Profile cover photo
Profile photo
آرمان امیری
7,918 followers
7,918 followers
About
Posts

Post has attachment

نقد و بازبینی شعار «قانون‌گرایی»
- - - - - - - - - - - - - - - -
.

دومین جلسه از نقد کارنامه اصلاحات، به موضوع «قانون‌گرایی» اختصاص داشت. از نگاه من، انتخاب این شعار و این چهارچوب ریشه‌ای‌ترین عامل شکست جریان اصلاحات بود. این بحث را از چند منظر مطرح کردم. نخست از این بابت که قانون‌گرایی، به آن شکلی که جریان اصلاحات مطرح کرد، نه تنها هیچ گونه پشتوانه‌ای از منظر «فلسفه سیاسی» ندارد، بلکه از نظر شرعی، تاریخی، روند سیاسی و حقوقی و قانونی نیز به هیچ وجه قابل دفاع نبوده و نیست. فراتر از آن، اصلاح‌طلبان ابدا خود به قانون پایبند نبودند و در موارد زیادی از قانون‌گرایی عدول کردند که متاسفانه، در تمامی این موارد، روی‌کرد قانون‌شکنی آن‌ها بر خلاف حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی و توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود. در واقع، تنها زمانی که نوبت به افزایش ظرفیت‌های دموکراتیک کشور با فراتر رفتن از قوانین تنگ‌نظرانه می‌رسید، اصلاح‌طلبان یاد قانون‌گرایی می‌افتادند تا دست و پای جریان تحول‌خواه را ببندند.
.

در بخش دیگری، توضیح دادم که چرا فراتر از سقف ظرفیت‌های قانون اساسی، اساسا این قانون درگیر دورها و تناقض‌هایی است که همواره به زیان دموکراسی و حاکمیت شهروندان و حتی در تناقض با اصل «حاکمیت قانون» وارد عمل خواهد نشست.
.

در نهایت، از تناقض محوریت چنین رویکردی با یک جنبش اصلاحات اجتماعی/سیاسی صحبت کردم که به تنهایی می‌تواند نشان دهد انتخاب این شعار برای یک «جنبش اصلاحات» تا چه اندازه پارادوکسیکال بود.
Add a comment...

Post has attachment
نقد و بازبینی شعار «قانون‌گرایی»


در دومین جلسه از نقد کارنامه اصلاحات، فردا، موضوع «قانون‌گرایی» را به عنوان محوریت گفتمان اصلاحات به گفتگو خواهیم گذاشت. از نگاه من، انتخاب این شعار و این چهارچوب ریشه‌ای‌ترین عامل شکست جریان اصلاحات بود. این بحث را از چند منظر طرح خواهم کرد. نخست از این بابت که قانون‌گرایی، به آن شکلی که جریان اصلاحات مطرح کرد، نه تنها هیچ گونه پشتوانه‌ای از منظر «فلسفه سیاسی» ندارد، بلکه از نظر شرعی، تاریخی، روند سیاسی و حقوقی و قانونی نیز به هیچ وجه قابل دفاع نبوده و نیست. فراتر از آن، اصلاح‌طلبان ابدا خود به قانون پایبند نبودند و در موارد زیادی از قانون‌گرایی عدول کردند که متاسفانه، در تمامی این موارد، روی‌کرد قانون‌شکنی آن‌ها بر خلاف حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی و توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود. در واقع، تنها زمانی که نوبت به افزایش ظرفیت‌های دموکراتیک کشور با فراتر رفتن از قوانین تنگ‌نظرانه می‌رسید، اصلاح‌طلبان یاد قانون‌گرایی می‌افتادند تا دست و پای جریان تحول‌خواه را ببندند.

در بخش دیگری، توضیح خواهم داد که چرا فراتر از سقف ظرفیت‌های قانون اساسی، اساسا این قانون درگیر دورها و تناقض‌هایی است که همواره به زیان دموکراسی و حاکمیت شهروندان و حتی در تناقض با اصل «حاکمیت قانون» وارد عمل خواهد نشست.

در نهایت، از تناقض محوریت چنین رویکردی با یک جنبش اصلاحات اجتماعی/سیاسی سخن خواهم گفت که به تنهایی می‌تواند نشان دهد انتخاب این شعار برای یک «جنبش اصلاحات» تا چه اندازه پارادوکسیکال و ای بسا مضحک خواهد بود.
Photo
Add a comment...

Post has shared content
یه موسسه‌ای به اسم ایران‌پل به همراه «مرکز مطالعات امور بین‌الملل و امنیت دانشگاه مریلند» که نظرسنجی تو ایران برگزار می‌کنه و از فارس و تسنیم تا بی‌بی‌سی بهش ارجاع می‌دن یه گزارش جدید منتشر کرده که دو موردش رو به اطلاع می‌رساند:

۱۱٪ مردم ایران معتقدند حکومت در زندگی شخصی‌شان بیش از حد دخالت می‌کند و کمتر از ۲۲٪ معتقدند حکومت نباید قوانین دینی را با شدت اجرا کند و پنج درصد معتقدند حکومت باید تغییر اساسی بکنه.

این موسسه در کانادا ثبت شده و ۹ تا دفتر تو ایران داره. قاعدتا اینا در کنار یادآوری سرنوشت موسسه آینده و نظرسنجی سال ۸۱ش باید کافی باشه ولی خب ممکنم هست برای یه سری نباشه. چون به هر حال تو دوره زمونه عجیبی زندگی می‌کنیم. حالا قبل از اینکه این موسسه یه نظرسنجی بده بیرون که ۹۹/۶۳٪ مردم ایران خواستار اجباری بودن حجابند و ۹۹/۹۹۶۳٪ خواهان دینی‌تر شدن حکومت و یه سری شروع کنند پلی‌کپی تحلیل.، یه سری گزاره از نتایج قبلی نظرسنجی‌هاشون رو می‌شه یه نگاه انداخت.

پنج ماه قبل از انتخابات: میزان اهمیت «گسترش برنامه هسته‌ای» از طرف ۸۰٪ خیلی مهم و ۱۲/۶٪ مهم ارزیابی شده.

پنج ماه قبل از انتخابات: ۵۷٪ رییس‌جمهور بعدی باید روی دفاع از ایران و خودداری از تسامح تمرکز کند. ۳۴٪ مذاکره و پیدا کردن زمین مشترک

دو ماه قبل از انتخابات: ۶۴٪ پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که ایرانی‌ها از «میزان مناسبی از آزادی» برخوردار هستند. ۱۶٪ عنوان کرده‌اند. که میزان آزادی در ایران «بیش از حد» است. ۱۲٪ خواستار آزادی بیشتر شده‌اند.

تصویر میزان محبوبیت کاندیداها به استناد این موسسه، یک ماه قبل از انتخابات.
Photo
Add a comment...

Post has attachment
بخشی از پاسخ مصطفی تاجزاده به محسن مخملباف


بر همین اساس می‌توان گفت که اعتراضات اخیر نیز به‌رغم تلخی‌هایی که با آنها همراه بود، یا با آنها مواجه شد، پتانسیل آن را دارد که از یک تهدید به یک فرصت تبدیل شود. مهمتر از همه تثبیت «حق اعتراض» است که توسط تمام گرایش‌های سیاسی جامعه به‌رسمیت شناخته شد.

در گام بعدی تلاش ما باید بر پیوندزدن حق اعتراض مسالمت‌آمیز و قانونی به آزادی انتخابات باشد چراکه از این به بعد می توان با حضور مستقیم و عنداللزوم خیابانی مردم به مهندسی انتخابات در پوشش نظارت استصوابی اعتراض کرد، بدون آنکه به اردوکشی خیابانی و اقدام علیه امنیت ملی متهم شد. چنانچه تلاشهایمان نتیجه نداد، می توان از «تحریم فعال یک انتخابات مشخص » سخن گفت.

