Profile cover photo
Profile photo
Sohail Jannessari (‫سهیل جان‌نثاری‬‎)
2,643 followers -
Adjusting the sails.
Adjusting the sails.

2,643 followers
About
Posts

اگر با Qualtrics یا نرم‌افزارهای مشابه کار کردید، حداقل مدرک ارشد رشته‌هایی مثل علوم سیاسی یا اقتصاد یا آمار دارید، و به مطالعه‌ی استقلال‌طلبی علاقه‌مندید، یه موقعیت پژوهشی ۱۶ ماهه تو بارسلونا هست(که اسپانیایی شرط لازمش نیست اما امتیازه).

اگر علاقه‌مندید خبرم کنید.
Add a comment...

Post has attachment
:(
Add a comment...

Post has attachment
کوان هریس، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا-لس آنجلس، و دانیل توانا، دانشجوی دکتری دانشکده‌ی سیاست دانشگاه پرینستون، اولین موج نظرسنجی آی‌اس‌اس یا «پژوهش اجتماعی ایران» را انجام داده‌اند و گزارشش را منتشر کرده‌اند. این نظرسنجی قرار است هر چهار سال بعد از انتخابات مجلس ایران برگزار شود. این گزارش داده‌های خوبی برای کسانی فراهم می‌کند که درباره‌ی ایران فکر می‌کنند یا می‌نویسند.

اما جالب‌ترین داده‌ی به دست آمده در نظرسنجی برای من این بود که افراد با درآمد کمتر به شکل محسوسی حضور بیشتری در همایش‌ها و میتینگ‌های ستادهای انتخاباتی داشته‌اند. احتمالاً می‌شود نتیجه گرفت که این گروه برای تصمیم‌گیری نیاز بیشتری به کسب اطلاعات دارند، و شاید بشود این را ناشی از این دانست که آنها امکان کمتری برای پیگیری اخبار و موضع‌گیری‌ها دارند یا تعلق جناحی در میان این گروه کمتر از گروه‌های دیگر است یا ترکیبی از اینها و موارد دیگر.

هریس و توانا درست بعد از این آمار، داده‌های مربوط به ارتباط گرفتن ستادهای تبلیغاتی با رأی‌دهندگان را آورده‌اند. همزمان با این که کم‌درآمدترها بیشتر به گردهمایی‌ها رفته‌اند، ستادها بیشتر با کسانی تماس(رو در رو، پیامک، ...) گرفته‌اند که سطح تحصیلات بالاتر و درآمد بیشتری دارند. مثلاً احتمال تماس ستادها با خانوارهای با درآمدی بالای دو میلیون تومان در ماه حدوداً دو برابر تماس آنها با خانوارهای با درآمد زیر پانصد هزار تومان در ماه بوده است. داده‌ها را می‌توانید در صفحات ۲۹ تا ۳۱ گزارش(لینک در کامنت اول) پیدا کنید.

این داده «جالب» هست اما حداقل برای من عجیب نیست. قبل از آغاز ثبت نام‌های انتخابات شورای شهر، یکی از دوستان فعال در ستاد اصلاح‌طلبان تماس گرفت و پیشنهاد خواست. ایده‌ی اصلی‌ام این بود که به جای مناطق محل سکونت طبقات مرفه و حتی متوسط که رأیشان معمولاً با اصلاحات است، تمرکزشان را روی مناطق محروم تهران بگذارند. حتی پیشنهاد دادم اگر می‌توانند در این مناطق نظرسنجی کنند تا خواسته‌های این محله‌ها را بفهمند، و اگر امکان نظرسنجی نیست(که نبود) چند نفر را مأمور این کنند که به این محله‌ها سر بزنند و با مردم صحبت کنند و بر اساس یافته‌های آنها ستاد شعارهای تبلیغاتی‌اش را تنظیم کند. در عوض کس دیگری مشاوره داده بود که با توجه به این که رأی محله‌های پایین شهر مال اصولگرایان است نیازی نیست هزینه‌ای بشود و تمرکز باید روی افزایش مشارکت مناطق بالاتر شود.

می‌دانیم که در میان اصلاح‌طلبان کدام رویکرد قوت بیشتری دارد. این را هم می‌دانیم که اصولگرایان هم چندان وضعیت بهتری ندارند. تعجب می‌کنید که بعضی از رأی‌دهندگان احساس کنند از سوی جناح‌های مربوطه رها شده‌اند؟

پ.ن: میزان تماس ستادها با کسانی که درآمد یا تحصیلات بیشتری دارند بیشتر از تماس با کم‌درآمدها هست، اما اصلاً بالا نیست و سند خوبی برای ضعف شدید فعالیت ستادهای انتخاباتی در ایران است.
Photo
Add a comment...

Post has attachment
اگر دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران یا امیرکبیر هستید این برنامه‌ی تبادل دانشجو از ایران و چند کشور دیگه با اسپانیا شاید به کار شما بیاد.

تو سایت دانشگاه ما اسم دانشگاه علامه هم ذیل همین طرح اومده، و نمی‌دونم چرا تو لینک اصلی نیست. به هر حال.
https://www.upf.edu/projectes-internacionals/mobilitat_PAS_PDI/K107_out_UPF.html
Add a comment...

هاشمی که خاطره می‌گفتی همه عمر...

پاییز سال ۸۹ با سی چهل نفر رفته بودیم پیش هاشمی. پنج-شش نفر درباره‌ی موضوعات مختلف صحبت کردیم. فکر کنم حتی یک نفر هم با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نکرد. حتی قاری قرآن هم نداشتیم. یکی از بچه‌ها با فارسی‌ترین لحن ممکن سوره‌ی کوثر رو خوند و جلسه شروع شد.

صحبت‌هاش رو با یه لبخند پهن اینجوری شروع کرد: خوشحالم که می‌بینم یه گروهی اومده که خیلی رک و راست میاد حرفش رو می‌زنه و مثل بعضی‌ها نیست که با سوره و آیه و حدیث حرفاشون رو شروع می‌کنن و بعد خلافش عمل می‌کنن.
Add a comment...

Post has attachment
با روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه درباره‌ی اعتراض‌ها صحبت کردم:

آیا این اعتراضات، اقتصادی بوده‌اند و به سیاسی تبدیل شده‌اند؟
من مطمئن نیستم این اعتراض‌ها اقتصادی بوده و بعد سیاسی شده باشند، حتی مطمئن نیستم اصل ماجرا اقتصادی بوده است. چون اگر بخواهیم خاستگاه اقتصادی را بپذیریم، باید بگوییم فوران اعتراضات در نقاط مختلف کشور ناشی از مثلا خبر ‌گران شدن تخم‌مرغ بوده‌ اما هیچ جرقه مشخصی ندیدیم که بتواند نقاط مختلف کشور را درگیر این تحرکات کند؛ البته نارضایتی‌های اقتصادی وجود داشته و دارند و حرفم در دفاع از وضعیت اقتصادی کشور نیست بلکه منظورم آن است که این اعتراض‌ها شاید اساسا ریشه سیاسی داشته باشند.
سابقه تاریخی رقابت‌های احزاب را هم که ببینیم، مانند انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1376 یا 1384، همیشه حملات طرفین به همدیگر هر دو عنصر اقتصادی و سیاسی را کنار هم داشته‌اند. اگر هم بپذیریم که این اعتراضات ریشه اقتصادی داشته‌اند و با این سرعت خیره‌کننده سیاسی شده‌اند، طبیعی است که نارضایتی اقتصادی جلوه سیاسی پیدا کند یعنی در قالب اعتراض به سیاست‌گذاران اقتصادی مطرح شود.


مردم ریشه مشکلات اقتصادی‌شان را چقدر دقیق می‌شناسند که دست به اعتراض می‌زنند؟
فکر نمی‌کنم لزومی داشته باشد که مردم مشکلات اقتصادی‌شان را ریشه‌یابی کنند. همین‌قدر کفایت می‌کند که مردم متوجه شوند وضعیت اقتصادی‌شان تغییر چندانی نکرده یا حتی اُفت داشته است. حتی گاهی کافی است که انتظارات‌شان برآورده نشود؛ چه انتظاراتی که ناشی از وعده‌های سیاست‌گذاران داخلی است و چه انتظاراتی که از طریق آشنایی با کشورهای دیگر در آنها پدید می‌آید. رییس‌جمهور ما به برجام امید زیادی بسته بود و آن را به گونه‌ای معرفی می‌کرد که قرار است حلّال بسیاری از مسائل باشد. رقبای دولت هم در انتخابات با شعارهای تند و حتی ارایه آمارهای جعلی، در مردم این انتظار را ایجاد می‌کردند که خلق وضعیتی بسیار بهتر در کوتا‌ه‌مدت میسر است، که همین می‌تواند به تشدید آن انتظارها منجر شود. به این معنا، مردم به خروجی سیستم یا واقعیت موجود، اعتراض می‌کنند.


چرا اعتراض‌ها فُرم وندالیسم یا تخریب اموال خصوصی و عمومی را به خود می‌گیرد؟
چندان با این عبارت همراهی ندارم اما این پدیده در جاهای دیگر مانند شورش‌های حومه شهر پاریس یا جنبش اشغال وال‌استریت در آمریکا یا اعتراضات اسپانیایی‌ها به سیاست‌های رضایت اقتصادی هم مشاهده می‌شود. این کارها به نوعی، تخلیه فشار هستند که در برخی موارد علیه نمادهای سیستم حاکم مثل بانک‌ها رخ می‌دهند.
در بسیاری از این کشورهایی که مثال زدم، در جریان‌ گذار به سوی دموکراسی، احزاب و نهادها به‌تدریج به این فهم رسیدند که تخریب جایی مثل ایستگاه اتوبوس به نفع هیچ‌کس نیست. لذا در فرآیند سیاسی‌سازی جامعه، این دیدگاه را هم عمومی کردند. با این حال همان‌طور که گفتم این پدیده همچنان در آن کشورها، گرچه با شدت کمتر اتفاق می‌افتد. پیش‌نیاز این کار هم قدرت داشتن احزاب و نهادهای سیاسی است. در کشور ما به دلایل مختلف، از جمله نو بودن نظام حزبی و محدودیت‌های نظام سیاسی هنوز به این نقطه نرسیده‌ایم و گروه‌هایی از نیروهای سیاسی هیچ‌گاه فرصت تعمیق شیوه‌های اعتراض سیاسی را نداشته‌اند.


آیا می‌توان این اعتراضات را به سمتی جهت‌دهی کرد که در کانال فرآیند سیاسی مطرح شوند؟
مطمئنا باید کانالی مشخص برای بیان و ابراز این اعتراضات طراحی و پیاده شود. گروه‌های سیاسی باید به قدر کافی متنوع و قدرتمند باشند که بتوانند بخش عمده معترضان را در خودشان جای داده تا نارضایتی‌ها را در قالب فرآیند سیاسی نشان بدهند. یک مشکل هم آنجاست که اصلاح‌طلبان در فضای سیاسی سال‌های گذشته مجبور شدند به سمت نیروهای به‌اصطلاح میانه‌رو یا معتدل بروند و با آنها اتحاد تاکتیکی داشته باشند تا به حیات سیاسی خود ادامه دهند.
همین اتفاق هم موجب آن می‌شود که تصور «همه‌شون سر و ته یک کرباس‌اند» در ذهن برخی مردم ایجاد یا تقویت شود. روحانی در زمان انتخابات سعی کرد چهره اصلاح‌طلبانه‌تری از خودش نشان دهد اما پس از انتخابات باز به سمت جایگاه اصلی‌اش حرکت کرد و اصلاح‌طلبان هم متاسفانه با او همقدم شدند. وقتی هم معترضان ببینند که هیچ‌یک از گروه‌ها یا نهادهای سیاسی موجود نمی‌تواند نماینده اعتراض‌شان باشد، نارضایتی خود را به شکل دیگری مطرح می‌کنند. این کار به قدری آزادی بیشتر برای گروه‌ها نیاز دارد.


