Post has attachment
telegram.me/ygolohcysp 📣کانال تخصصی 🏘روانشناسی2🏡
telegram.me/jangenarm کانال 🐱جنگ نرم☠️
پاتوق🐓باجنبه😐ها telegram.me/patoghebajanbeha
☎️instagram.com/mranegnaj

Post has attachment
Photo

Post has attachment

Post has attachment
Photo

حس شعرو گرافی نداشتم اینجا...

Post has attachment
سلام دوستان عزیز و علاقه مند به شعر
به کانال صدایِ سخنِ عشقْ بپیوندید...
شعر ‌، موسیقی ،عکس نوشته و شعر نوشته های زیبا و جذابی داره...

https://telegram.me/joinchat/BWoHRDwbwKbCvJ9bXZJxLA

Post has shared content
بد زمانه ای شده , حرمت ها شکسته شده , بزرگ و کوچکی به کلی از بین رفته , نوه من دختر اکبر با اینکه سنش هنوز ده سال هم نشده به خواهر کوچکترش میگه: من دوس دارم موهامو هایلایت کنم هر چند به خاطر رنگ پوستم مدل خلیجی هم بهم میآد ...
پدر اکبر یه قلپ چای از تو استکان می نوشد و به تقی چاخان که گفته های اورا با سر تایید میکند می گوید:تقصیر پدر و مادراست که بچه ها پررو شدند ,تقصیر پدر و مادراست که بچه ها بی ادب شدند , زمان بچگی , ما سر برهنه مادرانمان را نمی دیدیم , دقیقا یادم میآد که هم سن پسرت امیر تپل بودم , یه شب بین دوستانم حرف جن و غول و آل پیش اومد و اینکه اگه کسی جن دید باید بسم الله بگه تا جن باهاش کاری نداشته باشه , منم تو عالم بچگی با همین خیالات و البته ترس خوابیدم نیمه شب که بر اثر فشار ادار از جام بلند شدم ناگهان دیدم بالای سرم یه جن با موهای ژولیده و درهم و برهم نشسته , و من اختیار از کف دادم و شروع کردم به جیغ کشیدن و بسم الله گفتن ...
تقی چاخان با تعجب : یعنی شما جن رو از نزدیک دیدین؟
پدر اکبر : نه بابا , مادرم تشنه اش شده بود واز خواب بیدار شده بود خدایش رحمت کنه چند روزی موهاش رو شونه نزده بود
22/01/95
‫#‏اللهیارغلامی‬ آملی
بد زمانه ای شده , حرمت ها شکسته شده , بزرگ و کوچکی به کلی از بین رفته , نوه من دختر اکبر با اینکه سنش هنوز ده سال هم نشده به خواهر کوچکترش میگه: من دوس دارم موهامو هایلایت کنم هر چند به خاطر رنگ پوستم مدل خلیجی هم بهم میآد ...
پدر اکبر یه قلپ چای از تو استکان می نوشد و به تقی چاخان که گفته های اورا با سر تایید میکند می گوید:تقصیر پدر و مادراست که بچه ها پررو شدند ,تقصیر پدر و مادراست که بچه ها بی ادب شدند , زمان بچگی , ما سر برهنه مادرانمان را نمی دیدیم , دقیقا یادم میآد که هم سن پسرت امیر تپل بودم , یه شب بین دوستانم حرف جن و غول و آل پیش اومد و اینکه اگه کسی جن دید باید بسم الله بگه تا جن باهاش کاری نداشته باشه , منم تو عالم بچگی با همین خیالات و البته ترس خوابیدم نیمه شب که بر اثر فشار ادار از جام بلند شدم ناگهان دیدم بالای سرم یه جن با موهای ژولیده و درهم و برهم نشسته , و من اختیار از کف دادم و شروع کردم به جیغ کشیدن و بسم الله گفتن ...
تقی چاخان با تعجب : یعنی شما جن رو از نزدیک دیدین؟
پدر اکبر : نه بابا , مادرم تشنه اش شده بود واز خواب بیدار شده بود خدایش رحمت کنه چند روزی موهاش رو شونه نزده بود
22/01/95
‫#‏اللهیارغلامی‬ آملی
Photo

Post has shared content
وناگهان...
وناگهان باران گرفت و خیس شد احساس من
چه بی محابا می شود نا دیده هایم دیدنی
به ها یو هوی عشق و حس یکباره معنا می شود
تلنگری از جنس غم در قصه ای بشنیدنی
نه بایدم آیا شنید؟از شوق و از دلدادگی
چه پوچ و بی معنا شدست , این روز ها این زندگی
در این سرای زر نگار پوچِ پوچِ پوچِ پوچ
یه وقتهایی می زند جان را زمین دل مردگی
تبلور رویای من شفاف و رویایی نشد
دلم نگیرد چه کند در گیر و دار روز ها
همش تنفر از همه رسم قشنگی نیست هست؟
چه رسم های زشت هست در گیر ودار سوزها
منم ز من رها نشد پیچیده بد جوری بهم
من و تو و یک حرف سرد و روزگار بی بخار
نهال سالیان ما کج شد -عجب رشدی نمود
به قاه قاه زندگی در هوی هوی روزگار
کسی نمی پرسد ز من حالت چطوره ای رفیق
چگونه می سازی تو با این روزگار لعنتی
کسی اگر پرسیده کاری داشت با تو به یقین
وگرنه - نه -کو حوصله کو آدم و کو رغبتی؟
سه شنبه10/11/1391
الله یار غلامی املی

Post has attachment
فرق بین جنس درجه یک و جنس درجه دو مقداری دقت است , همیشه در کارهایت دقت و باریک بینی را فراموش نکن
‫#‏اللهیارغلامی‬ املی
Photo

Wait while more posts are being loaded