سلام مهسا هستم28 ساله تهران.
اهل سکس تل و سکس چت و عکس و فیلم هم از بدنم میدم.
ایدی تلگرامم
Mahsa5376sexii


Post has attachment

Post has attachment
این روزها، بعد از انبوهی کشمکش و تلاطم، اولین پرده نمایش انتخابات اتفاق افتاد. یعنی ثبت نام کاندیداها به پایان رسید و در حال حاضر شورای نگهبان ارتجاع، در حال بررسی به‌اصطلاح صلاحیت کاندیداهاست. تا همین جا صحنة‌ این نمایش چطور ترسیم شده؟ هر کدام از باندها چه آرایشی گرفتند؟ ترفندها و تاکتیکهایشان برای از دور خارج کردن رقیب چیست؟

در حال حاضر آنچه در مجموع روی صحنه دیده می‌شود این است که ۳دسته مشغول بازی هستند.

یکی باند خامنه‌ای است. این باند کشمکشهای زیادی درون خود داشتند و نمی‌توانستند یک کاندیدای واحد معرفی کنند. در نهایت برای این‌که مثل سال 92 که به‌خاطر این تشتت، صحنه را به رقیب باختند، نشود، خامنه‌ای یک چیزی را سر هم کرد به نام جمنا که مخفف به‌اصطلاح «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» است. جمنا روز 5دی95 با رأی 3هزار نفر مرکزیتش را انتخاب کرد. بعد هم 10نفر را به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری مشخص کردند. روز 17فروردین هم از میان این 10نفر 5نفر انتخاب شدند که رئیسی بیشترین رأی را آورد. البته بعد که رئیسی کاندیداتوری خودش را به‌طور رسمی اعلام کرد، گفت که مستقل از جمنا وارد شده است. قبل از او هم جلیلی کنار کشید و گفت که ساز و کارهای جمنا را قبول ندارد. البته این‌که رئیسی خودش را خواست مستقل جلوه بدهد به‌خاطر شدت منفوریت خامنه‌ای و باند او است. اما به هر حال کاندیدای اصلی باند خامنه‌ای، رئیسی است. که البته 4نفر دیگر هم از این باند هستند: قالیباف-زاکانی-میرسلیم و حاج‌بابایی.

دسته دوم بازیگرها، باند روحانی است. باند روحانی از اول اعلام کرد که کاندیدای آنها شخص روحانی است. به‌ویژه وقتی اعلام شد که خامنه‌ای هم کاندیداتوری روحانی را تأیید کرده این مسأله مهر جدی‌تری خورد. اما طی چند روز گذشته شاهد بودیم که نفرات دیگری هم از باند روحانی، یکباره خود را کاندیدا کردند. مثل کواکبیان، رهامی، محمد هاشمی و اسحاق جهانگیری.

دسته سوم؛ پدیده‌ای که کسی انتظارش را نداشت، دار و دستة‌ احمدی‌نژاد است.

لازم به یادآوری است که خامنه‌ای روز 9شهریور95 دیداری غیرعلنی با احمدی‌نژاد داشت که طبق خبرهایی که پخش شد، خامنه‌ای به او گفته بود «نامزدی شما... مصلحت نیست». اما چون خبرها غیررسمی بود دار و دسته احمدی‌نژاد شلوغ کردند. برای همین خامنه‌ای مجبور شد روز 5مهر به بهانة‌ درس خارج به صحنه بیاید و موضوع را علنی کند و بگوید: «یک آقایی آمده پیش من، من هم... به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید... اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به‌حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید». بعد هم برای این‌که آببندی کند، گفت بفرمایید، الآن هم پشت بلندگو خودم گفتم. فردایش هم احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نامه نوشت و گفت: «به استحضار می‌رسانم که... برنامه‌یی برای حضور در عرصه رقابتهای انتخاباتی سال آینده ندارم».

