Profile

Cover photo
Reza.D M
702 followers|992,092 views
AboutPosts

Stream

Pinned

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
    خبر آمد که تو بیمار شدی زار شدم.... با دلم برسر بالین تو احضار شدم
 قوت چشم من از قوت چشمان تو بود.... چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 ·  Translate
29
1
Reza.D M's profile photoSamane M's profile photoDaniel Jafari's profile photo
3 comments
 
خیلی :))

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، علاءالدین بروجردی در حاشیه مراسم ختم صادق طباطبائی درباره فرمایش اخیر رهبری مبنی بر تحریم انرژی اروپا گفت: ما هنوز صادرات گاز به اروپا نداریم اما فرمایش ایشان از این جهت است که ما ظرفیت تحریم اروپا را داریم.

وی در ادامه افزود: آینده اروپا با سوخت و گاز گره خورده و پیش بینی ایشان یک پیش‌بینی هوشمندانه است زیرا ما در مقابل تحریم‌ها دست بسته نیستیم.
 ·  Translate
16
Hamed Bashiri's profile photoEric McCain's profile photo
2 comments
 
من هم ظرفیت نیشگون گرفتن گوریل را دارم
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
Blogger and writer Avijit Roy has been killed and his wife, blogger Rafida Ahmed Bonna, severely injured when unidentified miscreants hacked them at TSC of Dhaka University on Thursday night. Avijit, son of former DU teacher Dr Ajay Roy and also the founder of Mukto-mona Blog, and his wife have been
10
Reza.D M's profile photoDaniel Jafari's profile photo
3 comments
 
و همینطور حمایت نژادپرستانه غربی ها از جدایی بنگلادش از پاکستان.
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
اساسی ترین پرسشی که ذهن بشر رو به خودش مشغول کرده اینه که "حالا چی بخوریم؟"، بقیه پرسش‌ها نتیجه شکم سیری است به نظر اینجانب. 
 ·  Translate
25
Jalal Khordadi's profile photoReza.D M's profile photoDaniel Jafari's profile photo
3 comments
 
به قول معروف بعضی ها راهیان طریقت هستن در این زمینه. خوشا بعد از ظهری که به آماده کردن مخلفات برای ریختن به خندق بلا پر شود.
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
این تهدیدها رو باس موقعی میکردن که نفت 100 دلار بود و مشتری داشت، نه حالا که با کلی تخفیف هم ازمون نمیخرن. درمورد گاز هم که هیچی نگیم بهتره، گازی که داریم صادر نمیکنیم رو قراره تحریم کنیم!
 ·  Translate
17
Mehdi MMJ's profile photoگداعلی خدازده's profile photoBoby Z's profile photoJohnnie Lenone's profile photo
3 comments
Boby Z
+
1
2
1
 
جالبیش اینجاست که موضوع اصلی تحریمها همین تحریم نفت هست.
بعد این میخواد با مفروختنش مقابله به مثل کنه
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
"اینکه می‌گویند ایران به خاطر تحریم‌ پای میز مذاکره آمد، دروغ می‌گویند؛ اگر فکر می‌کنید ایران به خاطر تحریم تسلیم شده چرا به تحریم ادامه نمی‌دهید؟"
جمله بسیار ثقیله، بنده نمیکشم.
 ·  Translate
21
میتی خان's profile photoغزلی اقاقیا's profile photoDaniel Jafari's profile photoBoby Z's profile photo
4 comments
 
قربون شما چرا حاضر نیستی این احتمال را در نظر بگیری که دکتر احمدی نژاد هم به اندازه دکتر روحانی قالتاق و رند است، و موضوع کم شعوری نیست؟
 ·  Translate
Have him in circles
702 people
Ayyub Soltanian's profile photo
Bahar Mobarak's profile photo
‫ماريام موسي‬‎'s profile photo
Sha Nia's profile photo
Hamid Sepidnam's profile photo
Catharine Skowron's profile photo
mahsa zn's profile photo
Roya Sh's profile photo
Shiva Fatemi's profile photo
 
این جکِ حسنشون هم که چیز شد که.
 ·  Translate
 
Two of Britain’s most respected politicians embarrass themselves and their democracy http://econ.st/17CWvau
THE establishment view is that the public rage aimed at two of Westminster’s longest-serving and most respected MPs, Sir Malcolm Rifkind and Jack Straw, this week...
4 comments on original post
8
Daniel Jafari's profile photoReza.D M's profile photo
2 comments
 
حالا به این شوری هم شاید نه ولی این سیاستمدارای بازنشسته واسه پول حاضرند واسه هر چیزی لابی کنند. مجاهدین ید طولایی دارن تو این کارها، احتمالا باید بعد از این منتظر استفاده حکومت هم ازشون باشیم.
 ·  Translate

Reza.D M

Shared publicly  - 
12
Nar Sis's profile photoReza.D M's profile photo
3 comments
 
عسل

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
 
CAT Scan of 1,000-Year-Old Chinese Buddha Statue Reveals Mummified Monk Hidden Inside

The Drents Museum says it suspects this mummy could be a case of self-mummification. That was a practice by Buddhist monks in Asia that involved a strict diet, including poison, to the point of near starvation in order to promote preservation of the body. When they were near death, they were buried alive.

The 1979 #NobelPrize in Physiology or Medicine was awarded to Allan Cormack and Godfrey Hounsfield for the "development of computer assisted tomography", also known as CAT or CT scan. CAT scan is a specialized X-ray test that can give good images of soft tissues of the body which do not show on ordinary X-ray pictures.

Photo: Meander Medical Center

http://www.cbc.ca/news/technology/ancient-chinese-buddha-statue-has-a-mummy-with-surprises-inside-1.2967449
8 comments on original post
15

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
کامنت نویسنده پای پست:
در یک نکته من تردید ندارم و آن هم این که در آکادمی فعلی، در چنین دعواهایی، همیشه طرف مک آدامز بازنده ی مطلق خواهد بود. فضای کلی دپارتمان های علوم انسانی آمریکا  ( و احتمالا همه جای دنیا) در سیطره ی استادان چپ است و نکاتی که آدامز اشاره کرده، هر چند که اغراق آمیز و با پیش داوری بوده، اما در مجموع یک شمای کلی درست به دست می دهد. برای مقایسه، می توان ماجرای نقد تند حمید دباشی بر رمان لولیتاخوانی در تهران را به یاد آورد که سراسر تحقیرآمیز بود و پر از اهانت به نفیسی  . بعد از این مقاله، اساتید بسیاری به دباشی تاختند و یکی از رییس دانشگاه کلمبیا (دانشگاه دباشی) پرسید که بر چه استادانی ریاست می کند. صدالبته که آب از آب تکان نخورد {نباید هم می خورد، چون آکادمسین باید آزادی اظهار نظر داشته باشد}. جبهه ی مقابل اما، شانسی برای بقا ندارد و معمولا تاوان سنگینی برای اظهار نظر می دهد.
مک آدامز البته اعلام کرده که از طریق حقوقی شکایت خواهد کرد.
 ·  Translate
 
در فاصله ی چهار ماه، گفت و گوی یک معلم فلسفه(دانشجوی دکترا)  با دانشجویش در مورد ازدواج همجنسگراها به یک موضوع جنجالی بزرگ در فضای آکادمی آمریکا تبدیل شده. در این مدت، یک استاد دانشگاه به خاطر مطلبی که در این مورد نوشته اخراج شده، دانشجو مجبور به حذف آن درس شده، و آن دانشجوی دکترا، بعد از این که ای میل های توهین و تهدید آمیز فراوان دریافت کرد، دانشگاه را به ناچار رها کرده و به دانشگاه دیگری رفته است. 

ماجرا کلکسیونی است از اشتباهات عجیب و غریب و غیراخلاقی همه طرفهای درگیر. از برچسب زدن به نظر مخالف گرفته، تا ضبط پنهانی مکالمه، تا افشای بی ملاحظه ی نام و نشان استاد، و از تصمیم شتابزده و تحقیرآمیز رییس دپارتمان، تا حملات و اتهامات عجیب و غریب به استاد مربوط. طنز ماجرا هم در این است که همه چیز از سر کلاس فلسفه «اخلاق» آغاز شده است.

شرح ماجرا را از چند منبع مختلف و به روایت همه ی طرف های درگیر در ادامه آورده ام. کمی طولانی شده، ولی از بس که برای من خواندنی و عبرت آموز بود، گفتم شاید برای شما هم.

                                                             ***

ماجرا از این قرار است که شریل آبیت، دختر دانشجوی دکترای فلسفه در دانشگاه کاتولیکِ مارکویت، در حین تدریس فلسفه اخلاق برای دانشجویان لیسانس ، از دانشجویانش می خواهد که تئوری اخلاق و عدالت جان رالز را بر یکی از مباحث دنیای امروز تطبیق بدهند. کسی ازدواج همجنسگراها را پیشنهاد می کند، و استدلال می کند که چون که این کار آسیبی به دیگران نمی رساند، بنابر نظر رالز، نباید قانونا ممنوع باشد. آبیت موافقت می کند و ادامه می دهد که :«هر کس که فکر می کند این مساله با عدالت رالزی منافات دارد می تواند بعد از کلاس بماند تا با او صحبت کنم»

صدالبته که بعد از کلاس یکی از دانشجویان محافظه کار در کلاس می ماند، و اشاره ای در مورد تحقیقاتی در مورد آسیب های ازدواج همجنسگرا ها می کند. استاد صحت این تحقیقات را زیر سوال می برد، و دانشجو قول می دهد که آمار مربوط را برای استاد بفرستد.

تا این جا مشکلی نبوده. از این جا به بعد قضیه بیخ پیدا می کند. دانشجو اشاره می کند که استاد با گفتن جمله ی این که بعد از کلاس بمانید عملا راه بحث را بسته است و اجازه ی اظهار نظر به مخالفین را نداده است. شریل، ابتدا می گوید که « هر جور اظهار نظری مناسب نیست، مثلا اظهار نظرهای نژادپرستانه یا سکسیستی.اصلا می دانی که ممکن است دانشجوی همجنسگرایی در کلاس باشد و این اظهار نظر تو برایش توهین آمیز باشند»، و کمی بعدتر هم محکم تر تاکید می کند که «کسی حق اظهار کامنت های هومو فوبیک در کلاس من را ندارد» {چند لحظه بعد، کمی عقب نشینی می کند و می گوید کامنت دانشجو می توانسته با تفسیر هوموفوبیک همراه شود}

دانشجوی داستان، بدون اطلاع آبیت، این گفت و گو را ضبط می کند. {شریل آبیت در انتهای گفت و گو متوجه می شود که دانشجو مشغول ضبط صحبتشان است. دانشجو اول انکار می کند و بعد با اصرار استاد اعتراف می کند.}

دانشجو به سراغ رییس دپارتمان و استادهای مختلف می رود و از این ماجرا شکایت می کند. آبیت البته در جلسه ی بعدی کلاسش سعی می کند موضوع را دوباره مطرح کند و به شکل بهتری مدیریت کند.

اما، ماجرا وقتی همه گیر می شود که جان مک آدامز، یکی از استادان دپارتمان علوم سیاسی، شرح ماجرا را با ذکر نام شریل آبیت در وبلاگش منتشر می کند. روایتی که مک آدامز می نویسد، دقیق نیست و آشکارا در جزییات اشتباهاتی دارد، اما به کلیتی حمله می کند که آن را فرآیند «خفه کردن مردم» می نامد، به طوری که برخی موارد غیرقابل بحث کردن هستند وگرنه بلافاصله کارت «به من توهین شده» بازی می شود.

مک آدامز در پست وبلاگی اش، از این ماجرای به خصوص فراتر می رود و به عرف رایج لیبرال ها در آکادمی حمله می کند:« تنها زنها، سیاه پوستها، یا همجنسگراها هستند که می توانند طرف مقابلشان در بحث را خفه کنند» ... «از آن طرف، اگر یک مرد دگرجنس خواه ِ سفید باشید، یک نوع هدف متحرک به شمار می روید که هر کسی می تواند به شما شلیک کند.» او ادامه می دهد که انگار فقط این گروهها هستند که ممکن است مورد توهین واقع شوند.«در کلاس درس استادهای چپ، هر چیزی که مورد پسند آنها نباشد را می توان مسخره کرد، اما کسی نمی تواند به این سه گروه چیزی بگوید مبادا که بهشان توهین بشود. » انگار که «مسیحی ها و مسلمان ها حق مورد توهین واقع شدن را ندارند». {البته چون آدامز به اندازه ی کافی میسحی محافظه کار است، بعدش  حساب مسلمان ها را هم جدا می کند و می گوید آن ها فقط در این یک مورد خاص مثل مسیحی ها هستند.}

مک آدامز به چند ماجرای دیگر هم اشاره می کند. یکی وقتی بوده که یکی از استادان، برای توصیف مراسم شامی که فقط استادان زن در آن حضور داشته اند از لفظ «شب دخترها» «girls night out» استفاده کرده. رییس دپارتمان این لفظ را سکسیستی تلقی می کند و گوینده را توبیخ می کند.

در یک مورد دیگر، در جلسه ی کلاس درس که استادش مدیر گروه فلسفه هم بوده، وقتی که یک دانشجو در میانه ی بحث در مورد تبعیض پلیس نسبت به نژادها از پلیس دفاع می کند {با این استدلال که این طور تحت فشار قرار دادن پلیس باعث می شود که اقلیت های نژادی در برابر پلیس جسورتر و تهاجمی تر شوند}، استاد او را ساکت می کند و می گوید که با این کارش دارد به کلاس توهین می کند {در آن جلسه دو دانشجوی سیاه پوست حضور داشته اند.} با وجودی که اکثریت کلاس { به ادعای مک آدامز } معتقد بوده اند که نظر دانشجو مرتبط و منطقی بوده، استاد او را مجبور می کند که کتبا از دانشجویان سیاه پوست عذرخواهی کند.

مک آدامز، بعد از انتشار این پست، از سمت خود اخراج می شود. علاوه بر آن، ریاست دانشگاه در یک تصمیم عجیب، حضور مک آدامز در محوطه ی دانشگاه را هم ممنوع اعلام می کند.

ریاست دانشگاه در حکم اخراج مک آدامز، چند خطای او در انتشار این پست را بر می شمرد:

1- بدون کسب اجازه از شریل آبیت، نام او را منتشر کرده، که باعث شده است که شریل آماج حملات ای میلی و تهدید های مختلف قرار بگیرد، تا جایی که به ناچار این دانشگاه را رها می کند و به دانشگاه دیگری می رود.
2- قبل از انتشار پست، با شریل یا رییس دپارتمان شریل صحبت نکرده و نظر آن ها را نخواسته است.
3- اطلاعاتی که در وبلاگش داده دقیق نبوده اند و این عدول از حرفه ی استادی اش بوده، چرا که استادان «همیشه» باید دقیق باشند.
4- این شکل انتقاد باعث می شود که استادها در آینده در انتخاب مباحث تدریس شان محافظه کار شوند و آزادی آن ها سلب شود.

علاوه بر اخراج مک آدامز، دانشجوی مورد بحث هم ناچار شده که کلاس را حذف کند. در بیانیه ی دانشگاه ادعا شده که به اعتراف خود دانشجو، علت حذف عملکرد ضعیف خودش در میان ترم بوده تا مخالفت با نظر استاد.

نویسنده ی مقاله ی آتلانتیک، (لینک اول)، اخراج استادی که استخدام دایمی بوده، آن هم به خاطر یک پست وبلاگی را غیرقابل قبول می داند واعتبار هر چهار مورد را زیر سوال می برد. به عقیده ی او،
 اولا) علی رغم این که مک آدامز در انتشار نام شریل بی اخلاقی کرده، نمی توان مسئولیت این که دیگرانی ای میل های تهدید آمیز و توهین آمیز به او فرستاده اند را بر دوش او گذاشت. مسولیت این نامه ها، در هر حال، بر عهده ی فرستندگان آن هاست و نه مک آدامز.

دوم) اگر قرار بر این باشد که هر آکادمیسینی بخواهد قبل از انتقاد یا حمله به کسی با او صحبت کند که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. به همین قیاس می شود هر انتقادی را با این اتهام که چرا با موضوع انتقاد صحبت نکردی سرکوب کرد.

سوم) هیچ آکادمسینی در هیچ جای تاریخ آکادمی قول نداده که همیشه حرفهایش صد در صد دقیق و بدون خطا هستند.

چهارم) اخراج یک استاد به خاطر ابراز عقیده اش خیلی بیشتر از محدود شدن سیلابس درسی، آزادی محیط دانشگاه را به خطر می اندازد.

یکی از استادان مارکیت، در نامه ای به رییس دانشگاه، به این اشاره می کند که اخراج یک استاد دایمی، به خاطر یک اظهار نظر، سیگنال مناسبی برای جذب استادان برجسته در آینده نیست. ضمن این که ممنوع کردن حضور او در محوطه ی دانشگاه، رفتاری تحقیر آمیز، افراطی و غیر قابل قبول است، نسبت به استادی که همیشه انسانی و متمدنانه رفتار کرده است.

شریل آبیت که حالا به دانشگاه کلرادو نقل مکان کرده، در مورد این ماجرا دو یادداشت نوشته . یکی شرح ای میل های نفرت انگیز و تهدید آمیزی است که بعد از افشای نامش دریافت کرده است. عنوان این مقاله هست: «خشونت جنس محور، مسئولیت و مک آدامز»
مقاله ی دیگر در مورد شرح دقیق تر ماجراست، و آبیت ادعا کرده که حرف او در مورد تطبیق ازدواج همجنسگراها بر تئوری رالز بوده، نه بحث بر سر صرف ازدواج. {این نکته با متن گفت و گو، که از روی نسخه ی ضبط شده پیاده شده منافات دارد.} شریل همچنین در مورد مک آدامز لینکی در صفحه ی خودش گذاشته که مجموعه ای است از حملات و اتهام های آدم های مختلف نسبت به آدامز، از بیسوادی او( مک آدامز فارغ التحصیل هاروارد است)، تا این که عنصر ضداطلاعاتی سی آی ای است و قبلا هم طرفدار نازی ها بوده. دیلی نوس Daily Nous، وبلاگ مشهور فلسفه، در چند نوبت مقالاتی در حمایت از آبیت مننشر کرده است.
*
http://www.theatlantic.com/education/archive/2015/02/stripping-a-professor-of-tenure-over-a-blog-post/385280/
 ·  Translate
Marquette University's attack on academic freedom
11 comments on original post
11
1
Mehdi MMJ's profile photo

Reza.D M

Shared publicly  - 
 
هر چند ما از برنده شدن محتوم بوی‌هود تو اسکار  چندان هم ناراحت نمیشیم ولی نظر صائبمون خیلی خیلی به این یکی نزدیکتره.
 ·  Translate
Directed by Damien Chazelle. With Miles Teller, J.K. Simmons, Melissa Benoist, Paul Reiser. A promising young drummer enrolls at a cut-throat music conservatory where his dre...
15
Kaveh Khoshkhah's profile photoشبگرد قدح نوش's profile photoSepehr Nilgoon's profile photoReza.D M's profile photo
5 comments
 
+Sepehr Nilgoon
اسپویلر-اسپویلر
داستانش که خیلی سرراست بود سپهر جان، منظورت پیام و نتیجه گیری اخلاقیشه؟  پایان بندیش هم خیلی خدا  بود بنده چندین بار اون تیکه رو دوباره دیدم. اونجایی که فلچر بالاخره لبخند رضایت میزنه و ما لبهاشو نمیبینم و چه بسا اون "گود جاب" ممنوعه رو هم گفته باشه.
 ·  Translate
People
Have him in circles
702 people
Ayyub Soltanian's profile photo
Bahar Mobarak's profile photo
‫ماريام موسي‬‎'s profile photo
Sha Nia's profile photo
Hamid Sepidnam's profile photo
Catharine Skowron's profile photo
mahsa zn's profile photo
Roya Sh's profile photo
Shiva Fatemi's profile photo
Basic Information
Gender
Male
Story
Tagline
I took the one less traveled by
Bragging rights
Still Alive
Links
YouTube