Profile cover photo
Profile photo
Sajjad Naficy
118 followers
118 followers
About
Sajjad's posts

Post has shared content
بدون شرح ...
قبلا شنیده بودم اینها همه خریدهای مهم شان را ایدئولوژیک انجام می دهند. سفیر اسبق ایران برایم تعریف کرده بود.

چاوز حتی دوچرخه هم که می خواست برای مردم کشورش بخرد و کارخانه راه بیندازد بین تمام برندهای مطرح دنیا که در همین ایران خودمان هم نمایندگی دارند فقط دوچرخه ایرانی را راه داده بود. همینقدر علقه ای که بعضی مسئولین ما به موبورها و خرید از شرکت های اروپایی دارند را آمریکای لاتینی ها نسبت به کشورهای مبارز و شرکت های ایرانی دارند که فقط ما را راه می دهند.

آمریکای لاتینی ها کلا همه شان همین طورند. مورالس کشورش معروف به کشور سیب زمینی است. وقتی می خواست کشاورزی بولیوی را متحول کند خیلی از کشورهایی که کشاورزی صنعتی دارند آنجا صف کشیدند ولی الا و لابد گفت صنعت تراکتور ایرانی سری در بین سرها در آورده و ما با افتخار تراکتور کشوری را می خریم که در برابر امپریالیسم سه دهه است ایستاده و از تراکتور سازی تبریز خرید کرد.

مورالس می گفت ما با مبارزان علیه امپریالیسم در همه جای دنیا همبستگی داریم و پولی که میخواهیم بدهیم چرا هزینه رشد صنعت یک کشور مبارز نشود؟
پیش خودمان بماند مسئولین دندان گرد ماهم دولا سه لا چنان با برادران انقلابی مان حساب کردند که حتی نرخی که به بولیویایی ها فروختند در بین نرخ های کشورهای همسایه شان در آمریکای لاتین هم بیسابقه بود. بگذریم......

امروز که برای سری مستندهای جدید ثریا در مورد آمریکای لاتین برای مصاحبه با کاردار بولیوی به سفارت خانه شان رفته بودیم در گیر و دار بهم ریختن اتاق جناب کاردار برای چیدن نور و دوربین و صندلی مصاحبه چشمم به ال سی دی اتاق کاردار افتاد و خشکم زد. در دنیای عجیبی داریم زندگی می کنیم. ال سی دی شان هم صنام خودمان بود.

#وحید_اشتری
@maktubat

yon.ir/Ui4I
Photo

Post has shared content
هیچ چیزی بیرون از آدمی نیست که بتواند با داخل شدن به او، وی را نجس سازد، بل‌که آن‌چه از درونِ آدمی بیرون می‌آید، وی را نجس می‌کند
پاکیِ درون

فریسیان به همراه برخی از علمای دین که از اورشلیم آمده بودند، نزدِ عیسی گرد آمدند و دیدند برخی از شاگردانِ او با دست‌های نجس، یعنی ناشسته، غذا می‌خورند. فریسیان و نیز تمامِ یهودیان، به سنّتِ مشایخِ خویش پای‌بندند و تا دست‌های خود را طبقِ آدابِ تطهیر نشویند، خوراک نمی‌خورند. چون از بازار می‌آیند تا شست‌وشو نکنند چیزی نمی‌خورند و بسیار سننِ دیگر را نیز نگاه می‌دارند، هم‌چون شستنِ پیاله‌ها، دیگ‌ها و ظروفِ مسی. پس فریسیان و علمای دین از عیسی پرسیدند: «چرا شاگردانِ تو طبقِ سنّتِ مشایخ رفتار نمی‌کنند و با دست‌های نجس غذا می‌خورند؟» او پاسخ داد: «اِشَعیا درباره‌ی شما ریاکاران چه خوب پیش‌گویی کرد! چنان‌که نوشته شده است،

’این قوم با لب‌های خود مرا حُرمت می‌دارند،
امّا دل‌هاشان از من دور است.
آنان بی‌هوده مرا عبادت می‌کنند،
و تعلیم‌شان چیزی جز فرایضِ بشری نیست.‘

شما احکامِ خدا را کنار گذاشته‌اید و سنّت‌های بشری را نگاه می‌دارید».

عیسی بارِ دیگر آن جماعت را نزدِ خود فراخواند و گفت: «همه‌ی شما به من گوش فرا دهید و این را دریابید: هیچ چیزی بیرون از آدمی نیست که بتواند با داخل شدن به او، وی را نجس سازد، بل‌که آن‌چه از درونِ آدمی بیرون می‌آید، وی را نجس می‌کند».



.انجیلِ مَرقُس.

Post has shared content
و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب
و من یتوکل علی الله فهو حسبه
ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا
طلاق 2 و 3
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد، روزی دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، خدا کفایت امرش را میکند. خداوند فرمان خود را به انجام میرساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
Photo

Post has shared content


آنطور که هستي‌ باش ،....
صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،....
هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،...
خودت باش ،....
افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،...
شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،....
آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،...
مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،....
از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،...
صبور باش ،... نه‌ در کمين ،....
آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!


Post has shared content
اگر فردوسی آزاد نبود که شاهنامه را بنویسد، شاهنامه را نمی‌نوشت؛ نمی‌توان گفت که سرودن شاهنامه در محیط دموکراسی (به معنای امروزی) شکل گرفت. سلطان محمود غزنوی نیز به هیچ وجه به معنای امروزی دموکرات نبود ولی فردوسی آزادی تألیف شاهنامه را داشت. بنابراین از نظر من طرح چنین مباحثی از سوی متفکران در بسیاری موارد سطحی و تبلیغاتی است، حال می‌خواهد مانهایم آن را عنوان کند یا هر کس دیگری.

فراموش نشود که بزرگترین شاهکارهای ادبی و معماری دنیا، در جاهایی پدید آمد که دموکراسی به معنای امروزی در آن نبوده است، نظیر تاج محل در هندوستان، مسجد جامع اصفهان، مسجد سلطان حسن در قاهره، کمدی الهی دانته، دیوان شمس مولانا و مثنوی او، دیوان حافظ، و هرچه می‌خواهید نام ببرید! آثار خطاطی ابن بواب، و حتی در فلسفه‌مان آثار فارابی‌ها و ابن سیناها در دموکراسی و جامعه آنگلوساکسونی به وجود نیامده بود. «آزادی» معادل با «دموکراسی» به عنوان یک نهاد خاص سیاسی یکی نیست و به همین جهت باید در تعریف این واژه‌ها دقت داشت.

Post has shared content
پشت به دنیا و رو به عالم غیب
...آن وقت اگر یک کسی به شما می‌گفت که شغل شما آیا خوب است، آیا دکانتان مثلاً چطور است، شاید مسخره‌اش می‌کردید، که حالا وقت این حرف نیست. پشت کردید به آمال خودتان و رو کردید به خدا...
🌹از خود گذشتن و توجه به خدا، رمز پیروزی🌹

موضع پیروزی اتفاق کلمه بود. وحدت بین آذربایجان و کردستان و بلوچستان و ایران، همه جا همه جا بود. همه جای ایران بود. و اتکال به خدا آن جهت را که وحدت کلمه و طرح نبودن در انقلاب، اینکه من از کدام طایفه‌ام، شما از کدام طایفه‌اید، من چه مسلکی دارم، شما چه مسلکی دارید. این در انقلاب، در ابتدای انقلاب که همه با هم متوجه بودید به اینکه آن سد شیطانی را بشکنید، آن وقت این مسائل اصلاً طرح نبود.

مسئله احتیاجات هم طرح نبود. مسئله اینکه ما امشب وقتی برویم منزل آیا شاممان چیست؟ منزلمان کجا است؟ شما شاید در تلویزیون دیده باشید آن کنار شهر تهران که این زاغه نشینان هستند. خوب اینها معلوم است که منازلشان چی هست و زندگیشان چی.

در تلویزیون که نشان داد گفت شما چه می‌کنید روزها یا چه می‌کردید. گفت ما صبح که می‌شد زن و بچه‌مان را برمی‌داشتیم برای تظاهرات [می‌رفتیم‌]. اصلاً به فکر اینکه من در این زاغه زندگی می‌کنم، به فکر اینکه من بچه‌هایم چه حالی دارند، در این فکر نبودند.

شما هم در فکر اینکه ما گرفتاریمان چیست، مدرسه‌مان چه گرفتاری داریم، معلممان چه آدمی است، شما هم این فکر را نمی‌کردید. این الغای افکار متعدد و پشت کردن بر خود و رو کردن به خدا، حقیقت این است که ملت ما به خودش پشت کرد، به خدا رو آورد.

آن چیزهایی که نفسش خواهش داشت توجه به آن نداشت. همه توجهش به این بود که جمهوری اسلامی را ایجاد کند. این توجه به خدا بود. از خود گذشته بود به خدا پیوسته‌ بود. این رمز، رمز پیروزی است.

تا انسان به خود مشغول است نمی‌تواند کاری بکند. برای اینکه خودها هستند. افراد هستند تا شما به خود مشغولید و برادرتان هم همین‌طور و من هم همین‌طور. و برادرم همین‌طور. هر کدام یک آمال خاصی دارید. تا توجه به خود است اقبال به خود است و پشت به خدا، همه نکبتها هست. در پیروزی شما عکس بود مطلب. از آمال خودتان دست برداشته بودید. آن وقت اگر یک کسی به شما می‌گفت که شغل شما آیا خوب است، آیا دکانتان مثلاً چطور است، شاید مسخره‌اش می‌کردید، که حالا وقت این حرف نیست. پشت کردید به آمال خودتان و رو کردید به خدا. این توجه به خدا و هجرت از خود به خدا که بزرگترین هجرتهاست، هجرت از نفس به حق و از دنیا به عالم غیب شما را تقویت کرد. یعنی دیگر برای شما مطرح نبود که من چند روز زنده بمانم، این هم مطرح نبود. جوانها می‌دیدند که دارند تیراندازی می‌کنند، می‌دیدند که تانکها دارند می‌آیند، می‌دیدند که مسلسلها در کار است. لکن حمله می‌کردند. این نیروی خدایی است. آن نیروی خدایی که از اول اسلام را تقویت کرد. همینی است که در شما پیدا شده بود: پشت به دنیا و رو به عالم غیب، پشت به انانیت خود، و رو به رحمت الهی، قدرت الهی. این را حفظش کنید! این نعمتی که خدا به شما داد و شما را متحول کرد به یک ملت دیگری.

🌹امام روح الله رحمة الله علیه🌹

۱ دی ۱۳۵۸

Post has shared content

Post has shared content
از شبلی رحمة‌الله علیه نقل است که می‌گفت: باری‌تعالی خطاب به بنده‌اش می‌گوید: «کُلّ نعمةٍ شغَلَتکَ عنّی فهیَ نِقمةٌ و کُلّ عطیّةٍ ألهتُکِ عنّی فهیَ بلیّةٌ»، یعنی «هر نعمت‌ای که از من تو را به‌خود مشغول کند، نقمت‌ای است و هر عطایی که تو را از من بازدارد، بلایی است».

Post has shared content
همراه یک طلبه اهل حال بودم. از اینهایی که با قرآن انس گرفته بودند و اصرار داشتند شیرینی ای که از این انس چشیده اند را به دیگران هم بچشانند. نکات قرآنی زیادی می گفت. یک نکته جالب اشاره به آیه 77 سوره قصص بود:
«وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ: نیکی کن همانطور که خداوند به تو نیکی کرده است.»
می گفت فلسفه نیکی به دیگران نیکی متقابل آنها نیست، بلکه نیکی خدا به بنده است. خدا می گوید چون من به تو نیکی کردم تو به دیگران نیکی کن. این یعنی حتی اگر کسی در حق تو بدی کرد، باید به او نیکی کنی. چراکه نیکوکاری تو هیچ ربطی به خود آن شخص و رفتارش نباید داشته باشد. دلیل این نیکی جای دیگری است و آن خداست. و چون نیکی خدا بر بنده اش تمامی ندارد، نیکی بندگان بر یکدیگر نیز نباید تمامی داشته باشد.

Photo

Post has shared content

گفت: «این‌که نبی صلوات‌الله علیه فرمود: «اللَهُمَّ أَرِنِي‌ الاشْيَآءَ كَمَا هِيَ» [بار خدایا! اشیاء را همان‌گونه که هستند به من بنَما]، از آن‌روست که او آینه‌ی وجودِ خویش از هر وهم و معنی و صورت خالی نموده بود تا جز او در آن نمایان نگردد.

و بدان که نبی صلوات‌الله هم‌چون جنابِ موسی علیه‌السّلام نخواست که نظر کند، که نظرکردن بدان معنی است که دیدن را نه فعلِ باری‌تعالی، که از خویشتن دانی؛ پس نبی صلوات‌الله از او خواست تا حقیقتِ اشیاء را بدو بنَماید.

پس اگر تو را نیز میلِ آن است تا پرده را کنار زنند و به تو بنمایانند آن‌چه را که حقیقتِ اشیاست، بایستی لوحِ خاطر از هر وهم و معنی و صورت پاک کنی و زنگار از آینه‌ی دل بزُدایی تا محجوب، به شوقِ دیدنِ جمالِ خویش، از پرده به درآید و در تو، به نظاره‌ی خویشتن بنشیند؛ این‌گونه است که او خود را به تو می‌نَماید، که او را میلْ جز دیدنِ جمالِ خویش نیست؛ الله جمیل و یُحبُّ الجَمال».
َ
Wait while more posts are being loaded