Post is pinned.Post has attachment
فرق ازدواج موقت با زنا در چیست؟

فرق ازدواج موقت با زنا آن گونه است که حضرت امیر المومنین (ع) می فرمایند: اگر عمر نبود (عمر متعه را حرام نمود.) تنها انسان های پست و شقی مرتکب زنا می شدند.[۱]

پس یک فرق زنا با عقد موقت همین است که یکی فعل انسان های پست است بر خلاف دیگری که پستی و لئامتی در آن وجود ندارد. البته منظور این نیست که این فرق، امری تعبدی است و چون حضرت فرموده، آن را می گوییم و راهی به فهمیدن آن نداریم! بلکه ما با عقل خویش نیز می توانیم فرق این دو را تا حدودی دریابیم. کما اینکه در خود سوال نیز به یکی از فرق ها اشاره شده است.

و آن اینکه ازدواج موقت دارای عقد است و زنا هیچ عقدی ندارد. البته منظور از عقد، صرف چند کلمه ای که در ابتدای رابطه می گویند نیست. و اگر کسی تنها آن چند کلمه را مصداق عقد می داند، مانند این است که کسی تصور کند، ارزش یک چک چند صد میلیونی، به خاطر خطوط کج و معوجی (= امضاء) است که در انتهای آن وجود دارد. در حالی که آن چند کلمه، یک بار حقوقی ای مفصلی دارد. و با قوانین مفصلی که در پی خواندن الفاظ، خواهند آمد، حقوق و وظایف دو طرف و احکام شرایط مختلف، مشخص خواهد شد. و رابطه یک رابطه کاملا ضابطه مند خواهد شد. همان گونه که فرق ازدواج دائم با زنا، در ضابطه مند بودن یکی و بی ضابطه بودن دیگری است. و با وجود ضابطه، از مشکلات بسیاری جلوگیری خواهد شد.


طبیعی است که این مشکلات و درک آنها نیاز به عمیق دیدن مسائل دارد و افراد با نگاه سطحی نمی توانند چنین معضلاتی را درک کنند. همان گونه که تجربه غرب در روابط جنسی بی ضابطه، در پیش روی عده ای قرار دارد، اما آنها به جای درک کردن مشکلات ایجاد شده در پی این روابط، تنها خود مساله را می بینند. و چه بسا از آن تنها سادگی ایجاد رابطه را دریابند و آرزوی آن را بکنند!!

کسانی که می خواهند مساله را به طور منطقی ببینند، می فهمند که اگر در سر راه سیلاب مسیر مناسب ایجاد نکنند، سیل متوقف نخواهد شد! بلکه حرکت خود را انجام خواهد داد و به جای عبور از بستر مهیا شده، هر چه در سر راه خود بیابد، ویران می کند!

چون غریزه جنسی قوی در انسان، با چند توصیه و نصیحت، رام نخواهد شد و کسانی که تصور می کردند در جامعه ای با سن ازدواج بیش از ۲۵ سال، توصیه به عفت کارآمدی کافی دارد، باید چشم باز کرده و ببینند، روابط جنسی بی ضابطه چگونه در جامعه در حال گسترش است. البته قطعا توصیه به عفت لازم و ضروری است. اما تنها راهکار اسلام در این توصیه نیست. بلکه اسلام در کنار این توصیه، مسیری مهیا کرده تا اگر کسی قادر به حفظ خویش نبود، از مسیری ایمن گذر کند.

و یک فرق بزرگ دیگر ازدواج موقت با زنا در این است که یکی با مجوز خدای متعال است و دیگری مبغوض خدای متعال قرار گرفته، و کسانی که این فرق را نمی بینند یا آن را کوچک می شمارند، شاید در طیف کسانی باشند که با خدای متعال سر جنگ دارند! چون ربا خواران، فرقی بین کار خود و معامله نمی دیدند علیرغم اینکه یکی حلال و دیگری حرام بود و خدا آنها را طرف جنگ خود اعلام نمود:

«قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا[بقره/۲۷۵] گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است» در حالى كه خدا بیع را حلال كرده، و ربا را حرام!»
«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ[بقره/۲۷۹] و هر گاه چنین نكنید (ربا خواری را ترک نکنید)، پس جنگ با خدا و رسول او را اعلام كنید.»

پی نوشت:
[۱]. بحار الأنوار، ج‏۵۳، ص ۳۱.

http://soalcity.ir/node/2137
Photo

Post has shared content
علت لجبازی كودك سه ساله چیست و نوع برخورد والدین چگونه باشد؟

عوامل لجبازی عبارتند از:

۱- الگو های نامناسب ارتباطی پدر و مادر؛ بعنوان مثال وقتی پدر و مادر هنگام حضور فرزندشان ارتباط خوبی نداشته باشند و خواسته های همدیگر را با لجبازی رد کنند کودک کاملا این الگوی ارتباطی را ضبط کرده و ممکن است آن را در زمانهای خاصی اجرا کند و در بعضی مواقع به عنوان یادگیری نهفته سال ها بعد در رفتار کودک این الگو دیده میشود.
۲- عدم هماهنگی والدین با همدیگر نسبت به ایجاد ، تغییر و یا حذف یک رفتار از کودک خود باعث سوء استفاده های کودک از این اختلاف خواهد شد.
۳- احساس استقلال و اثبات اینکه می تواند قبول کند و یا رد کند در فرزندان پسر این وضعیت زیاد دیده می شود.
۴- فشار و امر نهی بسیار زیاد نسبت به رفتارهای و صحبتهای کنجکاوانه کودک که موجب سرخوردگی، کاهش خلاقیت و عدم اعتماد به نفس خواهد بود.

شما مناسب است باتوجه به سن کودک خود که سه سال بیشتر ندارد و ممکن است به دلیل مخالفت های پیاپی دچار نوعی مخالفت و مقاومت در برابر خواسته های شما شده است سعی کنید مدتی فقط رفتارهای مثبت ایشان را پاداش دهید و واکنش بسیار محبت آمیز نسبت به فرزندتان که احتمالا پسر باشد انجام دهید ولی رفتارهای منفی ایشان را بدون توجه از کنار آن عبور کنید وقتی فرزند شما در مقابل یک سری کارها پاداش گرفت و احساس لذت را تجربه کرد آمار رفتارهای پاداش گرفته بیشتر خواهد شد. از طرفی شما سعی کنید به هیچ وجه در موضوعاتی مانند سلام کردن و یا سایر رفتارهای اخلاقی که در حد سن ایشان نیست خود داری کنید و سعی کنید با پرنگ کردن نقاط مثبت و خوبی های ایشان همچنین پادش دهی و عمل سریع به قول هایی که برای ایجاد رفتار مثبت به ایشان می دهید تا حدی از این وضعیت خلاص خواهید شد. از طرفی با قاطعیت و کوتاه نیامدن در محروم سازی از یک وسیله خوشایند به دلیل رفتار نامطلوب فرزندتان زمینه را برای هماهنگ شدن ایشان با شما نه شمابا ایشان فراهم کنید همچنین در بعضی از مواقع به خواسته ایشان در صورت نداشتن ضرر عمل کنید و به خودشان یادآوری کنید که به حرف شما گوش دادم و در بعضی از مواقع نیز باید از اختلافات آشکار با همسر پیش چشمان فرزندتان جلوگیری کنید و در ایجاد و یا حذف رفتار با هسرتان هماهنگ باشید.

http://soalcity.ir/node/335

Post has attachment
چرا امام جعفر صادق (ع) را رئیس مذهب شیعه می نامیم؟

همه امامان شیعه برای اسلام و خلق خدا خدمت کردند.در این راه زحمات طاقت فرسایی را متحمل شدند. زحمات در قالب های مختلف، مانند قیام، صلح، سکوت و فعالیت های سیاسی و فرهنگی ظهور نمود. علت اینکه به مذهب ما "مذهب جعفری "گفته می شود، این نیست که امامان دیگر برای اسلام خدمت نکرده اند، بلکه سبب ناميده شدن آن است كه دوره زندگي امام صادق(ع) مصادف بود با اواخر حكومت امويان و اوايل خلافت عباسيان. به سبب درگيری‏ ها و اختلافاتي كه ميان اين دو خاندان به وجود آمده بود، فرصت خوبی برای فعالیت های فرهنگی پدید آمد که امام صادق(ع) از آن بهره گرفت و مذهب شيعه را توسعه داد.
امام با تشكيل حلقات درس و تبيين معارف و مباني تشيع، به نشر و تبليغ اسلام پرداخت. روايات بسيار زيادي را بيان فرمود. به همين جهت حيات مجددي در كالبد شيعه دميده شد . معارف و احكام شيعه بيش از هر زماني مطرح گرديد. نظم و ترتيب خاص و ارزنده‏اي به شيعه داده شد. بدین جهت اين مذهب را به امام جعفر صادق منسوب مي‏نمايند. زيرا علاوه بر تحكيم مباني آن، عمده احاديث اين مذهب- نسبت به امامان ديگر - از اين امام بزرگوار نقل شده است.
در مجلس درس ايشان هزاران تن شركت مي‏ كردند. برخي از آنان مانند ابوحنفيه، مالك بن انس، جابر بن حيان و زرارة بن اعين، از اركان و بزرگان اهل سنت و شيعه به شمار مي ‏آمدند.(۱)
مرحوم جعفرشهیدی می نویسد:
" آن كه در اخبار فقه شيعه تتبع كند، خواهد ديد روايت هاى رسيده از امام صادق (ع) در مسائل مختلف فقهى و كلامى مجموعه ‏اى گسترده و متنوع است. براى همين است كه مذهب شيعه را مذهب جعفرى خوانده ‏اند. گشايشى كه در آغاز دهه سوم سده دوم هجرى پديد آمد، موجب شد مردم آزادانه‏ تر به امام صادق (ع) روى آورند. گشودن مشكلات فقهى و غير فقهى را از او بخواهند. ... دانشمندان از هيچ يك از اهل بيت رسول خدا به مقدار آنچه از ابوعبدالله روايت دارند، نقل نكرده‏ اند. هيچ يك از آنان متعلمان و شاگردانى به اندازه شاگردان او نداشته ‏اند. روايات هيچ يك از آنان برابر با روايت هاى رسيده از او نيست. اصحاب حديث نام راويان از او را چهار هزار تن نوشته ‏اند. نشانه آشكار امامت او خردها را حيران مى‏ كند و زبان مخالفان را از طعن لال مى‏ سازد." (۲).

پی نوشت ها :
۱.محمدجواد مشكور ، تاريخ شيعه و فرقه‏هاي اسلام تا قرن چهارم، بی نام، ص ۱۰۶ - ۱۰۵؛مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، قم، موسسه امام صادق (ع)،۱۳۷۹ش ،چاب یازدهم، ص۳۵۹
۲. جعفر شهيدى، زندگانى امام صادق، ص۶۱؛
رسول جعفریان، حیات فکری وسیاسی امامان شیعه، قم ، انتشارات انصاریان، ۱۳۸۴ش ، چاپ هشتم، ص ۳۴۵.

http://soalcity.ir/node/4098
Photo

Post has attachment
السلام علیک یا جعفر بن محمد الصادق(علیه السلام)
Photo

Post has attachment
کافران نیکوکار

پرسش:
آیا فقط مسلمانان به بهشت می روند؟ پس تکلیف کافرانی که کار خوب انجام می دهند، چیست؟

پاسخ:
خدای متعال که خالق و مالک بهشت است، برای ورود به بهشت دو شرط قرار داده است: ایمان و عمل صالح

وَ أُدْخِلَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ (23 ابراهیم) و كسانى را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏ كنند باغهایى كه نهرها از زیر درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏ مانند.

در واقع این گونه نیست که هر مسلمانی وارد بهشت شود و تنها کسانی مستحق بهشت هستند که قلبشان و عملشان همان گونه است که خدای متعال از آنها خواسته است. و کسانی که نور حقیقت را دیده اند و به آن پشت کرده اند، تنها خودشان مستحق ملامت و سرزنش می باشند.

و اگر عده ای وجود داشته باشند که هرگز راهی برای فهم حقیقت نداشته اند، حساب کار آنها با خدای متعال است که می فرماید:

فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً (99 نساء) ممكن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است.

و اینکه تصور کنیم ممکن است عده ای بدون داشتن ایمان صحیح و در عین پشت کردن به خدا، از خدای متعال طلبکار باشند، تصور غلطی است. چون تقرب به خدای متعال، مشروط به نیت الهی است و اگر تصور می کنیم کسی با خدا ارتباطی ندارد، چگونه می توانیم بگوییم که کاری را برای خدای متعال انجام داده است که طلبکار مزد باشد.

کسانی که از نظر ما کارهای خوبی انجام داده اند، بدون اینکه اعتقادی صحیح داشته باشند، طالب مزدی بوده اند که در همین دنیا معنا می شده است. مثل شهرت، ثروت، محبوبیت و ... و طبیعتا مزد آنها نیز در این دنیا معنا می شود:

مَنْ كانَ یُریدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُریدُ (18 اسراء) آن كس كه (تنها) زندگى زودگذر (دنیا) را مى‏ طلبد، آن مقدار از آن را كه بخواهیم- و به هر كس اراده كنیم- مى‏ دهیم.

علاوه بر اینکه مزد در درگاه الهی به تناسب استعدادهای داده شده و کار انجام شده، داده می شود. و کسی که ذاتا روحیه ای بخشنده داشته، یا ذاتا جویای علم بوده است، یا روحیه لطیف او سبب توجهش به نیازمندان شده است، صرف عملش ملاک نیست. و چه بسا او در مقابل سرمایه ای که خدای متعال به او در این جهات داده است، کوتاهی نیز کرده باشد.

هر چند ممکن است فضل خدای متعال کسانی را که لایق نیستند نیز در بر گیرد، همان گونه که رسول خدا (ص) درباره حاتم طایی به پسرش می فرمایند: خداوند عذاب‏ را به خاطر سخاوت از پدرت دور كرده است. (بحار الأنوار ، ج‏68، ص 354)

** مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی http://soalcity.ir/ *
Photo

سلام.اگر کمی چسب ناخن روی ناخن باشه و بعد از دوهفته متوجه بشیم .آیا نماز ها و غسلمان صحیح است ؟و حالا که فهمیدم باید چه کنم ؟

Post has attachment
آیا وضو یا غسل اگر ناخن دست و پا لاک داشته باشد، صحیح است؟

آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
وجود لاک روي ناخن های دست، چون مانع از رسيدن آب است، وضو با آن صحيح نيست. در مسح پاها، اگر يکي از انگشت هاي پا (غير از انگشت کوچک) لاک نخورده باشد و روي آن انگشت مسح کند، وضو صحيح است. اما در غسل، اگر لاک روي ناخن دست يا پا باشد، چون مانع از رسيدن آب است، غسل صحيح نيست.(۱)

آیات عظام آقایان: امام خمینی، امام خامنه ای، سیستانی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، نوری همدانی، سبحانی، بهجت، فاضل لنکرانی:
وجود لاک روي ناخن های دست، چون مانع از رسيدن آب است، وضو با آن صحيح نيست. در مسح پاها، اگر يکي از انگشت هاي پا (حتی انگشت کوچک) لاک نخورده باشد و روي آن انگشت مسح کند، وضو صحيح است. اما در غسل، اگر لاک روي ناخن دست يا پا باشد، چون مانع از رسيدن آب است، غسل صحيح نيست.(۲)

امّا رنگ كردن ناخن ها با حنا یا رنگی كه جرمیّت (مانعیت از رسیدن آب) نداشته باشد، اشكالی برای وضو و غسل ایجاد نمی كند.

پی نوشت:
۱. آيت الله مکارم شيرازي، احکام بانوان ، م۶۵
۲. رساله ۱۶ مرجع، جد۱، احکام وضو، مساله ۲۵۲.

http://soalcity.ir/node/307

Post has attachment
با توجه به حکم ارتداد چگونه می توان باور داشت در اسلام آزادی و منطق قوی وجود دارد؟

خداوند متعال در قرآن یک شگرد و ترفند خاص حق ستیزان را بیان نموده که بسیار روشنگرانه است:

هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ (۷ آل عمران) او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏ باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏ گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏ رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏ گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه ‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏ طلبند.

اینکه از بین هزاران گزاره دینی که در قرآن و حدیث آمده است، و مربوط به تعقل و آزادی است، مخالفان تنها حکم ارتداد را می شناسند، خود نشانه عدم آزاد اندیشی آنهاست. نشانه این است که آنها ابتدا انتخاب کرده اند که به چه چیز معتقد شوند و بعد دنبال چیزی گشته اند که انتخابشان را با آن توجیه کنند و به همین دلیل صدها شاهد خلاف انتخابشان را کتمان می کنند و نادیده می انگارند.

دم دستی ترین مطلبی که از دین اسلام می دانیم و هیچ کس نمی تواند آن را کتمان کند، این است که اسلام می خواهد پذیرش اصول دینی با تحقیق و بررسی باشد! و از پیروی کورکورانه نهی کرده و مطالب فراوانی در مذمت کسانی دارد که صرفا به استناد آباء و اجدادشان به دنبال آئینی به راه افتاده اند.

تکرار دهها باره واژه هایی چون تعقل، تدبر، تفکر و ... در قرآن نیز یکی از دیگر راههای درک نظر اسلام درباره آزادی اندیشه است. و برای آنکه خوب بدانیم، قرآن آزادی را چقدر شریف می داند، کافیست به این نکته توجه کنیم که قرآن برای جمع کردن تمام بشریت ذیل یک پرچم، شعارش کنار زدن بردگی ها و حقارت ها و اسارت در دست مستکبران است. (آیه ۶۴ سوره آل عمران)

همچنین اندک نگاهی به تاریخ نشان می دهد نهضت اسلامی، چنان رونقی به علم و دانش داد که اگر روزگاری پیدا کردن ده شخص باسواد در بین اعراب ناممکن بود، مراکز اسلامی به مهمترین کانون نشر دانش و اندیشه تبدیل شدند.

بنابراین نکته اول و بسیار مهم این است که اگر کسی حق را بخواهد و انصاف داشته باشد، می تواند موضع اسلام نسبت به اندیشه و آزادی را در جلوه های بسیاری از این دین بیابد. و منحصر کردن خود در یک حکم، مصداق بارز همان آیه شریفه است که عده ای با بیمار دلی، تنها در صدد ندیدن و تغییر چهره حقیقت هستند.

اما با این همه در همان حکم ارتداد نیز می تواند اشتباه را برطرف نمود و حکمت این حکم را نشان داد تا اگر کسی جویای حق است از آن محروم نباشد.

مساله ارتداد، یک مساله اجتماعی است و باید از زاویه امنیت روانی جامعه بدان نگریست. در تمام جوامع برای امنیت احکام تضمین کننده ای قرار داده شده است. در امنیت صحت و سلامت جسمی می بینیم که نه تنها اجازه تبلیغ به برخی امور داده نمی شود (از تبلیغ مواد مخدر تا تبلیغ خوراکی هایی نظیر پفک) بلکه در مواردی صاحبان یک منفعت را ناچار به ضد تبلیغ می کنند. (مثل لزوم درج تصویر بیماری های ناشی از دخانیات روی بسته های سیگار) و این نیز بسیار منطقی دیده می شود که اگر کسی بدون اخذ مدارک علمی معتبر، مطبی دایر کند، قانون شدیدا با او مقابله کند.

و هیچ عاقلی نیز در این موارد فریاد نقض آزادی بر نمی آورد. و این امور را توهین به شعور عموم تلقی نمی کند.

پس به شکل کاملا طبیعی برای امنیت روانی جامعه نیز می توان مقرراتی تدوین کرد. و بحث مجازات مرتد از همین باب است که در قرآن نیز به توطئه یهودیان در این راستا اشاره شده است. کسانی که انواع و اقسام توطئه ها علیه دین را آزموده اند و در انتها به این نتیجه رسیده اید، روزی لباس دین به تن کنند تا بعد با ادعای اینکه حتی دین را هم می شناسند، به آن کافر شده اند.

اگر بحث اندیشه است، حتی در حوزه های علمی دین نیز از ابتدا سوالات متوجه اصل وجود خداست! و اینکه باید با استدلال وجود خدا را شناخت و انواع و اقسام اشکالات در این بررسی نیز مطرح می شود. علاوه بر آن مشاهده می کنیم که در مجامع علمی ای که با بودجه حکومت دینی اداره می شود، از انواع و اقسام دین ها، افرادی می آیند و اندیشه خود را تبیین می کنند (مثل دانشگاه ادیان و مذاهب قم) بنابراین مساله وجود اندیشه ای که علیه دین است و بنا شده جلوی آن گرفته شود، نیست بلکه مقابله با توطئه های تبلیغی و اخلال در امنیت روانی جامعه است. و الا در این فضای مجازی که هر کسی به سهولت هر حرفی را می زند، باید تا کنون آن گوهر ادعایی خود را بر ملا می کردند که چگونه دین را نفی می کنند. حال آنکه می بینیم عموما با توهین و تمسخر و هتاکی علیه دین برخواسته اند. و در حوزه اندیشه جز تحریفات و کج بینی هایی نظیر همین مطلب ندارند.

http://www.soalcity.ir/node/4040
Photo

Post has attachment
اگر پرداخت فطریه، بعد یا قبل از عید فطر باشد اشکال دارد؟

۱. پرداخت فطریه، بعد از عید فطر:
مراجع عظام تقلید؛ زمان وجوب زکات فطره را از غروب شب عید فطر دانسته و تأخیر پرداخت آن را به بعد از نماز عید جایز نمی دانند، اما اگر کسی نماز عید را نخواند، باید فطریه را تا ظهر عید پرداخت نماید. [۱]
ولی اگر دسترسى به فقیر ندارد مى‌تواند مقدارى از مال خود را به نیّت فطره جدا کرده و براى مستحقى که در نظر دارد یا براى هر مستحقّی کنار بگذارد و باید هر وقت که آن را مى‌دهد نیّت فطره نماید".[۲]
اما "اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است، فطره را ندهد و کنار هم نگذارد، احتیاط واجب[۳] آن است که بعداً بدون این که نیّت ادا و قضا کند (به قصد قربت) فطره را بدهد".[۴]

۲. پرداخت فطریه، قبل از عید فطر:
مراجع عظام تقلید در این باره می گویند: "اگر پیش از ماه رمضان فطریه را بدهد صحیح نیست و احتیاط واجب[۵] آن است که در ماه رمضان هم فطره را ندهد.[۶] ولى اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض بدهد و بعد از آن که فطریه بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطریه حساب کند مانعى ندارد." [۷]

پی نوشت:
[۱]. ر.ک: امام خمینى، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل (محشّٰى)، ج‌۲، ص ۱۸۰، م ۲۰۲۵، دفتر انتشارات اسلامى، قم، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق.
[۲]. همان، ر.ک: ذیل م ۲۰۳۰.
[۳]. آیت الله بهجت: احتیاط مستحبّ آن است که بعداً قضا کند، ولى أظهر این است که زکات فطره دیگر بر او واجب نیست، ولى معصیت کرده است؛ آیات عظام گلپایگانى، تبریزى، صافى: بعداً باید بدون این که نیّت ادا و قضا کند فطره را بدهد؛ همان، ر.ک ذیل م ۲۰۳۱.
[۴]. همان، م ۲۰۳۱.
[۵]. آیت الله زنجانى: (احتیاط مستحبّ)؛ آیات عظام خوئى، تبریزى، سیستانى: (بهتر آن است..).
[۶]. آیت الله صافی: (جواز دادن فطریه در ماه رمضان بعید نیست ..)؛ آیت الله گلپایگانى: (اگر در ماه رمضان بدهد صحیح است ولى احتیاط لازم آن است که قصد وجوب نکند مگر آن که فطریه را بعد از مغرب شب عید یا صبح روز عید پیش از نماز عید بدهد ..).
[۷].. توضیح المسائل (محشّٰى)، ج‌۲، ص ۱۸۰، م ۲۰۲۵.

http://www.soalcity.ir/node/3863

Post has attachment
حمایت از فلسطین چرا ؟؟!!

برخی می‌گویند چرا با وجود اینکه ما در داخل ایران، مشکلات زیادی داریم و مردم خودمان نیازمند هستند، باید از فلسطین، دفاع و حمایت کنیم؟ و می‌گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
حقیقت این است که وجود پاره‌ا‌ی از مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی و... در کشور غیر قابل انکار است، امّا این فشارها و مشکلات هر اندازه زیاد باشد، با وضعیت پیش آمده برای مردم آواره فلسطینی قابل مقایسه نیست.
به هر حال، دلایل بسیاری برای حمایت کشورمان از فلسطین وجود دارد که به چندی از آن به اختصار اشاره می‌کنیم:
1. اصل اخوت انسانی:
ما به عنوان یک ایرانی و به حکم انسان بودنمان وظیفه داریم در برابر جنایت‌های بی‌رحمانه و ضد بشری بر سر زنان و کودکان که قلب هر انسانی را به درد می‌‌آورد، واكنش نشان داده و از مظلومان فلسطینی حمایت کنیم.

2. غیرت و اخوت اسلامی:
مسجدالاقصی که قبله اول مسلمین و محل عروج پیامبر اسلام است، در حال حاضر در اشغال صهیونیست‌هاست و آنجا را به محلی برای جنگ، ستم، خونریزی و تجاوز به ملّت‎ها تبدیل کرده است؛ لذا طبیعی است که جهان اسلام، نسبت به سرنوشت قبله نخستین خود یعنی بیت‌المقدس و میلیون‌ها انسان مسلمان بی‌تفاوت نباشد.

3. حمایت از دین:
جامعه غربی برای نفوذ در منطقه خاورمیانه و چپاول انرژی آن، دین اسلام را با توجه به ماهیت ضد استکباریش، مانع رسیدن به اهداف خود می‌بیند، بنابراین پایگاهی به نام رژیم صهیونستی در این منطقه تأسیس کرده تا علاوه بر دستیابی به منابع مادی، این دین را از میان بردارد. لذا اگر ما دست از یاری برادران فلسطینی برداریم در واقع به نابودی دین و جداسازی امّت اسلامی کمک کرده‌ایم و هدف اصلی استعمارگران نیز همین است.

4. کسب منافع ملی و نفوذ سیاسی در منطقه:
ارائه حمایت‌های اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی در حدّ توان به ملّت‌ها به خصوص فلسطین، نه تنها با منافع ملی ما تعارض ندارد، بلکه در راستای تأمین این منافع می‌باشد، زیرا منافع ملی یک کشور فقط به مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی‌شود.
اسرائیل به دنبال تشکیل دولتی از نیل تا فرات از زمان تأسیس‌اش، با ایجاد بحران و ناامنی در منطقه، مانع سرمایه‌گذاری و رشد كشورهاي اين منطقه شده است، چرا که هر جا ناامنی باشد، بسترهای سرمایه‌گذاری و رشد از بین خواهد رفت و به ناچار سرمایه‌گذارها به جایی سوق داده می‌شوند که امنیت در آنجا وجود داشته باشد.
پس برای اینکه منطقه، رشد و توسعه یابد، باید رژیم صهیونستی از آن حذف شود و ما با کمک به فلسطینیان که در خط مقدم جبهه قرار دارند، علاوه بر مانع شدن از توسعه طلبی در اشغال زمین‌های بیشتر، خط مقدم کشورهای منطقه و جهان اسلام را نیز تقویت می‌کنیم.
از طرفی هم حمایت از دولت‌ها مختص به ایران نیست، بلکه کشورهای بزرگ جهان مانند امریکا به رغم مشکلات داخلی، باز هم کمک‌های بسیاری را به جهت نفوذ سیاسی و کسب منافع ملی در دنیا به دیگر کشورها و مناطق مختلف از جمله اسرائیل و... می‌نماید.

در پایان لازم است به چند دلیل قرآنی و روایی در مورد لزوم حمایت از مسلمانان جهان اشاره کنیم:

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا[نساء/ ۷۵] چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكاني كه (به دست ستمگران) تضعيف شده ‏اند پيكار نمي‏كنيد؟، همان افراد (ستمديده‏اي) كه مي‏گويند خدايا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ‍ ستمگرند بيرون ببر و براي ما از طرف خود سرپرست قرار بده. و از براي ما از طرف خود يار و ياوري تعيين فرما.»

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: :كسی كه صبح كند و اهمیتی به كارهای مسلمانان ندهد او از آنان نیست و كسی كه صدای مردی بشنود كه فریاد كمك خواهی از مسلمانان را سر دهد و پاسخش را ندهد مسلمان نیست. (الكافی، ثقة الاسلام كلینی، ج ‏۲، ص ۱۶۴، ح ۵ ؛ تهذیب الاحكام ، شیخ طوسی، ج ۶ ص ۱۷۵ ح ۲۹)

به امید پیروزی و آزادی مسجدالاقصی

** مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی http://www.soalcity.ir **
Photo
Wait while more posts are being loaded