Profile cover photo
Profile photo
ali hejvani
About
ali's posts

انگار ایام امتحاناته و گودر داره منقرض می شه و باید بک آپ گرفت. قربون دستتون یکی که خوش خطه بک آپ بگیره ما از رو همون بخونیم

نادر و سيمين فيلم خوبيه؟ اگه جوابتون آره است، قبل از "گذشته" شكلات بخوريد و منتظر باشيد يه چيز خيلي مفصل تر بيينيد. تجربه من الان هزار تا خنجره تو تنم. هزار تا سوال. اي لعنت بهت اصغر فرهادي. چي تو اون سرته؟ كي آروم مي شي؟

در وضع اول، روزنامه نگارانی داریم که در کنفرانس مطبوعاتی تحت هیچ شرایطی پس از تمام شدن هیچ جمله ای، دست نمی زنند و سوت نمی کشند و شعار سیاسی نمی دهند و البته انجمن صنفی هم ندارند.
در وضع دوم، روزنامه نگاران برای فردی که در کنفرانس مطبوعاتی سخن می گوید، دست می زنند، ممکن است از آن میان، صدای شعار سیاسی هم بیاید ولی همه شان عضو انجمن صنفی روزنامه نگارانند.
وضع اول، بسیار بیشتر به راه نجات و اصلاح نزدیکتر است تا دومی. جان هر کسی دوست دارید سوت و کف نزنید، شعار سیاسی ندهید، هدیه قبول نکنید. این خیلی مهم تر از داشتن انجمن صنفی است. اینها کار اکتیویست هاست. شما در آن لحظه، نماینده رسانه اید. نماینده بخشی از افکار عمومی اید. وقتی در این مقام نبودید، حتمن کار اکتیویستی کنید که به جای خودش خیلی هم خوب و برازنده است. به این صورت.

آقای کاشی حدود دوازده سال پیش، تحلیل دوره ای داشت از وضع ایران. از اقبال مردم ایران به سه گفتمان که هر بار به ترتیب اتفاق می افتد. تحلیلش هنوز درست است. او معتقد بود (فکر کنم هنوز هم هست) که گفتمان توسعه، آزادی و عدالت به ترتیب در میان ایرانیان اقبال می بینند. هاشمی، خاتمی، محمود و حالا باز روحانی(بخوانید هاشمی). کتاب خیلی خواندنی و خوبی دارد(جادوی گفتار، ذهنیت فرهنگی و نظام معانی در انتخابات دوم خرداد) این تحلیل مال روزهایی بود که هنوز محمود از صندوق بیرون نیامده بود. 

حالا دیگه همدردی به دردمون نمی خوره. هم حسی به کارمون نمیاد. اغلب این دو سه سال، عاقل اندر احمق، انگار که دون کیشوتیم رفقامون بهمون می گفتن چی شد؟ تموم شد؟ خوابید؟ جرقه بود؟ افسانه بود؟ شکست؟ خدافظ؟ اصن هستید؟ نمی خواید دست از توهمتون بردارید؟... هی بغض می خوردیم. هی لبخند می زدیم سر تکون می دادیم مثلن. غم همه چی خوردنی بود جز این یه چیز.
حالا همدردی تون به دردمون نمی خوره. رفیقیم. با همیم ولی همدردی فیک به درد هیشکی نخورده. بهتره هیشکی به روی هیشکی نیاره و فردا با هم روزهای بهتری داشته باشیم. آدم هیچ وقت بی دلیل سه شبانه روز بغض خفه شده نداره. لابد مال همین چیزاست.

سه روزه در خدمت دوست عزیز جدیدم، رادیو آیتیونز هستم. نمی دونم به کدوم ایستگاهش برسم. عیش مدامه

لازم می دونم یه تحلیل پوکری عرض کنم از انتخابات. اول که آقای عارف زحمت زیادی کشید و اول بازی هی raise کرد همه هر چی داشتن اومدن پایین، بعد خودش Fold کرد و کل زمینو برد به نفع روحانی. حالا یه بازیکن خیلی مهمی به اسم محسن رضایی، جای اینکه همون بازی عارف رو به نفع قالیباف بکنه، حس کرد دستش زمینو میگیره و تا آخر ادامه داد غافل از اینکه کارتای روحانی دست بالا بود و تهش، موندن محسن آقا باعث شد قالیبافم نتونه از all in محسن چیزی برداره.
حالا اینجا خیلی نمی شه توضیح داد. یه پوکر نایت بذارید مبسوط توضیح بدم خدمتتون

خوشحالما ولی خیلی بغض دارم. از خود دیشب تا الان. بغض کوفتی بی درمون

می گن آدم به خیارم نمی تونه اعتماد کنه همینه

الان اومدم پلاس. اصن تو جریانش نبودم. یعنی تو نخش نبودم. یعنی وقتی گودرو بستن دیگه تحریم کردم گوگلو. ولی تحریم جیزه. هر چند هیچی گودر نمی شه. هر چند نامزد اصلی من گودر بوده ولی خب در این دوران کوتاه اومدن از نامزد اصلی و اومدن سراغ خیر الموجودین، به پلاس، اعتیاد جدید سلام می کنم.
Wait while more posts are being loaded