بخشی ازوصیتنامه ی زیبای آلبرت انیشتین آن لحظه میرسد که دکتر بگوید مغزم ازکارافتاده وبه هزار علت دانسته وندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی تلاش کنیدبه شکل مصنوعی وبا استفاده از دستگاه ، زندگیم را به من بر گردانید واین را بستر مرگ من ندانید.بگذارید آن رابستر زندگی بنامم.بگذارید جسمم به دیگران کمک کند تا به حیات خود ادامه دهند.چشمهایم را به انسانی بدهید که هر گز طلوع آفتاب ، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشمهای یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه دهید که از قلب جز خاطره  دردهای پی در پی و آزاردهنده چیزی به یاد ندارد.کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به زندگی ماشینی بستگی دارد که هرهفته خون او را تصفیه می کند.استخوانهایم ، عضلاتم ، تک تک سلولهایم را بردارید وراهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند دهند.آنچه ازمن باقی میماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گلها بشکفند.اگر قرار است چیزی از من دفن شود بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر دوستم داشتید گاهی یاد کنید مرا.

یادمان باشدکه:
"حق الناس "
همیشه پول نیست!

گاهی
"دل" است...

دلی که:
باید بدست می آوردیم ونیاوردیم!
دلی که:
باید می دادیم و ندادیم!
دلی که:
شکستیم و رهاکردیم!

دلهای غمگینی که…
بی تفاوت از کنارشان گذشتیم!

خدا…
ازهرچه بگذرد ازحق الناس نمی گذرد!!!

حواسمان باشد…
ﺑﺎ "ﺯباﻥ"
ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩ!
ﺑﺎ ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩ!
ﺑﺎ ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺍﯾﺮﺍﺩﮔﺮﻓﺖ!
با ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ!
با ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺖ!
با ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ!
با ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩ!
ﺑﺎ ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺧﺮﯾﺪ!
ﺑﺎ ﺯباﻥ
ﻣﯿﺸود جدایی انداخت!
با زبان
میشود آتش زد!
با زبان
میشود آتش راخاموش کرد!

حواسمان به دلهایمان باشد:

"آلوده اش نکنیم" .

اسمش"تقصیـر" است !

حالا تو هـی بگـو

"تقدیــر"

و خودت را آرام کـن ........

مـثـل ِ تـــار ِ مــوهـــایـش ..

ایـن بـــار ،

دوسـتـت دارم هـــایـــم را

پـشـت ِ گـوشـش انـــداخـــت ........

و …

رفــت !!!
Wait while more posts are being loaded