیاکان خود، احترام می‌گذاریم و همواره از نیکی‌های آنان یاد کرده و نامشان را گرامی ‌می‌داریم، اما قرار نیست که ایرادات را نادیده بگیریم. گذشته چراغ راه آینده است. باید گذشته را با همه نیکی‌‍‌ها و بدی‌هایش شناخت و پذیرفت. باید از ایرادات و زشتی‌ها عبرت گرفت. انکار معایب به معنی فریب دادنِ خویش است و این یعنی خاموش کردن چراغ راه آینده (اگر کسی بخواهد با توهمات و خیال‌پردازی،‌ آن را خاموش کند، لازم است که در مقابلش ایستادگی کرد).

  { #جریانات #اسلام #‌ستیز و مخصوصاً #صهیونیسم
تلاش بسیاری برای به حاشیه راندنِ اسلامِ شیعیِ جهادی می‌کنند . مستکبرین به روشنی دریافتند که برای تسلط بر خاورمیانه (که منطقه ای استراتژیک و قلب تپنده جهان است)، باید میان ملت‌ها اختلافات قومیتی و ملیتی به راه اندازند ( پان‌ایرانیسم ، پان‌ترکیسم ، پان‌عربیسم و...)، از سویی تلاش می‌کنند با احیاء باورهای منسوخ باستانی در ایران و...، اسلام حق‌گرای جهادی را به زوال و ضعف بکشانند.
این نبردی است که از سوی آنان آغاز شده ، و لذا افشای آن باورهای منسوخ و نقد شخصیت‌های طاغوتیِ باستانی (و نه شخصیت‌های مثبت و سازنده) به معنی تقویت جبهه اسلام و تضعیف جبهۀ معاند است . هرچند محبت به وطن در منطق اسلام ، نشانۀ ایمان است ، لیکن قدرت امروز ایران ، ناشی از روحیه و فرهنگ #ایرانی-اسلامی است ، و مخصوصاً مذهب تشیع که به اعتراف رسانه‌های بیگانه نقشی مبنایی و اساسی در قدرت معنوی ایران امروز دارد ،[۴] و هرگونه آسیب به این مبنا،‌ سبب تضعیف و زوال ایرانِ امروز می‌شود

《پس ایستادن در مقابل این نقشۀ استعماری ترویج باستانگرایی افراطی نه تنها وطن‌فروشی نیست، بلکه عیناً وطن‌دوستی است》

  { غرب و پیاده نظام او

بسیاری از ابنیه تاریخی (از قبیل تخت‌جمشید پارسه و پاسارگاد و...) را از زیر خاک (؟!) بیرون کشیده و به مردم ایران معرفی کردند و این مسأله هزینه‌های بسیاری برایشان دربرداشت . بزرگترین مکتشفین و مثلاً باستان‌شناسانِ تخت‌جمشید و پاسارگاد ، غربی بودند .
با اندکی تفکر ، این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که به راستی ، کشورهای غربی که ذره‌ای تحمل پیشرفت ایران را ندارند ،‌ چگونه راضی شدند که برای آشتی دادنِ ایرانیان با تاریخ خود (!)، آن همه هزینه مالی و انسانی دهند ؟ آیا غرب و دولت‌های غربی ، عاشق ما هستند ؟! یا از آن تعریف و تمجیدها ، به دنبال تخدیر ملت ایران و رسیدن به اهداف استعماری خود هستند ؟ آیا مبارزه با اهداف استعماری غرب، و افشای دروغ‌ها، توهمات و خیال‌پردازی‌های باستانگرایان (باستانگرایانی که حقیقتاً برای استعمار خوش‌رقصی می‌کنند)،‌ به معنی وطن‌فروشی است؟!  

