Profile cover photo
Profile photo
Alireza Amakchi
3,714 followers
3,714 followers
About
Posts

تو هنوز کار مى‌کنى، گوگل‌پلاس من؟
Add a comment...

دارم تمام تلاشم را می‌كنم كه عكسی از آقای ارنست بورگناين، بازيگر امريكايی - كه امروز در نودوپنج‌ سالگی درگذشت - منتشر كنم.
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Sweater (noun) - what you put on when your mother is cold
*
ژاكت (اسم): چيزی كه شما، وقتی مادرتان سردش می‌شود، تن‌تان می‌كنيد.
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Facebook Photo Tagging (verb) - to show people's family how drunk they got at that party last night
*
علامت زدن ِ عكس در فيس‌بوك (فعل): توجه دادن به خانواده اشخاص كه ‌دل‌بندان‌شان چه‌قدر در ميهمانی ديشب پاتيل بوده‌اند.
Add a comment...

Post has attachment
Photo
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
We should hang out soon! (phrase) - Something nice to say to someone you know you’re never going to see again
*
همين روزها يه قرار بذاريم و هم‌ديگر رو ببينيم (عبارت): يك حرف قشنگ برای تحويل دادن به كسی كه می‌دانيد هرگز نمی‌خواهيد او را ببينيد.
Add a comment...

Post has attachment
Photo
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
Study (verb) - The act of texting, eating and watching TV with an open textbook nearby
*
مطالعه (فعل): تبادل پيامك، خوردن، و تماشای تلويزيون، همراه با يك كتاب درسی باز در كنار.
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
I’ll pay you back (phrase) - You will never see this money again
*
به‌ت برمی‌گردونم (عبارت): جناب‌عالی اين پول را ديگر هرگز نخواهی ديد.
Add a comment...

فرهنگ لغات ِ اين‌جا
*
etc. (noun) - I can not think of any other examples
*
و غيره (اسم): بنده ديگر نمی‌توانم هيچ مثال ديگری به ياد بياورم.
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded