Profile cover photo
Profile photo
Ali Akbarzādeh (Āryā Xonyāgar)
185 followers -
در این مقامِ مَجازی به جز پیاله مگیر ...... در این سَراچه‌ی بازیچه، غیرِ عشق مباز
در این مقامِ مَجازی به جز پیاله مگیر ...... در این سَراچه‌ی بازیچه، غیرِ عشق مباز

185 followers
About
Posts

Post has attachment
جشنِ زیبـا و سِپند و باستانیِ «خوردادگان»
جشنِ یـادآوری و پاس‌داشتِ «تندُرستی» و «رَسایی» و «فَرازمَندی»
و هنگامه‌ی «شُکوفایی» و «پویـایی» و «پیش‌رَفت» و «بالَندِگی»
بَر همه‌ی «ایرانیـان» * فـرخنده و خجسته و هُمایون باد؛
ایـــــدون بـــــاد ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
«خورداد» روز و «خورداد» ماه؛
شِشمین روزِ «خورداد» ماهِ سالِ ۳۷۵۶ «باستانیِ زرتشتی»
برابر با
چهارمِ «خوردادِ» ۲۵۷۷ «شاهَنشاهی» [باستانیِ پارسی] و ۱۳۹۷ «خیـامی» [یَزدگِردی]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
* مانندِ همواره و همیشه، هر جا که - در گفته‌ها و نوشته‌هایم - از واژه و درون‌مایه‌ی پُراَرج و ارزشمندِ «ایرانیـان» بهره گرفته‌ام و می‌گیرم و خواهم گرفت، فردیدِ (منظورِ) من از «ایرانیـان» ، تنها «نژاده ایرانیـانِ راستین» (ایرانیـانِ واقعی و اصیل) بوده و است و خواهد بود، و «نژاده ایرانیـانِ راستین» (ایرانیـانِ واقعی و اصیل) هم تنها کَسانی هستند که همواره و همیشه به راستی، و از ژرفای دِل و جان و رَوان و هستی و بود و زیست و زندگی‌شان، نه تنها «میهن‌دوست» [ایران‌دوست]، بَل‌که «میهن‌پَرست» [ایران‌پَرست] بوده‌اند و هستند و خواهند بود، بَل‌که همواره و همیشه به هر ریخت و گونه‌یی و در هر چند و چونی و هنگامه‌یی (موقعیت و شرایط و زمانی) برای میهنِ گرامی‌تر از جانِ‌شان «ایران» و برای‌/‌در راه و راستایِ پاس‌داری و پَدآفند (مُحافظت و دِفاع) از میهنِ‌شان «ایران» ، و فَـر و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگ و باستانیِ‌شان، «فَـر و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگِ ایرانی» و هم‌میهنانِ‌شان؛ «ایـرانیـان» و «ماندآک و نیـامانده‌های (میراث) و دارایی‌های بسیار بسیار بسیار پُراَرج و ارزشمند و بسیار بسیار بسیار دشوار و گِران به دست آمده و بی‌جای‌گُزینِ گیتـایی و مینُویِ نیـادین و آدمی‌ساخته‌ی (مادی و مَعنویِ طَبیعی و اِنسان‌ساخته‌ی) ایران و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگِ ایرانی» کوشیده‌اند و می‌کوشند و خواهند کوشید، تا به آن جای و تا به آن اندازه و چند و چونی (کیفیت) که برای میهنِ گرامی‌تر از جانِ‌شان «ایران» و برای پاس‌داری و پَدآفند (مُحافظت و دِفاع) از میهنِ‌شان «ایران» ، و فَـر و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگ و باستانیِ‌شان، «فَـر و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگِ ایرانی» و هم‌میهنانِ‌شان؛ «ایـرانیـان» و «ماندآک و نیـامانده‌های (میراث) و دارایی‌های بسیار بسیار بسیار پُراَرج و ارزشمند و بسیار بسیار بسیار دشوار و گِران به دست آمده و بی‌جای‌گُزینِ گیتـایی و مینُویِ نیـادین و آدمی‌ساخته‌ی (مادی و مَعنویِ طَبیعی و اِنسان‌ساخته‌ی) ایران و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ بزرگِ ایرانی» همواره و همیشه آماده‌ی «نبَرد و جَنگیدن تا پایِ جان و تا واپسین دَم و بازدَم و واپسین چِکِه‌ی خونِ بَر جای مانده در رَگ‌های تَنِ‌شان» و «از خود گذشتن» و «از خود گذشتگی» و «جان‌فِشانی» و «جان‌بازی» بوده‌اند و هستند و خواهند بود ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فرتورِ (عکسِ) پیوست : زیست‌بومِ (طبیعتِ) بهاریِ «همدان» در آغازِ «بهارِ» سالِ ۲۵۷۷ (۱۳۹۷) | فرتورها (عکس‌ها) از : «رضا زنگنه» [خبرگزاریِ مِهر]
Photo
Add a comment...

Post has attachment
Goodbye Dear Margot ... ❤️🌹

Margot Kidder - the Actress Who Played Lois Lane Role in Superman Movies - Passed away [at May 13, 2018 in Livingston, Montana, USA] 14 Years after Her Playmate in Superman

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
Her Playmate Christopher Reeve - the Actor Who Played Clark Kent (SUPERMAN) Role in Superman Movies - Passed away 14 Years ago at October 10, 2004 in Mount Kisco, New York, USA ...
Photo
Add a comment...

Post has attachment
سر به سرِ #بهاره_رهنما نگذارید. از آن جا که او #لیسانس_ادبیات_فارسی دارد و #حقوق_غذایی هم خوانده است و افزون بر این‌ها، در دانشگاه هم #درس_میدهد، و چون از #اختشاش در همه چیز به سُتوه آمده و آرزو می‌کند که از #میزان_این_وحوشت کم شود، ناگزیر، #اقدام، و از شما #شکایت خواهد کرد.

ما که روشن شدیم. شما چه #دوست_عزیز؟! ...

#نیملبریتی #یکلبریتی #دولبریتی #سلبریتی_بیسواد
#پررویی #بیشرمی #دریدگی ( #وقاحت #بیحیایی )
#ناآگاهی #نادانی #نابخردی #ناشایستگی #ناراستی #نادرستی
#بهاره_رهنما #Bahare_Rahnama
Photo
Add a comment...

Post has attachment
نـدیـد و نبیند کَـس اَنـدر جـهـان
چو تو شاه، بر تختِ شاهَنشَهان

نوَد و دو سالِ پیش در چنین فرخنده روزی، آزاده بزرگ مَردی از دودمانِ «راستان» و «نیـکان» و «پاکان»، پس از به جا آوردن و به سرانجام رساندنِ آیین‌های (مراسمِ) بیانِ «سوگندِ پادشاهی» در «نشستگاهِ رآی‌زنیِ کشوری» (مجلسِ شورای مِلی) و بر زبان آوردنِ «سوگندِ پادشاهی» در برابرِ نمایندگانِ «نشستگاهِ رآی‌زنیِ کشوری» (مجلسِ شورای مِلی)، سرانجام، «تـاجِ پادشاهی [شاهنشاهی]» - که به راستی برازنده‌ی سَرِ او بود، و او شایسته و سزاوارِ بَر سَر نهادنِ آن بود – را بَر سَر نهاد و «چوب‌دَستِ پادشاهی [شاهنشاهی]» - که به راستی برازنده‌ی دستانِ او بود، و او شایسته و سزاوارِ به دست گرفتنِ آن بود – را به دست گرفت، و «تَن‌پوشِ (رَدایِ) پادشاهی» - که به راستی برازنده‌ی تَنِ او بود، و او شایسته و سِزاوارِ به تَن کردنِ آن بود - را به تَن کرد، و بدین سان، بنیانِ «پادشاهیِ [شاهنشاهیِ] بزرگ و سرفـراز و ایران‌سازِ پهلوی» را نهاد، و سوگند خورد که پادشاه [شاهنشاه] و شهریـار و فرمان‌رَوای بایسته و شایسته و راست و درست و دَرخور و نیـک و پاک و دِلآور و میهن‌پرست و دادگر و دادگُستر و برابری‌گُستر و از خود گذشته‌یی برای «پادشاهیِ [شاهنشاهیِ] بزرگِ ایران» [کشورِ پادشاهیِ بزرگِ ایران] باشد، و به گُواهِ «رُخدادشِناسی» و «رُخدادنِگاری» (تاریخ)، نه تنها «آدمیانه» و «مَردانه» و «جانانه» و «میهن‌پَرستانه» و «دِلآورانه» و «دادگرانه» و «مِهربانانه و مِهروَرزانه» به سوگندِ خود – سوگندِ پادشاهیِ خود – پیمان‌دار و پایبَند و پاسخگو (وفادار و مُتعهد و مسئول) بود و ماند و بر آن ایستاد، بَل‌کِه تا واپسین دَمِ زیستن و تا واپسین دَم و بازدَمِ زندگیِ پُربار و پُراَرج و ارزشمندَش، رَنجه‌های (زحمات) و دردها و اَندُهانِ بی‌شمار و بی‌پایان را به تَن و دِل و جان و رَوان خرید و بر خود هموار نمود و «از خود گذشته و از جان گذشته» و «یک تنه» و «پابرجای» و «نستوه» و «اُستوار» در برابرِ «دشمنان» و «دُژخیمان و دُژخویان» و «بیگانگان» و «بَدان» و «بَدسِگالان» و «بَدکُنِشان و بَدکِرداران و بَدکاران» و «بَدمَنِشان» و «دُروَندان» و «نارَواداران» (خائنین) و «دشمنانِ ایران و ایرانیـان و فَـر و فـرهنگ و شهریگری و شهرآیینی (تمدن) و شهریـاری و شاهنشاهیِ باستانی و بزرگِ ایرانی» ایستاد و تا واپسین خُرده‌ی نیرو و توانِ بر جای مانده در تَن و جان و روانِ پاکَش را در راهِ «آزادی و آبـادی و آرامش و آسایش و سرفرازی و اَرجمندی و آبِ‌رومندی و پویـایی و پیش‌رفت و شکوفایی و بالندگی و بهرِمَندی و بَرخورداری و شادی و توانـایی و سامان‌داری و به‌هَنجاری و بزرگیِ ایران و ایرانیـان»، و جانانه، جانِ آبِ‌رومندش (شریفش) را بر سَرِ پیمان - پیمانِ پادشاهی [این پیمانِ سپند] - نهاد، و دست‌آوَرد و بَرآیندِ کوشش‌های پِی‌گیر و خستگی‌ناپذیرِ آن «مَردِ مَردان» و آن «نَستوه مَردِ بزرگ»، یـادبودها و یـادگارها و ماندآکِ (میراثِ) بسیار بسیار ارزشمند و پُراَرج و سودمَندی بود که از خود به یـادگار نهاد، که نه تنها در همان «هنگامه‌ی زرین پادشاهیِ [شاهنشاهیِ] او» - و سپس «هنگامه‌ی زرینِ پادشاهیِ [شاهنشاهیِ] فرزندِ میهن‌پرست و مِهربان و ایران‌ساز و سِزاوار و شایسته‌اش؛ آریـامِهرِ بزرگ» - بسیار بسیار ارزشمند و پُراَرج و سودمَند و کارآ بودند، بل‌که هنوز و هم‌چنان در زندگیِ «ایرانیـان» [و (حتا) «ایرانی‌نَماهای خود‌-‌ایرانی‌اِنگار و خود‌-‌ایرانی‌پندار»] جایگاه‌های بَس ویژه و بسیار بسیار ارزشمند و پِراَرج و یگانه‌یی دارند و هم‌چون نـام و یـادِ نازنین و نامیرا و یگانه و جاودانه‌ی «آن بزرگ شاهان‌شاهِ میهن‌پرست و مِهربان و دِلاور و دادگر و دادگُستر و سرفراز و اَرجمند و ایران‌ساز»، تا جاودانِ جاویدان، به جاودانگیِ «ایران» و «فَـر و فـرهنگِ ایرانی»، جاودانه خواهند ماند ... باری ...
نوَد و دومین سال‌گَردِ تـاج‌گذاری و بر تختِ پادشاهی بَرنشستنِ «شاهِ شاهان» و «سَردارِ سَرداران»؛ زنده‌یـادِ جاویدنـام، «برتر‌جایگَهِ (اَعلاحَضرتِ) هُمایون، رِضا شاهِ بزرگِ پهلوی» را پاس و گرامی می‌داریم، و دُرود و آفـرینِ بی‌کران می‌فرستیم به رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمندِ زنده‌یـادِ جاویدنـام، «برتر‌جایگَهِ (اَعلاحَضرتِ) هُمایون، رِضا شاهِ بزرگِ پهلوی»، و همانند همواره و همیشه و پیش از این، زین پس نیز همواره و همیشه وام‌دار و سپاس‌گُزارِ همیشگیِ «مِهربانی» و «میهن‌پَرستی» و «نِکویی» (لُطف) و «نَستوهی» و «دادگری و دادگُستری» و «دِلآوریِ» و «ایران‌سازی» و «جان‌بازیِ» آن «شاهِ شاهان» و «سَردارِ سَرداران» و «مَردِ مَردان» هستیم و خواهیم بود و خواهیم ماند ...

رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمندَش «آرام» و «شاد»
یـادِ گرامی و آرام‌بَخشش «زنده» و «پاینده»
نـامِ نیـک و نامیرایش «مـانـا» و «جاودان»
راهِ راست و درست و نیـک و روشنش «پایدار» و «پُررَهـرو»
و
رَهـرُوانِ راستینش بیش و اَفزون بـاد؛
ایـــــدون بـــــاد ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
«سِپَندارمَزد» روز و «اَردی‌بِهشت» ماه؛
پنجمین روزِ «اَردی‌بِهشت» ماهِ سالِ ۳۶۶۴ «باستانیِ زرتشتی»،
برابر با
چهارمِ «اَردی‌بِهشتِ» ۲۴۸۵ «شاهنشاهی» [شاهیِ پارسی] و ۱۳۰۵ «خیـامی» [یَـزدگِردی]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فرتورِ (عکسِ) پیوست : برگه‌ی آگهیِ دیوارکوبِ به آگاهی رساندنِ «آیینِ تـاج‌گذاریِ زنده‌یـادِ جاویدنـام، برتر‌جایگَهِ (اَعلاحَضرتِ) هُمایون، رِضا شاهِ بزرگِ پهلوی»
Photo
Add a comment...

Post has attachment
راستی، بهترین نیکی‌ست
- و هم، مایه‌ی - نیک‌بَختی‌ست
نیک‌بَختی از آنِ کسی‌ست که راست است و خواستارِ بهترین راستی‌ست

| اَوِستـا : یَسنـا : سَرآغاز، بَندِ ۱ |
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جشنِ زیبـا و سِپَند و باستانیِ «اَردی‌بهشتگان»
جشنِ پاس‌داشتِ «اَشویی» و «راستی» و «راست‌گویی و راست‌گُفتاری» و «راست‌کاری و راست‌کِرداری» و «پاکی»،
جشنِ گرامی‌داشتِ «اَشُوان» و «راستان» و «راست‌گویان و راست‌گُفتاران» و «راست‌کاران و راست‌کِرداران» و «پاکان»،
یکی از زیبـاترین یـادبودها و یـادگارهای مینُوی و نیـامانده‌های بسیار بسیار ارزشمند و پُراَرجِ نیـاکانِ راستین و نِژاده‌ی «ایـرانیـان» که نمادِ اَرج نهادن به «اَشویی» و «اَشُوان» و «اَمشاسپَندِ اَردی‌بهشت» - که در جهانِ مینُوی (مَعنوی) نماینده و پاس‌دارِ «بهترین اَشویی» یا «بهترین راستی و پاکی» و در جهانِ گیتـایی (مادی) «پاس‌دار و نگاهبانِ آتش» و نماینده و پاس‌دارِ «پاس‌داری و نگاهبانی از آتش» است - بر همه‌ی «ایـرانیـان» و همه‌ی «راستی‌سِتایانِ» جهان فرخنده و خجسته و همایون و شاد باد؛
ایـــــدون بـــــاد ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
«اَردی‌بهشت» روز و «اَردی‌بهشت» ماه؛
سِومین روزِ «اَردی‌بهشت» ماهِ سالِ ۳۷۵۶ «باستانیِ زرتشتی»،
برابر با
دومِ «اَردی‌بهشتِ» ۲۵۷۷ «شاهان‌شاهی» [باستانیِ پارسی] و ۱۳۹۷ «خیـامی» [یَزدگِردی]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
پ‌ن : واژه‌ی «اَردی‌بهشت» - که امروز در میانِ توده‌ی مردمِ «ایران» - و رویِ هم رفته در میانِ «پارسی زبانان» - به گونه‌ی «اُردیبهشت» خوانده و نوشته، و تنها در جایگاهِ نامِ یکی از ماه‌های «سالِ خورشیدیِ ایرانی» و «گاهشماریِ ایران» [هم در «گاهشماریِ زرتشتی»، هم در «گاهشماریِ شاهانشاهی یا باستانیِ پارسی»، و هم در «گاهشماریِ خیـامی یا یَزدگِردی»] شناخته می‌شود -، افزون بر نامِ دومین ماهِ «بهار» و «سالِ خورشیدیِ ایرانی» و «گاهشماریِ ایران»، نامِ سومین روزِ هر ماه از یک «سالِ خورشیدیِ ایرانی» در «گاهشماریِ ایران» [هم در «گاهشماریِ زرتشتی»، هم در «گاهشماریِ شاهانشاهی یا باستانیِ پارسی»، و هم در «گاهشماریِ خیـامی یا یَزدگِردی»] است که از واژه‌ی «اَوِستـایی» و باستانیِ «اَشَه‌وَهیشتَه» و سپس واژه‌ی «پَهلَوی» و باستانیِ «اشا وَهیشتا» بَر جای مانده و ریخت و گونه‌ی سایش یافته و اندکی دِگرگون شده‌ی همان واژه است، و به چَمِ (معنیِ) «بهترین اَشویی» یا «بهترین راستی و پاکی» است.
این واژه - اَردی‌بهشت [اَشَه‌وَهیشتَه] - نامِ یکی از «اَمشاسپَندان» [دومین «اَمشاسپَند» از شش «اَمشاسپَند»] در «فرهنگِ ایرانی‌/‌زرتشتی» است.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
* بَرگردانِ «پارسیِ» نیایشِ اَوِستـاییِ سپند و باستانیِ «اَشِم وُهو» :
«اَشِم وُهو» یکی از هات‌های بخشِ «یَسنـا» از نسکِ سِپَند و مینُویِ «اَوِستـا»، و یکی از نیایش‌های [یکی از سه نیایشِ] بسیار پُراَرج و پُرکاربردِ «بِهدینـان» [زرتشتیـان] است که در «زبانِ اَوِستـایی» این گونه است:
اَشِم وُهو وَهیشتِم اَستی
اوشتا اَستی، اوشتا اَهمایی
هیَت اَشایی وَهیشتایی اَشِم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فرتورِ (عکسِ) پیوست : زیست‌بومِ (طبیعتِ) بهاریِ «همدان» در آغازِ «بهارِ» سالِ ۲۵۷۷ (۱۳۹۷) | فرتورها (عکس‌ها) از : «رضا زنگنه» [خبرگزاریِ مِهر]
Photo
Add a comment...

دوستانِ گرامی! ...
وارونِ اِنگاشته‌ها و اِنگاره‌های ناراست و نادرستِ بسیاری از «مردم»، واچ‌های (حُروفِ) «ذ» و «غ»، واچ‌های (حُروفِ) سَد دَرسَد «پارسی» هستند [بنگرید به واژه‌های پارسی‌ای مانندِ «آذر» و «آذرخش» و «مُرغ» و «ذُغال»، و یا واژه‌ی پارسیِ «فَرنبَغ» که یک نـام برای «مَردان» است]، ولی واژگانی که واچِ (حرفِ) «ق» در آن‌ها هست، نه تنها به هیچ روی «واژگانِ پارسی» نیستند، بَل‌کِه بیش‌ترشان [جدا از واژگانِ «عربی» مانندِ «قَلب» و «قُدرت» و «قِسمت» و «قُربَت»]، «واژگانِ تورکی» هستند [مانندِ «قاشُق» و «قابلَمِه» و «اُجاق» و «قُشون»]. پس نوشتنِ واژگانی که واچ‌های «ذ» و «غ» در آن‌ها هست، با واچ‌های (حُروفِ) «ز» به جای «ز» و «ق» به جای «غ»، سَد دَرسَد نادرست، و نشانه‌ی «ناآگاهی» و «بی‌دانشی» یا «کم‌دانشی» است و بَس ... همان گونه که نوشتنِ واژگانی مانندِ «خواهر» و «خواب» به گونه‌ی «خاهر» و «خاب»، سَد دَرسَد نادرست، و نشانه‌ی «ناآگاهی» و «بی‌دانشی» یا «کَم‌دانشی» است ...
«واژه‌های پارسیِ» بسیاری هم هستند که به نادرست، به جای نوشته شدن با واچِ (حرفِ) «غ»، با واچِ «ق» نوشته شده‌اند و می‌شوند، مانندِ «غُباد» که به گونه‌ی «قباد» نوشته می‌شود. از سویِ دیگر، دسته‌یی دیگر از «واژگانِ پارسی» هم هستند که به هیچ روی با واچِ «غ» هم آغاز نمی‌شوند، و [برای نمونه] واچِ (حرفِ) آغازین یا یکی از واچ‌هایشان واچِ «ک» است، ولی پس از رفتن به «زبانِ عربی» و «عربی شدن» یا «عربی شدگی»، به گونه‌ی «عربی شده» (مُعَرِّب) به «زبانِ پارسی» برگردانده شده‌اند، مانندِ «کَند» و «سَمَرکَند» و «یاکَند» که به «قند» و «سَمَرقَند» و «یاقوت» دِگرگون شده‌اند ... مانندِ بی‌شمار نادرست‌اِنگاری و نادرست‌نِویسیِ شوربختانه جااُفتاده و رَوایی (رواج) یافته‌ی دیگر، مانندِ نوشتنِ واژگانِ «سَد» [یکسَد] و «اَروس» و «سِدا» با واچِ (حرفِ) «ص» و به گونه‌ی «صَد» [یکصَد] و «عَروس» و «صِدا»، به جای نوشتنِ‌شان با واچِ (حرفِ) «س»، و بی‌شمار نادرست‌اِنگاری و نادرست‌نِویسیِ «ویرانگر» و «زبان‌کُش» و «فرهنگ‌کُشِ» دیگر، به گونه‌ها و شوَندهای گونه‌گونِ (اَشکال و دلایلِ مُختلفِ) دیگر ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
پ‌ن : از بَس «نادرست‌اِنگاری» و «نادرست‌پِنداری»، و پِی‌آیندِ آن «نادرست‌گویی» و «نادرست‌نِویسیِ» دوستانِ «میهن‌دوست» ولی شوربَختانه «ناآگاه» و «کَم‌دانش» را دیده و تاب آورده‌ام، سرانجام خود را ناگُزیر از یـادآوریِ این نکته دریافتم و دیدم.
اگرچه به راستی می‌خواهم و می‌بایست در این زمینه [و روی هم درباره‌ی «نادرست‌اِنگاری‌ها و نادرست‌نِویسی‌های پارسی‌زبانان»، به ویژه «نادرست‌اِنگاری‌ها و نادرست‌نِویسی‌های ویرانگرِ پدید آمده و رَوایی (رواج) یافته و فراگیر شده در دهه‌ی گذشته و پس از همگانی و همه‌گیر شدنِ دست‌رَسی به اینترنت»]، جُستاری درخور و شایسته بنویسم، ولی به شوَندِ «تنبلیِ خوانندگان»، در این دَم، به همین اندک که به راستی (واقعن) بایسته و ناگُزیر بود بَسَنده می‌کُنم.
Add a comment...

