Post has attachment

Post has attachment
سلام به همه دوستان
Photo

Post has attachment
لانگ لانگ و احساساتی با چشمانی تنگ

Post has attachment
این 8888 نفر دوستاران متزو هم دلیلی بر این شد که از همه دوستان برای همدلی و همکاریشون تشکر کنم . این هم آغاز به کار متزو در گوگل
Photo

Post has attachment
سمفونی شماره ۵ از لودویگ ون بتهون در دو مینور، اپوس ۶۷، پنجمین سمفونی از ۹ سمفونی او بود. این سمفونی از ۱۸۰۴ تا ۱۸۰۸ نوشته شد. این قطعه از پر طرفدارترین و بهترین قظعات موسیقی کلاسیک غربی و یکی از بیشترین قطعاتِ نواخته شده است. این سمفونی برای نخستین بار در تئاتر رود وین در شهر وین و در سال ۱۸۰۸ نواخته شد.

این سمفونی با دوبار تکرارِ چهار نتِ "کوتاه کوتاه کوتاه بلند" آغاز می‌شود.

این سمفونی و چهار نت آغازین آن در جهان بخوبی شناخته شده‌اند و در فرهنگ عامه از دیسکو تا راک اند رل و در سینما و تلویزیون اجرا می‌شوند

Post has attachment
ژرژ بیزه (به فرانسوی: Georges Bizet) (۱۸۳۸ - ۱۸۷۵) از آهنگ‌سازان سرشناس فرانسوی در دوره رمانتیک بود. شهرت او بیشتر به‌خاطر اپرایی به نام کارمن است.

در سال ۱۸۳۸ زاده شد . پدرش معلم آواز بود و ژرژ از کودکی نزد پدرش با موسیقی آشنا شد. بعدها در سال‌های تحصیل در کنسرواتوار جایزه رم به او اهدا شد .

بیزه یک اپرا بوفا بنام دن پرکوپیو و قطعه‌ای به نام واسکو دوگاما نوشت و اپرایی در پاریس بنام صیادان مروارید را تصنیف کرد که نخستین اپرای معروف او بود . بیزه در سال ۱۸۷۲ اپرای جمیله را نوشت. سپس قطعاتی را برای آرلزین نوشت و در همین سال‌ها بود که او بزرگ‌ترین اثر هنری خود یعنی اپرای کارمن را برای اپراکمیک تصنیف و اجرا کرد. اپرای کارمن بر اساس رمان کارمن تنصیف شده.داستان آن در مورد دختر کولی و زیبا و هوسباز است.او با رقص طناز و بی نقصش همگان را می فریبد.ار قضا سردار نظامی ارتش دلباخته ی کارمن می‌شود و به خاطر او دست به هر کاری میزند.اما کارمن در آخر دست رد بر سینه ی او میزند و در آخر سردار کارمن را به قتل رسانده و به خاطر عشق از دست رفته ی خود می گرید.

ژرژ بیزه در 25 اکتبر سال 1838 بدنیا آمد، مادرش یک نوازنده پیانو بود و پدرش آواز می خواند و موسیقی می ساخت. ده ساله نشده بود که از طرف کنسرواتوآر پاریس مورد ستایش قرار گرفت وی در آنجا به تحصیل کنترپوآن و آهنگسازی پرداخت و تبدیل به یک پیانیست با استعداد و درخشان شد. از همان سالهای اولیه تحصیل استعداد خود را در آهنگسازی به نمایش گذاشت. مثال بارز آن سمفونی در دو ماژور است که در 17 سالگی آنرا تهیه کرد اما تا سال 1935 اجرا نشد. اپرای دون پروکوپیو که در اوایل 20 سالگی تهیه شد دلیل دیگری بر توانایی های ذاتی بیزه در آهنگسازی است، این اپرا نیز تا سال 1906 اجرا نشد. در ویلا مدیسی، حرارت، صداقت دوستانه و استعداد او در نواختن پیانو، سبب شد مقبولیت عام یابد.او آگاهانه از تقلید دور ی می جست، به جای یک مس سنتی، اولین ساخته‌ای که به رم فرستاد، یک اپرای مضحک ایتالیایی بود به نام ون پروکوپیو.در بازگشت از ایتالیا، بیزه خانه نشین شد وعملاً دیگر از پاریس و حومه ی آن تکان نخورد.تنها در 1862 با گونو به بادن بادن رفت.درست در زمانی که برلیوز تاتر جدید را با بئاتریس و بندیکت افتتاح می کرد.حرفه ی او آن چنان که انتظار داشت ارضایش نمی کرد.به دلیل دو دلی ونگرانی از چگونگی رسیدن به کمال، بارها آنچه را که بدست آورد، رها کرد (نزدیک به پانزده اپرا و اپرا کمیک، برنامه ریزی شده یا نیمه کاره باقی‌ماند) و آنچه که این آهنگساز تاتر بطورکامل به مردم ارائه کرد، اغلب، به خوبی استقبال نشد (به استثناء دختری زیبای پرت با اجرای عالی و استقبالی رضایت بخش).

آثار اصلی بیزه در ابتدا تنها بی تفاوتی ودشمنی بیشتر تماشاگران و منتقدین را برمی انگیخت، بیشتر آنها از اصالت الهام ملودیک، پر باری بخش های ارکستری و واقع گرایی توصیفات دراماتیک می گریختند.به عنوان مثال : صیادان مرواردید از سوی مردم ومنتقدین به یک اندازه با سردی روبه رو شد.به استثنا برلیوز و برخی دیگر چون طرفداران واگنر که سرخورده شده بودند، دیگران از هم اکنون سلاح های خود را برای متهم کرن بی منطق واگنریسم آماده می کردند، اتهاماتی که چندی بعد علیه کارمن، اوج گرفت.همین بازتاب برای جمیله که مهر غیرقابل درک بر آن زدند، نشان داده شد و هم چنین برای آرلزین اثر دوده که مورد تحسین اندکی قرار گرفت.بعضی انتقاد می کردند که این نوع موسیقی کلام تحت‌الشعاع قرار می دهد، که البته اتهامی بی اساس بود، و برخی دیگر عکس این انتقاد را داشتند.درباره ی شرایط اسفبار نخستین اجرای کارمن همه چیز گفته شده است : برنامه به جهت شرایط حاکم برسالن چندین بار قطع شد، میزانسن و بازیگران متوسط، دشمنی خود بخودی رقبای جسور، تماشاگرنی که تنها در اندیشه ی اپرا کمیک بودند. (مکان همیشگی ملاقات های مربوط به زناشویی) بی شک همه و همه برای چنین نمایشی آماده نشده بود، از سوی دیگر جراید نیز در این قبیل موارد، بطور معمول بی خاصیت ترین همکاران خود را می فرستادند.با این حال نخستین پرده شور و احساس تماشاگران را برانگیخت.منتقدین بسیاری از آن ها : ت. دوبانویل، این نمایش را پسندیدند و آهنگسازان بسیاری از آن ها : ونسان دندی راضی بنظر می رسیدند.پس درست نیست که در مورد شکست کارمن غلو شود و مرگ سازنده ی آنرا به این نسبت دهند.بیزه پانزده سال بود که از یک عفونت شدید گلو رنج می برد و بی شک از نوع سرطانی آن، در نتیجه مشکلات صوتی و شنوایی ناشی از آن سرانجام با خفگی همراه شد.او از یک بحران قلبی در شب دوم تا سوم ژوئن 1875، کمی پس از آنکه پرده روی سی ویکمین اجرای کارمن فرو افتاد، درگذشت ودر پرلاشز به خاک سپرده شد.در 1862، بیزه با ژنویو هالوی دختر یک استاد قدیمی ازدواج کرد و از او فرزندی به نام ژاک داشت که ادیب شد (1872-1922)

Post has attachment
شهرت و تأثیر برترین آداجیو

ضبط اجرای بار اول جهانی سال ۱۹۳۸ توسط ارکستر ان‌بی‌سی به رهبری آرتورو توسکانینی در سال ۲۰۰۵ برای نگهداری همیشگی در گنجینه ملی ضبط در کتابخانهٔ کنگرهٔ ایالات متحده برگزیده شد.

در مراسم ختم گریس، شاهزادهٔ موناکو و ختم آلبرت آینشتاین این قطعه اجرا شد. برخلاف باور عمومی این قطعه در مراسم ختم فرانکلین دلانو روزولت اجرا نشد، بلکه در هنگام اعلام فوتش در رادیو پخش شد. در سال ۲۰۰۱ و در آخرین شب پرام در رویال آلبرت هال در مجلس یادآوری قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر به جای موسیقی‌های تُندریتم میهن‌پرستانه، این قطعه اجرا شد. در جشن‌های افتتاحیهٔ المپیک زمستانی ونکوور ۲۰۱۰ نیز این قطعه اجرا شد.

در سال ۲۰۰۴، شنوندگان برنامهٔ امروز بی‌بی‌سی آداجیو را به عنوان «غمگین‌ترین کلاسیک همهٔ اعصار» بالاتر از «سوگواری دایدو» از دایدو و آینیس ساختهٔ هنری پرسل، «آداجییتو» از سمفونی پنجم گوستاو مالر، «متامورفوسن» ریچارد اشتراوس، و «یکشنبهٔ غمناک» بیلی هالیدی انتخاب کردند

آداجیو برای سازهای زهی را در میان موسیقی متن بسیاری فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، و بازی‌های ویدیویی می‌توان شنید: جوخه، فیلم برندهٔ اسکار الیور استون؛ مرد فیل‌نما، فیلم ۱۹۸۰ نامزد اسکار دیوید لینچ؛ سیکو، مستند ساختهٔ مایکل مور؛ روغن لورنزو؛ یک چیز خیلی طبیعی و آمِلی، فیلم ۲۰۰۱ نامزد اسکار ژان-پیر ژونه.

در میان کارهای تلویزیونی، در قسمتی از سیمپسون‌ها، ساوث پارک، ساینفلد، و عشق بزرگ نیز این قطعه شنیده می‌شود

اجرایی از این آهنگ توسط ارکستر سمفونیک لندن برای دوره‌ای پر فروش‌ترین آهنگ آی‌تونز بود.

این قطعه در نوع موسیقی رقصی الکترونیک، بخصوص ترنس بسیار معروف است. هنرمندانی که این کار را بازآفرینی کرده‌اند شامل آرمین ون بیورن،ویلیام اوربیت، فری کورستن، و تییستو هستند. تنظیم کورستن توانست در جدول تک‌آهنگ‌های بریتانیا به مقام چهارم صعود کند. این آهنگ بخاطر حس خاصی که القاء می‌کند در بسیاری آلبوم‌ها و گردآوری‌ها آمده است

آداجیو برای سازهای زهی باربر به‌عنوان موومان دوم او در استرینگ کووارتت شمارهٔ ۱، اپوس ۱۱، ساختهٔ ۱۹۳۶ وی سرچشمه می‌گیرد. باربر در حال گذراندن تابستان با همسرش جیان-کارلو منوتی (آهنگسازی ایتالیایی و همکلاسی‌اش در مؤسسه موسیقی کرتیس) در اروپا بود؛ او در این مدت آداجیو را ساختدر اصل، این قطعه بعد از موومان اول شدیداً مباین آغاز می‌یابد و با یک بازکوب کوتاه موسیقی دنبال می‌شود.

در ژانویهٔ ۱۹۳۸ باربر قطعه را برای آرتورو توسکانینی فرستاد. رهبر ارکستر، پارتیتور را بدون هیچ اظهار نظری پس فرستاد و موجب دلگیری و دوری جستن باربر شد. متعاقباً توسکانینی بواسطهٔ یک دوست به اطلاع باربر رساند که فکر اجرای قطعه را در سر می‌پروراند و نت‌ها را برگردانده، چرا که آنرا از حفظ شده است. گفته می‌شود توسکانینی تا قبل از روز اجرای جهانی هرگز بار دیگر به نت‌ها نگاه نیانداخته بود

اولین اجرای آرتورو توسکانینی بهمراه ارکستر سمفونیک ان‌بی‌سی در روز ۵ نوامبر ۱۹۳۸ در نیو یورک از رادیو پخش شد.

این آهنگساز همچنین در سال ۱۹۶۷ قطعه را برای کر ۸ قسمتی بازنویسی کرد، بعنوان آنگوس دی بمعنی «برهٔ خدا»

Post has attachment
متزو بهاری

Post has attachment
Wait while more posts are being loaded