Post has attachment
آغوشت زاویه ایست
بین من
و نفس های تو

دم و باز دم هایی
که گویی
آغاز گر معاشقه ایست

معاشقه ای پرِ دم
پرِِ باز دم

معاشقه ای که با بوسه های داغ
و بی پروای من آغاز
و با نفس های تند و کش دار تو پایان نخواهد گرفت

آنجا آغاز است
آغاز شبی که
گیسوانت را
بو میکشم تا خود صبح

شبی که دیگر
خواب به چشمانم نخواهد آمد

شبی که برهنگی را حجابیست
و سپیدی تن تو نوریست
بر تمام تاریکی وجود من

عاشقانه مینویسم
برای تو جان دل


م. ستوده(8آذر93)
-
votes visible to Public
Poll option image
معمولی بود
بد بود
76%
زیبا بود
12%
معمولی بود
12%
بد بود

Post has attachment
مهربانم کل دنیا هم بگویند دوستم دارند فایده ندارد !!!
اما دوستت دارم های " تو " چه غوغایی می کند روحم را تازه می کند !
حس نابه عاشقى...
آخ چقدر زمین خوردن زیباست
اگر هدف بوسیدن خاک پای تو باشد
عزىز دلم بنشین مىخواهم هزار هزار بار دورت بگردم
مگر میشود توى داشت و غم داشت
عطر بودنت را دوست دارم
عطرى که جانم را گرفته
عزىزترینم

روزت خجسته هستى من


مجتبی ستوده | 31 فروردین 93 | تقدیم به هستی من ( روزت مبارک )



http://sotoudeh.blog.ir/post/%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9
Photo

Post has attachment
آرام قدم هایت را میشمارم
یک
دو
سه

می ایستی و به عقب مینگری
من زل زده ام به تو

میخندی و قدم هایت را ادامه میدهی
چهار
پنج
شش
هفت

بازهم به عقب مینگری
و من به مرد بودنم
با غرور مینگرم

مردی که  نگهبان زنیست که
عاشقانه دوستش دارد

و تو به زنانگیت با غرور مینگری
که
زنی هستی 
نجیب و آزاد

من به تک تک گام های تو ایمان دارم
و تو به نگاه های من

آرام گیر در آغوشم
که آغوش تو مرا رهاییست
خاتونم





مجتبی ستوده | 8 اسفند 92 | غرور آدمی


برگرفته شده از سیاه قلم های مجتبی ستوده ( http://sotoudeh.blog.ir/page/about
Photo

Post has shared content
سومین نمایشگاه نستعلیق دوست گرامی جناب حمید احمدی 


گشایش نمایشگاه : 25 بهمن ( بازدید عموم 26 بهمن الی 1 اسفند ساعت 10الی 20 ) 

مکان : تهران . ونک . میدان شیخ بهایی . نبش خیابان اوستا . جنب مسکن نگین . شماره 25 . طبقه سوم واحد 8 ( نگار خانه آیرین )
Photo

شعر های بلــــــــــند خواندن ندارد
را باید یک باره قورتش داد

یک باره فهمید

مزه کردن ندارد



یک جا

باید قورت داد







مجتبی ستوده | 26 آذر 92

حال من حال قار قار تنها ایست ....
حال زشتی 
پلشتی
بی صبریست
حال من ، حال قار قار تنها ایست ...





قار
قار
قار



مجتبی ستوده | 24 آذر 92 | قار قار

Post has attachment
شعر هايم هميشه زيبا نيست
خسته ام از حرف هاي قشنگ

زير درد هاي اين مرد

ادما ميزنند " پسند "

ادما كه دردشون كم نيست

واسه چي درد نو ميپسندن باز

يعني شاعرا خرن ,بدن ,نَجسن

مينويسن اين همه درد 

درد نو میزان رو دلامون

شاعرا خرن ,بدن ,نَجسن







مجتبي ستوده | بداهه های یک شاعر

پ ن : متن کامل این سیاه قلم در آینده ای نزدیک در اولین دفتر شعرم " خاتون نویس " 

گاهي آدم ها نياز دارند بشنوند
كه كسي دوستشان دارد

خيلي  وقت ها

دل آدمي كه در حال مرگ است

با يك دوستت دارم الكي

جان ميگيرد

نو ميشود

گاهي وقت ها

مثل همين الان

يك نفر انتظار يك نفر را ميكشد

كه ثانيه اي 

به او فكر كند

.

.

.

.







مجتبي ستوده | 24 آذر 92 | اصلا بی خیال آدم ها

پ ن : متن کامل این سیاه قلم در آینده ای نزدیک در اولین دفتر شعرم " خاتون نویس " 

Post has attachment
مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

آنچنان که گویی

فردایی نیست



مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

زیرا می ترسم که تو را از دست بدهم

تو را دوباره از دست بدهم !



مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

آنچنان که گویی

فردایی نیست



مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

چون می ترسم تو را از دست بدهم

تو را دوباره از دست بدهم 



می خواهم تو آنقدر نزدیک من باشی

که خودم را در چشمان تو ببینم

که تو را در کنار خود ببینم



به این فکر کن که شاید فردا

من از تو دور شوم

بسیار دور



مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

آنچنان که گویی

فردایی نیست



مرا ببوس،مرا بسیار ببوس

چرا که از دست دادنت مرا می ترساند

دوباره از دست دادنت !



مرا ببوس، مرا بسیار ببوس

زیرا که می ترسم تو را از دست بدهم

تو را دوباره از دست بدهم 



زیرا که می ترسم تو را از دست بدهم

تو را دوباره از دست بدهم 



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------



Title: Bésame Mucho



By: Andrea Bocelli



Writer: Consuelo Velázquez



Album: Amore (Amor)



Year: 2006





Besame Mucho ترانه‌ای‌ست از آمریکای لاتین که نویسنده‌ اصلی آن «کنسوئلو ولازکوئز»بانوی آوازخوان و پیانیست مکزیکی‌ست.



«کنسوئلو» متن این ترانه را سال 1940 در اواخر سن 15 سالگی نوشته و همزمان برای آن آهنگی تنظیم کرده است. ترانه «Besame Mucho» همان‌ سال در اولین مسابقه موسیقی که در آمریکا برگزار می‌شد، برنده جایزه‌ اول شد. پس از این جایزه تا ‌به امروز ترانه «Besame Mucho» به بیش از 200 زبان زنده دنیا ترجمه و خوانده شده است.



متن فوق ترجمه فارسی "نوای دل " وبلاگ سیاه قلم هاست با صدای

وقتی حرفی برای گفتن نمی ماند

لال بازی میکردیم



من با چشم هایم



تو با سرت



من پلک میزدم 



تو سر تکان میدادی



این روزها



که این همه دیریم و دور



من چه کنم



در این حال بی حرفی ها



دل تنگی ها 















مجتبی ستوده | 15 آذر 1392 | حال دلتنگی ها
Wait while more posts are being loaded