به نظر می رسد که در حال حاضر شهروندان این آمادگی را پیدا کرده‌اند که از حق تحریم نه به شکل یک قهر منفعلانه، بلکه به مثابه کنش سیاسی معنادار و موثر برای عقب نشاندن استصوابیون استفاده کنند. این آمادگی برای همه تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان فرصت بوجود آورده است تا خواستار بازترشدن فضای سیاسی و انتخاباتی کشور شوند و در راه تحقق این مطالبه قانونی و مردمی، البته در صورت نیاز خواستار تجمع یا راهپیمایی علیه نظارت استصوابی شوند. اگر متولیان نظارت استصوابی بازهم بکوشند حق مشروع و قانونی شهروندان برای انتخابات آزاد را زیرپا بگذارند، شاید بتوانیم و مصلحت بدانیم که اعتراض خود را به یک رفراندوم منفی ( تحریم انتخاباتی مشخص) تبدیل کنیم.
Add a comment...

Post has attachment

لطفا در پاسخ به این پرسش مشارکت کنید

صورت مساله بسیار قدیمی است. اینکه در رمان و داستان (حالا شما سینما و تیاتر را هم اضافه کنید) چقدر حق داریم از الفاظ رکیک (فحاشی) استفاده کنیم؟

حالا این پرسش همیشگی را با در نظر گرفتن این مساله ساده پاسخ دهید که در ادبیات کوچه و خیابان‌های ما، و به ویژه در گروه‌های رفاقتی جوانان، سطح رواج فحش‌های رکیک از موارد دعوا و درگیری فراتر رفته و حالا «دوستی‌های فحش‌محور» را داریم که رفقا در ادبیات ساده خود به دوستان‌شان هم فحش ناموس می‌دهند و این را مایه دوستی و صمیمیت قلمداد می‌کنند.

اگر نویسنده‌ای بخواهد به واقع فضای شهر را تصویر کند، ترجیح شما کدام است؟ به بازنمایی واقعیت پایبند بماند و این الفاظ رکیک را به همین صورت بازتاب دهد؟ یا سطحی از رعایت ادب را حفظ کند و نسخه‌های تعدیل شده و غیررکیکی از فحش‌ها را انتخاب کند؟

Add a comment...

Post has shared content
یک مجموعه پنج جلسه‌ای است که محوریت اصلی آن برای شخص خودم ادبیات است. با سرفصل‌هایی که ارائه شده، ابتدا به سراغ آثار و نظریه‌های فلسفه سیاسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی سیاسی و ... می‌رویم و سپس رد پای مشابهی را در آثار ادبی (به ویژه رمان) جستجو می‌کنیم. جلسه آخر، بحث بر روی همین تقابل و البته جایگاه و شأن رمان در برابر فلسفه تمرکز خواهد داشت.
در برابر جنگ و تروریسم چه می‌توان کرد؟


دست‌کم از یک منظر می‌توان داعش را مظلوم و قربانی تصور کرد: این روزها همه توحش و جنایت را با برچسب داعش در ذهن می‌آورند؛ اما آیا در واقعیت هم همین گونه بوده؟ آیا خشونت (ولو عریان‌ترین و وحشیانه‌ترین نسخه‌های آن) با داعش زاییده شده است؟ کمی عقب‌تر برویم؛ سال‌ها پیش، این «طالبان» بود که در موقعیت مشابه داعش امروزین قرار داشت. پس می‌توانیم پرسش خود را تغییر دهیم: آیا بنیادگرایان و تروریست‌ها تنها کاشفان و مروجان جنگ، خشونت و جنایت هستند؟ آیا پیش از ظهور این «گروه‌های بدون دولت» اوضاع بشر بهتر بود؟ آیا دولت‌ها کمتر از تروریست‌ها دست به جنایت می‌زنند؟

هرقدر عقب‌تر برویم در خواهیم یافت که اوضاع بشر امروز، با ظهور انواع و اقسام تروریست‌ها و خشونت‌طلب‌ها، نسبت به گذشتگان‌اش «بدتر» نشده، هرچند که شاید بهبود چشم‌گیری هم پیدا نکرده باشد. پیش از تروریست‌های هم دولت‌ها با یکدیگر همین می‌کردند و پیش از تشکیل دولت‌ها، ملت‌ها و پیش از تشکیل ملت‌ها، اقوام و پیش از تشکیل اقوام ...

در طول صدها سال گذشته، دست‌کم، از عصر روشنگری اروپا به این سو، ده‌ها اندیشمند و فیلسوف با مکاتب فلسفی و دستگاه‌های ایدئولوژیک از راه رسیده‌اند که هر یک علیه این وضعیت نامطلوب که گاه «جنگ همه علیه همه» خوانده شده طغیان کرده‌اند. فراتر از فلاسفه و مکاتب فلسفی، این دولت‌ها و سازمان‌های نهادی بوده‌اند که مدام قوانین جدید وضع کردند، پیمان‌نامه‌ها بستند، اتحادیه‌های منطقه‌ای و جهانی تاسیس کردند و در نهایت، با رویای تحقق یک جامعه جهانی، سازمان ملل بر پا ساختند، اما هیچ کدام نه تنها نتوانستند جلوی جنگ‌ها را بگیرند، بلکه از پس ده‌ها و صدها قانون و معاهده برای کنترل سلاح‌های کشتار جمعی یا ممنوعیت «جنایات جنگی»، حتی نتوانستند سبعیت جنگ‌ها را کاهش دهند!

اگر هولوکاست، طغیان ضد بشری یک سیستم تماما اهریمنی/فاشیستی بود، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی به اسم مقابله با آن رخ داد. اگر همه این‌ها پیش از تشکیل سازمان ملل واقع شده بودند، جنگ‌های کره و ویتنام بلافاصله پس از تشکیل سازمان ملل آغاز شدند. اگر نسل‌کشی‌های رواندا و دارفور، یا قتل‌عام انفال (کردستان عراق) در آفریقا و آسیا پنهان بودند، بوسنیایی‌ها در ناف اروپا سلاخی شدند. دردناک آنکه تقریبا هیچ یک از کشورهای جهان، از راست‌گراترین گرفته تا چپ‌گراترین، نمی‌تواند ادعا کند که دامان‌اش از چنین جنایاتی منزه است. شاید یک هژمونی شبه‌روشنفکری بتواند جنگ ویتنام را به نماد و پرچم جنایت‌پیشگی امپریالیسم بدل کند، اما این پرچم آنقدر گسترده نیست که جنایات شوروی در افغانستان را کاملا بپوشاند؛ یا کوهی از جمجمه‌هایی که «خمرهای سرخ» بر جای گذاشتند را پنهان سازد.

حال دوباره باید پرسید: پس این خشونت‌ها محصول چیست؟ چرا همه عوامل تغییر می‌کنند اما نفس خشونت همچنان پابرجا می‌ماند؟ چرا نه تنها سازمان‌ها و نهادها، بلکه حتی اندیشه‌ها و مکاتب فلسفی نیز نسخه مشخصی برای توقف این جنون ددمنشی ندارند؟ آیا باید بپذیریم که به واقع «انسان گرگ انسان» است و رویای صلح جهانی، آنگونه که برخی بدون شرمساری بر زبان می‌رانند تنها یک «آرمان انتزاعی»، برآمده از روحیاتی ضعیف و شاعر مسلک است که ربطی به واقعیت زیست بشری ندارد؟

این پرسش‌ها، طرح موضوعی است برای یک سلسله جلسات با عنوان «جنگ، تروریسم و ادبیات» که به همت موسسه «آپارتمان» برگزار خواهد شد. در این مجموعه پنج جلسه‌ای، به بررسی موضوع جنگ، خشونت و تروریسم از چند منظر متفاوت (به شرح زیر) خواهم پرداخت و در نهایت، تلاش خواهم نمود که پیشنهادی جایگزین برای واکاوی فلسفی خشونت/صلح ارائه کنم. در صورت تمایل برای حضور در این سلسله جلسات، ثبت‌نام و یا کسب اطلاعات بیشتر، می‌توانید با شماره تلفن «۸۸۸۶۶۷۴۴» (از ساعت ۱۱ تا ۱۸) تماس گرفته و یا از طریق تلگرام برای حساب کاربری (@ArmanParian) پیغام بفرستید.

