Post has attachment
PhotoPhotoPhotoPhoto
2013-11-07
4 Photos - View album

Post has attachment

دلگیر که می شوی دوست دارم تمام جاده ها چالوس من باشند !

مسیرت را  به گردنم بیندازند ...

تا بی آنکه از کوله ات، قدم به قدم برایم نشانی بیفتد

ادامه ات دهم

من، رد پایت را از سر راه نیاورده ام !

که با پاشنه هر سیندرلایی پایکوبی کنم

من تو را با تمام بی کسی ام کشف کرده ام

وقتی که چشم هایت

نگهبان ِرشوه نگیر و خواب آلود ناشناخته هایت بود

تو را دزدیدم از تقدیر

و پیش خدا انکار کردم داشتنت را تا

به بهانه ی عدالت خنده هایت را به مساوات تقسیم نکند ....
Photo


یک فلاسک چای ...


یک رودخانه که اعتماد به نفسش از دریا بیشتر است ...

و تنها یک دوربین ....

تنها برای اینکه گرفته باشمت یک سکانس در آغوشم ...

اینست تمام دغدغه های

مردی که از وصیت کردن بدش می آید ...ا
Wait while more posts are being loaded