Post has attachment


وقتی بودنِ کسی تمام شد باید پذیرفت که تمام شده،
دست و پا زدن فایده ای ندارد، باید بگذاری برود پیِ کار و زندگی‌اش، باید قبول کنی که شبیه خوردن یک نوشیدنی که جایی به انتها می‌رسد، به انتها رسیده.
اگر مدام نی را ته لیوان بچسبانی و هورت بکشی جز یک صدای ناموزون اتفاقی نمی افتد، حالا هی هورت بکش، هی هورت بکش، چیزی‌ دستگیرت نمی شود، فقط توجه اطرافیان به عجز و فلاکت آدم بیشتر می‌شود، باید یک جایی نی را از دهانت بگیری، لیوان را بگذاری رویِ میز، و بیخیالِ چند قطره‌ی باقی مانده شوی، باید بگذاری برود، هورت کشیدنِ آدمی که تمام شده دردی را درمان نمی کند...
Photo

Post has attachment

نمیشود از همان اول رابطه بگوییم من اینگونه ام و از این برخورد خوشم نمی‌آید
نمیشود گفت لطفا آنگونه که من دوست دارم باش
در رابطه هایتان نرخ تعیین نکنید تا در دعواهایتان نرخ تعیین نشود ...
تا منت نگذارند من بخاطر تو آنگونه شده ام که نیستم ، بخاطر تو فلان فرد را از خودم راندم و بیسار کار را انجام ندادم
از همان اول رابطه معیار هایتان را بسنجید
ببینید او همانی هست که میخواهید ؟ او را برای وجود خودش ارزشمند بدانید و دوستش داشته باشید
نه آنی که خودتان میخواهید
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که فردی را با تمام تنگ خلقی هایش ، در اوقاتی که بی حوصله است ، عصبانیست، کلافه است ، حتی در لحظه ای مغرورترین فرد شناخته شده روی کره‌ی زمین باشد را برای همین خودش ، خودِ واقعیش بخواهید
این دوست داشتن ها شرف دارند به آنهایی که دم به ساعت نقابی را از چهره بر میدارند و نقابی جدید را میزنند ، غافل از این که نهایتاً زیر نقاب فردی تربیت میشود بی هیچ علاقه ای به آنی که جلوه میکند
بیایید آدم هارا از خودمان که نه
لااقل از خودشان بیزار نکنیم .
Photo

Post has attachment

من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله ی زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام.
آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی که زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم.
Photo
Wait while more posts are being loaded