درس گفتارهای جنگ، تروریسم و ادبیات

جلسه نخست: بنیان‌های توجیه جنگ (نقدی از منظر فلسفه سیاسی با نگاه به آثار «کارل اشمیت»)

جلسه دوم: مدرنیسم و تنهایی (نقدی از منظر جامعه‌شناختی با نگاهی به آثار امیل دورکیم، ماکس وبر و هانا آرنت)

جلسه سوم: جاذبه‌های شرارت مشروع (نقدی از منظر روان‌شناسی، با نگاهی به آثار آرنت، دگمجیان و داستایوفسکی)

جلسه چهارم: بی‌عدالتی و تروریسم (نقدی از منظر اقتصادی)

جلسه پنجم: رمان بالغ در برابر فلسفه اقتدارگرا

کانال «مجمع دیوانگان» :
https://t.me/divanesara
Add a comment...

Post has attachment
بخش دوم از دو نکته در باب ترجمه‌های بد «صد سال تنهایی»


این دو نکته به نظرم از این جهت بسیار مهم هستند که اتفاقا ما با یکی از بهترین شروع‌های تاریخ ادبیات مواجه هستیم که متاسفانه به دلیل ترجمه‌های بد، در شکل نه چندان دلچسبی به دست ما رسیده است.

نکته دوم: ترجمه نادرست و انتخاب یک جمله بسیار بلند برای شروع کتاب
Add a comment...

Post has attachment
بخش نخست از دو نکته در باب ترجمه‌های بد «صد سال تنهایی»


این دو نکته به نظرم از این جهت بسیار مهم هستند که اتفاقا ما با یکی از بهترین شروع‌های تاریخ ادبیات مواجه هستیم که متاسفانه به دلیل ترجمه‌های بد، در شکل نه چندان دلچسبی به دست ما رسیده است.

نکته نخست: تغییر غلط نظرگاه و مخدوش کردن شخصیت سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
Add a comment...

Post has shared content
توضیحات عبدی پس از حمله فارس پلاس


هنگامی که متن بالا را در باره دیدار و استقبال اصولگرایان از آقای تتلو نوشتم گمان نمی کردم که تا این حد موجب ناراحتی برخی ذوستان شود این 👇را ببینید تا چند نکته را متذکر شوم.

بنده نمی دانم فارس پلاس مربوط به دوستان خبرگزاری فارس هست یا نه ولی مستقل از آن چند نکته را متذکر میشوم.

- بنده دیدار رسایی و تتلو را به سخره نگرفتم خیلی هم استقبال کردم. حتی متن را پیش از انتشار دادم یکی از دوستان ببیند گفت چون متن جدی است برخی کلمات را حذف کنم تا از جدیت آن کاسته نشود که انجام دادم.
-بنده در باره توبه آقای تتلو سلبا یا ایجابا هیچ نظری ندارم چون توبه مربوط به ارتباط فرد با خداست و گذشته ایشان هم امری شخصی است و به من ربطی ندارد این سبک زندگی اوست. از این رو چه توبه کند و چه نکند برای بنده در نوشته حاضر یکسان است. و هیچ هم علیه او حرف نزده ام چون بیش ازدیدن چند عکس از او نمی شناسمش.

-خوب بود دوستان محترم عصبانی نمی شدند و اتهام نادرستی را به بنده نمی زدند چون من هیچگاه ابراز پشیمانی نکرده ام و آن قدر حساس هستم که حتی در شوخی های گفتاری هم چنین نمی گویم. تمام مطالب بنده در دسترس است اگر چنین موردی آوردید سایر ادعاهیتان را هم می پذیرم. دیدار با تتلو را عملی غیرشرافتمندانه ندانسته ام که چنین عصبانی شده اید.

و بالاخره مهمتر از همه این که من از این دیدار استقبال کرده ام دوستان و همفکران خودتان عصبانی هستند بنابر این بجای توهین به بنده بهتر بود برای دوستانتان توضیحات کافی در دفاع از این کار ارایه کنید. ولی اگر از من بپرسید گمان می کنم مورد خوبی را برای تطبیق با جامعه پیدا نکرده اید.
واکنش کنال تلگرامی فارس پلاس به نوت عبدی


🔸عباس عبدی تصویر رسایی با تتلو را به سخره گرفته

🔹تتلو می گوید از بدعملی گذشته پشیمان است

🔺این هزار بار شرف دارد به امثال عبدی که به جاسوسانی نظیر باری روزن گفتند از مبارزه پشیمانیم
Photo
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded