Post is pinned.Post has attachment

Post has attachment
سلام ایا این.گروه هنوز فعالیت میکنه؟
-
votes visible to Public
100%
خیر
0%
بله

لِکُلِّ شَی‏ءٍ أساسٌ وأساسُ الإسلامِ حُبُّنا أهلَ البَیتِ

هر چیزى را شالوده‏اى است و شالوده اسلام ، دوستدارى ما اهل بیت‏ است

المحاسن، ج 1، ص 150

Post has attachment

Post has attachment
ثواب زيارت امام حسين (علیه السلام)








براى زيارت‏ هيچ امامى، به اندازه زيارت حسين بن على(علیه السّلام) در ( كربلا ) تاءكيد نشده است .
حتى براى زيارت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم آن همه سفارش و دستور نيست .
گاهى در روايات، زيارت (كربلا) ، از زيارت (كعبه) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد .
لحن و بيانى‏كه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(علیه السّلام) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است .
ضرورت‏زيارت را در هر حال و همواره مطرح مى‏كند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مى‏شمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مى‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و به رسميت نمى‏شناسد .
ازانبوه روايات گوناگون، به چند نمونه اشاره مى‏كنيم :
امام صادق(علیه السّلام)در ديدار با يكى از اصحاب برجسته اش به نام ( ابان بن تغلب ) ، از وى مى‏پرسد:اى ابان :
كى به زيارت قبر حسين رفته‏اى ؟
ابان - مدتى است طولانى كه به زيارتش نرفته‏ام .
امام - سبحان‏الله...تو از بزرگان و روساى شيعه‏هستى‏ودر عين حال، حسين(علیه السّلام) را رها كرده و به زيارتش نمى‏روى؟...(1) امام باقر(علیه السّلام) از يكى از شيعيان پرسيد:فاصله ميان شما و حسين (علیه السّلام) چه قدر است؟
- بيست‏و شش فرسخ (يا:شانزده فرسخ) - آيا به زيارت قبرش مى‏رويد؟
- نه!- چه‏قدر جفا كرديد!...(2) زيارت حسين رفتن، يك تكليف مكتبى براى شيعه او و پيرو مكتب عاشورا است .
بدون پيوند باآن مرقد و مزار، ( شيعه بودن ) داراى خلل است.اين مطلبى است كه خود ائمه دين فرموده‏اند.امام صادق(ع؟فرمود :
هر كس به زيارت‏حسين(علیه السّلام) نرود تا بميرد، در حاليكه خود را هم شيعه ما بداند، هرگز او شيعه ما نيست.و اگر از اهل بهشت هم باشد، او مهمان بهشتيان است :
( من لم ياءت قبرالحسين(علیه السّلام) و هم يزعم انه لنا شيعه حتى يموت، فليس هولنا بشيعه و ا ن كان من اهل الجنه فهو ضيفان اهل الجنه )(3) امام صادق(علیه السّلام) در جاى ديگر فرمود :
كسى كه‏توانايى زيارت حسين را داشته باشد ولى زيارت نكند، نسبت به پيامبر اسلام و ائمه ( عاق ) شده است.(4) و نيز، آن حضرت فرموده است :
زيارت‏حسين بن على(علیه السّلام)، بر هر كسى كه ( حسين ) را از سوى خداوند، (امام) مى‏داند لازم و واجب است :
( زياره الحسين‏بن على واجبه على كل من يقر للحسين بالاءمامه من الله ‏عزوجل.)(5) و اينكه:هر كه تا هنگام مرگ، به زيارت حسين(علیه السّلام) نرود، دين‏و ايمانش نقصان دارد.(6) امام باقر(علیه السّلام) فرموده است شيعيان ما را به زيارت قبر حسين بن على دستور بدهيد.چرا كه زيارت او، بر هر مومنى كه به (امامت الهى) حسين(علیه السّلام)، اقرار دارد، فريضه است.(7) و در سخنى ديگر فرموده است:شيعيان ما را دستور دهيد تا حسين(علیه السلام) را زيارت كنند.همانا زيارت او عمر را زياد، رزق را افزون، و بديها را دفع مى‏كند و زيارت او، بر هر مومين كه به امامت او از سوى خداوند اعتقاد دارد واجب است.(8) گويا بين اعتقاد به امامت و رهبرى، با رفتن به زيارت ، ملازمه ‏است و زيارت عمل به تعهد و وفاى كامل به پيمانى است كه بين هر امام و پيروان او برقرار است .
پي نوشت ها :

