Profile cover photo
Profile photo
علي شهاب
1,361 followers -
گوپس نويسنده‌ي وبلاگ گزاره‌ها دات کام!
گوپس نويسنده‌ي وبلاگ گزاره‌ها دات کام!

1,361 followers
About
علي شهاب's posts

Post has shared content
مذاکره جزوی غیر قابل اجتناب از زندگی شغلی و روزمره است. ما در هر سطحی که مشغول به‌ کار باشیم، هر روز با مذاکره مواجهیم: از هم‌کاران گرفته تا مشتری. در زندگی شخصی‌مان همین‌طور: از صبح که بیدار می‌شویم و به پدر و مادر یا همسر و فرزندان‌مان سلام و صبح بخیر می‌گوییم گرفته تا زمانی که از منزل بیرون می‌زنیم و سوار تاکسی و اتوبوس و خودروی شخصی‌مان می‌شویم تا به محل کار یا تحصیل‌مان برویم و همین‌طور بگیرید تا زمان خواب در حال مذاکره با دیگران هستیم. 
چه کنیم تا در این مذاکرات موفق باشیم؟ پنج اصل مذاکره‌ی موافق عبارتند از:
1- توان‌مندی‌ها و قابلیت‌ها و نظرات طرف مقابل را به بیان خودتان بازگو کنید و احترام‌تان را نسبت به آن‌ها نشان دهید. بر نقاط مشترک دیدگاه‌های‌ طرفین تأکید کنید تا بتوانید با طرف مذاکره‌تان اعتمادسازی کنید.
2- در مورد اهداف و خواسته‌های خودتان از مذاکره و هم‌چنین نقاط اختلاف و علل بروز اختلاف احتمالی و راه‌کار پیشنهادی‌تان دقیق و روشن توضیح بدهید. هر گونه ابهامی را تا حد امکان برطرف کنید.
3- از طرف مقابل بخواهید تا نظرات و دیدگاه‌های خودش را بیان کند. به حرف‌های او کاملا دقیق گوش بدهید. توجه کنید که باید تمرکزتان روی حرف‌های او را با زبان بدن‌تان به او منتقل کنید. سعی کنید بفهمید او چه هدف و انتظاراتی از مذاکره دارد.
4- اگر طرف مذاکره تلاش کرد تا نظر خودش را به شما تحمیل کند یا اگر فضای مذاکره احساسی شد، سعی کنید هر چه سریع‌تر جلسه را متوقف کنید. پس از مدتی استراحت و برگشتن طرفین به حالت عادی، مذاکره را از آخرین نقطه‌ی توافق مجددا آغاز کنید.
5- راه‌حل نهایی همیشه برد ـ برد است؛ نه حتا نتیجه‌ی مساوی. اما هرگز نباید فراموش کنید که بردن به هر قیمتی هم انتخاب مطلوبی نیست. ارزش‌های‌تان را هرگز فراموش نکنید!
Photo

Post has shared content
خیلی از ما تصورمان این است که شایسته‌ی آرزوها و رؤیاهای‌مان نیستیم. شاید در زبان به این مسئله اعتراف نکنیم و شاید هم حتی ناآگاهانه چنین اعتقادی در مورد خودمان داشته باشیم. اما واقعیت این است که هر فکري در مورد خودمان داریم واقعیت هم همان خواهد بود. اگر اعتماد به نفس‌مان پايين باشد، نمی‌توانیم از زندگي لذت چندانی ببریم. اما اگر اعتماد به نفس‌مان بالا باشد، فرصت رسیدن به رؤیاهای‌مان را به خودمان داده‌ایم. 
نباید فراموش کنیم اين واقعيت که ما روي اين کره‌ی خاکي هستیم، نشان از ارزشمند بودن‌مان دارد. اما در عین حال هیچ انسانی کامل نیست. رسیدن به رؤیاها نیازمند داشتن ویژگی‌هایی است که ممکن است آن‌ها را نداشته باشیم. بنابراین باید یاد بگیریم که به‌موقع و به‌شکل درست خودمان را تغییر دهیم. اما تغییر کار سختی است. چرا؟ پنج دلیل برای این موضوع شناسایی شده است:
1. عادت: خيلي از اوقات ما ايجاد تغيير را نمي‌پذيريم؛ فقط به اين دليل که به روش موجود انجام کار عادت کرده‌ايم!
2. احساس عدم امنيت: تغيير روش‌هاي معمول و شناخته شده باعث ايجاد نگراني و عدم امنيت مي‌شوند.
3. عوامل اقتصادي: ممکن است احساس کنيم تغيير بر درآمد ما اثرگذار است و در نتيجه در برابر آن مقاومت کنيم.
4. ترس از ناشناخته‌ها: تغيير قرار است عامل جديدي را جايگزين عامل شناخته شده‌ امروز بکند. تا وقتي که اين عامل جديد را نشناسيم، طبيعي است که نسبت به آن‌ها نگران باشيم. مثلا آيا در به‌کارگيري آن موفق خواهيم شد؟ آيا بايد بايد تلاش قابل توجهي براي يادگيري آن انجام دهيم؟ 
5. فقدان آگاهي: بعضي وقت‌ها نمي‌دانيم چرا بايد از روش جديد استفاده کنيم و يا ماهيت روش جديد را نمي‌فهميم. بنابراين کار را هم‌چنان به روش قديمي انجام مي‌دهد.
6. عوامل اجتماعي: ممکن است از اين‌که با پذيرفتن روش جديد ديگران در مورد ما چه فکر مي‌کنند، بترسيم.
Photo

Post has shared content
خیلی از ما رؤیای روزی را داریم که کسب‌وکار شخصی (استارت‌آپ) خودمان را داشته باشیم؛ اما ما معتقدیم هنوز زمان‌اش نرسیده! آیا به این فکر کرده‌ایم که آن روز موعود کی خواهد رسید؟ اگر خواستیم تصمیم بگیریم که برای دیگری کار کنیم یا خودمان آستین‌ها را بالا بزنیم، به چه معیارهای تصمیم‌گیری باید توجه کنیم؟ مروری می‌کنیم بر این معیارها:
• پول: حواس‌تان باشد که بیش از ۹۰ درصد استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند. حقوق‌ها در استارت ـ ـ آپ‌ها معمولا پایین‌تر از میانگین بازار است. پاداش‌ها معمولا به صورت وعده‌ی سر خرمن (یعنی سهام موفق شرکت) داده می‌شوند. بنابراین اگر پول برای‌تان خیلی مهم است و طاقت سختی کشیدن بابت‌اش را ندارید، حقوق‌بگیر شوید نه حقوق بده!
• مسئولیت: دامنه‌ی مسئولیت‌ها در یک سازمان جاافتاده و در حال کار، مشخص است. معلوم است که باید چه کار بکنید و می‌توانید عملکردتان را هم در مقایسه با همکاران بسنجید. تازه به‌تر از همه معلوم است که کار روزانه‌تان کی تمام می‌شود! در مقابل در استارت‌آپ‌ها اصلا معلوم نیست که چه کسی باید چه بکند و از آن بدتر، فهرست کارهای لازم الاجرا هیچ وقت به انتها نمی‌رسد!
• توازن شغل با زندگی شخصی: در یک سازمان در حال کار، شما هفته‌ای لازم است بین ۴۰ تا ۵۰ ساعت کار کنید. اما در یک استارت‌آپ حجم کار موجود، کم‌تر از ۸۰ ساعت در هفته نیست!
• رزومه‌سازی: اگر دنبال کار گرفتن و جابه‌جا شدن در میان سازمان‌های موجود هستید، به یکی از آن‌ها بپیوندید و کار را شروع کنید. رزومه‌ی یک کارآفرین فقط به درد راه‌انداختن یک استارت‌آپ جدید می‌خورد!
• امنیت شغلی: استارت‌آپ‌ها اغلب شکست می‌خورند؛ اما نگران نباشید. آدم با کیفیت روی زمین نمی‌ماند، می‌رود به استارت‌آپ‌های دیگر. با توجه به وضعیت فعلی بازار کار، عملا کار کردن در سازمان‌های موجود هم امنیت زیادی به دنبال ندارد. بنابراین در مورد این معیار، تفاوت زیادی وجود ندارد.
Photo