Post has attachment
«جشن فـروَردینگان (فُـرودُگ)»، فـرخنده هنگامِ پاس‌داشتِ فـرَوَهَـرهای درگذشتگان [به ویژه «تازه درگذشتگان»]، همایون هنگامِ گرامی‌داشتِ فـرََوَهَـرهای «نیکان» و «پاکان» و «جاودانگان»، و هنگامه‌ی ویژه‌ی یـاد نمودن از «درگذشتگان» و «جاودانگان» و گرامیانی که شوربختانه دیگر در میانِ ما و در کنارِمان نیستند و به «اَمُرداد» پیوسته‌اند، بر همه‌ی «ایـرانیـان» و همه‌ی «راستی‌سِتایانِ جهان» فـرخنده و خجسته و همایون باد؛
درود و آفـرینِ بی‌کران می‌فرستیم به رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمندِ همه‌ی «پاکان و نیکانِ درگذشته»، و ناب‌ترینِ درودها و آفـرین‌هایمان را پیش‌کِشِ یـاد و نـام و راه و یـادمان و فـرَوَهَـرِ همه‌ی «جاودانگان» می‌نماییم؛
رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمندِ همه‌ی «پاکان» و «نیکان» و «راستان» و «درستکاران» و «نیکوکِرداران» و همه‌ی گرامیانِ درگذشته‌یی که به راستی «ایرانی» [«نژاده ایرانیِ راستین»] بوده‌اند و همواره و همیشه «راست» و «درست» و «نیـک» و «به هنجار» و «شایسته» و «آدمیانه» و «میهن‌پرستانه» و «زیبـا» زیسته‌اند و همواره و همیشه در راه و راستای سپند و پُراَرج و ارزشمندِ «پاس‌داری از ایران و ایـرانـیـان و فَـر و فرهنگ و شهریگری و شهرآیینی و شهریاریِ نژاده و راستینِ ایرانی و یـادگارها و یـادبودها و نیـامانده‌های ایران و فرهنگ و شهریگری و شهرآیینی و شهریاریِ ایرانی» کوشیده‌اند و هر گونه رَنج و دَرد و دشواری را پذیرفته و بر خود هموار نموده‌اند، و رویِ هم رفته همه‌ی گرامیانی که به راستی «آدم» بوده و در راه و راستای «آدم بودن و راست و درست و نیـکو و آدمیانه زیستن» و «پاس‌داری از فـرهنگِ نژاده و راستینِ راست و درست و نیـکو و آدمیانه زیستن» کوشیده‌اند، به ویژه آنان که در این راه و رَوَند و راستا [چه از سوی «فرمان‌رَوایان» و چه از سویِ «توده‌ی مردم و پیرامونیان»] رنج و دَردِ فراوان کشیده و سرانجام، جان باخته‌اند «آرام» و «شاد»
یـادِ گرامی‌شان «زنده» و «پاینده»
نـامِ نیـک‌شان «مـانـا» و «جاودان»
راهِ راست و درست و نیـک و روشنِ همه‌ی آنان که در هنگامِ بودنِ‌شان همواره و همیشه کوشیده‌اند که «راست» و «درست» و «نیـک» و «به هنجار» و «شایسته» و «آدمیانه» بزیَند، و به راستی «راست» و «درست» و «نیـک» و «به هنجار» و «شایسته» و «آدمیانه» زیسته‌اند و راهی راست و درست و نیـک و روشن و شایسته و پسندیده و نیـکو و درخورِ پوییدن را یافته و برگزیده و با دانستن و در نِگر گرفتنِ همه‌ی دشواری‌های برگزیدن و پوییدنِ آن راه، «آدمیانه» آن را پوییده‌اند [می‌پوییده‌اند] «پایدار» و «پُررَهـرو»
و
رَهـرُوانِ راستین‌شان بیش و افزون باد؛
ایـــــدون بـــــاد ...
شایسته و پسندیده و نیکوست که در این روزِ سپند و در این جشنِ فـرخنده و خجسته با تَن و جان و رَوان و پوشاکِ پاکیزه به دیدارِ گرامیانِ درگذشته، به ویژه گرامیانِ تازه درگذشته‌مان برویم، سنگِ آرامگاهِ‌شان را با «آبِ پاک» و «گُلاب» بشوییم و با پاشیدنِ «آویشن» و «مورد» و گیاهان خوش‌بویِ دیگر بر آن، آن را خوش‌بوی نماییم، هوای پیرامونِ آرامگاهِ‌شان را با آتش زدن و دود نمودنِ «اِسپند» و «کُندُر» و «گُل» و «گُلپَر» پاکیزه و خوش‌بوی نماییم، بر سنگِ آرامگاهِ‌شان دسته‌یی یا شاخه‌یی گُل بگذاریم و آتشدانی بنهیم و آتش و شماله‌یی (شمعی) روشن کُنیم، و سپس دستی به دیوانِ چکامه‌های زنده‌یـادِ جاویدنـام، خواجه «حافـظ شیـرازی» و «گات‌های اَشو زرتشتِ پاک» بَریم و چکامه‌یی، به ویژه چکامه‌یی که دِل‌خواهِ گرامیِ درگذشته‌مان بوده بخوانیم، و زآن پس یک‌سِدا و هم‌آوا «فـروَردین یَشتِ اَوِستـا» را بازخوانیم، سپس سازی بنوازیم و آوازی بخوانیم، یا خنیـایی دِل‌نشین، به ویژه خنیـایی که دِل‌خواهِ گرامیِ درگذشته‌مان بوده را پخش نماییم، و در انجامِ کار، «لرک» و «خشکبار و میوه‌های خشکِ» دیگر و «میوه» و «شیرینی» و «نوشاب» (شربَت) و «مِی» در میانِ باشندگان پخش کُنیم، و به یـاد و نـامِ گرامی یا گرامیانِ درگذشته‌مان «دَهِش» نماییم و به «نداران» و «نیازمندان» یاری رَسانیم، و بدین گونه گرامیانِ درگذشته‌مان را یـاد نماییم، که همانا هیچ راه و رَوِش و شیوه‌یی از این شایسته‌تر و پسندیده‌تر و نیکوتر نیست، و از سویِ دیگر، در «فـرهنگِ نژاده و راستینِ ایرانی» - که فـرهنگِ «مِهر» و «نیکی» و «راستی» و «خِرَدوَرزی» و «همازوری» و «جشن» و «شادی» و «شادخواری» و «شادکامی» و «زیبـایی» و «زیبـایی‌آفرینی» و «زیبـایی‌سِتایی» است -، هیچ گاه و به هیچ روی «سوگواری» و «نالیدن» و «گریستن» و «بر سَر و سینه زدن» و «روی خراشیدن و موی بَرکندن» و «آزردن و رَنجاندنِ خود و دیگران» به بهانه و برای «یـاد کردن و پاس داشتنِ یـاد و یـادمانِ گرامیانِ درگذشته» در کار نبوده و نیست. بل‌که «آیینِ پاس‌داشتِ یـاد و یـادمانِ درگذشتگان و یـاد کردن از گرامیانِ درگذشته» همان و به همان گونه است که بازگو نمودم.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
«فـروَردین» روز و «فـروَردین» ماه؛
نوزدهمین روزِ «فـروَردین» ماهِ سالِ ۳۷۵۶ «باستانیِ زرتشتی»،
برابر با
نوزدهمِ «فـروَردینِ» ۲۵۷۷ «شاهنشاهی» [باستانیِ پارسی] و ۱۳۹۷ «خیـامی» [یَزدگِردی]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
فرتورِ پیوست : سنگ‌نِگاره‌ی «نمادِ ایران و باستانیِ فـرَوَهَـر» بر بلندای یکی از سنگ‌نِگاره‌های بسیار زیبـای شهر و گِردآیه‌ی (مجموعه)‌ی باستانیِ «پارسه» در اُستانِ «پارس» در «ایران»

Photo
Add a comment...

Post has attachment
... Let's do it, Let's Fall in LOVE ...

"Tribute to Cole Porter [Singer, Song-Writer, Composer and Performer]"
Performed (Cover) by : Wonderful Amazing Lovely Talented Artist Couple Linda November and Artie Schroeck ...
Add a comment...

Post has attachment
So Many Singers Sung this Wonderful Memorable Song [Like Demis Roussos and Bono (from U2) with the Corrs], but Still One Performance is the Best: Lee Hazlewood and Nancy Sinatra Performance [at 1967] ...
Listen and feel Summer Wine ...

🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
PS : This Song Originally Sung by Lee Hazlewood and Suzi Jane Hokom [at 1966], but it Made Famous One Year Later after Lee & Nancy's Performance [at 1967] ...
Both Performance is Wonderful, But I Like Second Performance Because of Nancy's Voice ...
This is a Wonderful Memorable Song with Wonderful Magical Lyrics and Music from Lee Hazlewood ...

🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼

Nancy
Strawberries, Cherries and an Angel's Kiss in Spring
My Summer Wine is Really Made from All these things

Lee
I Walked in Town on Silver Spurs that Jingled to
A song that I had Only Sang to Just a few
She Saw My Silver Spurs and said lets pass some time
And I will give to you Summer Wine
Ohh-oh-oh Summer Wine

Nancy
Strawberries, Cherries and an Angel's Kiss in Spring
My Summer Wine is Really Made from All these things
Take Off Your Silver Spurs and Help Me Pass the Time
And I Will Give to You Summer Wine
Ohhh-oh Summer Wine

Lee
My Eyes Grew Heavy and My Lips they Could Not Speak
I Tried to get up but I Couldn't Find My Feet
She Reassured Me with an Unfamiliar Line
And then She Gave to Me More Summer Wine
Ohh-oh-oh Summer Wine

Nancy
Strawberries, Cherries and an Angel's Kiss in Spring
My Summer Wine is Really Made from All these things
Take Off Your Silver Spurs and Help Me Pass the Time
And I Will Give to You Summer Wine
Ohhh-oh Summer Wine

Lee
When I Woke up the Sun was Shining in My Eyes
My Silver Spurs were Gone, My Head Felt Twice its Size
She Took My Silver Spurs a Dollar and a Dime
And Left Me Cravin' for More Summer Wine
Ohh-oh-oh Summer Wine

Nancy
Strawberries, Cherries and an Angel's Kiss in Spring
My Summer Wine is Really Made from All these things
Take Off Your Silver Spurs and Help Me Pass the Time
And I Will Give to You Summer Wine
Mmm-mm Summer Wine

🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
Written by Lee Hazlewood • Copyright © Universal Music Publishing Group
Add a comment...

Post has attachment
دانـایی که آیینِ راستی بگُسترد
و آگَه کُند مردمان را
از پیـامِ سِپَندی که آنان را
به رَسایی و راستینِگی و جاودانگی رَهنمون شود،
خود از بهترین خوش‌بَختی برخوردار خواهد شدن،
چنین کسی
بی‌گمان
از نیروی اَهورایی
- که در پَرتوِ مَنِشِ پاک، فُزون گردد -
بهرِمَند خواهد شدن *
...
| گات‌ها : اَهنَوَدگاه : هاتِ ۳۱، بندِ ۶ |
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ما «رَهـرُوانِ راستین و پیمان‌دارانِ پایبند و پاسخ‌گوی خِرَد و فرزانگیِ ناب و نِژاده و نیـکِ ایرانی» و «شیفتِگانِ شِیدایِ راستی» و «سِتایشگَرانِ سَرفرازِ مِهر و نیـکی و پاکی» - که دست‌آورد و بَرآیند و چکیده‌ی باوَرمَندی و پایبَندی به آن‌ها، در کیش و دین و آیین و راه و سُروده‌های نیـا و آموزگارِ فرزانه و یگانه و بزرگوار و اَرجمند و گرامیِ‌مان [در کیش و دینِ «بِهی» (مَزدِ یَسنـا) و نسکِ «گات‌ها»] گِرد آمده و درخشش یافته است، با پیمان‌داری و اَرج‌گزاری و سَرفرازی و شادمانیِ بسیار، زادروزِ «نیـای نیـک و فرزانه و فرهیخته و مِهربان و پاکِ ایرانیـانِ راستین (واقعی)»، نخستین و بَرترین و پاک‌ترین «آموزگار و پیـام‌آورِ ایرانیـان و جهانیان»، سُراینده‌ی اَرجمند و گرامیِ نخستین چکامه‌های شناخته شده‌ی جهان - گات‌ها -، «آموزگارِ آموزگاران»، «خِرَدمندِ خِرَدمندان»، «فرهیخته‌ی فرهیختِگان»، «فرزانه‌ی فرزانگان»، «مِهربانِ مِهربانان»، «نیـکِ نیـکان» و «پاکِ پاکان»؛ زنده‌یـادِ جاویدنـام «اَشو زرتشتِ اِسپَنتَمان [سِپیتمان]» را گرامی می‌داریم، و «فُروتنانه» و «خاکسارانه» و «اَرج‌گُزارانه» و «سپاس‌گُزارانه»، از ژرفاهای (اَعماقِ) پاک‌ترین پَستوی دِل و جان و رَوانِ‌مان دُرود و آفـرین و اَرج و سپاسِ بی‌کران‌مان را پیش‌کِشِ رَوانِ پاک و فـرَوَهـرِ اَرجمندِ «آن وَخشورِ پاک و بی‌مانند و بی‌هَم‌تا» می‌نماییم، و «کِیهان» و «مادر‌/‌پدرِ گیتی» را برای داشتنِ چنان نیـای نیـک و نازنین و یگانه و چنین ماندآک و نیـامانده‌های پُر‌اَرج و اَرزشمندی سپاس می‌گوییم، و همه‌ی نیـرو و توان و کوششِ‌مان را به کار می‌بندیم تا همواره و همیشه و پیوسته و پِی در پِی، به «راستی» و «درستی» و «نیـکی» و «پاکی» و «مِهر و مِهربانی و مهروَرزی و مِهرگُستری» و «دوستی» و «داد و دادگَری و دادگُستری» و «اندیشه و اندیشیدن و اندیشه‌گرایی و اندیشه‌وَرزی» و «خِرَد و خِرَدگرایی و خِرَدوَرزی» و «فرهیختگی» و «فرزانگی» و «زیبـایی و زیبـایی‌آفرینی و زیبـایی‌گُستری» و «فِرَشکَرد» [باز تازه‌گَردانی] و «تازه و پاک و زیبـا و به‌سامان و به‌هَنجار نمودنِ جهان»، پایبند و پیمان‌دار و پاسخ‌گو (مُتعهد و وَفادار و مَسئول) باشیم و بمانیم، و در این راه و روَند و راستا گام بَرداریم، و همواره و همیشه از «راستـان» و «درستـان» و «نیـکان» و «پاکان» و «مِهروَرزان و مِهربانان و مِهـرگُستران» و «دوستـان» و «دادگران و دادگُستران» و «اندیشه‌گرایان و اندیشمندان» و «خِرَدگرایان و خِرَدوَرزان» و «فرهیختگان» و «فرزانگان» و «زیبـایی‌آفرینان و زیبـایی‌گُستران» و «تازه کُنندگانِ جهان» باشیم و بمانیم، و همواره و همیشه همِگان را به این راه و رَوَند و راستای بسیار راست و درست و بایسته و شایسته و نیـک و زیبـا و سِپند و مینُوی و آبِ‌رومند و اَرزشمند و پُراَرج - که یگانه راه و رَوَند و راستای رسیدن و دست یافتن به «باشندگی» و «سَرشاری» و «رَستگاری» و «جاودانگی» و «راست و درست و به‌سامان و به‌هَنجار زیستن» و «آدم بودن و آدمیانه زیستن» است - فراخوانیم، و آرزومند و اُمیدواریم که بتوانیم رَهـرُوانِ بایسته و شایسته‌یی برای «آن آموزگار و پیـام‌آور و نیـای نیـک و پاک و فرزانه و شایسته»، و دنباله‌دهندگانِ دَرخور و سِزاوار و بایسته و شایسته‌یی برای دنبال نمودن و گستردن و رَوایی بخشیدنِ «راهِ راست و درست و نیک و بایسته و شایسته و پاک، و کیش و دین و آیینِ آرمانی و اَرزشمند و پُراَرج و پسندیده‌ی آن وَخشورِ پاک و مِهربان و فرزانه» باشیم و بمانیم؛
با این آرزو و به این اُمید، دُرود و آفـرینِ بی‌کران می‌فرستیم به رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمند و بی‌آلایشِ زنده‌یـادِ جاویدنـام «اَشو زرتشتِ پاک»؛
رَوانِ پاک و فـرَوَهَـرِ اَرجمند و بی‌آلایشَش «آرام» و «شاد»
یـادِ گرامی و آرام‌بخشَش «زنده» و «پاینده»
نـامِ نیـک و فراموش‌ناشدنیَش «مـانـا» و «جاودان»
راهِ راست و درست و نیـک و روشن و بایسته و شایسته و پسندیده و سُتودنیَش «پایدار» و «پُررَهـرو»
و
رَهـرُوانِ راستینَش بیش و اَفزون بـاد؛
ایـــــدون بـــــاد ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
همانا که؛
راه در جهان یکی‌ست، و آن «راستی» است ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
«خورداد» روز و «فـروَردین» ماه؛
شِشمین روزِ «فـروَردین» ماهِ «باستانیِ زرتشتی»،
برابر با
شِشمِ «فـروَردین» ماهِ «شاهنشاهی» [باستانیِ پارسی] و «خیـامی» [یَـزدگِردی]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
* آمیزه‌یی از چند بَرگردان [به «پارسیِ» کُنونی یا همان «فارسی»] از «گات‌ها» و «اَوِستـا» [بازسُرایی و بازنِویسیِ – به «پارسیِ سِرِه» از : «این کم‌ترین»]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
نِگارینه‌های پیوست :
نِگارینه‌ی راست : نگاره‌یی که بخش‌ها و هنگامه‌های گونه‌گونِ زندگیِ زنده‌یـادِ جاویدنـام «اَشو زرتشتِ پاک» را نشان می‌دهد.
نِگارینه‌ی چپ : نِگاره‌یی پندارین (خیالی) و بازسازی شده از زنده‌یـادِ جاویدنـام «اَشو زرتشتِ پاک»

Photo
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded