Profile

Cover photo
fakhri masoudi
Lived in Iran
230 followers|14,739 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
يكي بود ...يكي نبود ...
زير نرگس كبود
بين تاجك سياهِ پيچكا
روي گلبرگاي زردِ ميخكا
كنار غنچه ی قرمزِ سكوت
شبنم قصه ي ما..
نشسته بود؛
قطره ي ما، اين روزا
مثل اشك عاشقا
دلش افتاده، به یاد قديما
به ياد سوسن و ياس و مريم واقاقيــا...
آواز پرنده ها و نغمه هاي آشنا
گرچه دل به اين روزآ نبسته بود
اما بازهم بي صدا..
نشسته بود؛
يادش افتاد، قديما
كه بهار پر ميکشید روي گلا
دست بارون ميرسيد، به ناودونا
لب لاله خیس میشد تو ايوونا
بوي لادن ميپچيد، توی دلآی گلدونا
گر چه از خزونِ برگآ خسته بود
اما باز هم بي صدا...
نشسته بود؛
یادش افتاد، سحرا
که زمين پر ميشد از نور خدا...
وقت گل بانگ اذون بود و دعا
وسط راز و نياز بلبلا
اول عاشق ميشدن، قناري های خوش صدا
گر چه از یاد خدا گسسته بود
اما باز هم بي صدا...
نشسته بود؛
اما امشب، دل مـا...
 به ياد خشكی خاک ريشه ها
به ياد زردي برگِ غنچه ها
به یاد دردِ دلهـــای شبنما
به یاد لبهــای نازك شمــا...
درغم خاطره ها نشسته بود؛
وقتي افتاد، دل سنگ این روزآ
                                          شكسته بود؛

حسین توسطی
 ·  Translate
1
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
با محمل دلدار سفر کــــــــردم و رفتم
چون گرد ز پی خاک بسر کردم و رفتم
گـــریان ز دوصد بادیه چون ابر گذشتم
از گـــریه جهان را همه تر کردم و رفتم
دنبال جگر گوشه مــــــــــــردم بدویدم
از دیده روان خون جگر کـــــردم و رفتم
گیرم سر راه تو به فـــــــــردای قیامت
زین نکته ات امــــروز خبر کردم و رفتم
یک گل کـــــــــه بماند به رخ یار ندیدم
هر چند کـــــه در باغ نظر کردم و رفتم
تا تیغ کشیدی بسوی معـــرکه عشق
پیش از همه من سینه سپرکردم ورفتم
دهقان ز صبا زیر و زبر تاشـده زلفش
از رشک, جهان زیر و زبر کردم و رفتم
( دهقان سامانی )
 ·  Translate
1
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم
عطر آویشن، ردیف استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم
مادری فیروزه تر از آسمان مخملی
سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم
خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم
نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر
هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم
نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی
گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم
شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض
شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم
ساده مثل آفتاب آمده از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم
حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم
کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم
عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم
 ·  Translate
1
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
I liked it
3
Farzaneh k's profile photosiamak rahimi's profile photo
2 comments
 
یاد یه فیلم قدیمی عشقی افتادم به نام توت فرنگی های تشنه......
 ·  Translate
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
آقا وقتي ميخواهيد پيشنهاد ازدواج بديد ترجيحا تو رختخواب اينكار رو بكنيد
 ·  Translate
2
Farzaneh k's profile photo
 
چررررررااااااااااا ؟
تصویر ندارم
 ·  Translate
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
زیر درخت آلبالو، دنبال دستمال های کودکی!
 ·  Translate
3
Farzaneh k's profile photo
 
یادش بخیر
 ·  Translate
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
نامه یک دختر ۲۶ ساله به جواد ظریف وزیر خارجه "جمهوری اسلامی ویرانگر ایران"
وقتتون بخیر
امیدوارم حالتون بهتر شده باشه
من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن ایرانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم)
امیدوارم نامه منو کامل بخونید
من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه ...بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهزیه بر نمیاد.
من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میام تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام ...من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن برای غذا و کرایه و ... هزینه کنم... شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن ...بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم... نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید. مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا .... دیگه دارم افسرده میشم
همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم...همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت... منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته
من نمیخوام بهم بگین " متاسفم". من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام...
من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ چیش به من رسیده؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟ قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق مدام قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ حتی اگه واسه آینده کشورم خوبه چرا ما باید قربانی بشیم ؟؟؟ چرا آبادی های نسل بعد رو خاکستر ما باشه؟ مگه ما چه گناهی کردیم؟؟؟چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی...
من به چه زبونی بگم آقا جان من انرژی هسته ای رو به قیمت جوونی و زندگیم نمیخوااااااااااااااااااااااااام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فقط یه بار زندگی میکنم... میخوام شاد باشم... دیگه بسمه غصه خوردن...
من این حق مسلممو میفروشم... یکی بیاد بخره!!! در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه
نمیدونید این آخری شده رویای من... من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد... انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید... من اینجا به درد تسلیم میشم ... من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم. چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم... خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم... میبینید ... فرق من و شما همینه... زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟
همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند.
کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر ... میترسم آخرش به عمر ما قد نده.
تو رو خدا... دیگه بسه تحریم...
یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن...
 ·  Translate
2
Add a comment...
Have her in circles
230 people
Emperatoor yas's profile photo
sahar amiri's profile photo
Sepideh Davoodi's profile photo
milad feizi's profile photo
amin ahmadi's profile photo
farshad as's profile photo

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
สวัสดียามเย็นๆครับ ใกล้หมดเวลาพักอีกแล้ว......งานมากครับใกล้วันหยุดยาวนี่
มีเพื่อนคนไหนแบบนี้ บ้างครับ:))))))))))))..............รัอนวุ๊ยๆๆๆๆ555+++
 ·  Translate
2
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
تو به چشم میآیی/
مثل خورشید/
مثل ماه/
مثل ستاره ی شمالی یک شب تار/
تو به حس میآیی/
مثل حس بهار/
مثل حس آمدن باران/
مثل دلتنگی عصر جمعه/
بوی تو میآید/
مثل بوی دریا/
مثل گل شب بو/
مثل نسیم صبح/
عطر تو می پیچد/
جستجو نمی خواهد/
تو با دل دیده می شوی
 ·  Translate
2
zahra Ma's profile photo
 
زیبا بود
 ·  Translate
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
❤•*¨*•.¸¸ツ
2
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
~ Goodnight ~~ Tomorrow then ~
2
Add a comment...

fakhri masoudi

Shared publicly  - 
 
 
در خزان دل افسرده خویش
من در اندیشه دیدار توام
من در این ویرانی
و دراین خیرگی حادثه ها
عاشق راه خرابات توام
دیدن روی تو اندیشه من
دیدنت آرزوی بی پایان
حسرتی درد آلود !
زندگی را با تو
آرزویی است محال
کاش با این همه آمال شبی
همچو خواب در نگه ناز تو من
باغم خویش گذر میکردم
کاش در برکه ذهنت آری
باز یک لحظه سفر میکردم
دل هنوز از تو سخن می گوید
یاد چشمان تو در بیشه دل
گرم نور افشانی است
کاشکی مهر من اندر دل سنگین تو
راهی می جست
کاش می آمدی و می خواندی
دفتر شعر مرا
شعر من قاب رخ تنهایی است
ثمر خواندن آن گریه و آه !
کاش خطی ز وفای تو شبی
مینمود بر من آشفته نگاه .
چشم من منتظر آمدنت
گاه می بارد و گاهی  پر ابر
کاشکی شمع وجودم در باد
تن به خاموشی و سردی میداد
آنچنان سرد که انگار نبود                       
.................................................
فرشید کیوانداریان 
...........................................\ پایان قسمت اول /............................
دوستان به دلیل طولانی بودن این سروده  آن را در چند پست  مختلف تقدیمتان میکنم 
 ·  Translate
2
Add a comment...
People
Have her in circles
230 people
Emperatoor yas's profile photo
sahar amiri's profile photo
Sepideh Davoodi's profile photo
milad feizi's profile photo
amin ahmadi's profile photo
farshad as's profile photo
Basic Information
Gender
Female
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Previously
Iran