{ نکته ای که باستانگرایان افراطی به آن توجهی ندارند ، این است که بدون تمجید از طاغوتیان و گردنکشان ، می‌توان ایرانی و دوستدار وطن بود . چه بسیار از مردمان بزرگ ایرانی که در جای خود به نقد عملکرد شاهان و سران ایران باستان پرداختند . اسناد به جا مانده از متون ایرانی و غیرایرانی گویای این نکته هستند . حتی #فردوسی در #شاهنامه بسیاری از ایرادات و ضعف‌های شاهان و سرانِ ایران باستان را بیان کرده است . #ابوریحان-بیرونی و #ابوعلی-سینا و بسیاری دیگر از بزرگان ایرانی نیز به همین گونه . حال می‌توان همۀ آنان را وطن‌فروش نامید ؟!

 { به راستی آیا کسی بیش از شهدای جنگ تحمیلی به وطن علاقه‌مند بود ؟ آنان برای دفاع از ایرانِ اسلامی از جان مایه گذاشتند . در حالیکه در وصیت‌نامه آنان چیزی از موهومات باستانگرایان افراطی نیست . چند تن از شهدا در وصیت‌نامه‌های خود از زرتشت و کورش و داریوش و... نام بردند ؟ آیا می‌توان آنان را وطن‌فروش نامید ؟ از کسانی که در زمان دفاع مقدس به گوشه ای خزیده بودند و امروز دم از کورش و داریوش می‌زنند ، بعید نیست که اکثر شهدای ۸ سال دفاع مقدس را به جرم ایمان راسخ به اسلام ، وطن‌فروش بنامند !

 { از پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله وسلم در منابع شیعه و سنّی آمده است : « الْإِسْلَامُ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَى عَلَيْهِ .[۵] اسلام ، بالا می‌رود و چیزی بالاتر از آن نمی‌رود ». حال کسی که بخواهد چیزی را بالاتر از اسلام قرار دهد ، خود را مضحکه قرار داده است . حق است که پیش از هر کار ، در مقابل وی (باستانگرای افراطی) با سلاح منطق ، احتجاج کرد . لازمۀ این کار مطالعه و بررسی انتقادی باورهای او (باستانگرای افراطی را می‌گویم) است .

{ باستانگرایان ، شاهان ظالم را تقدیس می‌کنند
حتی به قیمت پایمال شدن خون مردمان ستمدیده ایرانی و غیرایرانی . برای مثال ، انوشیروان به مردم اجازه تحصیل دانش نمی‌داد .[۶] حال اگر کسی به این رفتار انوشیروان اعتراض کند ،‌ برچسب «وطن‌فروشی» *بر پیشانی‌اش می‌زنند ،‌ (در حالیکه این وسط حق مردمان بسیاری ضایع شده است. باستانگرایان متعصبانه از انوشیروان دفاع می‌کنند، حتی به قیمت پایمال شدنِ حق مردمان ایرانی). همینطور در مواردی که مردمان بی‌گناه بسیاری توسط شاهان متکبر قتل‌عام شدند .[۷] چگونه است که اعتراض به ستمگری‌های سران سیاسی - اجتماعی ایران باستان ، وطن‌فروشی است ؟ ولی خیانت به مردم بی‌گناه و بی‌تفاوتی نسبت به مظلومیت آنان ، وطن‌فروشی نیست ؟