1 - كامل‏الزيارات، ص 331، سفينه البحار، ج !ص 565، بحار الانوار، ج (بيروتى ) ص‏7 .
2 - كم بينكم‏و بين الحسين؟قلت:ست و عشرون فرسخا.قال له:او ما تاءتونه؟قلت:لا قال:ما اجفا كم!...(وسائل الشيعه، ج 10 ص 337 و 338، حديث 16 و 20، بحار الانوار، ج 98 ص 5 ).
3 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 336، حديث 11 بحار الاءنوار، ج 98 ص 4 .
4 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 333، حديث 2 .
5 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 346 حديث 5 .
6 - ... كان منتقص‏الدين، منتقص الايمان.(بحار الانوار ، ج 98 (بيروتى) ص 4 ).
7 - مروا شيعتنابزياره قبر الحسين بن ع لى، فان اتيانه مفترض على كل مومن يقر للحسين بالامامه من الله.(كامل الزيارت، ص 121، بحار الانوار، ج 98 ص 1،3 و 4 ).
8 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 321، حديث 8 و ص 345 حديث 1 و 5 .
Photo

Post has attachment
ﻋﺒﺪ ﺍﻟﺮّﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﺳﻠﻴﻂ ﮔﻮﻳﺪ: ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻣﻬﺪﻯّ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻭّﻟﻴﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻲّ ﺑﻦ ﺃﺑﻰ ﻃﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻬﻤﻴﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﻗﺎﺋﻢ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻮﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺩﻳﻦ ﺣﻖّ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﻳﺎﻥ ﭼﻴﺮﻩ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﺧﻮﺵ ﺁﻳﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻏﻴﺒﺘﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻗﻮﺍﻣﻰ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺮﺗﺪّ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺎﺑﺮﺟﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﺫﻳّﺖ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ: ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻰ ﮔﻮﺋﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻭﻋﺪﻩ ﭼﻪ ﻭﻗﺖ ﻋﻤﻠﻰ ﺷﻮﺩ؟ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﻴﺒﺖ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﺻﺎﺑﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺠﺎﻫﺪﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﭘﻴﺸﺎﺭﻭﻯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻣﺠﺎﻫﺪﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﻳﻦ، ﺝ 1، ﺹ: 585
Photo

Post has attachment
📢📢📢
🔅اراده الهی، صفت ذات یا صفت فعل⁉️

از دیگر تعارضات عقیدتی بین مدرسه فلسفه و عرفان با مدرسه اهلش بیت علیهم السلام که به مسئله قبل نیز مربوط است، در مسئله‌ مشیت‌ و اراده‌ الهی‌ است‌. حکمت متعالیه بر آن است‌ که‌ مشیت‌ و اراده‌ خداوند، همان‌ علم‌ او به‌ نظام‌ اتم‌ و احسن‌ و عین‌ ذات‌ الهی‌ است‌ و نه آن که وصفی جدای از علم باشد.

برخی‌ از عبارات‌ ملاصدرا در این‌ باره‌ چنین‌ است‌:
«عالم‌ بودن‌ و مرید بودن‌ خداوند، یک‌ چیز بیش‌ نیست‌ و هیچ‌ تغایر ذاتی‌ یا اعتباری‌ بین‌ این‌ دو صفت‌ نیست‌. اراده‌ خداوند همان‌ علم‌ او به‌ نظام‌ اتم‌ است‌» (اسفار6/ 333

)«مشیّت‌ خداوند عین‌ ذات‌ اوست‌» (اسفار6/ 319)

«اراده‌ و محبت‌، معنای‌ واحدی‌ دارند و عین‌ ذات‌ خداوند است‌» (اسفار6/ )341

اما از منظر تعالیم و آموزه‌های توحیدی اهل بیت علیهم السلام، برخلاف‌ اعتقاد فلاسفه‌ و عرفا، اراده الهی در زمره صفات ذاتی و عین ذات خداوند نبوده بلکه در زمره صفات فعل خداوند است

.امام رضا علیه السلام می فرماید: الْمَشِیَّةُ وَ الْإِرَادَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ‏ یَزَلْ‏ مُرِیداً شَائِیاً فَلَیْسَ بِمُوَحِّدٍ. (توحید صدوق ص 338)

مشیت و اراده از صفات فعل خداوند است و آن کس که گمان برد خداوند ذاتا و ازلا مرید و اراده کننده است، موحّد نیست.
امام رضا علیه السلام در مناظره اش با سلیمان مروزی نیز بر صفت فعل بودن و حادث بودن صفت اراده و نه صفت ذات بودن و ازلی بودن آن، آنگونه که در فلسفه و عرفان مطرح است، تاکید می کنند.
سلیمان در این مناظره خطاب به امام رضا علیه السلام می‌گوید:آقای‌ من‌! آیا بپرسم‌؟ امام علیه السلام فرمود: از هرچه‌ به‌ ذهنت‌ بیاید، سؤال‌ کن‌.
سلیمان‌: درباره کسی‌ که‌ اراده‌ را اسم‌ و صفتی‌ مانند حی‌ و سمیع‌ و بصیر و قدیر (یعنی از صفات ذات الهی) قرار می‌دهد، چه‌ می‌گویی‌؟
امام علیه السلام: شما می‌گویید، حدوث‌ و اختلاف‌ اشیاء به‌ خاطر مشیّت‌ و اراده‌ خداست‌ و نمی‌گویید که‌ حدوث‌ و اختلاف‌ اشیاء به‌ خاطر شنوا و بصیر بودن‌ خداست‌ و خود این‌ دلیل‌ است‌ که‌ اراده‌ مانند سمیع‌ و بصیر و قدیر نیست‌.سلیمان‌: خدا از ازل‌ مرید است‌.امام علیه السلام: ای‌ سلیمان‌، آیا اراده خدا غیر خود اوست‌؟سلیمان‌: آری‌.امام علیه السلام: در این‌ صورت‌، چیزی‌ را که‌ غیر خداست‌، از ازل‌ با خدا اثبات‌ کردی‌. (و برای خداوند شریک قائل شدی)
سلیمان‌: اثبات‌ نکردم‌.
امام علیه السلام: آیا اراده‌ حادث‌ است‌؟
سلیمان‌: نه‌ حادث‌ نیست‌. ....
امام علیه السلام: سلیمان‌! اراده‌ حادث‌ است‌، زیرا چیزی‌ که‌ ازلی‌ نباشد حادث‌ است‌ و اگر حادث‌ نباشد ازلی‌ است‌.سلیمان‌: اراده‌اش‌ از اوست‌، چنان‌که‌ شنوایی‌ و بینایی‌ و علمش‌ از اوست‌.امام علیه السلام: آیا اراده‌اش‌ عین‌ خودش‌ است‌؟سلیمان‌: نه‌.امام علیه السلام: پس‌ مرید مانند سمیع‌ و بصیر نیست‌. [و بر خلاف این صفات از صفات فعل خداوند است] (بحار 10/331)


