Profile

Cover photo
Reza.D M
731 followers|1,024,161 views
AboutPosts

Stream

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
Over ten years ago, the satirical American magazine the Onion published an article under the headline: Women Now Empowered By Everything A Woman Does. If you’ve ever heard someone insist that… Continue reading
22
2
Reza.D M's profile photoDaniel Jafari's profile photo‫احمد دره‬‎'s profile photo‫ندا تمدن‬‎'s profile photo
3 comments
 
کلی از مارکس فکت آورده :)‌ بله ظاهرا جزو نهضت الاهیات آزادی بخش دهه شصت بوده. 
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
 
Iran’s Global Image Mostly Negative - Israel, Arab states share unfavorable views of neighbor http://pewrsr.ch/1RpLlGj
1 comment on original post
4

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
 
2015 National Geographic Traveler Photo Contest, Part II. This photo was taken in the Brazilian Cerrado of the amazing bioluminescent termite mounds glowing in the dark. The phenomenon is the result of firefly larvae nesting in the holes to attract the winged termites coming out of the nest. (© Tatiana Clauzet / National Geographic Traveler Photo Contest)
More amazing photography from this year’s competition.
1 comment on original post
7

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
تنها مساله‌ای که طرفهای درگیر در بلوای خاورمیانه میتونن روش توافق کنند، اینه که طرف مقابل دستش با آمریکا تو یه کاسه است.
از أخبار الخليج بحرين
 ·  Translate
17
3
‫امین آذربادگان‬‎'s profile photoMHMD Moeini's profile photo

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
شاپینگ سوسیالیستی :))
 ·  Translate
 
واژه‌های سرقت و دزدی اصطلاحاتی است که شاید دورترین فاصله را با حوزه فرهنگ داشته باشد. دزدان نیز در نگاه سنتی کسانی هستند که «بویی از فرهنگ نبرده‌اند» اما چندسالی است که گروهی از این سارقان ظهور کرده‌اند که نه تنها می‌گویند که بی‌فرهنگ نیستند، بلکه از ادبیات و فلسفه و مارسل پروست و مارکز و هگل و ژیژک هم سخن می‌گویند. این افراد در شلوغی نمایشگاه‌ها وارد می‌شوند و کتاب‌هایی را دست‌چین کرده و به اصطلاح خودشان «بلند» می‌کنند. یکی از سارقین یا به اصطلاحی رایج میان خودشان «تهیه کننده» کتاب که در نمایشگاه هم حضور فعالی داشت، در گفتگو با نظر از انگیزه‌ها و خاطرات خود در این باره سخن گفت. وی که دانشجوی ارشد پژوهش هنر است و ۲۷ سال سن دارد چندین سال است که در نمایشگاه کتاب اقدام به سرقت کتاب می‌کند. او می گوید: «شاید کتاب برای ناشر یک کالا مثل چیپس و پفک باشد اما برای من دانش است».
...................................................................
شما خودتان در چه حوزه‌ای و چند ساعت مطالعه دارید؟
به طور میانگین روزی سه تا چهار ساعت و بیشتر در زمینه فلسفه، ادبیات، نقد ادبی، و آثار هگل (اگر ترجمه‌ش خوب باشه)، بودلر و ژیژک و…

آیا اینکه بدون پرداخت بهای کتاب آن را به دست می‌آورید یا‌‌ همان سرقت کتاب، کار درستی است؟
ببینید قبل از اینکه به سوال شما جواب بدهم باید یک مسئله‌ای را بیان کنم و آن هم وضعیت نشر کتاب در ایران است. چیزی که من اسمش را صنعت و بازار کتاب، به مثابه یک کالای صرف می‌گذارم، وضعیتی که صرفا تجاری است نه فرهنگی. این وضعیت برای کسی که اهل کتاب است چه خریدارکتاب، چه سارق و… یک وضعیت نامطلوب است و کسانی وارد این فضا شده‌اند که اهل فرهنگ و کتاب نیستند و به عنوان یک بیزینس به آن نگاه می‌کنند برای همین کتابی که ده هزار تومان برای آن هزینه شده ۴۰-۵۰ هزار تومان قیمت می‌خورد. کسی مثل من که به کتاب نیاز دارم و توانایی مالی خرید چنین کتاب‌هایی را ندارم راهی به جز بلندکردن کتاب ندارم. کتاب برای ناشر یک کالاست، مثل چیپس و پفک، اما برای من دانش است و غایت دانش توزیع آن است، چیزی که در وضعیتِ فعلی، کتاب، به مثابه‌ یک کالای مصرف‌پذیرِ صِرف، از آن تهی شده است؛ کاری که باید انچام داد تهیه و توزیعِ سوسیالیستی کتاب است، تا این خصیصه‌ی بنیادینِ کتاب، که غایت‌اش توزیعِ دانش است، به آن بازگردانده شود. من برای این کار، هرکاری می‌کنم حتی کاری خلاف عرف و قانون. وقتی کتابی از مارکس با قیمت ۴۰ هزارتومان در ۱۰۰۰نسخه ارائه می‌شود من و امثال من، که بی‌شماریم و توانایی خرید آن را نداریم در رقابتی که برای به دست آوردن یکی از این هزار کتابی که برای جمعیت ۸۰ میلیونی کشور وجود دارد باید دست به کار شویم و زود‌تر در این رقابت شرکت کنیم و بدستش بیاوریم حالا از هر راهی! و باید به این نکته هم توجه کرد، که به خاطر وضعیتِ فعلی نشر، دستِ بسیاری از مخاطبانی کتاب، از این بازار، و متعقبا از کتاب، کوتاه است.

عنوان سرقت یا دزدی را برای این کار قبول دارید؟
در سوال قبل توضیح دادم که من کتاب را به مثابه یک کالا نگاه نمی‌کنم و دزدی آن را از نوع دزدی کالا به حساب نمی آورم که دارای بار معنایی منفی است. یعنی این کار را دزدی نمی‌دانم.

فقط در زمان نمایشگاه این کار را می‌کنی یا جاهای دیگر هم اقدام به سرقت کتاب می‌کنی؟
نه. فقط در نمایشگاه. از کتاب فروشی‌های شخصی اصلا کتاب نمی‌زنم.

اگر انگیزه اصلی شما مطالعه است، چرا این راه را انتخاب کرده‌ای؟
خب راه دیگری نیست که کتاب‌هایی که می‌خواهم را به دست بیاورم. چون آن کتاب‌ها در کتابخانه‌های عمومی نیستند. ضمن اینکه یکی از دلایل و انگیزه‌های اصلی من یک واکنش و ابراز نوعی اعتراض نسبت به وضع موجود و شرایط نامطلوب نشر کشور است. یعنی اگر کتابی که ارزش واقعی آن ۱۰ هزار تومان است را به‌‌ همان قیمت بفروشند و نه بیست یا سی هزار تومان، شاید من آن کتاب را بخرم.

چه کتاب شاخصی را از نمایشگاه زده‌ای که به خودت خیلی چسبید؟
در جستجوی زمان از دست رفته اثر مارسل پروست

واقعا؟! هر هفت جلدش را؟!
بله. البته الان هم با دوستان مثل سایر کتاب‌ها به صورت اشتراکی می‌خوانیم و دست به دست می‌کنیم.

یعنی چی به صورت اشتراکی؟!
ما با چندنفر از دوستان که همه این کاره‌اند کتاب‌هایی که تهیه می‌کنیم را به صورت اشتراکی استفاده می‌کنیم و کسی احساس مالکیتی بر آن‌ها ندارد و متعلق به همه هستند.

آیا در سرقتشان هم گروهی عمل می‌کنید؟
بله اغلب به صورت گروهی اقدام می‌کنیم چون بهتر جواب می‌دهد. اما به صورت فردی هم کار می‌کنیم.

تا به حال شده مچ شما را بگیرند؟
نه. من چون ریسک نمی‌کنم و به خاطر مهارتم تا حالا برایم اتفاق نیفتاده ولی بعضی از دوستان را گرفته‌اند. حتی یک بار یکی از بچه‌ها را گرفتند و در نمایشگاه چرخاندند و هر کتابی که همراهش بود به انتشاراتی‌اش می‌بردنش و سوال می‌کردند که این کتاب را خریده است یا نه و کلی ضایع شده بود. البته در نمایشگاه استانی بود.

کسان دیگری را می‌شناسید که مانند شما این کار را بکنند؟
بله زیاد. حدود ده بیست نفر از دوستان را می‌شناسم که با هم این کار را می‌کنیم.

آیا هنگام سرقت به ناشر یا فروشنده و کسی که شاید کارگر آنجا باشد هم فکر می‌کنی؟
صددرصد. البته یک سری هم هستند که برای هیجان کار اقدام به دزدی کتاب می‌کنند و این‌ها شاید برایشان مهم نباشد از چه کسی کتاب می‌زنند ولی من چون اکثر نشر‌ها و ناشر‌ها را می‌شناسم از یک سری نشرهای خاص که بیشتر دولتی هستند کتاب می‌زنم یا یک سری نشرهای خصوصی که از نظر خودم ویژگی‌هایی دارند که باعث می‌شود با آرامش خیال ازشان کتاب بلند کنم. از غرفه‌ای که می‌دانم اگر کتاب بزنم ازحقوق آن فروشنده کسر می‌شود اصلا این کار را نمی‌کنم یا ناشرانی که با عشق و علاقه و با اندک سرمایه شخصی بین یک سری ناشر بازاری که به اصطلاح گرگ‌بازار هستند دارند کار می‌کنند.

به نویسنده و مولفی که خودش یا آثارش را دوست داری و شاید تنها محل درآمدش از فروش همین کتاب باشد فکر می‌کنی؟
معمولا این کار لطمه‌ای به آن‌ها نمی‌زند چرا که با توجه به‌شناختی که من از وضعیت حق تالیف دارم، اولا بیشتر ناشران حق و حقوق واقعی مولف را نمی‌دهند و اگر هم چیزی بدهند از قبل داده‌اند و این فروش رفتن یا نرفتن دیگر تاثیری بر آن حق و حقوق ندارد.

آیا عنوان و نام خاصی برای کارتان هم دارید؟
بله معمولا برای یک سری ملاحظات از این عناوین استفاده می‌کنیم. مثلا تهیه و توزیع اشتراکی یا شاپینگ سوسیالیستی!

تا کی به این کار ادامه می‌دهی؟
تا وقتی که یا وضعیت نشر کشور تغییر کند یا وضعیت مالی من! (با خنده)

با تضادی که سرقت با انگیزه فرهنگی دارد چگونه کنار آمدی؟
من اصولا قضیه نشرکتاب را یک کار فرهنگی نمی‌دانم و همانطور که گفتم یک بازار تجاری است برای استفاده بعضی آدم‌ها که اصلا فرهنگی نیستند و به کتاب مثل یک کالا نگاه می‌کنند. برای همین اصلا تضاد و تناقضی در کار و انگیزه‌ام نمی‌بینم. اگر هم گاهی چنین احساسی بوده اجازه نداده‌ام در کارم خللی ایجاد کند. (با خنده)

تا حالا پیش نیامده کتابی را بلندکنی بعدا ناراحت شوی؟
بله. یک بار کتابی را که خیلی دوست داشتم از ناشری زدم و بعدا که وضعیت مالی ناشر را فهمیدم که با اندک سرمایه شخصی با قرض و وام کار کرده و درحال ورشکستگی است خیلی ناراحت شدم و رفتم گفتم من اشتبا‌ها کتابی را برده‌ام و پولش را حساب نکردم و همانجا قیمتش را پرداختم.

… و حرف آخر؟
اینکه نباید انتظار داشت دزدی کتاب، یا مشروعیت قطعی آن، نتیجه‌ی منطقی حرف‌های من باشد؛ من دزدی کتاب را، یا البته همان «تهیه و توزیع سوسیالیستی» کتاب را، واکنشی معقول به وضعیت فعلی نشر کتاب می‌دانم؛ که البته وضعیت فعلی خود نشر، و همچنین توانِ مالی مخاطبانِ آن، معلولِ وضعیتِ نامطلوب اقتصادی کشور است؛ و به نظر من، تا زمان بهبود شرایط، و تغییر وضعیت نشر، «تهیه و توزیعِ سوسیالیستی کتاب» واکنشی معقول، به این وضعیت است.
 ·  Translate
۱۲۷۴۳۰ شما خودتان در چه حوزه‌ای و چند ساعت مطالعه دارید؟ به طور میانگین روزی سه تا چهار ساعت و بیشتر در زمینه فلسفه، ادبیات، نقد ادبی، و آثار هگل (اگر ترجمه‌ش خوب باشه)، بودلر و ژیژک و…   آیا اینکه بدون پرداخت بهای کتاب آن را به دست می‌آورید یا‌‌ همان سرقت کتاب، کار …
5 comments on original post
9
Aazam Houshmand's profile photo
 
کتاب باید مثل طلا خرید و فروش بشه ولی اینا مثل طلا سرقتش می کنن :))
 ·  Translate
Have him in circles
731 people
Sharab Merlot's profile photo
shiva ghauri's profile photo
Daniel Jafari's profile photo
yasaman sayyari's profile photo
Roxana AH's profile photo
‫ماه تمام من‬‎'s profile photo
mr. mashmash's profile photo
Ni Niri's profile photo
Shadi Vz's profile photo

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
 
One sometimes hears political activists complain of "suspiciously convenient timing" when media coverage of an important and controversial event related to their cause is drowned out by some unrelated news event dominating the headlines.  For instance, in domestic US politics, there were suspicions raised recently in some quarters that the various votes to give fast-track authority to the US president to negotiate the Trans-Pacific Partnership (TPP) agreement were deliberately timed to coincide with other headline-grabbing events, such as the multiple shootings in Charleston, or the recent significant Supreme Court decisions on the Affordable Care Act and marriage equality.

But actually, the laws of probability predict such "convenient" coincidences to occur with a surprisingly high frequency, even in the absence of any conspiracy to co-ordinate timing (for reasons similar to those behind the birthday paradox, linked below).  To oversimplify things slightly, if

* a controversial event that the authorities would prefer not to draw attention to occurs every X days on average; and

* a spectacular event dominating the headlines occurs every Y days on average;

then just from random chance, we would have

* a coincidence in which a controversial event conveniently occurs on the same day as a spectacular event will occur every XY days on average.

The frequency of such coincidences also rapidly increases if one widens the window defining such a coincidence, for instance

* a controversial event will occur within a day of a spectacular event every XY/3 days on average;

* a controversial event will occur on the same week of a spectacular event every XY/7 days on average;

and so forth.

For instance, in this month of June in domestic US media, "controversial" events included two votes for TPP and one vote to reauthorise the Patriot act, while "spectacular" events included the Charleston shooting, two major Supreme Court decisions, a celebrity very publicly becoming transgender, and an extensively covered prison break, among others.  This suggests values of X and Y comparable to 10 and 5 respectively,  so that same-day coincidences should be expected about once every two months, and within-a-day coincidences once every two to three weeks.  This is admittedly a very back-of-the-envelope calculation involving a fairly short time interval of analysis and a rather subjective interpretation of what is "controversial" or "spectacular", but I expect these numbers to be of about the right order of magnitude.

One could in principle try to set up a more careful test to see if there is a statistically significant correlation between the timing of "controversial" and "spectacular" events, though given human nature I would expect that a negative result for such a test would do little to change the minds of someone who sees such a coincidence and is convinced that it is not purely due to chance.

EDIT: the same analysis suggests that a day with two or more spectacular events should occur about once every 2Y^2 days, on the average.  It seems that today could be one of these days, at least as far as the US media is concerned.
8 comments on original post
3

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
FOR hundreds of years travellers have haggled over carpets, jewellery, spices and copperwork in the winding alleyways of Khan al-Khalili, Cairo’s traditional souk....
4

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
شش سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که به اعتراضات خیابانی انجامید، نسبت ایرانی‌هایی که حوادث سال ۸۸ را «جنبش سبز» می نامند تقریبا برابر با نسبت کسانی است که از این حوادث با عنوان «فتنه» یاد می کنند (۲۸ درصد). در عین حال ۵۹ درصد ایرانی‌ها اعتقاد دارند که نتیجه‌‌ی اعلام شده‌ی انتخابات سال ۸۸ که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد منجر شد٬ درست بوده است. در مقابل ۱۹ درصد نیز می گویند در آن انتخابات تقلب شده است. در ارزیابی اینکه با آقایان موسوی و ک...
6

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
:))
6

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
بهترین معیاری که میشه باهاش درجه رواداری و میزان بها دادن به خلاقیت رو توامان تو یه جامعه سنجید، گل دونستن یا ندونستن دیواریه.
 ·  Translate
19
1
Jalal Khordadi's profile photoReza.D M's profile photoDaniel Jafari's profile photo
4 comments
 
 خوب زمینها رو وسطش عوض کنید.
اینها همش بهونه است مشکل شما با نبوغ ملت و رسیدن به جاپون اسلامی است:)
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
یه سید نورانی هم به خواب بنده اومد گفت این پست رو ده بار شر کن، همینجوری بیخود
 ·  Translate
14
Jalal Khordadi's profile photo
 
ملت آشکارا جهل خودشون رو هم گردن یکی دیگه میندازن. جهلی که خودشون بهش اعتراف دارن.

 ·  Translate
People
Have him in circles
731 people
Sharab Merlot's profile photo
shiva ghauri's profile photo
Daniel Jafari's profile photo
yasaman sayyari's profile photo
Roxana AH's profile photo
‫ماه تمام من‬‎'s profile photo
mr. mashmash's profile photo
Ni Niri's profile photo
Shadi Vz's profile photo
Basic Information
Gender
Male
Story
Tagline
I took the one less traveled by
Bragging rights
Still Alive
Links
YouTube