در مجموع ، نقد موهومات و پرداختن به حقایق تاریخی ، رفتاری روشنگرانه است که منافاتی با وطن‌دوستی ندارد . بلکه این روشنگری ، موجب نگاه حق‌گرایانه و عبرت‌آموزی از تاریخ می‌گردد و از سویی نقشه‌های استعمارگران را ناکارآمد می‌کند ( و سبب تقویت اسلامِ شیعیِ جهادی در ایران می‌شود ). می‌توان ایرانی بود ، می‌توان وطن‌دوست بود ، ولی به توهمات و دروغ‌های باستان‌گرایانِ افراطی توجهی هم نکرد .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------
[۱]. بنگرید به «داستان ایمان آوردن گشتاسپ به زرتشت».
[۲]. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، قم: مؤسسه آل البيت، ۱۴۰۹ ه.ق، ج ۱۵، ص ۲۹۰، حدیث ۲۰۵۴۱. شيخ صدوق، معاني الأخبار، قم: انتشارات جامعه مدرسين قم، ۱۳۶۱. ص ۳۳۵.
[۳]. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، قم: انتشارات جامعه مدرسين، ۱۴۱۳ ه.ق، ج ۴، ص ۱۷۹. ابوالفضل على بن حسن طبرسى، مشكاة الأنوار، نشر كتابخانه حيدريه نجف اشرف، ۱۳۸۵ ه.ق، ص ۱۷۲.
[۴]. بنگرید به «خشم باستانگرایان افراطی از سخنان کیسینجر».
[۵]. به تعبیر شهید مطهری، این حدیث، معتبر و مورد استناد فقها است (شهید مطهری، پانزده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ص ۱۶). از منابع شیعه: شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، قم: انتشارات جامعه مدرسين، ۱۴۱۳ ه.ق، ج ۴، ص ۳۳۴، حدیث ۵۷۱۹؛ شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، قم: مؤسسه آل البيت، ۱۴۰۹ ه.ق،‌ ج ۲۶، ص ۱۴، حدیث  ۳۲۳۸؛ علامه حلى، نهج الحق و كشف الصدق، قم: مؤسسه دار الهجرة، ۱۴۰۷ ه.ق، ص ۵۱۵.
از منابع اهل سنت: صحيح البخاری، ج ۱، ص ۴۵۴، بیروت: دار ابن كثير. [۶]. بنگرید به «انوشیروان و بیسواد نگه داشتن مردم...». [۷]. بنگرید به: «قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان»، «قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور انوشیروان»، «منشأ جنایات انوشیروان» و...

□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■

#مقدمه :

آنچه در مورد زرتشت ما از ان سخن میگویم دینی است که امروزه به نام زرتشتیگری میشناسیم ! وبه پیرو دسیسه اسلام هراسی و اسلام ستیزی با اسم و مهر کوروش
زرتشت اهورا مزدا و غیره ،و برتر نشاندن ایران باستان پیش از اسلام با تمام ظلم ستم و قتل و تجاوز و.... در اذهان جامعه در تقابل اسلام قرار داده شده؛
ما در مورد اینکه مجوس پیامبری داشته و کتابهای این پیامبر از بین رفته میدانیم و همچنین میدانیم که و امروز آنچه در کتب زرتشتیان نمایان است هیچ ارتباطی با ادیانهای الهی ندارد ؛ ذکر این مطالب به مخاطب کمک میکند که آنچه امروز عده ای ان را بر سر گذاشته و حلو ا و حلوا میکنند عقاید پوچی است که ساخته و پرداخته موبدان زرتشتی است و همانطور که میبینید هیچ رد پایی از احکام الهی در آنها دیده نمیشود ؛


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

انحطاط زرتشتیان از دیدگاه استاد شهید مطهری

استاد شهید مطهری راجع به انحطاط زرتشتیان می گوید: نقش خدا «اهورا مزدا» با همان ریش و عصا و یال و کوپال به عنوان یک آرم ملی بر روی تابلوهای بسیاری از مؤسسات زرتشتی در عصر حاضر به چشم می خورد و نشانه ای از انحطاط فکری در دوره ساسانی است .
زرتشتیان از یک طرف مدعی خداشناسی و توحیدند و «اهورا مزدا» را همان «الله» مسلمین که «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف و الخبیر» (انعام/ 103) است ، معرفی می کنند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یک بت نمایش می دهند
. وی در ادامه می گوید: « چنانکه می دانیم ایرانیان مسلمان آنجا که تعبیرات اسلامی را به لغت فارسی ترجمه کرده اند کلمه «الله» را به «خدا» ترجمه کرده اند که ظاهرا مخفف «خود آی» است ، یعنی نا آفریده شده . ایرانیان مسلمان کلمه «الله» را هرگز به «اهورا مزدا» ترجمه نکرده اند ، بدین جهت که کلمه «اهورا مزدا» بین زرتشتیان آنقدر مفهوم تجسم پیدا کرده بود که آن فرزانگان شایسته ندیدند آن را ترجمه کلمه «الله» قرار دهند».
از گفتار استاد چنین استفاده می شود که ممکن است کلمه «اهورا مزدا» در ابتدا مترادف کلمه «الله» بوده و لکن در اثر تحریفاتی که در دین زرتشت به وجود آمده است ، معنای اصلی خود را از دست داده تا جایی که مسلمین حاضر نشده اند که کلمه « الله » را «اهورا مزدا» معنی نمایند . از آنچه گذشت بدست می آید که زرتشتیان در ابتدا خدا پرست بوده و «اهورا مزدا» را بدون این که برای او شریکی قائل باشند می پرستیده اند. و از این رو جزو ادیان توحیدی محسوب می شده اند . اما بر اثر عواملی گرفتار ثنویت شده و مبدأ عالم را دو چیز بنام یزدان و اهریمن شمرده اند .

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

آیا کورش اصالتا ایرانی بود ؟!
پاسخ قوم آریا (نه نژاد موهوم آریا) طبق جدیدترین تحقیقات (و اکثر قریب به اتفاق تحقیقات گذشته) اهل منطقه ای در جنوب روسیه و قزاقستان امروزی بودند. که در اثر کم شدن مراتع و غذا و همچنین درگیری با اقوام همسایه، برای کسب امنیت و نجات از گرسنگی به سرزمین امروز ایران مهاجرت کردند و زیر دست عیلامیان و دیگر اقوام بومی ایران قرار گرفتند. بعدها اعمال فشار کردند و به زور بر زمینهای آباد مالک شدندآریاییان تا حداقل ۴ نسل زیردست و مزدبگیر بومیان بودند. نام قوم آریا در اوستا، ائيريه است.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 
مقبره مادرسلیمان مقبره مادرسلیمان :

قبر مادرسلیمان/ گور مادرسلیمان/ مسجد مادرسلیمان. گاه نام مشهد مادرسلیمان را به این مقبره نیز تعمیم می‌دهند. بنایی سنگی و زیگورات‌مانند در محوطه هخامنشی مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی) که اخیراً به کورش منسوب شده و ممکن است به عنوان آرامگاهی برای او ساخته شده باشد. اما با توجه به کشته شدن کورش در فاصله‌ای دور و در حین حمله به سرزمین ماساژت‌ها، در هر صورت امکان دفن او در این محل یا هر محل دیگری در این منطقه بعید و ناممکن به نظر می‌رسد.   نام مقبره یا قبر مادرسلیمان، نام مشهوری است که از دیرباز و دستکم از زمان ابن‌بلخی در سده پنجم هجری تا زمان جوزپه باربارو (سیاح ونیزی) و جان استرویس و دوبروین به ترتیب در سده‌های پانزدهم و هفدهم و هجدهم میلادی تا به دوره قاجاری و تا به امروز به این بنا اطلاق می‌شده و در حکم زیارتگاهی ویژه زنان بوده که مردان حق داخل شدن به آنرا نداشته‌اند. نخستین کسی که نظریه آرامگاه کورش برای این بنا را اظهار داشت، جیمز موریه بود که دو بار در سال‌های 1808 و 1811 میلادی بدانجا سفر کرده بود. با اینکه موریه بعدها از این نظر خود پشیمان شد و آرامگاه کورش و پاسارگاد را جایی در اطراف فسا گمان داد، اما دیگرانی همچون سِر رابرت کرپورتر در سال 1818 میلادی و کلودیوس جیمز ریچ در سال 1821 میلادی نظریه او را پذیرفتند (در باره ریچ  کتیبه‌های جعلی). این در حالی بود که عده‌ای دیگر و از جمله دلاواله، اوزلی، لاسِن، اوپرت، سایس و ژان دیولافوآ آرامگاه کورش و پاسارگاد را در اطراف فسا می‌دانستند. علاوه بر این، عده‌ای دیگر نیز نظرات متفاوتی داشته‌اند. آلبرشت فون ماندِلسو در سال 1638 میلادی و به تأسی از روحانیون مسیحی مقیم شیراز، این مقبره را مدفن مادر سلیمان چهاردهمین خلیفه پس حضرت علی دانسته است. نظری که از حمایت کرد. کیاش نیز برخوردار شد و آنجا را قبر خلیفه سلیمان و مادر او دانست. سِر ویلیام اوزلی در سال 1811 میلادی مدعی می‌شود که تخت‌جمشید یا پرسپولیس همان پاسارگاد/ پارسه‌گرد و محل آرامگاه کورش است و زاکارتی نیز بنای موسوم به زندان سلیمان را آرامگاه او دانست. چریکف در سال 1847 مقبره مادرسلیمان را قبر بهمن پادشاه کیانی معرفی کرد.
PhotoPhotoPhotoPhoto
۱۳۹۴/۵/۲۰ ه‍.ش.
4 Photos - View album

