Profile cover photo
Profile photo
حسن خسرج
About
Posts

Post has shared content
سلام
Originally shared by ****

شیخ و هیزم شکن
                       
روزی شیخی، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود حتی اسمی از اسلام نشنیده است، با خود می گوید:
«عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»


در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، شیخ یک ریز صحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین اسلام را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره اسلام و اینکه خدا در همه مشکلات زندگی به یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید، اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»


دوصد گفته چون نیم کردار نیست...
Photo

سلام
Wait while more posts are being loaded