در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز بر تفاوت بین صفت علم با صفت اراده در خداوند بر خلاف مدرسه فلسفه و عرفان تصریح شده است.
  بکیر بن‌ اعین‌ از امام‌ صادق علیه السلام می‌پرسد:
علم‌ و مشیت‌ الهی‌، دو چیز متفاوتند یا یک‌ چیز بیش‌ نیستند؟
امام علیه السلام پاسخ‌ می‌دهد: علم‌ غیر از مشیّت‌ است‌، مگر نه‌ این‌که‌ می‌گویی‌: بزودی‌ این‌ کار را انجام‌ خواهم‌ داد، اگر خدا بخواهد و نمی‌گویی‌ اگر خدا بداند، پس‌ این‌ سخن‌ تو: «اگر خدا بخواهد» دلیل‌ بر آن‌ است‌ که‌ خداوند نخواسته‌ است‌؛ پس‌ هرگاه‌ خداوند بخواهد، آنچه‌ را خواسته‌ است‌، خواهد بود و علم‌ خداوند سابق‌ و مقدم‌ بر مشیّت‌ اوست‌.
(بحارالانوار4/ 144)
Photo
Photo
۱۳۹۵/۵/۲۲ ه‍.ش.
2 Photos - View album

یا رب الحسین(ع)
⭕ ترک ولایت اهل بیت(ع) دلیل هلاکت اقوام تا قبل از ظهور⭕

آیا می دانید؟
✍امام صادق "علیه السلام" فرمودند:

👌وقتى بنده ای (فرداى قيامت ) در مقابل خداى عز و جل قرار گرفت ، اولين چيزى كه از او سؤال مى كنند،
☑️نمازهاى واجب
☑️زكات واجب
☑️روزه واجب
☑️حج واجب
✅و ولايت ما اهل بيت است .

📚منبع؛
📙وسائل الشيعه ، ج 3، ص 90

✍امام صادق "علیه السلام" فرمودند:

✅بخدا قسم علت هلاکت اقوام قبل و بعد از شما، تا زمان ظهور مهدی(علیه السلام)،چیزی جز ترک 👈ولایت و خلافت ما👉 نیست!

📙کافی ج1/ص426

Post has attachment
علي بن محمد بن جهم نقل كرده است: در مجلس مأمون حضور داشتم در حالي كه امام رضا عليه السلام نزد او بود. مأمون به او گفت: اي پسر رسول خدا! مگر نمي گويي كه پيامبران معصومند؟ فرمود: بلي. سپس از ايشان در باره برخي از آيه هاي قرآن در مورد پيامبران سئوال كرد. از جمله اين سئوال كه معناي اين گفته خداي عز و جل: چيست؟ «وَلَمَّا جَاء مُوسَي لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ اِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ اِلَي الْجَبَلِ» چگونه كليم الله موسي ابن عمران عليه السلام از خدا طلب رؤيت كرد، حال آن كه مي دانست نمي توان خدا را ديد؟

حضرت رضا عليه السلام فرمودند: كليم الله موسي بن عمران عليه السلام مي دانست كه خداي عز و جل را نمي توان با چشم­ها ديد، اما آن گاه كه خداي عز و جل با او سخن گفت و او را مقرب درگاهش قرار داد، نزد قومش بازگشت و به آنان خبر داد كه خداي عز و جل با او سخن گفته و او را به خود نزديك ساخته و با او مناجات كرده است. آنان گفتند: ما به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه سخنش را بشنويم چنان كه تو شنيدي. تعداد آن قوم هفتصد هزار نفر بود. هفتاد هزار نفر از ميان آنان برگزيد و سپس هفت هزار نفر از ميان آنان را انتخاب كرد و از ميان آنان هفتصد نفر را و در نهايت هفتاد مرد براي ميقات پروردگارش برگزيد وآنان را به طور سينا برد و در دامنه كوه مسكن داد. موسي عليه السلام از طور بالا رفت و از خداي تبارك و تعالي درخواست كرد كه با او سخن گويد و سخنش را به سمع آنان برساند. خداي عز و جل با او سخن گفت و سخنش را از بالا و پايين و چپ و راست و پشت و جلو شنيدند. زيرا كه خداي عز و جل آن را در درخت پديد آورد. سپس آن را از آن درخت خارج كرد تا آن را از همه جهات شنيدند. اما آنها به او گفتند: ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مبني بر اين كه سخني را كه شنيده ايم، سخن خدا بوده است، مگر اين كه خدا را به طور آشكارا ببينيم. هنگامي كه اين خواسته بزرگ را بر زبان آوردند و استكبار ورزيدند و گردنكشي كردند، خداي عز و جل صاعقه اي را فرستاد و در نتيجه، آنان را به سبب ظلم و ستمشان مجازات كرد و آنان به هلاكت رسيدند.

موسي عليه السلام گفت: پروردگارا! به هنگام مراجعت، اگر بني اسراييل گفتند: تو آنان را بردي و به قتل رساندي؛ زيرا كه در ادعاي مناجات با خداي عز و جل راستگو نبودي، به آنان چه بگويم؟ خداوند آنان را زنده كرد و با او فرستاد. آنان گفتند: تو اگر از خدا بخواهي كه او را ببيني، خواهد پذيرفت و در اين صورت، به ما خواهي گفت كه خدا چگونه است و ما او را آن طور كه شايسته است، خواهيم شناخت. موسي عليه السلام گفت: اي قوم! همانا خدا با چشم­ها ديده نمي شود و داراي كيفيت نيست، بلكه با آيه ها و نشانه ها و آثارش شناخته مي شود. آنان گفتند: ما به تو ايمان نمي آوريم، مگر اين كه از او اين حاجت را بخواهي.

موسي عليه السلام گفت: پروردگارا! تو گفته بني اسرائيل را شنيدي و تو به مصلحت آنان داناتري. پس خداي عز و جل به او فرمود: اي موسي! آن چه را آنان طلب كردند، تو از من طلب كن. من تو را به علت ناداني شان مورد مؤاخذه قرار نخواهم داد. آن گاه موسي عليه السلام گفت: «رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ اِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ اِلَي الْجَبَلِ فَاِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ» در حالي كه سقوط خواهد كرد «فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّي رَبُّهُ لِلْجَبَلِ» به يكي از نشانه هايش «جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَي صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ اِلَيْكَ» مي گويد: من به شناخت خود از تو از ناداني قومم برگشتم (من نيز آنان را نادان مي­دانم) «وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» از آنان. زيرا تو ديده نمي شوي. پس مامون گفت: آفرين بر تو اي ابوالحسن.
عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص 178، ح 1
Photo

Post has attachment
ﻣﺠﻠﺲ ﺳﻰ ﻭ ﭘﻨﺠﻢ ﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮّﻡ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺍﻟﻤﺒﺎﺭﻙ 410 1- ﻣﺴﻌﺪﺓ ﺑﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﮔﻮﻳﺪ: ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ (ﻉ) ﺍﺯ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ «ﺑﺮﺍﻯ
ﺻﻔﺤﻪ340-ترجمه و متن امالی شیخ مفید

ﺹ: 332 ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﺠّﺖ ﺭﺳﺎ ﺍﺳﺖ» [1] ﭘﺮﺳﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺷﻮﺩ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﮔﻮﻳﺪ: ﺗﻮ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻰ (ﻳﺎ ﻧﻪ)؟ ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﺭﻯ، ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﻋﻤﻞ ﻧﻜﺮﺩﻯ؟ ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻮﻳﺪ: ﺟﺎﻫﻞ ﺑﻮﺩﻡ: ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻧﺮﻓﺘﻰ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻯ؟ ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ، ﻭ ﺣﺠّﺖ ﺭﺳﺎﻯ ﺧﺪﺍ- ﻋﺰّ ﻭ ﺟﻞّ- ﺑﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ.
ﺻﻔﺤﻪ342-ترجمه و متن امالی شیخ مفید
--------------
[1]: ﺍﻟﺎﻧﻌﺎﻡ: 149.
Photo
Wait while more posts are being loaded