Profile cover photo
Profile photo
آرشام. شا
4,933 followers -
قسم به باد آن لحظه که ، آنی از وزش باز می ایستد تا سیگاری دیگر آتش کنم ...
قسم به باد آن لحظه که ، آنی از وزش باز می ایستد تا سیگاری دیگر آتش کنم ...

4,933 followers
About
آرشام.'s posts

Post has attachment
1."برسد به دست خودم"
یک فعل و انفعال شدید و متلاطم مثل  دریایی شدید الموج و خشمگین میان دو قطب خیر و شر من شکل میگیرد و زبانه میکشد و میسوزد و تقلا میکند و به حالتی عالی تر و نسبتا پایدار تری میرسد تا شخص واحدی شکل گیرد که من هستم. یک شخص برتر و دوم که تسلط کافی بر هر دو حالت د...

Post has attachment
داستان شماره یک
دو تا راه برای انتقال یه مفهوم داریم . یکی اینکه اونو بگنجونیم تو یه داستان تاثیر گذار،  و یکی دیگه اینه که سر راست و مستقیم بتونی بگیش. مثلا میشه فیلم ساخت که، دنیا به پشم خر هم نمیارزه ولی همزمان میشه گفت: "سلام. دنیا به پشم خر هم نمیارزه.". بدون اینکه خو...

Post has attachment
همینه که هست. دست خودش هم نیست
 در آغاز کلمه بود، کلمه با خدا بود، کلمه خود خدا بود     1انجیل یوحنا ، باب میدونین چرا مجازات رسمی برای هر جرمی بعد از اعدام که گرفتن زندگیه،زندانه ؟ چرا از ابتدای تاریخ تمدنی که میشناسیم تاحالا زندان مجازات عرفه ؟ چون آدم از ترسش اهلی میشه تا جمع و اجتماع...

Post has attachment
آینه شکستن
من در خلوتم مینشینم و یک جای شلوغ را میبینم .  چند وقته احساس میکنم آرزهام دیگه اون مقام مقدس خودشونو ندارن اصلا دیگه. اون دنیایی که تا پارسال داشتم از بین رفته . اون آرزوی زندگی تو طبقه سوم یه آپارتمان شیک تو اصفهان که بری تو بالکنش ، زاینده رو نگاه کنی سی...

Post has attachment
تبهکار 1
من نه مهربونم ، نه دلسوزنم ، نه عاطفه رو میفهمم . ولی وجدان دارم . وجدانم خودمم . همه ناراحتیامم از شکست های خودمه نه رفت و آمد بقیه یا هر چیزی که تهش به احساس آدم برمیگرده . من در نهایت خودخواهی فقط خودم رو میبینم و برای رسیدم به موفقیت لحظه ای و خوشحالی و...

Post has attachment
به احترام قاضی از جای خود بلند شوید
همیشه به این فکر میکنم که چی بنویسم تا وقتی دوباره میخونمش لذت ببرم از کلمه هایی که کنار هم چیدم . چون تنها چیزی که دارم همینه . چه خوب چه بد ، من میتونم بنویسم .  من هنوز نمیدونم چی ام و همیشه منتظر روزی ام که بفهمم چی ام و بعد شروع کنم به زندگی کردن . برا...

Post has attachment
شرایط
زندگی نه با ما میجنگه که قرار باشه تسلیمش بشیم نه دوست ماست که بهش لبخند بزنیم و نه هر تعبیر دیگه ای . زندگی شرایط موجوده و این ترسناک تر از اینه که دشمنت باشه . ولی نه میدون جنگه که پیروز بشیم یا شکست بخوریم نه انقدر طولانیه که فکر کنیم چیه . زندگی همینه و...

Post has attachment
خالق
من را ساخت ، بی چهره ، بی هوش ، بی حس . من را شنید ، بی صدا ، خداموش .  من را دید ، تاریک ، سیاه .  من را لمس کرد ، سرد ، سخت . من را چشید ، آب .  من را برگزید ، بی اراده ، بی قصد .  و از عطرش به من زد .

Post has attachment
سرده
شما رو نمیدونم منتها من یه جوری ام وقتی آهنگ گوش میدم بوی اونجایی که هستم رو یادم میمونه . حس و حالش اینکه چقدر گرم بوده چقدر سرد هم یادم میمونه . برا همین آهنگایی که قبلا گوش میدادم دیگه گوش میدم . یه آهنگایی دارم مال وقتی امید بود . هیچ وقت سراغشون نمیرم ...

Post has attachment
امواج بلند - قسمت دوم
- سیگار داریم ، آب داریم ، آتیش داریم دیوار داریم سقف داریم کاش اومیدو هم داشتیم . تا اون شب آخرم که امیدو کشتن ما هنوز امید داشتیم .  حالش بد بود بیچاره . همش ناله کرد برا ما . نمیدونم چی شد دوستش داشتیم . بعضی آدما اینجوری ان ، هرچقدم بد باشن باز یه جوری ...
Wait while more posts are being loaded