Post has attachment
این شعر تقدیم به تمامی منتظران ظهور
جمعه ها دل بیقراری میکند

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند / نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار / من گلی دارم که عالم را گلستان میکند . . .
Photo

Post has attachment
میترسم از بیراهه هایی که به تو میرسند
دریافته ام مرگ از حسی که شک نمای کس دیگریست
تعریف میشود
اما بین دستان من به اندازه یک قانون نوشته اند
اگر خدا را در آغوش افکارت بگیری مرگ از تو می هراسد

شعر از mirzawand
Photo

Post has attachment
سنگینی غمم امروزی نیست سالهاست مومیاییم
انگار هیچ کس پیوند خاک وریشه راندیده هیچکس انگار
مرگ ریشه درخاک را ندیده آه
دیگر صبرم ته کشیده

شعر : mirzawand
Photo

Post has attachment
( چشم براه )
این همه سال مرده وار باجذامی که نیمی ازتنم
آری همین تن فسیل شده ام راخورده چشم براهم
چشم براه درد تازه ایی
که از سخاوت دستان تو به من برسد
میدانم ازدیدنم بیزاری
این را از نگاه کرکسها هم فهمیده ام
چون آنها هم تمایلی به دریدن لاشه جذام گرفته من ندارند
چشم براهم
چشم براه میمانم
وتو هرگز نخواهی آمد

شعر از : mirzawand
Photo
Wait while more posts are being loaded