Profile cover photo
Profile photo
Jadi Mirmirani
9,640 followers
9,640 followers
About
Jadi's interests
View all
Jadi's posts

Post has attachment
سینرژی رو بچرخون مهندس؛ با لینک، ریتوییت و معرفی چیزهایی که ازشون خوشت میاد

https://jadi.net/2017/05/synergy/

توی دنیای فنی، ما از خیلی چیزها سر در میاریم و می تونیم به همدیگه کامنت های خوب بدیم. ممکنه شما یک مشکل امنیتی در سایت من کشف کنین و بهم بگین، ممکنه من یک اشکال تو سینما آزادی پیدا کنم بهشون بگم و یا حتی فقط یک ایده برای بهتر شدن یک سایت داشته باشم و بهشون خبر بدم. من قبلا زیاد از این کارها کردم. مشکل فروش سینما آزادی رو گفتم و هفته بعدش اصلاح شد – حالا اتفاقی همزمان بود یا با دیدن مطلب من. چند روز قبل به یک آژانس مسافرتی مشکل امنیتی جدی اش رو گفتم و نه فقط جدی گرفتن و تماس گرفتن که حتی خیلی با پشتکار پیگیری کردن و از بخش فروش پیشنهاد تورهایی با تخفیف خیلی زیاد یا مشاوره های خوب دادن.

نمونه دیگرش هم مطلب چند وقت قبل در مورد سایت تیوال‌ بود که خیلی خوب جواب دادن و در مورد جزء جزء مطلب توضیح دادن و گفتن دو بخشش رو هم اجرا می کنن. که کردن و برام اسکرین شات فرستادن (تیک اینکه «این مطلب ممکن است اسپویل کنه»). این کار خیلی قشنگی است…

< سینرژی یعنی جمع کردن دو تا چیز و رسیدن به چیزی بزرگتر از جمع اون دو تا؛ اضافه کردن دو تا انرژی و رسیدن به انرژی بزرگتر.

این سینرژی یکی از بهترین اتفاقات در یک جامعه / گروه است. چیزی که یکهو می تونه جایی رو واقعا پیش ببره اینه که چند نفر با هم همراهی کنن و انرژی خیلی بزرگتری از جمع انرژی خودشون ایجاد کنن. سینرژی است که باعث تحول می شه. توی دنیای برنامه نویسی ما هم شاید سینرژی همین چرخوندن یک حس خوب باشه. مثلا برنامه دوشنبه ها و لینک دادن به آدم ها سینرژی ایجاد می کنه. یا مثلا اینکه من بگم از صفحه چهارصد و چهار باهمتا خوشم اومده اصلا لازم نیست یک پست تبلیغی باشه یا براش پول بگیرم. همینکه شما هم خوشتون بیاد و اونها هم لینک بگیرن به نظرم وب بهتری می سازه.

شما هم اگر توان این رو دارین اینکار رو بکنین، ریتوییت کنین، لینک بدین و معرفی کنین (: چی بهتر از این؟

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
لحظه ای جالب در دنیای امنیت: کنگره آمریکا به سیگنال سوییچ کرد

https://jadi.net/2017/05/signal-senat/

در حالی که همه دنیا با کلی انتخابات شلوغه، کنگره آمریکا شاهد یک اتفاق جالبه: صدور مجوز استفاده از سیگنال به عنوان مسنجر امن اعضای سنا. سیگنال یک اپلیکیشن آی او اس و اندروید است که توسط اوپن ویسپر سیستمز منتشر شده و رمزنگاری سر تا ته رو تضمین می کنه – شبیه چیزی که تلگرام در سکرت چت مدعی است ولی با اعتمادی بیشتر. این ماجرا ادامه حرکت اعضای کمپین اوباما و ترامپ به سمت مسنجر امن سیگنال است که بعد از اخبار مربوط به هک های روسیه اتفاق افتاد.

> وقتی می گیم مسنجری سر تا ته امن است یعنی یک پیام در گوشی من رمز می شه و به گوشی شما می رسه و باز می شه. این باز و بسته شدن فقط توسط کلیدهایی ممکنه که فقط روی گوشی من و شما ذخیره شدن. در نتیجه حتی مسوول سیستم هم نمی تونه پیام های ما رو چک کنه. تلگرام هم مدعی چنین چیزی در چت سکرت است ولی چون پروتکل باز استفاده نشده، مساله قابل بررسی توسط افراد مستقل نیست.
اینم جالبه که اعضای سنا الزاما از گوشی های امن استفاده نمی کنن. اونها گوشی های معمولی دارن و مکالمات غیرمحرمانه خودشون رو درست مثل من و شما روی مسنجرهاشون انجام می دن. این مکالمات درسته که «محرمانه» نیستن ولی مطمئنا مهم هستن. در چنین شرایطی مطمئنا حرکت به سمت یک مسنجر کاملا امن یکی از پایه های امنیت ملی آمریکا است؛ بخصوص بعد از اخبار هک مربوط به کمپین ها و نفوذ هکرهای به جاهایی حساسی مثل شورای روابط بین الملل که به گفته نیویورک تایمز «می تونه آینده سیاست آمریکا رو شکل بده».

و خبر جذاب برای ما؟ این مسنجر امن که مشاوران امنیت سنا بهش رسیدن و برای استفاده بین اعضای سنا تایید شده، سیگنال است. سیگنال از پروتکلی شناخته شده استفاده می کنه و سورس کلاینت و سرورهاش همه آزاد و باز هستن و روی گیت هاب. یک جواب خوب به هر کسی که به خاطر ندونستن اصول علمی امنیت، مدعی می شه برنامه اوپن سورس امن نیست. جذابت دوم اینه که دقیقا در دوره ای این توصیه شده که خیلی از سازمان ها دارن می رن به سمت اصرار به استفاده از درهای عقبی و این تصور غلط داره بین سیاست مدارهایی که از امنیت اطلاعات چندانی ندارن جا می افته که اگر یک کلید همگانی درست کنیم که بشه باهاش همه درها رو باز کرد، همه امن تر هستن. این کاملا اشتباهه و امنیت تا حد زیادی یک چیز صفر و یک است. اگر سیستمی رو ذاتا ناامن طراحی کنیم تا مثلا پلیس ها بتونن توش وارد بشن، صد در صد دزدها هم توش وارد خواهند شد.

سنای آمریکا تصمیم جالبی گرفته و لازمه دنیای نرم افزار آزاد و امنیت دیجیتال متوجه باشه که چه قدم بزرگی به سمتش برداشته شده. همچنین این مساله جالبه که زیرساخت های عمومی و مرسوم چطوری میتونن برای بالاترین سطح استفاده از نظر امنیت سایبری استفاده بشن – اونهم با تکیه بر ابزارهایی که در اختیار همگان هستن.

Post has attachment
دو دلیلی که تک تک انتخابات اصلاح طلب ها رو تبدیل به «حساس‌ترین انتخابات تا به امروز» می‌کنه

https://jadi.net/2017/05/why-reformists-are-always-in-panic-mode/

می دونین که اگر آهنربایی رو درست از وسط نصف کنین، به یک قطب مثبت و یک قطب منفی نمی رسین. نتیجه نصف کردن آهنربا دو تا آهنربا است که بازهم هر کدوم قطب‌های مثبت و منفی دارن. این در مورد بسیاری از پدیده های اجتماعی هم موضوعیت داره. مثلا اگر در ایران یک گروه عظیم از بازی بیرون گذاشته بشن و کلی سیستم و شورا و ناظر درست بشه که در انتخابات فقط «خودی»‌ها شرکت کنن، بازم همون گروه سریعا به شکل یک آهنربا که شکسته شده دارای دو قطب مخالف می‌شن. این روزها اصرار می شه که اسم این دو قطب رو بذاریم اصولگرا و اصلاح‌طلب. حالا اینکه اصول گرا واقعا به کدوم یکی از اصل‌های انسانی / مذهبی اش پایبند است یا اصولا در کدوم سخنرانی این انتخابات از اسلام و اصول و اینها حرف زده و اصلاح طلب واقعا دنبال اصلاح چیه علی الحساب می گذریم.

توی این دو قطبی ایجاد شده، کورسوی امید ما اصلاح طلب ها هستن. پشتشون هم می ایستیم ولی به نظرم باید مشکلات جدی شون رو هم بگیم. اینجا من دو تا دلیل خیلی جدی که باعث می شه اصلاح طلب ها نتونن با اطمینان پیش برن رو می گم:

۱. الان ۲۰ ساله که اصلاح طلب ها در جاهای مختلف حکومت کردن و قانون گذاشتن و … ولی هنوزم درگیر این بحث هستیم که آیا باید به لیست مورد تایید آقای خاتمی رای بدیم یا نه. انتظار من در این بیست سال این بود که اصلاح طلب ها شکلی از حزب درست کرده باشن، شکلی از مکانیزمهای شفاف برای معرفی کاندیدا، شکلی از ارائه برنامه، شکلی از تعهد به حفظ موضع/پاسخگویی/رای بعد از رای آوردن آدم هاشون و شکلی از مشارکت جمعی. هنوز آدم های لیستشون پر است از کسانی که گذشته شون رو مخفی می کنن، هنرشون پدرشونه، شغلشون ساختمون سازی است و می خوان همزمان تصمیم های بزرگ شهر رو هم بگیرن و … در این مدت لازم بود و هست که اصلاح طلب ها ساختارهای حزبی درست تری می ساختن، مشارکت بیشتری جلب می کردن، آدم های جدید رو رشد می دادن، برنامه منسجم می داشتن، شفاف تر می بودن و .. واقعا ۲۰ سال براش کافی نبود؟ وقتی اینکار رو نکردن دائما باید در هر انتخابات دست دراز کنن به سمت #تکرار می کنم و آدم های مهم و حتی تلاش کنن طرفداران جدی خودشون رو هم قانع کنن به رای دادن بهشون؛ یا رای دادن به کل آدم هاشون.

۲. اصلاح طلب ها و به شکل کلی تر کل کشور ما در حال شیرجه زدن توی دل یک سرمایه داری افسارگسیخته است. از یک طرف داشتن پول یعنی قابلیت داشتن تقریبا هر کار – حتی خریدن هوای شهر تهران و از اونطرف سرکوب قوی هر شکلی از فعالیت های محرومان. وقتی پلاسکو اتفاق می افته هنوز کسی حق نداره از حق اتحادیه حرف بزنه، وقتی سندیکای اتوبوسرانی سرکوب می شه هیچ کس اجازه نداره بگه چرا فلانی اینهمه سال باید بره زندان و وقتی اعدام های طرفدارهای حقوق کارگران رو داریم صدای کسی در نمیاد – حداقل صدای کسی در حکومت. اگر اصلاح طلب ها می خواستن اصلاح کننن، باید بخشی از این اصلاح هم در حقوق کارگران، فقرا، بی کاران و … دیده بشه. اما خب این تناقض ذاتی داره با مسیری که جمهوری اسلامی انتخاب کرده؛ یعنی سرمایه داری. در این شرایط هر کس که شعار «فقر بد است» بده، جمعیت عظیمی رو پشت خودش خواهد داشت. این دوره هم به خیر بگذره، دوره بعد بازم ماجرای «آهای فقرا بیاین دور هم جمع بشیم یک فکری بکنیم» توسط هر کسی که در حکومت نیست به راحتی تکرار خواهد شد.

به نظرم به این دو دلیل، وضع اصلاح طلب ها دائما در این حالت اضطراری «خطرناکترین انتخابات تاریخ» هستن چون هیچ وقت مشخص نیست دقیقا از چه چیزی برای چه کسانی طرفداری کردن و تقریبا هیچ وقت هم جواب مشخصی برای گروه‌های فقیرتر نداشتن. درسته که شاید وضع کلی بهتر شده باشه و این باعث بهتر شدن وضع کم درآمد ها هم بشه ولی در نهایت حرکت جمهوری اسلامی به سمت سرمایه داری، دائما در حال عمیق تر کردن شکاف ۱٪ و ۹۹٪ است. جواب اصلاح طلب ها به این وضعیت اینبار هم به سمت متمرکزتر شدن به منظور محکمتر شدن میل کرد ولی این «قوی» شدن از طریق «بسته تر» شدن بازتولید وضعیت فعلی اصلاح طلب ها است. راه درست بازتر کردن درها است و توجه به گروه‌هایی که تا حالا مورد توجه نبودن. هم در حوزه سیاست (مثلا جوون‌هایی که می خوان در سیاست رشد کنن، افراد غیر همفکر با پسرهای حاکمان، جامعه مدنی، …) و هم در حوزه اقتصاد (فقرا، بیکاران، فعالین کارگری، سندیکاها، …). این باز تر شدن شاید در اول کمی ترسناک باشه ولی در میان مدت قدرت بسیاری به جریان اصلاحات خواهد داد.

Post has attachment
حق شکستن لیست

https://jadi.net/2017/05/right-to-break-the-list/

این روزها اصلاحی باب شده تحت عنوان *شکستن لیست*. یعنی یک نفر یک لیست داده که انتظار می ره *همه**‌ بهش رای بدن تا رای بیاره و هر کس تحریم کنه، رای نده، به یکی دیگه رای بده و ... متهم می شه به **مسوول شکست احتمالی* یا واقعی.

دلیل حرف از دو طرف قابل درکه. یا افراد خودشون رو مثل سربازهای یک فرمانده می بینن که هر چی دستور داده شد باید عمل کنن یا اصولا احساس می کنن در موقعیتی هستیم که باید بدون تلاش برای بهتر بودن، به چیز بد در دسترس تر چنگ بزنیم.

در مورد اولی که مشخصه کاملا اشتباهه. جامعه از مشارکت من شکل می گیره و من سرباز پیاده نظام یکسری فرمانده نیستم. اگر کسی اینطوری در مورد خودش فکر می کنه بحث کاملا متفاوت است و منطقا نیازی به خوندن بقیه متن نداره (: در مورد دوم اما بحث اینه که انتخاب «بد» و «بدتر» قابل درکه ولی وقتی «بهتر» یا «قابل قبول» داریم، چرا باید به بد چنگ بزنیم؟ چون بد شانس بیشتری داره؟ خب چرا بهتر شانس نداشته باشه؟‌ چون رسانه نداشته؟ چون بازی داده نشده؟ چون کسی نمی شناسدش؟ چون کسی جدیش نمی گیره؟‌ چون تو لیست بدها نمی ذارنش؟

بیاین بریم سراغ ریاضی! مفهومی هست به اسم «ماکزیمم محلی». روی یک منحنی که بالا و پایین می ره، وقتی می خواین ماکزیمم پیدا کنین ممکنه جایی برسین که در اطراف نزدیکتون، همه چیز از شما پایینتر باشه و فکر کنین تو ماکزیمم هستین ولی در واقع جاهای خیلی بالاتری هم هست که در افق دید شما نیستن یا اگر اونها رو ببینین، نگران هستین به سمتش برین چون باید مدتی پایین بیاین.

در واقع انتخاب بد و بدتر ما یک ماکزیمم محلی است. فکر می کنیم خوبه لیست اصلاح طلب ها رای بیاره چون بالاخره از اونطرفی‌ها بهتره. واقعا هم اینطوره. اینها از اونها بهترن و منم بارها و بارها ایستادم تا رای بیارن. اما انتظار دارم وقتی رای آوردن شروع کنن به اصلاح سیستم. من الان دقیقا ۲۰ سال است که بین بد و بدتر به بد رای دادم و بد انتخاب شده و کمابیش در جا زده. الان هم دقیقا به بد رای می دم که بدتر وضع رو بدتر نکنه (:‌ انتظار من بعد از ۲۰ سال این بود که اصلاحات شروع کنه به ساختن مکانیزمهای دموکراتیکتر که بعدا ازشون حرف می زنم. شروع کنه به گوش کردن به حرف های جامعه مدنی، به مشارکت دادن اونها، به شفاف شدن، گزارش دادن،‌ انتشار برنامه به همراه لیست، توضیح اینکه چرا فلانی در لیست هست و فلانی نیست و ... اونجوری منم امیدوارم می شدم به پیشرفت قدم به قدم ولی الان فقط سهم من یک مهره در سیستم است که سعی می کنه لیست اصلاحات رای بیاره.

به نظرم حالا که بعد از ۲۰ سال، اصلاحات به سمتش حرکت نکرده، حرکت به سمت صداهای متنوع تر در جامعه و دموکراسی داغون ما لازمه و بر دوش خودمون. هر چقدر کم و ضعیف. ما باید به سمت ماکزیمم های درست و حسابیتر حرکت کنیم. واقعا کاش اینکار رو اصلاح طلب ها توی این ۲۰ سال که من می شناسمشون شروع کرده بودن. کاش از سیستم های درست و حسابی تری برای گزینش و معرفی کاندیداها استفاده می کردن، کاش مکانیزمی داشتن که اگر یکی توش سر قرارش نمی موند دیگه امکان بازی نداشت و کاش روشی داشتن برای پیوستن آدم های مستعد به ساختارشون. ولی اونها اینکار رو نکردن و کاملا با شیوه پدرسالارانه توی این ۲۰ سال هی لیست دادن و گفتن «نظراتتون رو برای خودتون نگه دارین و به ما اعتماد کنین وگرنه بدبخت می شیم». درسته که الان هم مثل همیشه برهه حساس کنونی است ولی من یکی که به نظرم دموکراسی جای دفاع داره و صداهایی که توی بازی پدرسالارانه اصلاح طلبی فعلی ما نیستن باید شنیده بشن، به سهم خودم هم تلاشم رو می کنم تا آدم های جدیدی به این گروه ها اضافه بشن. اگر اصلاح طلبی نیاز به دفاع من داره، این آدم ها و صداها و دموکراسی هم احتیاج به دفاع دارن. به نظرم ترکیب کردن چند نفر با لیست اصلاح طلبی هیچ خطری نداره که هیچ، خیلی هم در طولانی مدت مثبته. کاری که خودشون باید می کردن ولی متاسفانه این دوره هم نکردن و به نظرم لازمه بهشون یادآوری بشه.

دقت کنین که من وظیفه ندارم به هر لیستی که بهم دادن رای بدم بلکه اون که لیست می ده باید تلاش کنه لیستی بده که مخاطبین بخوان بهش رای بدن.

Post has attachment
من در شورا رای می دم ولی بعضی افراد لیست رو با افراد مستقل عوض می کنم، به این دلایل..

https://jadi.net/2017/05/shora/

به نظرم، شورا بسیار مهم است و رای دادن با تفکر توش بسیار قابل دفاع. شورای شهر در زندگی روزمره من موثره، می تونه شهر رو بهتر، شادتر، انسان محورتر، کنه و اگر خوب نباشه در طولانی مدت می تونه با تراکم فروشی و داغون کردن محیط زیست و تبیدیلش به آپارتمان و هوا فروشی و … کاری کنه که تا ده ها سال قابل حل نباشه. از اونطرف رای دادن در شورا کمی به چیزی که در دنیا بهش می گن دموکراسی نزدیکتره. گزینه ها بیشترن و انتخاب ها بازتر و کاندیداهایی هستن که کمی بیشتر به افکار من نزدیکن. من حتما توی شورا رای می دم و تشویق می کنم بقیه هم اینکار رو بکنن، با دقت زیاد.

اما به کی؟ منطقا در نبود مکانیزم حزبی، به یک لیست رای می دم. به یک لیست که گروهی داده باشن که به عقاید من نزدیکتر هستن. اینکار رو می کنم چون می خوام احتمال پیروزی اونها رو بالا ببرم. داشتن این لیست ها یک قدم از رای دادن به یکسری آدم و اسم که نه ازشون چیزی می دونیم نه برنامه ای دارن و فقط یک پوستر و شعار هستن بهتره.

اما آیا به همه لیست رای می دم؟ اینجا بحث حساس می شه. خیلی ها می گن به همه لیست رای می دن. اما من نه. به این دلایل:

بعضی از آدم های این لیست ها واقعن نمی تونن رای من رو داشته باشن. یا من رو نمایندگی نمی کنن یا کاری می کنن که در نظام اخلاقی من مردود کامل است. در گروه اول می تونم به یک برج ساز اشاره کنم. کسی که شغلش برج سازی است مطمئنا کسی نیست که من بخوام برای شهرم تصمیم بگیرم. در مورد دوم می تونم به آدمی اشاره کنم که در مورد گذشته اش مخفی کاری می کنه و حرف هاش رو از اینترنت حذف می کنه. این آدم ها اصولا نمی تونن نماینده من باشن، حتی اگر توی لیست باشن (:
مشکل بعدی من اینه که این لیست شفاف درست نشده. یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم از بالا گفتن به این رای بدین. بدون اینکه هیچ نظری از جامعه پرسیده بشه،‌ بدون اینکه فعالین مدنی شناخته شده، خوشنام و مثبتی که اینهمه ازشون صحبت شد توش باشن، بدون اینکه حتی توضیح بدن چرا فلان آدم توی لیست است و فلان آدم نیست و … من از رای دادنم دنبال رسیدن به پروسه های دموکراتیک هستم و ۲۰ سال هم وقت داده ام که تمرینش کنن. اگر هنوز بهش علاقه ندارن، منم وظیفه ندارم دربست پشت لیست ها بایستم.
این لیست هیچ برنامه مشخصی نداده. کلا هر وقت انتخابات است بهم می گن که «اصطلاح طلب ها اینها رو می خوان و باید بری بهشون رای بدی وگرنه بیچاره می شیم» و خب منی که تا امروز حرفشون رو گوش کردم الهه راستگو رو فرستادم که همین که رای آورد چرخید یا مثلا کلی آدم تو مجلس که حاضر نمی شن یک مصوبه ساده رو هم امضا کنن؛ اگر به نفعشون نباشه. وقتی امکان پرسشگری برای من وجود نداره و کسی موظف به ارائه کارنامه شفاف نیست، منم خودم رو موظف به انضباط حزبی نمی دونم؛ تازه اگر حزب داشتیم و منم عضوش بودم!
به نظرم در حال حاضر ما در مسیر خوبی نیستیم. در مسیر عدم شفافیت، دستور از بالا، ساخت و پاخت پشت پرده و اینکه یکسری فکر کنن صلاح من رو تشخیص می دن و وظیفه من فقط حمایت از اونهاست چون بین بد و بدتر، بد هستن. در مورد ریاست جمهوری این قبول. فقط یک بد و بدتر داریم ولی توی چیزی مثل شورا آدم هایی هستن که از نظر من شریفتر هستن، بهتر کار می کنن،‌ من رو بهتر نمایندگی می کنن، حرفم رو گوش می دن و .. و اتفاقا دقیقا همین آدم ها هستن که توسط اصلاح طلبها بازی داده نمی شن یا حداقل فعلا بازی داده نشدن. توی این شرایط من کاملا صحیح می دونم که حق بازی رو به آدم های خارج از این دو قطبی هم بدم. حداقلش اینه که چند نفری که به نظرم واقعا در لیست اصلاح طلب ها نچسب هستن رو جایگزین کنم با آدم هایی که هم از نظر اخلاقی اگر بهشون رای ندم احساس دین می کنم و هم از نظر پیشرفت دموکراسی.

بازی دادن آدم های جدید و فرصت دادن و پشتشون ایستادن شاید در یک دوره یا دو دوره حتی به ضرر کل تموم بشه ولی در طولانی مدت نشون می ده که آدم های واقعی جامعه هم حق بازی دارن و من چیزی بیشتر از یک چرخ دنده انتخاب کننده هر کسی هستم که رییس بگه؛ حتی اگر این رییس از اون رییس یک کم بهتر باشه. ما شونزده ساله به همین شیوه به اصلاح طلب ها رای دادیم ولی من اینبار لازم می دونم بهشون بگم که باید کمی پاسخگو، شفاف و کارنامه به دست باشن.

مخالفین این فکر می گن «با اینکار رای ها رو می شکنی» و من می گم اتفاقا رای رو کسی می شکنه که توی لیستش آدم ناجور میاره و کسی که هزاران فعال جامعه مدنی رو نمایندگی می کنه رو بیرون می ذاره. بعضی ها می گن «اگر باختیم تقصیر توئه» و جواب اینه که «من مگه مسوول حمایت از رییسم؟ در حزب یا هر چی دارن اونها باید توجه من رو جلب کنن و اگر نتونن رای من رو ندارن» و اگر باختیم فردا شاید یکی بگه «ولی اگر قالیباف شهردار موند و درخت فروشی کرد و … تکلیف چیه؟» و من می گم که «مگه این دوره اصلاح طلب ها چه کردن؟ حافظی که آدم حسابی تری بود مگه با لیست اصول گرا ها نرفته بود تو؟ و اصلاح طلبی که ما فرستادیم مگه رای به قالیباف نداد؟».

راستش منم ناراحت می شم لیست بشکنه یا اینها رای نیارن یا هر چی ولی به نظرم وقتشه بهشون بگیم که اگر رای ما رو می خوان باید پاسخگو باشن و شفاف و با برنامه. اینهمه فرصت داشتن، برنامه کو؟ اینهمه آدم داشتن، جاشون توی لیست کو؟ من به چند نفر مستقل سالم و درست که می شناسم هم رای می دم که تکرار کرده باشم اگر گروه‌ بد حزب ندارن، برنامه ندارن، پاسخگویی ندارن، شمول ندارن و فقط برگ برنده شون اینه که بدتر نیستن، من ترجیح می دم حداقل بهشون نشون بدم که ازشون راضی نیستم و تشویقشون نکنم به تکرار این روند. از اونطرف تلاشم رو هم می کنم برای فرستادن آدم هایی خوب به جایی که هم در کوتاه مدت و هم در طولانی مدت بسیار در زندگی من موثره و در این ۱۲ سال با تصمیمات همین آدم ها که بزرگترین گندها بهش خورده.

دغدغه شکستن لیست و رای نیاوردن و هر چیز دیگه کاملا قابل درکه ولی برای من دغدغه دموکراسی و صداهایی که جرات کردن منو نمایندگی بهتری بکنن هم بسیار مهمه. من دوست ندارم لیست بشکنه ولی از اون بالاتر دوست ندارم اون آدم ها رو ناامید و خفه کرده باشم. بهترین حالت این بود که رییس موقع بستن لیستش این آدم ها رو هم بازی می داد یا توی ۲۰ سال اصلاح طلبی به این شکل، مکانیزم های شفاف تری درست می کرد که منم دربست [در شرایط فعلی] پشتش بایستم ولی خب ظاهرا علاقمند نبود و من حالا وظیفه ام میدونم در حد خودم اینو بهش یادآوری کنم و از دموکراسی بهتر، حمایت کنم.

پ.ن. در نهایت من احتمالا چهار پنج نفر از لیست امید رو با چند نفر از لیست شهر دیگر یا آدم های در حال حاضر قابل دفاع دیگه که ببینم جایگزین می کنم.

Post has attachment
دروغ بزرگ به اصطلاح خبرگزاری مهر در مورد حمایت برنامه نویس ها از قالیباف و پیشنهاد عمل

https://jadi.net/2017/05/mehrnews-lies/

آپدیت: خبرگزاری مهر ساعت سه و نیم، اسامی رو از زیر مطلب حذف کرد. کپی هاش خیلی جاها هست البته.

خبرگزاری مهر دیروز یک خبر عجیب منتشر کرد که توش گفته شده پنج هزار نفر با کلی تجلیل و درخواست از قالیباف می خوان به انتخابات برگرده. جاعل نامه و امضاها، ظاهرا از سایت یک همایش کلی اسم کپی پیست کرده و الکی تو استان ها پخشش کرده؛ حتی در بخش خاصی به اسم «برادران اهل سنت»‌ که توش اسم هما مختاری و سحر خانی و .. هم هست (:

اینکار شدیدا غیراخلاقی است که خب از خبرگزاریهای ما اصلا عجیب نیست ولی اشتباه بزرگ این بوده که احتمالا جاعل فکر کرده «اینها که یکسری برنامه نویسن و اصلا این خبر رو نمی بینن» بدون اینکه بدونه این آدم ها چه شبکه قوی ای دارن و اتفاقا برای خیلی هاشون به عنوان یک شهروند، سیاست هم مهمه.

چنین حرکتی کلا احمقانه است چون اگر کلا ۵هزار نفر بخوان بگن «تو رو خدا برگرد» طرف کلا بهتره به برگشت فکر هم نکنه – حتی اگر جاعل گفته باشه « ما نماینده مردم هستیم ». یادتون باشه که هر کس می گه «من به نمایندگی از مردم» باید جایی این نمایندگی رو گرفته باشه از مردم! (:

خلاصه.. اگر قوه قضاییه ای داشتیم که بی طرف بود در دسترس، می شد بهش مراجعه کرد. یا اگر تشکل های صنفی اجازه فعالیت داشتن ممکن بود الان چیزی مثل «سندیکای برنامه نویسان ایران» مساله رو پیگیری کنه و منطقا باید نتیجه خوبی می گرفتیم. اما حالا هم یک گروه حقوقی تصمیم گرفته پیگیری کنه و ما هم خوشحالیم. بخصوص که خبرگزاری مهر تا الان حتی زحمت تایید کامنت ها، انتشار تکذیبیه، حذف اسم یا حتی به سبک ایران حذف خبر رو هم نکشیده.

راستی… پنج هزار امضا هم نیست. چهارهزار و هفتصد و سی و هشت تا است.

➜ /tmp tr -d '\n' < /tmp/naame.txt | sed 's/\//\/\n/g' | wc -l
4738
توی این کد، تیکه اول می گه سر خط رفتن ها حذف بشن. تیکه دوم می گه به جای هر اسلش (که اسم رو جدا می کنه) بریم سر خط و در نهایت می شمره چند خط داریم.

و البته اگر اسم شما هم توی این کلاهبرداری بوده، یه تماس بگیرین با @arizehcom شاید بشه بی دردسر پیگیری کرد.

Post has attachment
آمدن گنو/لینوکس‌های اوبونتو، سوزه و فدورا به ویندوز استور


https://jadi.net/2017/05/gnu-linux-on-windows-app-store/

از ۲۰۱۲ به بعد، شعار «مایکروسافت به لینوکس عشق می‌ورزه» زیاد شنیده می‌شه. کارهایی مثل آوردن بش و باینری های اوبونتو به ویندوز و بعد ساب سیستم لینوکس توی ویندوز و اوپن سورس کردن پروژه‌های مختلف. حالا هم مایکروسافت در قدمی جالب، در کنفرانس بیلد توی سیاتل اعلام کرده که سه توزیع مختلف گنو/لینوکس به اپ استور ویندوز اضافه خواهند شد. در حال حاضر اوبونتو در اپ استور هست و می تونین مثل یک برنامه معمولی اونو نصب و استفاده کنین؛ در مرحله بعد فدورا و سوزه هم اضافه خواهند شد.

دلیل این مساله شاید در مرحله اول موفقیت زیاد لینوکس در دنیای کارهای حرفه ای باشه که باعث شده مایکروسافت به جای جنگ، همزیستی باهاش رو انتخاب کنه کنه و در مرحله دوم اینکار فرصتی است برای کاربران حرفه ای که به لینوکس نیاز دارن، برای استفاده از این سیستم عامل بدون کنار گذاشتن ویندوزشون.

البته کنار این خبر، این رو هم داشتیم که مایکروسافت ساپرت پایتون توی ویژوال استودیوی ۲۰۱۷ رو پایدار اعلام کرد که قدم خوب دیگه ای است از این شرکت. ظاهرا مایکروسافت داره به همزیستی جدی‌تری فکر می کنه. قدم عالی آینده، امکان اجرا شدن مستقیم باینری های لینوکسی روی سرورهای ویندوزی خواد بود؛ یک جور لذت بردن همزمان از هر دو دنیای سروری.

Post has attachment
کاش روحانی معذرت بخواد

https://jadi.net/2017/05/rouhani-say-sorry/

فرض کنین روحانی توی همایش امروز بیاد بگه:

> دوستان. من یک معذرت خواهی هم به شما بدهکارم. دیروز گفتم که مردانگی کردم و پرونده آقای قالیباف رو دنبال نکردم. این حرفم اشتباه بود چون در واقع می خواستم به مدارا و انسانیت اشاره کنم و طبق فرهنگ غلط ما، عبارت «مردانگی» از دهانم در رفت. صفاتی مثل انسانیت، شرافت، مدارا، گذشت و .. به اشتباه در ذهن ما متعلق به مردان ثبت شده است. این صفات هم می تواند در زنان باشد و هم در مردان و چه زیباتر است که می گفتم من «انسانیت کردم» و پرونده اقای قالی باف را به جریان ننداختم.

فکر کنین چه تجربه نابی است و چه حرف های نشنیده ای از آدمی در مسند قدرت در ایران. البته مطمئن هستم روحانی اینها رو نمی گه چون بعدش حرف ما اینه که :

> انسانیت؟ خب با اینکار اجازه دادی آدمی که جرمی اینقدر سنگین داره که اشاره مبهمت بهش می تونه ساکتش کنه اینهمه سال شهردار شهر من باشه و آب و هوا و خاک من رو بفروشه به هر کس که پول بیشتری داد. با اینکارت شهری برای من ساختی که تقریبا محاله بشه از دست هر کسی که پول بیشتری داده و سهم بیشتری برداشته، پسش گرفت. روحانی جان با این «مردانگی یا شرافت یا هر چی که اسمش هست» تو هم شریک جرمی.


البته این حرفی است که مدت ها است رو دل من هست. روحانی قبلا هم گفته بود:

[ توییت روحانی: دولت حاضر است با تشکیل سامانه ای، تمام دخل و خرج و حساب‌هایش را روشن کند و در مقابل انتظارست قوه قضاییه نیز همه حساب های خود را روشن نماید ]


و خب بازم سوال این بود که اگر قراره چیزی منتشر بشه، منتشر کن! اگر قرار نیست منتشر بشه نکن! اینکه گرو کشی بکنی و بگی اگر فلانی فلان کار رو کرد فلان چیز رو می گم عملا یعنی در دیدگاه مردم این وسط روی این اطلاعات نه حقی دارن و نه محرم هستن. درسته که در ناچاری و برای حفظ کورسویی از امید به زندگی روزمره من این دوره هم به روحانی رای میدم و از اون مهمتر تلاشم رو می کنم در شورا آدم های معقولتری داشته باشیم که حقوق بگیر شهردار نباشن، ولی واقعا رویام اینه که روحانی بیاد بگه:

> مردم.. من اشتباه کردم. هم اونجا که وقتی منظورم انسانیت بود و از کلمه «مردانگی» استفاده کردم و هم اونجا که چیزی می دونستم و مخفی اش کردم تا شهر شما ۱۲ سال به تاراج بره.

آرزوی محالی است ولی کاش لابلای اینهمه توضیح اینکه «همه در سطوح مختلف فاسد هستیم» یکی بیاد و بگه «شفافیت ارزشمنده و اون چیزی که باعث پیشگیری از فساد می شه، آدم خوب نیست بلکه سیستم شفاف و مطبوعات آزاد و قوه قضاییه سالمه. به هرحال من به روحانی رای می دم و لیستی که تهیه می کنم از آدم ها قابل دفاع برای شورای شهر.
Wait while more posts are being loaded