Post has attachment

Post has attachment
این لوگو رو دیدم ؛ گفتم شاید بررا شمام جالب باشه .
" تازگی ها به دلیل هجوم رسانه ها و سازمان ملل به چگونگی حقوق بشر در ایران و آزادی در ایران رسانه ها و مسئولان در برنامه های پخش زنده در تلوزیون موضوع توضیح حقوق بشر را دنبال می کنند با بیان موضوعات حقوق بشر اسلامی و سابقه حقوق بشر در ایران و همچنین یاد کردن مکرر از منشور حقوقی کوروش بزرگ هخامنشی به دنبال تبیین موضوع حقوق بشر و ۀزادی بیشتر در ایران و نشان دادن وجود این مفهوم در ایران هستند "
Photo

هــنـر، فــــرهـنگ و ايـــران آيـنده
چشـــم انـداز فراســــو بخش اول

نويسنده: رضا مهدوي *

اين اصطلاح «فرهنگ و هنر»، يک اصطلاح جديد است و حداکثر مربوط مي شود به اسم گذاري هاي اواخر عصر پهلوي که وزارتخانه اي به اين اسم بود. در ادبيات کهن فارسي اين ترکيب وجود ندارد. همين الان هم عبارت ترکيبي «فرهنگ و ارشاد اسلامي» جديد است و مربوط مي شود به مباني و منويات فکري نظام جمهوري اسلامي ايران.
    البته شايد برخي از اين نامگذاري ها برگردد به زبان فارسي و پيچيدگي هايي که اين زبان دارد و در ادوار گوناگون تاريخي بهره برداري هاي متفاوتي از آن شده است. مانند واژگاني چون: «کسب و کار» که درستش «کار و کسب» است! «گفت وگو» که انگار قرار است همه با هم حرف بزنند و شنيدني در کار نيست؟! «آموزش و پرورش» که درست آن ابتدا پرورش است و سپس آموزش! «افت و خيز» که صحيح آن «خيز و افت» است چرا که اول بايد خيزشي باشد تا افت و فرودي پيش آيد! از اين موارد جابه جايي و پس و پيش هاي واژگاني از دوره صفويه تاکنون بسيار است و نيازمند ريشه يابي که چرا ما ايرانيان از برخي واژگان زاويه منفي آن را اولويت مي دهيم يا اين که آنچنان مترادف همديگر مي سازيم که اساساً در معني و بهره برداري از آن عموماً در ترکيب جملات دچار چالش مي شويم.
    فرهنگ و هنر، مکمل و متمم يكديگرند. نه تنها مترادف نيستند بلکه متضاد هم نيستند و هيچ کدام بر ديگري سوار نيست. در عرف ايراني، «فرهنگ»، مجموعه اي از دانسته ها و معارف است که سطح اخلاقيات و بينش زندگي صحيح را بالامي برد و «هنر»، مجموعه اي از فنون و روش ها براي بيان موثر و زيبايي اين معارف و دانسته هاست. مفاهيم حکمي و فلسفي و اخلاقي به خودي خود در گفتار روزمره مردم جا دارند، ولي وقتي که از زبان هنرمنداني مثل سعدي و نظامي بيان مي شوند، جان ديگري مي گيرند و شديداً در دل و جان شنونده ماندگار مي شوند. زيبايي مناظر در طبيعت فراوان است، اما وقتي که از قلم نقاش بيرون مي آيد و او با برجسته تر کردن بعضي نکته ها آن را سرشار از مفاهيم ستايش صانع مي کند، جلوه و ماندگاري بيشتري مي يابد.
    اينجاست که «سطح فرهنگ» در هنرمند، موضوعي مهم تلقي مي شود. حاصل کار هنرمندي که غير از استعداد، سطح فرهنگ بالايي دارد، با حاصل کار هنرمندي به همان اندازه با استعداد اما داراي سطح فرهنگ نازل، بسيار متفاوت است. اگرچه ممکن است دومي بين توده مردم از استقبال بيشتري برخوردار باشد ولي تاثير آن موقتي است و ماندگاري نصيب هنرمندي است که سطح فرهنگ و معارف او بالاو والاباشد. اگر مردم ما با آثار فاخر هنري يا با هنرمندان اهل فرهنگ والاآشنا نيستند و آنها را نمي شناسند، تقصيري بر آنها نيست. در همه کشورها، رسانه ها هستند که اين افراد را از طريق تبليغات مداوم يا برنامه سازي به مردم معرفي مي کنند. به ويژه اين معرفي در مقطع تحصيلي کودکي تا نوجواني در مدارس به طور جدي دنبال مي شود. از اين طريق، مردم با فرهنگسازان و هنرمندان بزرگ شان آشنا مي شوند و از بين آنها افرادي برمي خيزد که به مدد استعداد و پشتکار و حمايت هايي که از آنها مي شود، فرهنگ و معارف و هنرهايشان را به سطحي بالاتر از قبل مي رسانند و گاه در سطح جهاني مطرح مي کنند.
    موسيقي هندوستان و سينماي ژاپن و ادبيات ترکيه و فرهنگ هاي بومي آفريقاي سياه از همين طريق در جهان مطرح شده است. اعتبار يافتن در جهان امروز فقط بسته به افزايش قدرت نظامي و مبادلات تجاري و يا موفقيت در مسابقات ورزشي نيست. کار فرهنگي و فعاليت هاي هنري نيز به همين اندازه و گاه در موقعيتي مهم تر از موارد پيش گفته براي مطرح کردن نام يک کشور در جهان امروز قرار دارد.
    *موسيقيدان و پژوهشگر موسيقي
روزنامه ايران، شماره 5395 به تاريخ 1/4/92، صفحه 16 (ميراث)

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
گنبد سلطانیه به عنوان شاهکاری از معماری دوره اسلامی، به عنوان بلندترین گنبد آجری جهان در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده‌است. این بنا آرامگاهی متعلق به الجایتو، حاکم مغول در قرن ششم هجری قمری است که آن را وسط دشتی زیبا،‌شبیه دشت‌های مغولستان بنا کرده‌است.
 
گنبد سلطانیه بین سال‌های 702 یا 703 تا 712 هجری قمری ساخته شده‌است. این بنا به دستور الجایتو یا هما سلطان محمد خدابنده ساخته شد و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی در ساخت آن نظارت داشت.
 
گنبد سلطانیه در حدود 300 کیلومتری تهران و در شهر سلطانیه، در نزدیکی زنجان واقع شده و از دور در میان دشتی سرسبز چونان نگینی آبی می‌درخشد.
مانی که ساخت این بنا آغاز شد، الجایتو هنوز مسلمان نشده بود، اما سال‌های آخرین ساخت گنبد سلطانیه او پس از مشرف شدن به زیارت حضرت علی (ع) و فرزندش امام حسین (ع) مذهب شیعه را پذیرفت و قصد کرد تا قبر حضرت علی (ع) را از نجف به سلطانیه بیاورد. پس گنبد سلطانیه را به امام اول شیعیان اختصاص داد.
 
اما دیری نپایید که عالمان شیعه در آن زمان، او را با مخالفت‌های خود از انجام این‌کار منصرف کردند و این شد که ساخت گنبد سلطانیه دوباره به ایده اولیه خود، یعنی آرامگاه الجایتو بازگشت.
 
سلطانیه پایتخت مغولان در زمان الجایتو یا همان سلطان محمد خدابنده بود. پیش از آن شهری به این نام وجود نداشت و بر اساس آن‌چه که در نوشته‌های آشوری دیده می‌شود، حدود سده هشتم قبل از میلاد، اقوام ساکاراتی‌ها در دشت سلطانیه ساکن شدند. همچنین در زمان فرمانروایی مادها، اریباد خوانده شده و از سوی دیگر زمان پارت‌ها به ارساس شهرت پیدا کرده‌است. حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب می‌نویسد که پیش از سلطنت سلطان محمد خدابنده، این شهر را شریزا یا شهریاز می‌خواندند.
گفته می‌شود مغولان آن هنگام در تبریز را پایتخت کرده بودند، برای گذراندن وقت و انجام امور شکار به سلطانیه می‌آمدند پس به دستور ارغون‌خان، آقاخان، فرزند هولاکوخان، چهارمین سلطان مغول، عملیات ساخت شهر سلطانیه در سال 1270 میلادی در مکان فعلی آغاز می‌شود.
 
هرچند این شهر پس از مرگ الجایتو از رونق افتاد و دیگر پایتخت ایلخانان نماند اما گنبد سلطانیه به دلیل شگفتی‌های معماری، همچنان نام این شهر را زنده نگه داشت.
 
گنبد عظیم سلطانیه به صورت یک هشت ضلعی بنا شده که گنبد آن به صورت نیم‌کرده‌ای به ارتفاع 54 و قطر 25 متر روی این هشت ضلعی روی قرار گرفته‌است. گنبد به دلیل استفاده از کاشی‌های آبی رنگ، به مانند نگینی فیروزه‌ای درآمده‌است.
 
هر کدام از اضلاع این هشت ضلعی را مناره‌ای به اتمام می‌رساند. در وصف این مناره‌ها بسیار گفته‌ شده‌است. برخی معتقدند که این مناره‌ها برای پخش اذان در تمام سمت‌های گنبد است و برخی دیگر می‌گویند این‌ مناره‌ها، فدایی هستند و به محض وقوع زلزله فرو می‌ریزند تا بنا آسیب نبیند.
 
بستر این بنا از طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقریبی 8 تا 10 متر تشکیل شده و از مقاومت بسیار خوبی برخوردار است. گفته می‌شود طی این سال‌ها (حدود 700 سال) این بنای 1600 تنی تنها حدود 8 سانتی‌متر نشست داشته‌است.
 
طبقه فوقانی و جدا از دهلیزهای داخلی گنبد سلطانیه، یکی از شاخص‌ترین بخش‌های آرمگاه است. این بخش بالکن‌هایی هشت‌گانه هستند که از ایوان‌ها رو به بیرون شکل گرفته‌اند و تزئینات زیبایی از کاشی‌کاری، مقرنس، تسمه‌کشی، گچ‌کاری و تلفیق‌هایی از آجر و کاشی به همراه کتیبه‌های متعدد تشکیل شده‌اند. این بالکن‌ها چشم‌اندازهای بی‌نظیری دارند.
نورگیر‌های خارق‌العاده گنبد سلطانیه هر بیننده‌ای را مبهوت می‌کند. برخی نورگیرهای این بنا را به ساعت آفتابی برای انجام امور مذهبی تشبیه کرده‌اند.
 
گفته می‌شود که اگر نور از سوراخ گنبد اصلی بتابد زمان اذان ظهر است. نوری که از پنجره‌های بزرگ می‌تابد ساعت را نشان می‌دهد و نور پنجره‌های کوچک، حدود دقیقه را به نمایش می‌گذارد. بر همین اساس گفته می‌شود که هشت ضلعی بودند بنا هم به همین علت است.
بنا به روایتی گفته می‌شود که گنبد سلطانیه بر اساس طرحی از آرمگاه غازان‌خان که آن نیز از بنای آرمگاه سلطان سنجر الهام گرفته شده، ساخته‌شده است. با این‌حال پلان آن‌ آرامگاه‌ها مربع اما گنبد سلطانیه هشت‌ضلعی است. از سوی دیگر جنبه‌های ابتکاری در این بنا آن را به یکی از شاخص‌ترین بناهای دوره اسلامی در جهان بدل کرده‌است.
 
همچنین گفته می‌شود که گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره با تقلید از گنبد سلطانیه حدود صد سال پس از آن ساخته شده‌است.
 
آرتور پوپ پژوهشگر بزرگ تاریخ ایران می‌گوید که گنبد سلطانیه به رغم حجم بزرگش سبک و با روح به نظر می‌رسد و مانند طاق آسمان مستحکم است. بارها و فشارها به درستی در نقاط نسبتاً معدودی تمرکز یافته‌اند و هیچ مانعی برای آنکه حرکت هماهنگ و رو به عروج بنا را کند یا مخدوش کند وجود ندارد؛ از این رو بنا از لحاظ ساختار یک شاهکار است
 
PhotoPhotoPhotoPhotoPhoto
۱۹ آوریل ۲۰۱۳
6 Photos - View album

Post has attachment
دخمه های باستانی در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوه های شمالی سیراف قرار دارند، محققان از آن بعنوان حوضچه‌های نگهداری و استعمال آب باران و یا به عنوان قبور سنگی یاد می‌کنند.
PhotoPhotoPhotoPhotoPhoto
دخمه‌های باستانی سیراف
14 Photos - View album

Post has attachment

Post has attachment
به‌گزارش CHN، معبد زیبا و صخره‌ای، اما نیمه‌کاره داش‌کسن در 15 کیلومتری جنوب‌شرقی شهرستان سلطانیه در نزدیکی روستای قرار گرفته است. می‌گویند تاکنون نمونه‌‌ای از آن در ایران مشاهده نشده، با این حال، محلی‌ها از آن به‌عنوان معبد اژدها و  داش کسن نام می‌برند.
«حسین زندی» یکی از فعالان میراث‌فرهنگی طی بازدیدی که از معبد داش‌کسن داشته می‌گوید:« داش کسن در زبان ترکی به معنای« سنگ بر» و «محل سنگ بری» است. دیوارهای مقابل این معبد برخوردار از دو سنگ نگاره زیبا است که تصویر دو اژدهاست در طول 3/5 متر را به‌نمایش می‌گذارد».
 با این حال زندی معتقد است، این روزها این معبد زیبا روزگار خوشی را سپری نمی‌کند. سنگ نگاره‌های آن در معرض باد و باران مورد تهدید واقع‌شده‌اند و محافظ شیشه ای روی سنگ نگاره‌ها نتوانسته از ورود باران جلوگیری کند.
 
این فعال میراث‌فرهنگی ادامه می‌دهد، محوطه معبد در بیشترماه‌های سال محل جمع شدن آب حاصل ازبارندگی است. عاملی که فرسایش سنگ‌ها را به‌دنبال داشته، این درحالی است که این معبد می‌تواند مرکزی برای مطالعات باستان‌شناسان  برای شناسایی ارتباط فرهنگ ایران وچین  در دوره ایلخانان باشد. 
درحال‌حاضر، حفاظت و مسقف کردن محوطه داش‌کسن از گزند تخریب‌ها یکی از مهمترین وظایف میراث‌فرهنگی به‌شمار می‌رود چراکه این معبد هر روز با تخریب و گزند بیشتری مواجه می‌شود.
گفته می‌شود در اطراف این سنگ نگاره‌‌ها، سه طاق سنگی بزرگ و محراب‌های زیبایی با تزئینات مقرنس وجود دارد. البته دررابطه با چگونگی و زمان ساخت این اثر کم نظیر روایت‌های مختلف شنیده می‌شود اما برخی باستان شناسان معبد داش‌کسن را مربوط به دوره ایلخانان وارغون شاه پدر سلطان محمد خدابنده (الجایتو) نسبت می‌دهند.
 
در منابع آمده است، پیش از آنکه این خانوداده الجایتو به اسلام روی بیاورند، به آیین شمنیزم گرایش داشتند. در این میان برخی نیز معتقدند این سازه عظیم مربوط به پیش از اسلام است. اما به نظر می‌رسد این بنا پیش از اسلام هم وجود داشته و با ورود ایلخانان مغول به ایران و در زمان سلطان محمد خدابنده مورد تغییرات قرار گرفته است.به‌ویژه علامت هایی که روی سنگ‌ها وجود دارد نشانه‌هایی است که در معبد آناهیتا کنگاور روی سنگ‌های معبد توسط معماران بنا ایجاد شده است.


معبد صخره‌ای داش‌کسن یکی از سایت‌های تاریخی زنجان است که بدون هیچگونه رسیدگی به حال خود رها شده‌است؛ میزان توجه به این سایت که دو تصویر سنگ تراش اژدها دارد به‌قدری اندک بوده که گویی با معدن سنگ در حال برداشت مواجه هستیم نه محوطه تاریخی!
 
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ معبد صخره‌ای داش کسن حالا دیگر تبدیل به معدن سنگ داش حسن شده، معبدی که به‌دلیل حجاری‌های اژدها به معبد چین هم شهرت یافته اما این سایت تاریخی از ساماندهی و حفاظت مناسبی برخوردار نیست.  
 
به‌گزارش CHN، معبد زیبا و صخره‌ای، اما نیمه‌کاره داش‌کسن در 15 کیلومتری جنوب‌شرقی شهرستان سلطانیه در نزدیکی روستای قرار گرفته است. می‌گویند تاکنون نمونه‌‌ای از آن در ایران مشاهده نشده، با این حال، محلی‌ها از آن به‌عنوان معبد اژدها و  داش کسن نام می‌برند.
 

«حسین زندی» یکی از فعالان میراث‌فرهنگی طی بازدیدی که از معبد داش‌کسن داشته می‌گوید:« داش کسن در زبان ترکی به معنای« سنگ بر» و «محل سنگ بری» است. دیوارهای مقابل این معبد برخوردار از دو سنگ نگاره زیبا است که تصویر دو اژدهاست در طول 3/5 متر را به‌نمایش می‌گذارد».
 

با این حال زندی معتقد است، این روزها این معبد زیبا روزگار خوشی را سپری نمی‌کند. سنگ نگاره‌های آن در معرض باد و باران مورد تهدید واقع‌شده‌اند و محافظ شیشه ای روی سنگ نگاره‌ها نتوانسته از ورود باران جلوگیری کند.
 
این فعال میراث‌فرهنگی ادامه می‌دهد، محوطه معبد در بیشترماه‌های سال محل جمع شدن آب حاصل ازبارندگی است. عاملی که فرسایش سنگ‌ها را به‌دنبال داشته، این درحالی است که این معبد می‌تواند مرکزی برای مطالعات باستان‌شناسان  برای شناسایی ارتباط فرهنگ ایران وچین  در دوره ایلخانان باشد.  
 

درحال‌حاضر، حفاظت و مسقف کردن محوطه داش‌کسن از گزند تخریب‌ها یکی از مهمترین وظایف میراث‌فرهنگی به‌شمار می‌رود چراکه این معبد هر روز با تخریب و گزند بیشتری مواجه می‌شود.
 

گفته می‌شود در اطراف این سنگ نگاره‌‌ها، سه طاق سنگی بزرگ و محراب‌های زیبایی با تزئینات مقرنس وجود دارد. البته دررابطه با چگونگی و زمان ساخت این اثر کم نظیر روایت‌های مختلف شنیده می‌شود اما برخی باستان شناسان معبد داش‌کسن را مربوط به دوره ایلخانان وارغون شاه پدر سلطان محمد خدابنده (الجایتو) نسبت می‌دهند.
 
در منابع آمده است، پیش از آنکه این خانوداده الجایتو به اسلام روی بیاورند، به آیین شمنیزم گرایش داشتند. در این میان برخی نیز معتقدند این سازه عظیم مربوط به پیش از اسلام است. اما به نظر می‌رسد این بنا پیش از اسلام هم وجود داشته و با ورود ایلخانان مغول به ایران و در زمان سلطان محمد خدابنده مورد تغییرات قرار گرفته است.به‌ویژه علامت هایی که روی سنگ‌ها وجود دارد نشانه‌هایی است که در معبد آناهیتا کنگاور روی سنگ‌های معبد توسط معماران بنا ایجاد شده است.
 
 

داش‌کسن، در سال 1353 شناسایی و در دهه 70 خورشیدی کاوش شد. این کاوش‌ها تا سال 73 ادامه داشت. این محوطه درتاریخ3/12/1353 به شماره 1026 به ثبت آثارملی رسیده است . این معبد 600 متری تلفیقی از طرح های اسلیمی هنر ایرانی و هنر چینی است . همچنین وجود سه غار در این معبد بر زیبایی های آن افزوده است. 
PhotoPhotoPhotoPhotoPhoto
وضعیت خانه دو اژدهای زنجان خوب نیست
5 Photos - View album

Post has attachment
salambesiar ozr mikham nemitonam farsi benevism;

lotfan be neveshte zir axha tavajo konid
PhotoPhotoPhoto
kohad diyar
3 Photos - View album
Wait while more posts are being loaded