آیا این اعتراضات و تحرکات، ریشه‌های بیرونی هم داشته‌اند؟
به نظرم نمی‌رسد که کل ماجرا از سمت خارج هدایت شده باشد، به‌ویژه از سمت عربستان‌سعودی که پروژه‌های خارجی‌اش یکی پس از دیگری شکست می‌خورند؛ چه در یمن پس از دو تا سه سال جنگیدن، چه در لبنان بعد از آن اقدام نابخردانه و چه ظاهرا در اردن. پروژه‌های سیاست‌خارجی عربستان که این شاهزاده جوان و ناپخته پیگیری می‌کند، موفق نبوده‌اند و اینکه بخواهیم کل یا عمده اتفاقات داخلی را که می‌توانند ناشی از نارضایتی‌های واقعی باشند به عربستان نسبت بدهیم، اعتبار بخشیدن به آن سیستم فاسد و شکست‌خورده است؛ البته تردیدی نیست که برخی عناصر و نیروهای خارجی به دنبال سوءاستفاده از این اعتراضات می‌روند و اتفاق عجیبی هم نیست چون ایران همیشه با این مشکل روبه‌رو بوده است.
در حال حاضر هم شاهد هستیم که چهره‌های خاصی از دولت آمریکا و رژیم اسراییل سعی می‌کنند ماجرا را پررنگ‌تر کنند، درحالی‌که برخی کشورهای اروپایی مواضع نسبتا معتدل‌تر و معقول‌تری گرفته‌اند. لذا گرچه می‌توان یا شاید باید پذیرفت که دولت‌های متخاصم هم در صدد سوءاستفاده از چنین اتفاقاتی هستند اما نباید اصل نارضایتی‌های اقتصادی یا سیاسی مردم را زیر سوال ببریم یا انکار کنیم. وجود دائمی این نارضایتی‌ها هم فقط محدود به تاریخ معاصر کشورمان نیست و باید به رسمیت شناخته شوند که این تایید و تصدیق در مقاطع خاصی هم به صورت آشکار رخ می‌دهد، مثل انتخابات ریاست‌جمهوری که اصولگرایان و اصلاح‌طلبان هر دو سعی می‌کردند پرچمدار این نارضایتی‌ها و اعتراضات باشند. خلاصه حرفم آن است که تلاش‌های دشمنان خارجی نباید منجر به انکار وجود این نارضایتی‌های واقعی یا اجازه ندادن به ابراز آنها شود.

Add a comment...

بعد از ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری در یادداشتی نوشته بودم:

«احزاب اصلاح‌طلب برای بقا مجبور شده‌اند بدون توجیه بیشینه کردن رأی، نسبت به بخشی از رأی‌دهندگانشان موضعی میانه‌روانه‌تر اتخاذ کنند و آنها را در انتخابات تنها بگذارند. بخش بزرگی از این رأی‌دهنده‌ها در ۹۲ و ۹۴ ترجیحات خودشان را کنار گذاشته‌اند و به گزینه‌های میانه‌روتر رأی داده‌اند، اما این وضعیت الزاماً دائمی نیست. دلسردی و پشت کردن این رأی‌دهنده‌ها به احزاب اصلاح‌طلب(و کلاً انتخابات) یکی از سناریوهای ممکن و محتمل است. خطر بزرگ‌تر، رو کردن این رأی‌دهنده‌ها به نیروهایی تندروتر از اصلاح‌طلبان است که کاری خواهند کرد که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان. خطر باقی ماندن اصلاح‌طلبان در کناره‌ی اعتدال‌گرایان...ظهور نیروهایی است که مانند مجاهدین خلق در اوایل انقلاب تا حد مبارزه‌ی مسلحانه با نظام مستقر پیش بروند. رأی‌دهنده‌هایی که حاضر به همراهی احزاب میانه‌روشده نیستند، گروه هدف این نیروهای بسیار تندرو خواهند بود. برای جلوگیری از چنان اتفاقی، و البته برای رفع تهدید از دست رفتن رأی‌دهنده‌های احزاب اصلاح‌طلب، آنها باید به سمت جایگاه پیشین خود حرکت کنند. حرکت به سمت جایگاه پیشین، به معنای فاصله گرفتن از روحانی است.

... نتیجه‌ی چنین حرکتی دو اتفاق است: فاصله گرفتن اصلاح‌طلبان از روحانی و استقلال بیشتر اصلاح‌طلبان از اعتدالی‌ها، که منجر به کاهش فاصله‌ی آنها با رأی‌دهندگان تندروترشان می‌شود، و البته فاصله گرفتن روحانی از اصلاح‌طلبان، که باعث کاهش حملات شدید اصولگرایان تندرو به او و اصولگرایان همراهش خواهد شد و همکاری او با اصولگرایان میانه‌رو را تسهیل خواهد کرد. لابد دیده‌‌اید که لاریجانی و نیروهای همراه برای همکاری و همراهی‌شان با دولت روحانی چه هزینه‌ای پرداخت کرده‌اند. جدایی تدریجی اصلاح‌طلبان از روحانی، شاید به این منجر شود که روحانی و لاریجانی در کنار همدیگر در مرکز سیاست ایران قرار گیرند و ناموازنه‌ی ناشی از ۸۸ و مرگ هاشمی به این ترتیب اصلاح شود. فاصله گرفتن اصلاح‌طلبان از روحانی به سود این گروه در انتخابات مجلس ۹۸ و ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نیز خواهد بود.»
---
حالا البته با وضعیت این روزها چندان امیدی ندارم که فضای سیاسی ایران بازتر شود و اصلاً مطمئن هم نیستم فاصله گرفتن اصلاح‌طلبان از روحانی در شرایط فعلی ممکن باشد، اما هر بار طرفداران معترضان این روزها دست به نکوهش اصلاح‌طلبان می‌زنند یا وقتی کسی پیشنهاد می‌دهد اصلاح‌طلبان تلاش کنند مطالبات معترضان را کانالیزه کنند یاد این چند خط و پیش‌بینی‌ای می‌افتم که فکر نمی‌کردم با چنین سرعتی رخ دهد.
Add a comment...

چهار روز است که تظاهراتی اعتراضی در گوشه و کنار کشور برگزار شده است. می‌شود به اندازه‌ی کوچک این تجمع‌ها مخصوصاً در قیاس با رویدادهای سال ۸۸ تهران اشاره کرد و ماجرا را کم اهمیت جلوه داد، اما گستردگی جغرافیایی آنها و وقوع آنها در شهرهایی غیرمنتظره بدون شک نشان‌دهنده‌ی اهمیت ماجرا است.

جمله‌ی بعدی این نوشته باید قاعدتاً به علت این اعتراض‌ها اشاره کند و جمله‌های بعدی آن علت را شرح دهند، اما من، و جمعی دیگر از ناظران یا تحلیلگران سیاست ایران، حداقل تا این لحظه ناتوان از کشف علت رخداد این اعتراض‌ها بوده‌ایم. موضوعاتی که به عنوان جرقه‌ی آغاز اعتراض‌ها پیشنهاد شده‌اند، اقتصادی یا سیاسی، در عمل اتفاق نیفتاده‌اند. نه نارضایتی از وضعیت اقتصادی پدیده‌ی جدیدی در ایران است، نه مثلاً نبود آزادی‌های سیاسی. گسترش این برداشت که برجام نتایج اقتصادی پیش‌بینی‌شده را به همراه نداشته است هم چیز جدیدی نیست که بتواند جرقه‌ی ماجرا باشد.

به شکلی که من دیده‌ام، تجمعی ساده در مشهد برای اعتراض به وضعیت برگزار شده‌است و بر خلاف همه‌ی تجمع‌های معمول(مثلاً تجمع‌های سه ماه پیش درباره‌ی هپکو در اراک) در کشور این بار به سرعت به شهرهای دیگر هم رسیده است. اگر حداقل به شکل موقتی سناریوهای پیشنهادشده از سوی بعضی از چهره‌ها را نادیده بگیریم که می‌گویند سازمان‌دهی تجمع‌های اولیه از سوی اصولگرایانی بوده است که می‌خواسته‌اند در مقابل دولت روحانی قدرت‌نمایی کنند و بعد کار از دست آنها خارج شده است، یا به همزمانی سخنان تند آقای خامنه‌ای علیه رییس دولت سابق با تظاهرات اعتراضی اشاره می‌کنند، عملاً بدون پیدا کردن جرقه‌ی منجر شده به این وضعیت در تحلیل شرایط راه به جای خاصی نمی‌بریم.

نتیجه‌ی مهم ندیدن جرقه، و البته مشخص نبودن رهبران یا کادر هدایت اعتراض‌ها، ناتوانی از ارائه‌ی پیشنهاد برای رفتار در این وضعیت است. وقتی مشخص نیست با رییس دولت سابق و تیم همراهش طرف هستید یا با سرویس‌های اطلاعاتی هم‌منطقه‌ای‌ها، یا با بخش مضحکی از اپوزیسیون ایران یا ترکیبی از این گزینه‌ها، طبعاً نمی‌توانید تصمیم بگیرید بهترین رویکرد به ماجرا چیست. اگر دقت کنید، اکثریت مطلق کسانی که در این روزها راه حل ارائه داده‌اند، بدون بررسی جدی، صرفاً خواست‌های همیشگی خودشان را به عنوان راه حل ارائه داده‌اند. مثال از کسانی بزنم که نظرم به نظرشان نزدیک‌تر است. هر بار در جاهای مختلف دیده‌ام که کسی رفع حصر را به عنوان راه حل این وضعیت ارائه کرده است، به این فکر کرده‌ام که آیا از خود پرسیده‌اند که آزادی [کاملاً لازم] مهدی کروبی و میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چگونه منجر به پایان یافتن اعتراض‌های کسانی می‌شود که در روزهای گذشته ظاهراً حتی یک بار هم شعاری به یاد این سه نفر نداده‌اند؟ امیدوارم پرسیده باشند و پاسخی دقیق برایش داشته باشند. من راه حلی ندارم.

اما این که علت اصلی مشخص نیست، نباید سبب شنیده نشدن فریادهای اعتراض‌آمیز بخشی از مردم این کشور باشد. هر کسی یا کسانی موجب آغاز یا گسترش تجمع‌ها شده باشند، اصل حضور [مشروع] بخشی از مردم کشور در اعتراض‌ها را زیر سؤال نمی‌برد. می‌فهمم که بخشی از شعارها یا رفتارها مطلوب شما نباشد. اما فیلم‌ها و عکس‌ها را ببینید. چهره‌ها و پوشش افراد را ببینید. شعار مرگ بر روحانی که در تظاهرات اولی سرآمد بود یا هر شعاری که به سود خاندان پهلوی داده شود من را نگران می‌کند اما مطمئن‌ترین راه حلم برای رفع این نگرانی‌ها خیره شدن به چهره‌های معترضانی بوده است که نه «آشوبگر» و «فتنه‌گر»، که درست مثل من، شهروندان معمولی سرزمینی هستند که دوستش دارم. محتمل است که بسیاری از معترضان با مسیر انتخابی من برای آینده‌ی کشور مخالف هستند، اما تک تک آنها همان‌قدر حق دارند نارضایتی‌شان از وضعیت را فریاد بزنند که من حق دارم این خطوط را بنویسم.

در رسانه‌های غیرفارسی زبان هیاهوی زیادی بر سر این اعتراض‌ها راه افتاده است. بعضی از کسانی که متخصص ایران معرفی می‌شوند این اعتراض‌ها را تندترین اعتراض‌ها در تاریخ ایران بعد از انقلاب توصیف کرده‌اند. برای مایی که ۸۸ را از نزدیک تجربه کرده‌ایم و در کنار اعتراض‌هایی مثل ۷۸ یا ۷۴ یا ۷۱ از وقایع خرداد ۱۳۶۰ هم باخبریم، این لابد توصیف خنده‌داری است. نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در تمام این سال‌ها با سرکوب خشونت‌بار از پس ماجرا برآمده‌اند و این بار هم دلیلی نیست که بشود تصور کرد در سرکوب معترضان با مشکل مواجه خواهند شد. خویشتن‌داری نسبی نیروهای مختلف در این چند روز(در مقایسه با ۸۸) و به رسمیت شناخته شدن نسبی حق اعتراض از سوی بعضی از مقامات مملکت می‌تواند امیدوار کننده باشد. شاید بعد از چند دهه بالاخره نظام ایران به این بلوغ رسیده باشد که سرکوب خشونت‌بار صرفاً ماجرا را به تعویق می‌اندازد و نفرت را تعمیق می‌کند و حداقل در بیشتر موارد راه حل بحران نیست.
Add a comment...

دو گزارش از یک روز:

آسوشیتدپرس:
«سه سال جنگ بخش‌های بزرگی از شمال و غرب عراق را تخریب کرده است. بغداد تخمین می‌زند که ۱۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی کل کشور نیاز است. رهبران محلی در موصل، بزرگ‌ترین شهری که به تحت کنترل داعش در آمد، می‌گویند فقط بازسازی موصل نیازمند این میزان پول است.

تا حالا هیچ کس حاضر نشده است این صورتحساب را متعهد شود. دولت ترامپ به عراقی‌ها گفته است که پول تلاشی عمده برای بازسازی را پرداخت نخواهد کرد...»

المانیتور:
«با وجود ناکامی اپوزیسیون سوریه در سرنگونی رییس‌جمهور بشار اسد از طریق نظامی، کنگره امیدوار است با تضمین این که بودجه تنها به مناطق تحت کنترل شورشیان برود، بتواند از دلارهای بازسازی آمریکا به عنوان اهرم فشار برای گذار سیاسی در سوریه استفاده کند.

هفته‌ی گذشته کمیته‌ی امور خارجی مجلس نمایندگان از طرح منع کمک به اسد پرده‌برداری کرد که دولت دونالد ترامپ را از استفاده از بودجه‌ی کمکی غیربشردوستانه‌ی آمریکا برای بازسازی سوریه در مناطق تحت کنترل رژیم اسد منع می‌کند.»
Add a comment...

Post has attachment
در حال چهچهه زدن در کوچه‌های بارسلونا.
Photo
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded