Profile cover photo
Profile photo
Hooshang Vareth
40 followers
40 followers
About
Hooshang's posts

Post has attachment

Post has attachment
تنهائی
انسان نیاز دارد تا تنها نباشد ، فرض کنید یک روزی چشم باز کردید هرجا را که نگریستید جز خود کسی را نیافتید شاید یکی دوماه را باین شکل بگذرانید ولی بالاخره میفهمیدکه نیاز دارید کسی هم شکل خود را بیابید و برای این منظور در بدر بدنبال همنوع خود خواهید گشت در این کره زمین و یک تن تنها چه خواهد کرد روزها و ماهها میگذرد قوتی که شما را سیر کند یافت میشود لاکن از مونس و یار خبری نمیشود ، اگر روزی چشمتان به یک گربه بیافتد از شادی فریاد خواهید زد چون موجودی را یافتید که همانند شما راه میرود و نفس میکشد چه رسد بروزی که موجودی مثل خود را بیابید .
ای یاران ای انسانها که از فشار نعمت هائی که بی منت در اختیارتان قرار گرفته مست شده و بر موهبتهای پیش رویتان پشت میکنید چه چیز باعث شده تا کفر نعمت کرده و در برابر صاحب خود طغیان کنید و با همنوع خود مثل دشمن رفتار میکنید ، که اگر نبودند در بدر بدنبالشان میگشتید ، اکنون که فراوان در کنار شما یافت میشوند چرا برای فریب دادنش تلاش میکنید و بی وفائی را بدرقه راهش میکنید .
باید قدری اندیشید و ذهن را از در گیری با مشغله های روز مره اندکی خالی کرد و به بهشتی که وعده انرا بما دادند بیاندیشیم و همانند انرا بسازیم و بر پشتی ها تکیه زنیم وبا یکدیگر با سلام و درود بر تختها مقابل هم بنشینیم و قدر یکدیگر بدانیم که فرصت از دست خواهد رفت و تنهاو بیکس در دیاری غریب و تاریک خواهیم خفت .

Photo

Post has attachment
ذهن
نیروئی که تا دم مرگ ما را رها نمیکند ، ذهن بد خواه و افسار گسیخته نه حلال سرش میشود و نه حرام و تنها درگاهی است که شیطان قادر است از این طریق انسان را اغوا کند ما در هر لحظه با این نیروی افسار گسیخته درحال ستیزیم روح ما که نشانه شخصیت واقعی ماست ذهن را پس از پالایش بعمل یا بسخن در میاورد بعضی وقتها فعالیت ذهن بسمتی گرایش میکند که با خواسته نفسانی ما هماهنگی پیدا کرده و لحظه سر نوشت سازی را بوجود میاورد در اینصورت است که یا دست رد بر سینه ان میزنیم یا با اندک پالایشی ان را بسخن و یا بعمل تبدیلش میکنیم ، کسانی که قدرت نفسانی انان بر روح پاکشان غلبه کند ذهن را بفعل در اورده بدون در نظر گرفتن رسوائی که انتظارشان را خواهد کشید چشم بسته پا بدرون چاهی میگذارند که رهائی از ان بسیار دشوار است .
ذهن نادان و بی کفایت دست از سر ما بر نمیدارد برای رهایی ازان یک راه بیشتر نیست ، به تنها ریسمان الهی تکیه داشته باشیم و
با توکل بر خدا همواره در حال پالایش ذهنمان باشیم و با ذکر خدا به او فرصت پرواز ندهیم .

Photo

Post has attachment
ز نااهلان همان بینی در این بند که دید ان ساده مرغ از بوزینه ای چند
زمانی که باید شروع میشد همه در خواب بودند نتنها خواب بودن انها فرصت رشد را از دستشان گرفت بلکه مزید بر علت زمانی شد که حکومت گنجی برای جویندگان گنج قرار گرفت، افراد نا اهل در دستگاه حکومتی رخنه کرده و خرامان خرامان بدنبال راه نفوذ به درگاه های پولساز مملکت شدند .
گنج بودن حکومتها در این سر زمین چند صد سال است که سابقه دارد تشکیلات بر پا شده در این سیستم حکومتی سرنوشت مردم را در اختیار نا اهلانی قرار داد که ماهیت انها بگونه ای نبود که از انها توقع خدمت شایسته و خردمندانه داشت ، این شکل حکومتی به نسلهای بعدی سرایت کرد و فرصت طلبان از نیاکان خود یاد گرفتند که چگونه با تشکیل باندهای مافیایی اختاپوس مانند درحفظ منافع خود ادای ادمهای دلسوز و متعهد را برای فریب عوام به نمایش بگذارند ، لاکن از انها جز زیان فاحش و کاهش ثروتهای ملی چیز دیگری حاصل نشد .
چند صد سال است که گرفتار اینگونه اشرار هستیم که حکومت را بغل کرده و مانند بختک به روی ان افتادند تانبادا دیگرجویندگان گنج با ترفندی نو قصد تصاحب انرا کنند .
انها که رفتند رفتنی بودند و انها که از راه رسیدند تجربه قبلی ها بانها اموخت که فرصت را از دست ندهید قبل از انکه دوره بسر اید باید جمع کرد و هر انچه میشود برد تا دیر نشده .
مردم این سر زمین باین شیوه حکومتها عادت کرده و باور ندارند که کسی بیاید و چشم داشتی به گنج انها نداشته باشد .
توسعه همانند پیشرفتهای غرب و دستیابی به تکنیک های نو برای مردم این سرزمین ارزویی دست نیافتنی شده است .
حکومتهائی که امدند و رفتند سیاستشان بگونه ای بوده که مردم را همواره در انتظار نگهمیداشت از اینرو بما فرهنگ انتظار را اموختند و ما ساده لوحانه پاسخ مطلوب را به اموزه های انها دادیم .
نوع حکومت مهم نیست گردانندگان ان باید اهلیت لازم را داشته باشند تجربه این چند صد ساله بما درس تلخی داد تا بفهمیم که اگر نااهل دستش بقدرت برسد اوضاع از دوران حمله مغول بدتر خواهد شد .
ادمها بانچه خو کردند انرا درست و حق میدانند در صورتیکه حیات انسان از بدو خلقت تا کنون به انواع اداب و افکار نادرست مبتلا بود و همانند ما انرا طبعی درست میپنداشتند تا اینکه یک روز کسی امد و کتابی اورد که اداب درست اندیشیدن و درست عمل کردن را به نوع بشر اموخت و به کنجکاوی انسان پایان داد و حیات و ممات او را روشن ساخت وچگونه زیستن را باو اموخت لاکن انسان سرکش و فراموش کار با گذشت زمان به گذشتگان خود رجوع کرده و حماقت و نادانی انان را تکرار کرد زمان تنگی و سختی صدایش برای رهائی از سختی ها بلند وهنگامیکه سختیها از او برداشته شد و نعمت باو روکرد طغیان کرده و فراموش میکند روزهای حرمان و گرفتاریش را وموجبات ظلم و سختی برای دیگران فراهم میکند و همواره رنج و تعب را گسترش داده و حرص جمع اوری مال او را وا میدارد بهر دست اویز حرامی متوسل شود و دیگر بانچه باو سفارش شده توجه ای ندارد .
از اینرو انسان طاغی فراموش کار زمانی که به حکومت میرسد باحفظ ظاهر در خفا جفائی را مرتکب میشود که ایندگان از ان به نیکی یاد نمیکنند و نام خود را از لیست انسانهایی که ملائک برای او سجده کردند خط میزند
این خوی انسانها ما را یاد کلام قران کریم میاندازد، که خدا قسم یاد کرده که ما انسان را در کبد ( رنج و سختی) افریدیم

Photo

Post has attachment
هر زمان عاشورا و هر مکان کربلاست
این جمله را علما گفتند حدیث نیست شعریست از شاعر زمان امام جعفر صادق ( ع) ولی هر چه هست سخن حکیمانه و هشداری برای ما مخلوق بعد از تاریخ عاشوراست تا بما بفهماند که هر یک از ما که در روی کره زمین زیست میکنیم ممکن است در معرض خطائی باشیم نظیر خطائی که مردمان انروز مرتکب شدند مردم بی خبر و نادان انروز نتوانستند بین حق و باطل حق را انتخاب کنند و سر حق را بریدند .
این درسی است برای ما تا مرعوب تبلیغات و قدرت نشویم و حق را بشناسیم چون اینده ای هم هست که بدون واهمه از یزید و ابن زیاد قضاوت کند وما را همچون مردمان بی خبر و نادان دوران عاشورا موردمقایسه قرار دهد .
انچه موجب میشود انسان نتواند بین حق و باطل حق را انتخاب کند بیخبری ، طمع ، ترس و حرام خواریست
در روی زمین همواره در کنار حق باطل نیز هست و ما بد جوری در معرض خطائیم باید زانو زد و پناه به خدای یکتا برد . یا حق

Photo

Post has attachment
در دنیای ذره خیلی خبرهاست
گذشته و اینده ما از دل ذره ها کاویده میشود ، قدرت تخیل در انسان برای کشف حقایق عالم هستی بانسان حلول شده و باین وسیله با کاوش عالم ذره و انچه در ان بعنوان ریسمان یا ماده تاریک بیان شده است بما میفهماند هنوز به ابتدای شناخت عالم هستی نرسیده ایم .
انرژی های موجوداطراف ما هنوز شناخته نشده است ، تئوری انرژی نگاه مطرح شده است بطوریکه نوع نگاه ما سرنوشت و مسیر ذرات را تغییر میدهد که اگر نگاه نمیکردیم و چشمان خود را میبستیم طور دیگری پیش میامد با این همه اتفاقات چه بر سر ما میاید و چگونه ما در اماج اتفاقاتی هستیم که انها را نمیشناسیم و همواره امید به اینده داریم با وجود اینکه در معرض وحشتناکترین اتفاقات ذره ای و انرژی های ناشناخته هستیم .
ندانستن ما از اسرار عالم هستی موجب شده است تا تخیل ما ما را بسوی افسانه سوق دهد و بتصور اینکه به نتیجه انچه میخواستیم رسیدیم تخیل خود را در زمینه توسعه افسانه ها بکار گرفتیم.
کتاب اسمانی مسلمانان اشاراتی به همه وقایعی که ما را احاطه کرده دارد شاید که روزی برسد تا ما با یاری این کتاب عظیم به حقایق هستی دست یابیم وبا کاویدن در ان بخدا نزدیکتر و نزدیکتر شویم ، لاکن برای رسیدن بان روز فاصله بسیار دیده میشود .

Photo

Post has attachment
ما در پی درگاهیم (پنجره ای به بیرون)
همه ما استعدادی در وجودمان نهفته است از جمله استعداد درک جاودانگی بدون انکه انرا تجربه کرده باشیم ، دیگر استعدادی که داریم باور کردن است یعنی ایمان اوردن به انچه بما وعده داده شده است .
برای رسیدن به انچه وجود ما انرا میطلبد و در این دنیای مادی یافت نمیشود درگاه هایی قرار داده شده و از این در گاه ها میشود به عالمی قدم گذارد که تا کنون تجربه ورود به انرا نداشته ایم .
دراین دنیای مادی تنها موجودی که به عالم جاودانگی امید دارد انسان است ،کلمه امید را برای همین منظور ساخته اند
حقیقت انسان همچون اسرار کائنات اسرار امیز است.
من باسرار خود واقف نیستم ودر انتظارم تا بمیرم و از درگاه مرگ بعالمی پای بگذارم که مرا از دور صدا میزند .
ما همواره میکاویم تا نا شناخته های این عالم را کشف کنیم تا که شاید درگاهی غیر از مرگ بیابیم و از ان طریق به عالمی که انتظارمان را میکشد با اختیار خود گذر کنیم و هر گاه خواستیم باز گردیم و دیگر از مرگ نهراسیم .
فکر میکنم انان که ایثار کردند و جان خود و نزدیکانشان را از دست دادند قبلا سری به ان عالم اسرار امیز زده اند و پرده عالم محسوسات از جلوی چشمان انها کنار رفته ودرگاه بازگشت را یافته اند و با خیالی راحت تن خود را فدا کردند .


Photo

Post has attachment
انتخاب
به ادم که اختیار داده میشود که انتخاب کند معمولا در انتخاب اشتباه میکند افکار تند و سرکش ، احساسات تند و بیجا ، بی اطلاعی از عواقب کار ، همه این افت ها موجبات سقوط انسان میشود اگر هم روزی اتفاق بیافتد انتخابش بجا و درست باشد باید بداند که نتیجه صداقت او بوده و خدا در انتخابش اورا یاری کرده است چه در انتخاب همسر چه در انتخاب مسکن و چه در انتخاب حکام و نوع حکومت ولی در این مورد اخیر یک خصوصیت را بیشتر از هر چیز دیگری باید توجه داشت و ان این است اگر وعده های کسی یا کسانی که قصد حکومت دارند به منابع انسانی با مهارت ارزش فوق العاده قائل شد و برنامه های خود را بیشتر به گسترش نظام اموزش انسانها تکیه داد اگر دروغ نگفته باشد میشود در انتخابات به وی و یاهمفکران او رای مثبت داد ما هنگامی که انتخاب میکنیم اگر مورد شخصی باشد و اشتباه کرده باشیم به خود و نزدیکانمان صدمه زدیم که امیدوارم اینگونه نباشد ولی اگر در انتخابات سرنوشت مملکت انتخاب درست را بجا نیاوریم سرنوشت حال و اینده مردم و کسانی که میراث ما را بدوش خواهند کشید دچار فلاکت و تهی دستی و وابستگی به بیگانگان را به ارث خواهیم داد .

Photo

Post has attachment
شکل حکومت تعین کننده جامعه مترقی نیست
برای رسیدن به اقتصاد و فن اوری پیشرفته و داشتن مردمانی راستگو و درست کردار و عالم به مهارتهای روز به نوع حکومت ارتباطی ندارد ، حکومت سکولار باشد یا سلطنتی و یا دینی یا مارکسیستی هر چه باشد چنانچه افراد نا اهل امکان حضور در ان را پیدا کنند حتی اگر نظر حکام محدود به تصمیم گیری پارلمان باشد هیچ نتیجه ای در بهبود اوضاع بسمت تعالی جامعه متصور نیست .
فقط حضور انسانهای خردمند و درست کردار در دستگاه را میشود متضمن پیشرفت جامعه دانست اگر حکومت مغولی مستبد هم داشته باشیم ولی خردمندان در دستگاه حضور داشته باشند امید رسیدن به جامعه ای مترقی هست در غیر این صورت تا قیام قیامت همین که هستیم خواهیم بود .

Photo

Post has attachment
چرا هستیم ، بکجا خواهیم رفت
فلسفه در واقع جستجو گر علتها و پی جوی صاحب اصلی عالم هستی است ، اگر فلسفه نباشد انسان جستجو گر تبدیل به انسانی خواهد شد که در مقابل پوچی قرار گرفته و از ماهیت انسانی خود دور خواهد شد و بمرور همه چیز را به نابودی میرساند .
فطرت ما امید به اینده و نوید دهنده پس از مرگ است و فلسفه جزو لاینفک وجود انسان میباشد .
فهمیدن تنها کافی نیست ، روح نظم و جستجو و الگو گیری از خلقت و بهترینهای جهان و تداوم در عمل توجیهیست برای انسان تا بفهمد از فلسفه نتیجه گرفته است.
بیهودگی یعنی فقط بدنبال گذراندن روز خود و دست اندازی به هر وسیله ای برای اینکه از قافله عقب نماند .
فرق است بین انسانهایی که میدانند و انهایی که نمیدانند

Photo
Wait while more posts are being loaded