Profile cover photo
Profile photo
Alireza Amakchi
3,788 followers
3,788 followers
About
Alireza's posts

تو هنوز کار مى‌کنى، گوگل‌پلاس من؟

دارم تمام تلاشم را می‌كنم كه عكسی از آقای ارنست بورگناين، بازيگر امريكايی - كه امروز در نودوپنج‌ سالگی درگذشت - منتشر كنم.

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Sweater (noun) - what you put on when your mother is cold
*
ژاكت (اسم): چيزی كه شما، وقتی مادرتان سردش می‌شود، تن‌تان می‌كنيد.

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Facebook Photo Tagging (verb) - to show people's family how drunk they got at that party last night
*
علامت زدن ِ عكس در فيس‌بوك (فعل): توجه دادن به خانواده اشخاص كه ‌دل‌بندان‌شان چه‌قدر در ميهمانی ديشب پاتيل بوده‌اند.

Post has attachment
Photo

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
We should hang out soon! (phrase) - Something nice to say to someone you know you’re never going to see again
*
همين روزها يه قرار بذاريم و هم‌ديگر رو ببينيم (عبارت): يك حرف قشنگ برای تحويل دادن به كسی كه می‌دانيد هرگز نمی‌خواهيد او را ببينيد.

Post has attachment
Photo

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Study (verb) - The act of texting, eating and watching TV with an open textbook nearby
*
مطالعه (فعل): تبادل پيامك، خوردن، و تماشای تلويزيون، همراه با يك كتاب درسی باز در كنار.

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
I’ll pay you back (phrase) - You will never see this money again
*
به‌ت برمی‌گردونم (عبارت): جناب‌عالی اين پول را ديگر هرگز نخواهی ديد.

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
etc. (noun) - I can not think of any other examples
*
و غيره (اسم): بنده ديگر نمی‌توانم هيچ مثال ديگری به ياد بياورم.
Wait while more posts are being loaded