پس فرمان مشخص خامنه‌ای بوده و برای همین کسی انتظار نداشت یکباره احمدی‌نژاد وارد بشود. اما این‌که احمدی‌نژاد به این شکل وارد شد خودش بیانگر بهم ریختگی درونی رژیم است که طی همین نمایش انتخابات بسیار بارز شده است، که از یک طرف؛ تشتت در باند خود خامنه‌ای است، و از طرف دیگر مجموع بحرانهای منطقه‌یی و جهانی که رژیم و خامنه‌ای با آن دست به گریبانند، که همه اینها یک واقعیت را نشان می‌دهند: ضعف بیش از پیش خامنه‌ای به‌عنوان ولی‌فقیه نظام. چون اگر خامنه‌ای ضعیف نبود، باید می‌توانست جلوی این بهم‌ریختگی و تشتت را در تمامیت نظام و در باند خودش بگیرد. مثلاً مثل سال 82 که رژیمش را یکپایه کرد. بنابراین با وضعیتی که خامنه‌ای دارد، احمدی‌نژاد نتیجه گرفته که خامنه‌ای نمی‌تواند مانع ورود وی بشود. برای همین آمده تا سهمش از قدرت را از نظام بگیرد.

اما با این‌که باند خامنه‌ای هدفش از درست کردن جمنا این بود که به یک کاندیدای واحد برسند؛ اما دیده شد که با 5 کاندیدا وارد شدند، چرا؟ علت این تناقض چیست؟ چون سال 92 هم تقریباً با همین تعداد وارد شدند!

این یک تاکتیک جدید است که باند خامنه‌ای در پیش گرفتند به نام کاندیدای پوششی. به این صورت که کاندیدای اصلی اونها رئیسی است؛ اما چند کاندید پوششی هم وارد کردن که کار آنها این است که بتونن در مناظرات به‌صورت چند جانبه به روحانی حمله کنند. روزنامه حکومت عصر ایران 29فروردین 96 نوشت: «اصول‌گرایان برای شکست دادن روحانی با چندین نامزد وارد انتخابات شده‌اند. اینگونه به نظر می‌رسد استراتژی اصول‌گرایان این است که این چند نامزد شمشیر را برای روحانی از رو ببندند و در مناظره‌ها بر او بتازند. بعد از مناظره‌ها هم به نفع یک یا دو نامزد اصول‌گرا از صحنه خارج شوند».

از طرفی با این کار می‌توانند چند برابر از امکانات تبلیغاتی رسمی رژیم، مثل تلویزیون استفاده کنند.

در همین رابطه می‌بینیم که باند روحانی هم به این تاکتیک روی آورده‌اند. آن باند هم همین تاکتیک نامزد پوششی را به کار گرفت تا طرح باند رقیب را خنثی کند. رسانه‌های حکومتی هم به این موضوع اشاره می‌کنند. مثلاً می‌نویسند: «بعد از مشخص شدن راهبرد اصول‌گرایان (یعنی معرفی چند نامزد پوششی)، اصلاح‌طلبان هم تصمیم گرفتند فردی را به کمک روحانی بفرستند... و جهانگیری را وارد صحنه رقابت کردند». جالب است که جهانگیری تنها چند دقیقه مانده به پایان زمان ثبت‌نام کاندیداها وارد وزارت کشور رژیم شد و ثبت نام کرد و می‌گویند اگر چند دقیقه دیرتر می‌رسید پشت در می‌ماند. که خود این نشان می‌دهد که باند روحانی تاکتیک کاندیدای پوششی را در مقابله با باند رقیب بکار بردند.

البته یک احتمال دیگر هم می‌دهند که اگر روحانی رد صلاحیت شد، باندش دست خالی نماند و کاندید دیگری داشته باشد.

ممکن است که گفته شود که این احتمال که وجود ندارد چون خود خامنه‌ای وی را تأیید کرده است.

بله احتمالش ضعیف است، اما منتفی نیست. چون زدن زیر حرفها و قول و قرارها به‌اصطلاح از ویژگیهای امام راحل! و یک سنت رایج در است. خامنه‌ای هم به احمدی‌نژاد گفته بود نیا، اما آمد! چون در حال حاضر بهم ریختگی و بحرانها اجباراتی را به رژیم دیکته می‌کند که خیلی وقتها ناچارند حرفهای قبلی خودشان را هم زیر پا بگذارند. روز 28فروردین96 هم کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان برای چندمین بار تأکید کرد، «اینطور نیست کسی اگر قبلاً تأیید صلاحیت شده باشه، این بار هم بشه».

اما نکته مهمتری که این بین باید توجه داشت این است که هر چند تاکتیک کاندید پوششی برای جنگ درونی باندهای نظام است، اما یک فرصت مغتنم برای جبهه مردم است که‌ مقابل تمامیت نظام قرار دارند. چرا؟ چون وقتی باندها هر کدام با چندین کاندیدا وارد می‌شوند، به‌ویژه در مناظره‌ها که جنگ و کشمکش باندی اوج می‌گیرد، مجبور می‌شوند خیلی بیشتر دست هم را رو کنند. به قول آن رسانة‌ رژیم «شمشیر رو از رو می‌بندن» ؛ یعنی به جای این‌که 2 کاندیدا دست هم را رو کنند، از هر طرف چندین کاندیدا این کار را می‌کنند. و این یعنی بسیاری از ناگفته‌های نظام به اجبار آشکار می‌شود. موضوعی که طبعاً بیش از پیش به تجزیة‌ قدرت حاکم دامن می‌زند.
Photo

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
بنا‌ به گزارشهای دریافتی روز چهارشنبه اعتصاب رانندگان حامل سوخت در مشهد نظم شهر را مختل کرد.

اعتصاب رانندگان حامل سوخت موجب خالی شدن مخزن پمپ بنزینهای شهر مشهد و شکل‌گیری ترافیک سنگین در خیابانهای این شهر شده است. برخی جایگاههای عرضه بنزین در مشهد نیز ترجیح داده‌اند فعلاً تعطیل باشند.
Photo

Post has attachment
ماه بهمن هم برای میهن ما، ماه اعتراض بود. در این ماه مردم ایران برای انواع و اقسام ظلم و ستمی که از جانب حکومت آخوندی به آنها روا شده، میادین، خیابانها، کارگاهها و کارخانه‌ها و... را به صحنه فریاد و دادخواهی تبدیل کردند. هر چند که شدت سانسور اجازه بیان همه اعتراضهای مردمی را نمی‌دهد، اما خبرنگاران مقاومت و هموطنان آزاده، تلاش کرده‌اند تا خبرهای این اعتراضات را برسانند. بر اساس این گزارشها مجموعاً 259 حرکت اعتراضی ثبت شده است.

اقشار مختلف اجتماعی 96 حرکت اعتراضی
کارگران 114 حرکت اعتراضی
معلمان 9 حرکت اعتراضی
دانشجویان 8 حرکت اعتراضی
زندانیان سیاسی جمعاً 32 حرکت اعتراضی، بیانیه و اعتصاب غذا

ماه بهمن تظاهرات یک هفته‌یی مردم اهواز علیه آلودگی هوا و قطعی آب و برق گسترده‌ترین اعتراض اقشار اجتماعی در این ماه بود.

در اراک نیز گسترده‌ترین اعتراضات کارگری متعلق به کارگران شرکت ماشین‌سازی هپکو بود.

در اصفهان کارگران خشمگین کارخانه پلی اکریل که 8ماه است حقوق خود را نگرفته‌اند با نیروی سرکوبگر انتظامی درگیر شدند.

مالباختگان مؤسسه موسوم به ثامن‌الحجج و همچنین کارمندان این مؤسسه در شهرهای مختلف میهن و در برابر مجلس ارتجاع تجمعات پیوسته‌ای را برپا کردند.

همچنین بازنشستگان فرهنگی نیز تجمعات گسترده‌یی علیه چپاول حقوقشان توسط حاکمیت آخوندی برپا کردند.

واقعیت این است که در کلی‌ترین نگاه، علت خروش کارگران به‌طور عمده، پرداخت نشدن حقوقشان آنهم به‌مدت ماههای طولانی بود و نپرداختن مزایا و مواردی که طبق قانون باید به آنها پرداخته می‌شد. تبعیض در حقوقها مثل تظاهرات پرستاران و نپرداختن کارانه پرستاران، آلودگی آب و هوا و محیط‌زیست مثل تظاهرات مردم اهواز، یا اعتراض به حقوقهای پایین و زیر خط فقر مثل تظاهرات فرهنگیان بازنشسته، همچنین اعتراضات دانشجویی علیه کمبود امکانات خوابگاهها و در زندانها هم اعتراض به سرکوب و شکنجه از یکطرف و صدور بیانیه‌های قوی در حمایت از مقاومتهای مردم ایران در برابر رژیم آخوندی، از جمله علل اعتراضات ماه بهمن بود. در یک مورد زندانیان گوهردشت با سردادن فریادهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ برخامنه‌ای، اقدام به یک حرکت اعتراضی شجاعانه درون زندان کردند. یکسری از اعتراضات هم علیه ندادن امکانات و امدادهای فوری به مردم در مناطق سیلزده، صورت گرفت.

برجسته‌ترین ویژگیهای اعتراضات ماه بهمن را می‌توان در محورهای زیر بیان کرد:

وعده‌های دروغ دیگر مؤثر نیست. هم روی پلاکاردها و هم در شعارها مردم این ویژگی برجسته بود، مانند فرماندار خوزستان که مشغول دادن وعده حل مشکلات اهواز بود که مردم او را هو کردند و می‌گفتند: ”دروغه، دروغه”

کوتاه نیامدن از خواسته‌ها: مانند شعار کارگران هپکو که شعار می‌دادند ما منتظر حقوق هستیم، هیچ جا نمی‌رویم همینجا هستیم، یا اهوازیها که شعار می‌دادند: ”مشکل ما حل نشه اهواز قیامت میشه”

روزهای متعدد تظاهرات کردن: مثل تظاهرات مردم اهواز بیش از یک هفته، تظاهرات کارگران هپکو اراک دو هفته، کارگران پلی اکریل اصفهان 10روز و شرکت کشت و صنعت مهاباد نزدیک به دو ماه جریان داشته است.

تظاهرات در شهرهای مختلف و به‌طور همزمان: مثل تظاهرات مالباختگان ثامن‌الحجج و کارمندان این مؤسسه

مقابله با باندهایی که وابسته به رژیم هستند: باندهایی که می‌خواهند با سردادن شعارهای بی‌خاصیت، خواسته مردم را تخفیف بدهند، در حالیکه در اهواز همه دیدند و شنیدند که مردم به‌پاخاسته همه باندهای حاکمیت آخوندی را محکوم می‌کردند و می‌گفتند: ”سگ زرد برادر شغاله”

شرکت گسترده زنان در اعتراضات: از تظاهرات اهواز، تا تظاهرات معلمان و بازنشستگان در تهران، از تظاهرات و راهپیمایی کارگران هپکو تا تظاهرات کارگران پلی اکریل و... حضور فعال زنان بسیار چشمگیر بود. نمونه خروش خانم اهوازی در برابر خانه استاندار مزدور رژیم آخوندی، این واقعیت را به‌خوبی بیان می‌کند.

عکس‌العمل رژیم در برابر این تظاهرات مثل همیشه در صورتی که زورش می‌رسید سرکوب بود، چرا که این رژیم اهل پاسخ دادن به مطالبات برحق مردم نیست، هرجا هم که زورش نرسد سعی می‌کند با وعده و فریب، از این ستون به آن ستون برای خودش راه در رو پیدا کند.

در مورد سرکوب مردم هم، چنان‌چه در شادگان همه دیدند، مردم در برابر نیروی انتظامی سرکوبگر که جوانی را با تیر مستقیم کشت، بلند شدند و کلانتری این شهر را به آتش کشیدند، یا به سمت بسیج اهواز کوکتل مولوتوف پرتاب کردند.

با این‌که در این ماه رژیم اعدامها را هم شدت بخشید، اما باز هم نتوانست جو رعب و وحشتی را که می‌خواست در جامعه ایجاد کند. بنابراین رژیم در برخورد با گسترش روزافزون تظاهراتها در یک بن‌بست شدید سرکوب قرار دارد، اگر بخواهد سرکوب وحشیانه بکند، با مقاومت شدید اجتماعی مواجه می‌شود که در وحشت از قیام مجبور است دست به عصا راه برود، اگر هم کاری با تظاهراتها نداشته باشد، از آنجایی که مطالبات مردم انباشته شده‌ است، بنابراین احتمال شعله‌ور شدن آتش زیر خاکستر هست. این واقعیت بن‌بست تمام‌عیار رژیم است که تنها علاج آن سرنگونی تمامیت این رژیم ضد‌مردمی است.
Photo
Wait while more posts are being loaded