Post has attachment
مدارا 

تو که در کُنجٍ دلم مسکن و مأوا داری 

خبری از دل این عاشق شیدا داری

خبرت هست "الف"بودم و اینک "نون"ام 

ای که چون سرو سهی قامت رعنا داری 

نکند از منٍ رسوا نظرت برگردد 

عالمی را همه چون محو تماشا داری 

همه شب دیده به راهم که رخی بنمایی 

نظری کرده اگر قصد مدارا داری 

به کجا میبری ای یار برون از خویشم 

به کمندی که از آن زلف چلیپا داری 

سر و جانم به فدایت سخنی با من گو 

مگر از الفت دیرینه تو حاشا داری 

به زبان وصف تو ای دل نتوانم هرگز 

حسن خوبان جهان را همه یکجا داری 

منٍ درویش تو را دارم و این ما را بس 

تو مگر غیرٍ خود ای یار چه کس را داری 


مهاباد 96/2/2



Photo

Post has attachment


شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من بدر می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو می‌دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع
به دیدار او وقت اصحاب، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره‌ای
که ناگه بکشتش پری چهره‌ای

همی گفت و می‌رفت دودش به سر
همین بود پایان عشق، ای پسر

ره این است اگر خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن

مکن گریه بر گور مقتول دوست
قل الحمدلله که مقبول اوست

اگر عاشقی سر مشوی از مرض
چو سعدی فرو شوی دست از غرض

فدائی ندارد ز مقصود چنگ
وگر بر سرش تیر بارند و سنگ

به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر می‌روی تن به طوفان سپار

#سعدی_جانم

Photo

تبریک ویژه به آقای amir azmiha سروده یا غزلی به تمام معنا زیبا و دلنشین با تمام قواعد خاص یک غزل ناب فارسی فقط به عنوان یک دوست ازشون خواهش دارم با تکیه بر اصول معنایی آثار گذشتگان و بزرگان این عرصه احساسات و عواطف خودشان را با اصطلاحات و زبان امروزی بگویند.
اصطلاحات و کلماتی مثل سرو سهی، کمند، و حداقل با به کار بردن این دسته از ترکیبات معانی تازه ای خلق کنند.
این یک نظر شخصی و در حد پیشنهاد است.
با تشکر 
مدارا 

تو که در کُنجٍ دلم مسکن و مأوا داری 

خبری از دل این عاشق شیدا داری

خبرت هست "الف"بودم و اینک "نون"ام 

ای که چون سرو سهی قامت رعنا داری 

نکند از منٍ رسوا نظرت برگردد 

عالمی را همه چون محو تماشا داری 

همه شب دیده به راهم که رخی بنمایی 

نظری کرده اگر قصد مدارا داری 

به کجا میبری ای یار برون از خویشم 

به کمندی که از آن زلف چلیپا داری 

سر و جانم به فدایت سخنی با من گو 

مگر از الفت دیرینه تو حاشا داری 

به زبان وصف تو ای دل نتوانم هرگز 

حسن خوبان جهان را همه یکجا داری 

منٍ درویش تو را دارم و این ما را بس 

تو مگر غیرٍ خود ای یار چه کس را داری 


مهاباد 96/2/2
amir azimiha




کجا منزلگهت گشته که این جا بی تو خوش نیست
بیا تا موج بخروشد که دریا بی تو خوش نیست

شبی دارم سکوتش گشته خوابی پر ز کابوس
نخوابیدم که عمق لیل یلدا بی تو خوش نیست

حقیقت پیش اندیشەات شده یک قطرەی شرم
چه هستی ای عجب چیزی که رؤیا بی تو خوش نیست

تو از زیبایی چشمک زدنهای ستاره
شدی بهتر که زیبایی زیبا بی تو خوش نیست

تو باید روشنایی های روز من شوی که
خیال روشن این نیمه شبها بی تو خوش نیست

مگر شیرین تر از دیدار تو باقی ترین هست
عسل همراه دریایی گوارا بی تو خوش نیست

اگرچه عمق تنهایی برایم چشمەی شعر
ولی دنیای تنهایی تنها بی تو خوش نیست

از مجموعه غزل" تو راه می روی و رود شکل می گیرد"
#مسعود_کیانی

Post has attachment
Photo

چتر را وا کن که دارد می رسد باران
سعی کن با من بچینی یک سبد باران

عینکت را خیس خواهد کرد می دانم
بر تمام شیشه ها هم می خورد باران

خاک مثل عطر خواهد شد اگر امروز
با هوایی کاملا ابری زند باران

نامه هم دادی مراقب باش از دستت
تا بیفتد زود آن را می برد باران

تو کنار حوض بنشین آب بازی کن
تا ببینی آب ساده می شود باران

از مجموعه غزل" تو راه می روی و رود شکل می گیرد"
#مسعود_کیانی

Post has attachment
Photo

یکم اردیبهشت ماه سالروز بزرگداشت سعدی شیرازی گرامی باد.

شعری از سعدی شیرازی

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای در آیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کند ز دست جراحت
که ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

سعدی شیرازی شیرین سخن

Post has attachment
Photo

Post has attachment
سلام به همگی امیدوارم در این مدتی که نبودم حالتون خوب خوب بوده باشه

امروز اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی كه فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.
که لازم میدونم به همگی این روز عزیز رو تبریک و شادباش بگم .
موفق و سر بلند باشید 
Photo
Wait while more posts are being loaded