Post has attachment
1_ حکایت #کوروش کبیر و پانته ‌آ
2- وجود #بردگان و #کنیزان فراوان در عصر حکومت #هخامنشیان
3- تقسیم #اسیران و #حتی #زنان_اسیر در #پایان_جنگ، بین جنگجویان #ارتش کورش

هویت ملی و در کنار هویت مذهبی، دو بال استوار و مستحکم فرهنگ و تمدن ایران را تشکیل می‌دهد. لیکن چه می‌توان کرد، وقتی که عده ای تلاش می‌کنند تا این دو را در مقابل هم قرار دهند و ما نیز مجبور به پاسخ‌گویی به شبهات و تهاجمات هستیم. از جمله این هجمه‌ها علیه اسلام، که توسط باستانگرایان و اسلام‌ستیزان فریبکار و مزدور، به خورد بسیاری از جوانان داده می‌شود، برخورد گزینشی و تحریف شده با گزاره‌های تاریخی است. برای مثال، مقایسه رفتار حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) و کورش دوم هخامنشی با اسیران جنگی...

برخی حکایت کوروش کبیر و پانته‌آ را با آب و تاب بیان می‌کنند، داستانی که گزنفون (Xenophon) مورخ یونانی در کتاب خود نوشت که وقتی ارتش هخامنشی به سرزمین‌های غرب و جنوب غرب، حمله کردند، اموال آسوریان را مصادره نمودند . سپس همسرِ یکی از اشراف و مأمورین دولت آسور را برای کورش بردند . این زن پانته‌آ نام داشت . وقتی سربازان برای کورش از زیبایی اندام این زن سخن گفتند، و به او پیشنهاد دادند که به سراغ این زن برود، کورش پاسخ داد : « حال كه جمال اين زن بدين‏ درجه زيبا و پرطراوت است، ديدار او براى من مشكل تر شد.
زيرا مى‏‌ترسم با وقت كم و تكاليف بسيارى كه بر عهده دارم، اگر ملاقاتى دست دهد، هواى تكرار ديدارش مرا از اشتغال به امور منصرف سازد و كارهايم برجاى بماند».[۱]

پس کورش این زن را به یکی از نزدیکان خود سپرد تا از او مراقبت کند. در نهایت این زن به شوهرش تحویل داده شد و آبراداتاس (شوهر پانته‌آ) نیز در لشکر کورش قرار گرفت و در یکی از جنگاه کشته شد . پانته‌آ نیز با شنیدن خبر کشته شدن شوهرش، خودکشی کرد .[۲]

به راستی کورش انسان بزرگی بود، اما هدف او از اینکه پانته‌آ را تحت مالکیت خود نگرفت، چه بود ؟

در پاسخ باید گفت، همانگونه که کورش خود بیان کرد، مقصود او این بود که اگر به سراغ آن زن می‌رفت، از کارهای مهم‌تر که همان فتح بابل و دیگر سرزمین‌ها بود، بازمی‌ماند . لیکن برای اینکه به اهداف بزرگتر و نقشه‌های اصلیِ خود برسد، به سمت آن زن نرفت. همچنین کورش به نماینده خود سفارش کرد که: « از او نگه‏دارى كن و به همان قرار كه مقرر داشتم مواظبت كن . شايد بعدها اين زن براى ما مفيد واقع شود ».[۳]
یا به عبارتی : «خواهى ديد، كه از رد كردن پس دادن زن به شوهرش، ما چه نتيجه‏‌اى بزرگ خواهيم گرفت».[۴]

کورش کبیر این زن را به شوهرش پس داد، به این امید که سودی بیشتر و منفعتی بزرگتر نصیبش گردد. جنین هم شد و آبراداتاس (شوهر پانته‌آ) به همراهی نیروهای تحت امرش به ارتش هخامنشیان ملحق شد. البته این هدف و این نیت چیزی از بزرگی کورش دوم (کورش کبیر) نمی‌کاهد.
همانگونه که حمله او به دیگر سرزمین‌ها (که ناچار با ویرانی‌ها و کشته‌هایی هرچند اندک همراه بود) چیزی از منزلت او کم نمی‌کند. حتی در منابع تاریخی آمده که کورش کبیر، به درخواست یکی از سران نظامیِ خود، زنی آوازه خوان را به او بخشید.[۵]

''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''""""""""""""""


#تقسیم #اسیران و حتی #زنان اسیر در #پایان_جنگ، بین جنگجویان ارتش کورش، امری #عادی بود . چنانکه در #فتح #آسور نیز اسیران میان مردان ارتش هخامنشی تقسیم شدند و پانته‌آ سهم کورش شد (که البته در ادامه آنچه گفته شد، پیش آمد).[۶]

وجود بردگان و کنیزان فراوان در عصر حکومت هخامنشیان تأییدی بر این امر است.[۷]

گذشته از این موارد، پیش می ‌آمد که #کورش کبیر، #زنان و #دخترانی را #به_اسارت_می_‌گرفت و حتی با آنان نزدیکی هم می‌کرد.
از جمله اینکه او خاله‌ی خود (آمیتیس دختر آستیاگس) را به اسارت گرفت و سپس با او همبستر شد .[۸]

پی‌نوشت:
[۱]. گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶. ص ۱۲۸.
[۲]. حکایت پانته‌آ و شوهرش در گزنفون، همان، کتاب پنجم، فصل اول آمده است. همچنین بنگرید به: حسن پيرنيا، تاريخ ايران باستان، تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۷۵. ج ۱، ص ۳۲۷-۳۶۹.
[۳] - گزنفون، همان، ص ۱۳۰
[۴]- حسن پيرنيا، همان، ج‏ ۱، ص ۳۲۸
[۵] - گزنفون، همان، ص ۱۲۷
[۶] - حسن پيرنيا، همان، ج‏ ۱، ص ۳۲۷
[۷] - بنگرید به «برده‌داری در عصر هخامنشیان »
[۸] - حسن پیرنیا، همان، ج‏ ۱، ص ۲۴۱-۲۴۰
Photo

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
قسمتی کوچک از #جنایات #کوروش #هخامنشی
در 13 پست

پست 13- کوروش #حمله_می_کرد یا دفاع ؟ در اسناد تاریخی هیچ جا نمیبینیم که از سوی شاه بابل به کوروش حمله شده باشد



در اسناد تاریخی هیچ جا نمیبینیم که از سوی شاه بابل به کوروش حمله شده باشد . بلکه این کوروش است که به بابل حمله میکند .
به نظر مرحوم پیرنیا « شاهی مانند کوروش نمیتوانست در همسایگی خود دولت مستقلی را مانند بابل تحمل کند »
(ایران باستان،مرحوم پیرنیا، ص۳۳۳)


جالب این است که پیرنیا از نخستین نویسندگانی بود که به دستور دربار پهلوی به تعریف و تمجید از ایران باستان می پردازد .

طبق این نظر و با توجه به عدم اعلان جنگ از طرف بابل به کوروش  میتوان به این نتیجه رسید که کوروش صرفاً جهت افزایش قلمرو حکومتش به یک کشور مستقل هجوم برد و جالب این است که پس از #فتح این #کشور #در منشورش ادعا می کند که بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شده و مردم را از دست پادشاه بابل نجات داده است . !

همچنین در مورد حمله به ماد، به غیر از کزنفون که معتقد به وراثتی بودن پادشاهی کوروش است کتزیاس، هرودوت و کتیبه های بابلی همگی تأکید دارند که این کوروش بود که به ماد حمله کرد و آغازگر جنگ بود .

--------




همانطور که دیدید علاوه بر بخشش ها و مهربانی هایی که در بعضی کتب تاریخی به کوروش نسبت داده شده موارد زیادی نیز از وحشیگری و تجاوز در مورد او آمده است که اگر بخواهیم همه ی آن ها را رد کنیم ناگزیر خواهیم بود بخش های دلپسند آن که در مورد عدالت و مهربانی کوروش است را نیز نا دیده بگیریم.
بنابراین کوروش هخامنشی نیز شاهی مانند تمام شاهان خونخوار و ظالم تاریخ است و این در حالی است که نخواهیم او را یکی از خونخوارترین و ستمگرترین شاهان جهان به حساب بیاوریم.
*لازم به ذکر است در تهیه این مطلب از مطالب وب سایت استاد رضا مرادی غیاث آبادی ( پژوهش های ایرانی ) کمک گرفته شده است
Photo

قسمتی کوچک از #جنایات #کوروش #هخامنشی
در 13 پست

پست 12-#کوروش و #کشتن #پادشاهان

*معمولاً ادعا می شود که کوروش پادشاهان دشمن را نمی کشت اما آیا واقعاً این مطلب صحت دارد*؟

برای مثال در مورد کرزوس شاه لیدیه،مورخین یونانی ادعا میکنند که کوروش او را نکشت، ولی در اسناد بابلی سال نهم سلطنت نبونید بابلی نوشته شده است:

« در ماه نیسان، کوروش شاه در نزدیکی آربل از دجله عبور کرده در ماه ایار به طرف مملکت لودی رفت و پادشاه آن را کشت ، ثروت او را #ربود و ساخلوی در آنجا گذاشت »

مرحوم پیرنیا در مورد این بخش میفرمایند که وقایع نگاران بابلی اشتباه کرده اند زیرا یونانیها خلاف این را میگویند ولی معلوم نیست که چرا ایشان نظر مورخین یونانی که سالها با زمان کوروش فاصله داشته اند را بر اسناد معاصر کوروش برتری میدهد، حال آنکه روش مورخین این است که معمولا سند کهنتر و معاصر واقعه بیشترین اعتبار را دارد.

ب*ا قبول سخن این کهنترین سند در مورد جنگ لیدی، باید بپذیریم که حداقل این قانون همیشگی نبوده است و گاهی هم کوروش پادشاهان عصر* خود را میکشته است .

{پست شماره 13 را بخوانید}




قسمتی کوچک از #جنایات #کوروش #هخامنشی
در 13 پست

پست 11- #فریبکاری کوروش اموال غارت شده را به بهانه نیاز خدا بگیرند !!!

هرودوت در کتاب اول خود ضمن گزارش نبرد کوروش با کرزوس(شاه لیدی)، ضمن اینکه گزارش میدهد کوروش ابتدا تصمیم به #اعدام کرزوس میگیرد ولی بعدا پشیمان میشود، در بند ۸۷-۹۵ میگوید:

#کرزوسچون دید که پارسیها خانه های مردم را غارت میکنند ، رو به کوروش کرده گفت:«شاها آیا اجازه دارم بگویم در چه باب فکر میکنم یا باید خاموش بنشینم؟» کوروش جواب داد:«هر چه خواهی بگو»

کرزوس پرسید این جمعیت با این جد چه میکنند؟ کوروش:«شهر تو را غارت میکنند و خزانۀ تو را میربایند» کرزوس:«نه شهر مرا غارت نمیکنند و نه خزاین مرا میربایند، من دارای چیزی نیستم، آنچه میکنند با مال و منال توست»

کوروش از این جواب متنبه شد و اطرافیان خود را دور کرده به کرزوس گفت:«عقیده تو در باب این اوضاع چیست؟»… در ادامه کرزوس پیشنهاد میکند که عشر اموال غارت شده را به بهانه نیاز خدا بگیرند وجالب اینکه کوروش نیز این فریبکاری را میپذیرد !!

(اصل متن در کتاب ایران باستان مرحوم پیرنیا صفحه ۲۵۰)

می بینید که #کوروش بیشتر به #فکر حکومت و #ثروت خود است نه مردم






کوروش هخامنشی،موسس سلسه ی هخامنشیان یکی از شاهان تاریخ بود و به #مانند اکثر #شاهان تاریخ همچون #چنگیز و #تیمور و #هلاکوخان #مغول از خوی #وحشیگری و تجاوز #برخوردار بود و مانند تمام #ظالمان_تاریخ از سه #عنصر #زور_زر_و_تزویر بهره می گرفت
- البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار #خشونت های بی حد و حصرش #گاهی #لطوفت ها و #بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که #باعث_جلب توجه #مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر #مغول پادشاه #هند ضمن #کشت و #کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به #مهربانی #رفتار می کرد و #عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی #تزویر را بهتر درک کرده باشید).

قسمتی کوچک از #جنایات #کوروش #هخامنشی
در 13 پست

پست 10- کوروش راهزن بود

کتزیاس میگوید : کورش پسر چوپانی بود از ایل مرد ها، که از شدت احتیاج مجبور گردید #راهزنی پیش گیرد .

کورش در ایام جوانی به کارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه خورد. او با آستیاکس، آخرین پادشاه ماد، هیچ گونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید


حسن پیرنیا، ایران باستان، جلد اول، ص ۲۴۰







کوروش هخامنشی،موسس سلسه ی هخامنشیان یکی از شاهان تاریخ بود و به #مانند اکثر #شاهان تاریخ همچون #چنگیز و #تیمور و #هلاکوخان #مغول از خوی #وحشیگری و تجاوز #برخوردار بود و مانند تمام #ظالمان_تاریخ از سه #عنصر #زور_زر_و_تزویر بهره می گرفت
- البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار #خشونت های بی حد و حصرش #گاهی #لطوفت ها و #بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که #باعث_جلب توجه #مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر #مغول پادشاه #هند ضمن #کشت و #کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به #مهربانی #رفتار می کرد و #عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی #تزویر را بهتر درک کرده باشید).

قسمتی کوچک از #جنایات #کوروش #هخامنشی
در 13 پست

پست 9- کوروش در #تورات *نجات دهنده #یهودیان از #اسارت هفتاد ساله در بابل و #نابودی بابلیان *



کورش در متن #عهد_عتیق تورات گرامی داشته شده و نجات دهنده #یهودیان از #اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است .
اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای یهودیان برای #نابودی_بابل نیز بوده است :

من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد . نسل بابلیان را ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند .

بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا #جغدها در آن منزل کنند،با جاروی #هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود
(کتاب اشعیا،باب ۱۴ ،بند ۲۲ و ۲۳)

پس از هفتاد سال پادشاه بابل و قوم او را به خاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد وسرزمین ایشان را به ویرانه ای ابدی تبدیل خواهم کرد .
(کتاب ارمیا،باب ۲۵ ،بند ۱۲)

شواهد تاریخی و اکتشافات باستان شناسان نشان از نابودی تمدن بابل پس از کورش می دهد.






کوروش هخامنشی،موسس سلسه ی هخامنشیان یکی از شاهان تاریخ بود و به #مانند اکثر #شاهان تاریخ همچون #چنگیز و #تیمور و #هلاکوخان #مغول از خوی #وحشیگری و تجاوز #برخوردار بود و مانند تمام #ظالمان_تاریخ از سه #عنصر #زور_زر_و_تزویر بهره می گرفت
- البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار #خشونت های بی حد و حصرش #گاهی #لطوفت ها و #بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که #باعث_جلب توجه #مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر #مغول پادشاه #هند ضمن #کشت و #کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به #مهربانی #رفتار می کرد و #عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی #تزویر را بهتر درک کرده باشید).
Wait while more posts are being loaded