Post has attachment
دوستان طبیعت

Post has attachment

Post has attachment
عصرماعصرفریبه عصر اسمای غریبه عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه آسموناش پر دوده قلب عاشقاش کبوده کاش تو قحطیه شقایق بشينيم تو يه قایق بزنیم دلو به دریا منو تو تنهای تنها خونه هامون پر
نرده پشت هر پنجره پرده قفسها پر پرنده لبای بدون خنده ... 😢
Photo

Post has attachment
سلام
شادی را برایتان آرزو میکنم
Photo

Post has attachment
Photo
Photo
۱۳۹۵/۱/۲۱ ه‍.ش.
2 Photos - View album

Post has attachment
سلام دوستان
سالیان عمر تان سرشار از شادی وآرامش باد
اینکه شما را در جمع دوستان بامرام می بینم افتخار بزرگی است که به عنوان عیدی با ارزش وماندگار در دفتر خاطراتم ثبت میشود .
واژه ی دوستان بامرام بسیار والاست و کسی که به این درجه برسد مطمئنا انسان بزرگی ست
ازتمامی دوستان درخواست همکاری و همیاری جهت ترویج اهداف انسانی و همچنین حفظ محیط زیست و ارسال تصاویر ناب از طبیعت و سخنان زیبا و پند آموز دارم .
سپاس از دوستی تان
Photo

Post has attachment
سهم من
آسمانی است
که آویختن پرده ای آن را از من میگیرد
Photo

Post has attachment
ای ساقیا!!! مستانه رو،،،
آن یار، را آواز ده...
گر او ،نمی آید ،بگو ...
آن دل ،که بردی ،باز ده...
افتاده ام، در کوی تو،،،
پیچیده ام ،بر موی تو...
نازیده ام، بر روی تو،،،
آن دل ،که بردی باز ده...
بنگر، که مشتاق توام ،،،
مجنون غمناک توام...
گرچه که من خاک توام ،،،
آن دل ، که بردی باز ده....
ای دلبر زیبای من ،،،
،
"مولوي "
Photo

Post has attachment
دعوتم امشب به جشنی بی فروغ
میکنم خوشحال دل را با دروغ

میزبان، میخانه ای متروک و دور
مثل هر شب در مسیری بی عبور

در زدم با سر وصدا وارد شدم
جای خالی دیدم و ساکت شدم

صندلی و میز چوبی، نور کم
یک سکوت مهلک و جولان غم

روی میز، یک شمع و، جامی پر شراب
رقص نوروشمع و، حالی بس خراب

صبر کردم بی دلیل و بی ثمر
باز هم تنها نشستم تا سحر

بی تو فرقی نیست بین روز و شب
یار و همراهم شده، هذیان و تب

میشود این جشن، هر شب برگزار
آفرین غم، چشم از من بر ندار!
Photo

Post has attachment
رقص گلهای شقایق دیده ای؟
حالت چشمان عاشق دیده ای؟

 محو   پرواز   کبوتر   گشته ای؟
از  نگاهی  تو   مکدر  گشته ای؟

با قناری ها تو دوبیتی خوانده ای؟
خنده ای را  بر  لبی بنشانده ای؟

محض یارت کوچه ای گز کرده ای؟
فارغ  از دنیا  دمی  حظ کرده ای؟

گر  چنین با زندگی سر  کرده ای!
درس عشقت  را تو  از بر کرده ای....
هر کسی عاشق شود کارش به عصیان می‌کشد

عشق، آدم‌های ترسو را به میدان می‌کشد

گر چه از تقدیر آدم‌ها کسی آگاه نیست

رنجِ فال قهوه را عمری است فنجان میکشد
Photo
Wait while more posts are being loaded