Profile cover photo
Profile photo
‫کتابخوانی گروهی‬‎
2,616 followers -
هیچ رسانه ای جای کتاب را نمی گیرد.
هیچ رسانه ای جای کتاب را نمی گیرد.

2,616 followers
About
کتابخوانی گروهی's posts

همه چیز درست خواهد شد
--------------------------------

با قاطعیت زیر لب گفت«باور می کنم! باور می کنم که اتفاقی خواهد افتاد، باید بیفتد، چون مگر من چه کرده ام که باید بخاطرش تمام عمر رنج بکشم. قبول دارم که دروغ گفتم و وفادار نبودم و یک زندگی مخفی داشتم، ولی حتی جزای اینها هم چنین مجازات خشنی نیست... اتفاقی خواهد افتاد، چون این وضع دیگر چندان قابل دوام نیست. تازه در خواب هم به من الهام شده... قسم می خورم. مارگریتا که هنوز هیجان زده بود، لباس پوشید. به خودش می گفت «همه چیز درست خواهد شد» و می گفت که باید موقع شناس بود و از این جور موقعیتها خوب استفاده کرد. 

مرشد و مارگریتا، ص 240

از sama.blog.ir

Post has shared content
بزودی. بزودی. بزودی.این بزودی کی خواهد بود ؟
چه کلمه هراس انگیزی است این : بزودی.
بزودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد. بزودی میتواند یک سال طول بکشد. بزودی کلمه ای است هراس انگیز. این بزودی آینده را در هم می فشارد، آن را کوچک میکند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود . هر چه هست دودلی و تزلزل مطلق خواهد بود.
بزودی هیچ نیست و بزودی همه چیز است..بزودی مرگ است ..

قطار به موقع رسید _ هاینریش بل

Post has shared content
دستگاه اداری ما متناسب با دقت عملی که دارد بسیار حساس است. اگرموضوعی مدت زیادی بررسی شود، ممکن است بی آن‌که تحقیقات به پایان رسیده باشد، ناگهان در نقطه ای پیش بینی نشده و بعدها نامشخص، کار خاتمه بیاید، خاتمه ای که موجب می شود موضوع هر چند اغلب به درستی ولی در نهایت خودسرانه فیصله یابد. انگار دستگاه اداری دیگر نمیتواند تنش و هیجان چندین ساله را تاب بیاورد که از مسئله ای تکراری و پیش پا افتاده ناشی شود و درنتیجه به همت خود و بدون کمک مسئولین تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند. مسلما معجزه ای در کار نیست و بی شک یکی از مسئولین تصمیم نهایی را مرقوم کرده و یا تصمیمی نانوشته اتخاذ کرده است.

قصر.کافکا.علی اصغر حداد

Post has shared content
یک کار خــــوب

هفته کتاب است و بیست و چهارم روز کتاب و کتابخوانی. محمد رضا عبدالملکیان هی پیامک می زند که تبلیغ کنیم همه در آن روز به کسانی که دوستشان داریم کتاب هدیه بدهیم.
خب بیاییم از همین تریبون پلاس و فیس بوک و فرفر و ... استفاده کنیم و این کار خوب را از همین امروز گسترده تر کنیم.
پیشنهاد:
هر کس زیر این پست دوستانش را منشن کند و کتابی را که دوست دارد را بنویسد تا به او هدیه بدهند. حتی بدون منشن کردن هم می توان نام کتابی را که دنبالش می گردید یا دوست دارید بخوانیدش بنویسید و هر کس - از دوست و دشمن! / آشنا و غریبه- آن را داشت تهیه کند و به دستتان برساند.
پ.ن: طبیعتاً برای جذابتر شدن این ماجرا ، هر چه بیشتر این پست را از منبع اصلی بازنشر کنید بهتر به نتیجه های خوب آن می رسیم. پس یا علی ...
Photo

Post has shared content
متن تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پایی که جا ماند»
http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=20915

بسمه تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت. ۱۳۹۱/۶/۲

کارهای لازم:
ـ ترجمه‌ی سلیس به زبان‌های عربی و انگلیسی.
ـ درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی. 
Photo

Post has shared content

وقتی بوی گوشت از یک فرسخی همین طور به مشامتان میخورد؛ هیچ احتیاجی ندارید که خواندن یاد بگیرید. با این حال اگر در مسکو زندگی میکنید و اگر دست کم ذره ایی مغز در سرتان باشد، خواهی نخواهی باسواد میشوید و آنهم بدون هیچ دوره ی آموزشی ! از چهل هزار سگ مسکویی سگی باید کاملا کله پوک باشد که حروف کلمه‌ی  "کالباس" را نشناسد.
شاریک تحصیلش را از روی رنگ ها شروع کرد. تازه چهار ماهش شده بود که در سراسر مسکو تابلوهای سبز مایل به آبی رنگی را با نوشته ی " ا.ت.م.م.گوشت فروشی" (اتحادیه ی تعاونی های مصرف مسکو) آویختند. باز هم تکرار میکنیم که این اصلا اهمیتی نداشت؛ چون وقتی بوی گوشت همینجوری مشخص است ؛ دیگری نیازی به سواد نیست !

قلب سگی . میخائیل بولگاکف . ترجمه آبتین گلکار

پ.ن : شاریک نام سگ؛ شخصیت اصلی داستان است.

Post has shared content
كتابخوانى را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهيم كتاب بخوانند

کتاب بخوانیم؛ پیش از آن که برای‌مان کتاب بخوانند...
کتاب بخونین؛ قبل از اون که پیر بشین و دیگه چشم کتاب خوندن رو ازتون بگیرن! :)
به نام نامی کتاب و کتاب خوانی به اشتراک بگذارین
Photo

Post has shared content
از دست ندهید
کتاب «خاطرات ایران» مجموعه خاطرات ایران ترابی از دوران دفاع مقدس با تدوین شیوا سجادی از سوی سوره مهر به چاپ رسید.

مهر گزارش داد: ایران ترابی در اسفندماه سال 1334 در شهرستان تویسرکان از توابع استان همدان به دنیا آمد. علاقه او به تحصیل باعث شد در برابر مشکلات پیش رویش بایستد و با وجود چند سال ترک تحصیل با هدف خدمت به مردم، وارد کار درمان شود. این انگیزه در دوره انقلاب و سال‌های دفاع، صورت ایثارگرانه به خود گرفت. در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، ایران ترابی که حدوداً 24 ساله بود داوطلب رفتن به مناطق مورد هجوم می‌شود؛ روزهایی که هنوز برنامه دفاعی منسجمی برای مقابله با این حمله ددمنشانه نبوده است.

او در این کتاب از حوادثی که به چشم خود دیده، از ماجراهایی که در آنها قدم گذاشته و از چگونگی دفاع از دین و سرزمینمان برای ما سخن می‌گوید.

به گفته شیوا سجادی تدوینگر کتاب، شروع به کار مصاحبه و تحقیق پیرامون روایت‌های ترابی به سال‌های 83 و 84 برمی‌گردد. حدود 50 ساعت مصاحبه ضبط شده در دست بود، با این حال تا آخرین مراحل قبل از سپردن کار به دست نشر که انتخاب و گویا کردن عکس‌ها بود، فرصت پرسش و واکاوی محفوظات ذهنی راوی از دست داده نشد تا اطلاعات تازه‌افزوده و مستند وی فضای روشن‌تری را پیش‌روی مخاطب بگشاید.

مصاحبه تکمیلی، ایجاد فاصله زمانی برای درگیر شدن ذهن راوی با گذشته‌های به نسبت دور، مرور چندباره بر موضوعات مطرح شده و تلاش برای یافتن برخی شخصیت‌های ذکر شده در حوادث، گفتگو با برخی رزمندگان و کادر درمان هم‌دوره با ترابی و بهره‌مندی از کتاب‌هایی مانند دشت آزادگان در جنگ و کارنامه توصیفی عملیات‌های هشت سال دفاع مقدس کمک موثری در روشن شدن حوادث آن دوره بود.

کتاب حاضر در 22 فصل تنظیم شده و یکی دیگر از آثار سوره مهر در حوزه خاطره‌نگاری دفاع مقدس است.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: در ماشین را باز کردم و بالا رفتم، تمام صندلی‌ها را برداشته و مجروحین کف اتوبوس نشسته بودند. هنوز لباس منطقه را به تن داشتند. روی هر کدام یک پتو انداخته بودند که سرما نخورند. تمام تنشان تاول زده بود و صورت‌هایشان باد کرده بود طوری که چشم‌شان جایی را نمی‌دید. هیچ‌کدام از آنها بالای 30 سال سن نداشتند. دست اولین نفر را که گرفتم تا پیاده‌اش کنم با صدای خفه و گرفته‌ای که به زحمت شنیده می‌شد، گفت: دست مرا نگیرید.
گفتم: باشد. من گوشه‌ این پتو را می گیرم. شما هم گوشه پتوهای همدیگر را بگیرید و آهسته پشت سر هم بیایید.

این کتاب در شمارگان 2500 نسخه و قیمت 11 هزارتومان به چاپ رسیده است.

ساکنان تهران برای تهیه این کتاب کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. سایر هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این کتاب را تلفنی سفارش بدهند.
Photo

Post has attachment
" قلب سگی "
داستان بلندی از میخائیل بولگاکف است که در 1925 نوشته شده ؛ یعنی تنها 8 سال بعد از انقلاب اکتبر. رمانی درباره ی ماهیت انسان و انقلاب و انسان برتر. و درباره ی عقل و احساس .
توصیه هایی درباره خوب بودن این کتاب شده است که به جاست با هم بخونیمش.
به خصوص که انتشارات ماهی هم  چاپ جدیدی از آن را به بازارر فرستاده که قطع جیبی دارد و ترجمه ی آبتین گلکار است که مستقیم از زبان روسی ترجمه کرده است.
اعلام آمادگی شود و کتاب تهیه ؛ که هفته ی آینده انشاء الله شروع کنیم.

لینک های مرتبط :

درباره ی خود بولگاکف و آثارش : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84_%D8%A8%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%A7%DA%A9%D9%81

درباره ی کتاب / توصیه ی رهبری درباره ی ارزشمندی این کتاب : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%84_%D8%B3%DA%AF

فید اختصاصی نشر ماهی برای کتاب : http://nashremahi.com/book/454
Wait while more posts are being loaded