Post has attachment
ای بابا باز صب شده باید پاشیم... 😖😒😴👻

❣صبح زیباتون بخیر و شادی،
روزتون سرشار از انرژی مثبت❣

@isf031 کانال اصفهانی ها 📢
Photo

👈انتظار چیست و متتظر کیست ❓🤔❓🤔

💐 انتظار یعنی : 👇👇👇👇

☀️انتظار یعنی دروغ نگفتن.
☀️انتظار یعنی غیبت نکردن.
☀️انتظار یعنی تهمت نزدن.
☀️ انتظار یعنی نماز به موقع خواندن.
☀️ انتظار یعنی زکات دادن .
☀️ انتظار یعنی چشم خود را کنترل کردن.
☀️ انتظار یعنی قدم صحیح برداشتن .
☀️ انتظار یعنی عمل به قرآن.
☀️ انتظار یعنی احترام گذاشتن .
☀️ انتظار یعنی با ادب بودن.
☀️ انتظار یعنی کنترل سخن داشتن.
☀️ انتظار یعنی راستگو بودن.
☀️ انتظار یعنی امانت دار بودن.
☀️ انتظار یعنی خشم خود را فرو بردن.
☀️ انتظار یعنی بخشنده بودن.
☀️ انتظار یعنی هر لحظه به یاد خدا بودن.
☀️ انتظار یعنی دیگران را کوچک نشماردن.
☀️ انتظار یعنی ✨علی✨ وار بودن.
☀️ انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.
☀️ انتظار یعنی امر به معروف کردن.
☀️ انتظار یعنی نهی از منکر کردن.
☀️ انتظار یعنی در راه خدا جهاد کردن.
💐 انتظار یعنی ... 💐


منتظر_شويم
کوتاهترین_دعا_برای_بزرگترین_آرزو

الهم عجل لولیک الفرج

▪️از طرف پرسیدند فواید ماه رمضان و روزه داری چیه؟
گفت والا چه عرض کنم....

🔸با تحمل گشنگی حال فقرا و گرسنگان را درک میکنیم!
🔸بعدش زخم معده و سنگ کلیه و صفرا میگیریم پس حال بیماران را هم درک میکنیم!
🔸بعد در اثر گشنگی عصبی و پرخاشگر میشیم حال دیوانه ها را هم میفهمیم!
🔸بعدشم دم افطار اينقدر ميخوريم كه به مرز تركيدن ميرسيم و حال پول دارا رو هم درك ميكنيم!
🔸و در آخر موقع خواب از شدت زياد خوردن نميتونيم بخوابيم و تكون بخوريم كه حال باردارهارو هم درك ميكنيم!

بازم بگم از فوايدش😳😅😂

✨اندکی تامل✨

💦⚡️🍃🌻🌹💦

🍃پیر مردی تصمیم گرفت تا با پسر و عروس و نوه ی چهارساله خود زندگی کند. دستان پیر مرد می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را برزمین انداخت و شکست. پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد.

🍃 بعد از این که یک بشقاب از دست پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد هر وقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت. یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد و گفت: پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!
💦⚡️🍃🌻🌹💦

Post has shared content
آتش و آب و آبرو با هم.
هر سه گشتند. در سفر. همراه.

عهد کردند. هر يکى گم شد. 
با نشانى ز خود. شود پيدا. 

گفت آتش. به هر کجا دود است. 
ميتوان يافتن. مرا آنجا. 

آب گفتا. نشان من پيداست. 
هر کجا باغ هست و سبزه بيا. 

آبرو رفت و گوشه اى بگرفت. 
گريه سر داد. گريه اى جانکاه. 

آتش آن حال ديد و حيران شد. 
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا. 

گفتش آتش. که گريه ى تو ز چيست ؟
آب گفتا. بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه اى به خويش آمد
ديدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت. محکم مرا نگه داريد
گر شوم گُم نميشوم پيدا
«رهی معیری»
Photo

Post has attachment
هیچوقت از خودمون پرسیدیم قیمت یه روز زندگی چنده؟ ما که قیمت همه چیزو با پول میسنجیم تا حالا شده از خدا بپرسیم یه دست سالم چنده؟ یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟ چقدر بابت اشرف مخلوقات بودنمون پرداخت کنیم؟ قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟ و خیلی سوال ها مثل این. چیه؟ خیلی خنده داره نه؟ اگه یه روزی فهمیدیم قیمت یه لیتر بارون چنده، قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده، چقدر باید بابت مکالمه رایگان با خدا پول پرداخت کنیم، یا اینکه چقدر بدیم تا بی منت نفسمون رو با طراوت طبیعت پر کنیم؟ تموم قشنگیهای دنیا مال ما مجانی مجانی، خدایا بابت تمام نعمت هایت هزاران بار سپاس، خدایا شکرت.
Photo

Post has attachment
دوسشون دارم
Photo

Post has attachment

Post has attachment
سال نو همه مبارک باد
Photo

فروردین است و روز فرودین / شادی و طرب را کند تلقین
ای دو لب تو چو می مرا ده / کان باشد رسم روز فرودین
با آرزوی بهترین بهار برای شما
Wait while more posts are being loaded