Profile cover photo
Profile photo
‫پادکست سرایه: دکلمه شعر و کتاب گویا‬‎
901 followers -
podcast, poetry, audio book, literature, sorayeh‪,‬ poem‪,‬ ‎دکلمه شعر هایی از شاعران ایران و جهان و خوانش کتاب، سرایه, پادکست سرایه, پادکست شعر‪,‬ پادکست کتاب‪,‬ صدای شعر‪,‬ کتاب گویا‪,‬ دکلمه‪,‬ کتاب صوتی‪,‬ کتابخوانی‪,‬ادبیات,
podcast, poetry, audio book, literature, sorayeh‪,‬ poem‪,‬ ‎دکلمه شعر هایی از شاعران ایران و جهان و خوانش کتاب، سرایه, پادکست سرایه, پادکست شعر‪,‬ پادکست کتاب‪,‬ صدای شعر‪,‬ کتاب گویا‪,‬ دکلمه‪,‬ کتاب صوتی‪,‬ کتابخوانی‪,‬ادبیات,

901 followers
About
پادکست سرایه: دکلمه شعر و کتاب گویا's posts

Post has attachment
چنان از خستگی لبالبم
که مزارع ذرت از ملخ

.
از لف و نشر شاعران پریشان
مشوش تر 
منم که فکر می کنم
متکلمان وحده 
حال من و آینده ی پسرم را 
به استعانت وجه امری افعال
از گذشته و خانه ی پدری خراب تر کرده اند

بزن
ببر
بدر

بگیر
ببند
بگیر و ببند...

گذشته گذشته است؛ اما
به پیش بینی اخترشناسان، 
روانکاوانی که در دانشکده ی الهیات دانشگاه علوم فضایی
درس خارج فقه را در محضر موسیقی دانانی که علوم قضایی و نماز خوانده اند 
کور خوانده اند.

گذشته گذشته است و همان روانکاوها
فکرمی کنند
حال من و
آینده ی پسرم
روزی بهتر خواهد شد
که اقتصاد مملکتم بهتر شده باشد.
و اقتصاد مملکت، روزی بهتر 
که من با غلامحسین 
یا سگ با سمندر
قافیه شود.

پایان بندی بیشتر شعرهای من
یا به ملال مخاطب منجر می شود
یا به مرگی طبیعی در زندان

چنان از خستگی پرم
که مشرق زمین از پیامبر

علی اکبر یاغی تبار
عکس از صفحه فیس بوک شاعر
Photo

Post has attachment

چشمم وزيد آبی پيراهن تو را
حوض در آستانه ی سر رفتن تو را

سلولهای پوست من نقشه می کشند:
از شاخه های باکره گی چيدن تو را

به ثروت شيوخ عرب ميتوان فروخت
دربدترين لباس جهان مانکن تو را

شوقم زبانه می کشد وباز می کند
شش دکمهء مزاحم پيراهن تو را...

انگشت من که آب لطيف نوازش است
بگذار رودخانه شود گردن تو را ـ

تا ماهيان تشنه ـ لبانم ـ رها شوند
امواج پر تلاطم بوسيدن تو را

حالا نفس نفس نفسم ذوب میکند
قطره به قطره برف سفيد تن تو را

با ذره ذرهء بدنم درک می کنم
معنای پرحرارت زن بودن تو را

شب ای شب قشنگ هماغوشی ام ٫خدا
از روی خانه ام نکشد دامن تو را

مهدی فرجی
عکس از صفحه فیس بوک شاعر
Photo

Post has attachment
دنیا را از دریچه چشم یک زن مهاجر می بینم
گفتگو با پریا کشفی و محسن نصرتی نیا درباره پادکست سُرایه نخستین پادکست شعر فارسی
در سایت پارسنیت
http://parsnytt.com/index.php/art-and-literature/literature-news/128-persian-poetry-podcast

Post has attachment
با سپاس از تمامی همراهانی که به ما رای دادند! با شادمانی اعلام می‌داریم پادکست سُرایه در جشنواره وب ایران - در گروه پادکست - علاوه بر «انتخاب داوران» در بخش «انتخاب کاربران» نیز- به عنوان برترین وبسایت برگزیده شد!
Photo

Post has attachment
همراهان عزیز! با شادمانی برگزیده شدن پادکست سُرایه در جشنواره وب ایران - به عنوان برترین وبسایت در گروه پادکست- را به اطلاع شما می رسانیم!
Photo

Post has attachment
شعر و صدای شمس لنگرودی و چند خبر!

شعر و صدای شمس لنگرودی و چند خبر! چه کرده ایم در این دو سال و چه خواهیم کرد بعد از این ....
پادکست شعر سرایه ۵۰ – شعر و صدای شمس لنگرودی- ویژه برنامه
http://sorayeh.com/podcast/?p=1702

کسانی که مایل هستند به عنوان مجری برای دکلمه شعر با پادکست سُرایه همکاری کنند، لطفن با ما از طریق نامه تماس بگیرند (podcast (at) sorayeh.com)

Post has attachment
دوستان خوب سُرایه!
درود بر شما!

خوشحالیم به اطلاع شما برسانیم که پادکست سرایه به عنوان یکی از ۵ برگزیده مرحله اول جشنواره وب ایران انتخاب شده است.
برای انتخاب شدن پادکست سُرایه در مرحله نهایی رای شما به عنوان مخاطب این سایت، تعیین کننده است.
ممنون می شویم اگر به لینک زیر مراجعه کنید و به پادکست سُرایه در در گروه پادکست رای بدهید و نقشی در پیروزی پادکست خودتان داشته باشید.

لطفن این خبر را از طریق فیس بوک، گوگل پلاس ، ایمیل یا دیگر رسانه ها در بین دوستان خود منتشر کنید.

http://directory.iranwebfestival.com/website/sorayeh.com

پی نوشت: برنامه بعدی پادکست سُرایه را دوشنبه این هفته می شنوید
. در ۵۰ برنامه آینده ی پادکست سُرایه، شعرهایی از شاعران فارسی زبان را با صدای شاعر خواهید شنید!

Post has attachment
دوستان سُرایه! شب یلدایتان پر از شادی باد:

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری
قدم بالای چون سرو تو خم کرده است و این مشکل
که بالای تو گر گوید: نکردم، راست پنداری
دمی نزدیک مهجوران نیایی هیچ و ننشینی
طریق دلنوازی از جهان برخاست پنداری
دلت سختست و مژگان تیره، در کار من مسکین
بدان نسبت که مژگان خار و دل بر جاست پنداری
خطا زلفت کند، آخر دلم را در گنه آری
جنایت خود کنی و انگاه جرم از ماست پنداری
ز هجر عنبر زلف و فراق درد دندانت
دو چشم اوحدی هرشب یکی دریاست پنداری

اوحدی مراغه ای
عکس: ویکیپدیا (فارسی)
Photo

Post has attachment
تاریخت
عمر ابدیت مرا کوتاه می‌کند.

حجم نگفته‌ای در هوا پراکنده است
پیاده‌روها را تنگ می‌کند
اسم کوچه‌ها را عوض می‌کند.
ابدیتم سر قرار می‌ایستد
از همه‌ی عابران
ساعت می‌پرسد.

در فاصله‌ی بی‌قراری و شک،
برف کوه‌ها آب می‌شود.
خیابان‌ را آب می‌گیرد.
بعضی‌ زیر آب راه می‌روند.
بعضی‌ سوار تخته پاره‌ای می شوند.
روی تخته‌پاره‌ها، مردی ویولون،
زیر آب، زنی پیانو می‌زند.
ویولن آتش می‌گیرد.
صدایش از آتش می‌گریزد.
خود را به آب می‌زند.
پیانو می‌پوسد. زنگ می‌زند.
صدایش خود را به روی آب می‌کشد.
مرد صدای پیانو را در دست‌های سوخته‌اش می‌گیرد.
زن صدای ویولن را در دست‌های پوسیده‌اش می‌گیرد.
صداها به چشم‌ها زل می‌زنند التماس می‌کنند
زن روی آب شناور است.
مرد روی آب شناور است.
صدای قدم‌های تو
از عمق آب می‌آید.
خیابان صامت می‌شود.
محو می‌شود.

ابدیتم
پشت میز کافه می‌نشیند
برای تو چای می‌ریزد
دست‌های تو را می‌گیرد.
تاریخت
لیوان چای را طوفانی می‌کند
درهای کافه به هم می‌خورند
دست‌هایت زیر میز پنهان می‌شوند.
نوازش‌هایم از من می‌گریزند
صدایم از من فرار می‌کند
حجم نگفته‌ای
روی میز کناری نشسته‌است.

روی آب شناورم
از کافه رفته‌ای.

محسن عمادی
عکس: سایت فرهنگخانه
Photo
Wait while more posts are being loaded