Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
لحظه ی شهادت و بریده شدن سر شهید عزیز حججی توسط داعش لعنت الله علیه😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
عزیزانی که بیماریه قلبی و روحی دارند نبینند😢😢😢😢😢
اللهم اللعن داعش اللهم اللعن امریکا و اسراییل و انگلیس و استکبار
Video
Photo
۱۳۹۶/۵/۲۴
2 Photos - View album

Post has attachment
روز واقعه درکربلایی دیگر😢🌷😢🌷😢🌷😢🌷😢🌷😢
اللهم الرزقنا توفیق الشهادت بحق الحسین و اصحاب الحسین

Post has attachment
Photo
Video
۱۳۹۶/۵/۲۲
2 Photos - View album

Post has attachment

Post has attachment
😢😢😢😢😢🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🙏🙏🙏🙏🙏🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
السلام علیک یا انصار دین الله و یا ولی الله
Photo

Post has attachment

ادب حضرت ابوالفضل
null
اصولا یکی از ارزشهای والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب است، چه رعایت ادب در محضر خداوند متعال، چه در برابر فرامین نورانی الهی، چه در برابر انبیاء عظام الهی علیهم‌السلام، چه در برابر ائمه‌ی هدی علیهم‌السلام چه در برابر همه انسان‌های دیگر، و چه در حالات گوناگون زندگی.
آری، ادب، یکی از مهم‌ترین عوامل و بزرگ‌ترین ارکان شخصیت معنوی و نیز زینت و زیور، برای اخلاق هر انسانی به شمار می‌رود.
در حدیث شریفی از حضرت امام علی علیه‌السلام خطاب به فرزند دلبند خود، حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام، چنین می‌خوانیم:
«یا بنی! الأدب: [1] .
لقاح العقل.
و ذکاء القلب.
و عنوان الفضل».
یعنی: «پسرم! ادب:
1. مایه‌ی بارور شدن خرد.
2. موجب بیداری دل.
3. و سرفصل فضیلت و ارزش است».
بر همین اساس، خود جناب امیرمؤمنان، حضرت امام علی علیه‌السلام همه‌ی فرزندان خود را به خوبی تربیت کرد، به طوری که فرزندان بزرگوار آن حضرت،
[صفحه 23]
همگی از با ادب‌ترین افراد جامعه‌ی خود بودند.
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام نیز درس ادب را از همین مکتب نورانی و درخشان علوی آموخته بود، به همین دلیل، از ویژگی‌های زندگی پر برکت آن حضرت، ادب آن بزرگوار، در همه‌ی مراحل و دوران‌های گوناگون زندگی پرافتخارش می‌باشد.
ما، در این جا، نظر شما خواننده‌ی گرامی را به چهار نمونه از أدب حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، جلب می‌کنیم:
نمونه‌ی اول:
روایت شده است:
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، بدون کسب اجازه از حضرت امام حسین علیه‌السلام، در کنار آن حضرت نمی‌نشست. پس از کسب اجازه از آن حضرت، اگر هم در کنار آن حضرت می‌نشست، مانند عبد خاضع و بنده‌ی فروتن، به صورت دو زانو، در برابر مولایش می‌نشست. [2] .
نمونه‌ی دوم:
در کتاب «مستطرف الاحادیث»، نقل شده است:
روزی از روزها، حضرت امام حسین علیه‌السلام، در مسجد، آب خواست.
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام - که در آن هنگام کودک خردسالی بود، - بدون آن که به کسی بگوید، با شتاب، از مسجد بیرون آمد!
افراد حاضر در مسجد، پس از چند لحظه، دیدند، حضرت أبوالفضل العباس علیه‌السلام، ظرفی را پر از آب کرده، آورد [3] و با احترام خاصی، ظرف آب را
[صفحه 24]
به برادر بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه‌السلام تقدیم کرد.
نمونه‌ی سوم:
باز در کتاب «مستطرف الأحادیث»، نقل شده است:
روزی از روزها، خوشه‌ی انگوری را به حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام دادند.
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، - با این که کودک خردسالی بود، - با شتاب، از خانه بیرون آمد!
برخی از اطرافیان، از حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، پرسیدند: «با این عجله، به کجا می‌روی»؟!
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، در پاسخ فرمود: «می‌خواهم، این انگور را برای مولایم، حسین علیه‌السلام ببرم»! [4] .
نمونه‌ی چهارم:
حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، در تمام طول عمر مبارک سی و چهار ساله‌ی خود هرگز به برادر بزرگوارش حضرت امام حسین علیه‌السلام، «برادر» خطاب نکرد، بلکه همواره، با تعبیرهای گوناگونی مانند: «سیدی! آقای من!»، «مولای! مساوی سرور من!» و «یابن رسول الله! مساوی ای پسر پیامبر خدا!»، آن حضرت را صدا می‌زد، جز در مورد آخرین ساعت از عمر شریف خود، که در واپسین لحظات پیش از شهادت خود، خطاب به حضرت امام حسین علیه‌السلام، عرض کرد: «یا أخاه! أدرک أخاک! مساوی برادر! برادرت را دریاب»!
این گونه تعبیر - به «برادری»، - آن هم در واپسین دقایق از عمر شریف آن حضرت، خطاب به حضرت امام حسین علیه‌السلام، بیانگر این مطلب و این نکته بود که:
[صفحه 25]
«ای حسین! برادرت عباس، رسم برادری را به بهترین صورت ممکن، بجا آورد، اینک، تو نیز با مهر برادری، به سوی برادر خود بنگر و برادرانه، به فریاد او برس»! [5] .

Post has attachment
تو رفتی اما حکایت همچنان باقیست
السلام علیک یا انصار دین الله و یا ولی الله و یا اولیاءالله
Wait while more posts are being loaded