بركه هرشب ماه را در قاب ميخواهد كه نيست
ماه در خود بركه اي از آب ميخواهد كه نيست
كار ما بي تابي از آنچه نداريم است و بس
طفل دل در گيسوانش تاب ميخواهد كه نيست
آبروي سجده بي ابروي خوبان رفته است
سجده با آبرو محراب مي خواهد كه نيست
چون شدي فرهاد ميكوبي به سنگي قبله ياب
در نماز انگار شيرين ياب ميخواهد كه نيست
در قيامت برنمي خيزم من از خواب ابد
محشر من بوسه هاي ناب مي خواهد كه نيست
(احمد پروين)

ماه اگر با من بيايد راه كارم آه نيست
چاره در هجران جان جز ناله جانكاه نيست
ابتدا خورشيد هم سياره اي خونسرد بود
تا شبي كابوس ديد او هست اما ماه نيست
يار اگر ميخواست مي آمد كجا باور كنم
از خدا تا من كه گمراهم هزاران راه نيست
عشق وقتي ميشود يكسويه آدم ميكشد
هركه خاطرخواه باشد پيش او دلخواه نيست
از دعاي بي اجابت خوب مي فهمم خدا
محو او چون هست در دل از دلم آگاه نيست
(احمد پروين)

Post has attachment

Post has attachment

سلام به همه صبح شمابخیر

Post has attachment
💜چهار اصل مهم!

الماس از تراش، و انسان از تلاش میدرخشد
🌸صادق باش هنگامی که فقیری
🌸 ساده باش وقتی که ثروتمندی
🌸 مودب باش وقتی که قدرتمندی
🌸 سکوت کن هنگامی که عصبانی هستی

Post has attachment
حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم
آخ ... تا می‌بینمت یک جور دیگر می‌شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند
یاسم و باران که می‌بارد معطر می‌شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری
آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم

آنقدرها مرد هستم تا بمانم پای تو
می‌توانم مایه گهگاه دلگرمی شوم

میل - میل توست اما بی تو باور کن که من
در هجوم بادهای سرد پرپر می‌شوم


#مهدي_فرجي
Photo
Commenting is disabled for this post.

Post has attachment
همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها

به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل افگارها

به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها

کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها

چه فرهادها مرده در کوهها
چه #حلاجها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها

ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها

مهین مهر ورزان که آزاده اند
بریزند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته اند
چه گلهای رنگین به جوبارها

بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه ،گل به گلزارها


نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینه ی آب، رخسارها

رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها

درد پرده ی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها

به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها

به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها

گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها

به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی است چون پارها

فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها
Photo

یادش بخیر ..
آن قدیم ها مادر برایم یک جفت کفش خریده بود که با روح و روانم بازی میکرد. بدجور میخواستم اش.. مهمانی ، خرید، تا سر کوچه رفتن .. فرقی نمیکرد؛ با آن ها میرفتم! کم کم داشت پای ام را میزد.
چسبِ زخم هم میزدم کفاف نمیداد.
از شدت درد ؛ آن یکی ها را هم نمیتوانستم بپوشم. بساطی شده بود ناجور. دلم مانده بود پیش اش.. یک مدت کنار میگذاشتم باز میرفتم سراغ اش. درد از نو زخم از نو. به هیچ صراطی مستقیم نبود.. دلم ماند، اما گذاشتم اش کنار .. هر کاری کردم که داشته باشم اش نشد که نشد!
این روزها از آن قشنگتر اش را دارم، نه پایم را میزند نه باعث میشود که آن یکی ها به پایم نشوند ..
.. میخواستم بگویم رابطه ها هم همین اند.
بعضی آدم ها ؛ هم زخم میزنند هم نمیگذارند با بقیه خوش باشی. تازه دلت هم میماند .. به هر دری بزنی جور نمیشود. هرچقدر هم دور و نزدیک شوی نه اندازه ات میشوند
نه قسمت ات. بعضی ها را باید گذاشت کنار. بعداً اصلِ جنس را پیدا میکنی .. باور کن .. همانی که به قد و قواره ات بخورد ...

#مریم_قهرمانلو

Post has attachment
💕به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ
ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ!
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت جای ﻋﻤﯿﻖ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ!
Photo
Wait while more posts are being loaded