Post has attachment
از تـــو می نویسم

موهایم

تشنه لمس دستهای تو

از من می نویسی

نم چشم هایت

بی تاب بوسه های من

واین خود

شعری ست
به وسعت دوست داشتنت
Photo

Post has attachment
Photo

Post has attachment
.
تورو دوســـــــت دارم
مثل حس نجیب خاک
غریـــــــب
تو را دوســـــــت دارم
مثل عطر شکوفهای
سیــــــــب
تو را دوســــــت دارم
عجیـــــــب..

‎‎‌‎‌‌‌‌‌
Photo

Post has attachment
هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود

کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود


پرواز به مرغان چمن خوش که درین دام

فریاد من از حسرت بی بال و پری بود
Photo

اینجامثله برنامه ای که همه چیزتکراریه وحسی کرم وبودنی نیست اینجاهمه چیزشبیه هم هستن اینجامثله بازی مرحله داریه که تمام وقت وافکارمومشکل خودکرده اینجاهم بودن بازی اون بودشب بی دلان که بی عشق بازیم دادندخوش

برای عشق مبارزه بایدکردنه کدای درسته برای عشقی که خودش مانع نبودنباشه برای عشقی که دلش اسراردل معشوق باشه برای عشقی که معشوقشوجهنمی کنه خودشوکردشی چکاری بهترازصلح باخودش اول چون عاشق جنک نمیکنه عاشق میبخشه ومیره 

دوساله همه چیزموگرفت یک ساله تمام توانموبرای بودنش دادم اخربه یک جواب رسیدم همانی که چندین باراشکارگفت ومن درک نکردم الان وقتشه برای کردهات بعدعاشقیم به من ازخدابرات بهترین ارزوتوخواستارم توبهترین غریبه ای هستی که برام یاددادی به خودم هم اطمینان نکنم وبه همه مشکوک شک کاک باشم وهمیشه واقعی بی احساس مجازی واقعی نشون بدم به امیدقیامت 

اعتِراف می کُنَم که«باختَم»❢

تاسَم«جُفت»بود وَلی«جور»نَبود

برگه هام«آس»بود وَلی«حُکم»نَبود

آخَرِش شُد یِکی«بود»

یکی«نابود»

اینَم«سَرنِوِشتِ»ما بود... ‌



به سلامتى اون كه...

به خدا گفت :
يك روز از عمرم را كم كن بزار بهش برسم
گفت نميشه...

گفت ١٠ سال از عمرم را كم كن تا برسم
گفت نميشه...

گفت همه ى عمرم را بگير بزار فقط يك روز پيشش باشم

خدا بغض كرد و گفت

((((چيكار كنم وقتى نميخوادتت)))



Post has attachment

تا روزی که قلبم هنوز میزنـــہ ...

تا وقتی که جونی توی این تنـــہ ...

تو روزای خوب ...

تو روزای بـــد ...

همیشه باهاتم قسم میخورم ...

Photo
Wait while more posts are being loaded