Post has shared content
موفقیت با اقدام به‌دست می‌آید نه فکر کردن؛ اما اقدام بدون عمل هم فایده‌ای ندارد! موفقیت با یک ایده آغاز می‌شود: یک چشم‌انداز بزرگ و یک دیدگاه جدید نسبت به آن‌چه همه می‌بینند و تجربه می‌کنند. دستیابی به این نگاه متفاوت چندان آسان نیست و بدون فکر کردن هم به‌دست نمی‌آید. بنابراین باید پرسید افراد موفق چگونه فکر می‌کنند و از کجا شروع می‌کنند؟ آیا از نظر ویژگی‌های شخصی و تفکر تفاوت‌های عجیب و غریبی با دیگران دارند؟
پاسخ منفی است. افراد موفق هم مثل دیگر آدم‌ها هستند؛ اما اصول ذهنی دارند که هر روز به آن‌ها فکر می‌کنند و براساس آن‌ها عملکردشان را رد زندگی و شغل‌شان تنظیم می‌کنند. در این‌جا به 5 اصل از میان اصول ذهنی افراد موفق اشاره می‌کنیم:
• من می‌توانم و آماده‌ام! من با دیگران نه‌تنها تفاوتی ندارم؛ بلکه معتقدم هیچ کس دیگری نمی‌تواند این کار را انجام دهد.
• هنوز کارهای زیادی می‌شود انجام داد! بله. نمی‌َشود همه‌ی کارها را امروز تمام کرد؛ اما می‌شود بخشی از آن‌ها را انجام داد.
• من به کمک دیگران نیاز دارم. خوبی ماجرا این است که دیگران هم به کمک نیاز دارند! بگذار روش‌های کاری آن‌ها را هم امتحان کنم. موضوع کار، "من" نیستم؛ هدف رسیدن به هدف‌های همه‌ِ "ما" است.
• حرف دیگران اصلا مهم نیست. من کار خودم را می‌کنم و به آن‌ها نشان می‌دهم توانمند هستم و کارم را درست انجام می‌دهم. 
• کامل نیست؛ اما به‌اندازه‌ی کافی خوب است. من در ابتدا فکر می‌کردم از عهده‌اش برنمی‌آیم؛ اما گفتم: "باشد. انجام‌اش می‌دهم!" و تلاشم را کردم و شد! البته قبول دارم که می‌شد این کار را بهتر انجام داد!
نکته‌ی مهم اما این‌جا است: افراد موفق، با تعهد هر روزه به فکر کردن و اجرای این اصول ذهنی، خود را در معرض تجربیات مختلف و اغلب جدیدی قرار می‌دهند که راز اصلی موفقیت آن‌ها در بلندمدت است.
Photo

Post has shared content
همه‌ی کارها را همگان نتوانند! این اصل ساده‌ی زندگی را همه‌ی ما می‌دانیم. اما در عین حال به‌ویژه در محیط کار از دیگران کمک نمی‌خواهیم، چون دوست نداریم کمک خواستن به ناتوانی‌‌مان در انجام کارها تعبیر شود. اما کمک خواستن جنبه‌های مثبتی هم دارد: علاوه بر صرفه‌جویی در زمان و انرژی شما، نشان مي‌دهد شما مي‌دانيد که چه چيزي را مي‌دانيد و چه کاری را می‌توانید و چه چیزی را نمی‌دانید و چه کاری را نمی‌توانید. و این یعنی چقدر باهوشید!
اما درخواست کمک صحیح هم راه‌ و روشی دارد. بار بعدي که به کمک دیگران نياز داشتيد:
1. سؤال‌تان را با آن چيزي که مي‌دانيد شروع کنيد: ابتدا خودتان اطلاعات کافي را در مورد مسئله يا مشکل‌تان جمع‌آوري کنيد. به طرف مقابل ايده‌اي در مورد اين‌که تا اين لحظه چه کاري را تمام کرده‌ايد و چه چيزهايي را مي‌دانيد بدهيد. سپس به او بگویید که چه چيزي در اين مسئله يا مشکل مهم است، چالش شما اصلی شما چیست و به چه کمکی نياز داريد.
2. ایده‌ی خودتان را در مورد مسئله / مشکل مطرح کنید و بازخورد بخواهید: تنها اين را نپرسيد که: "من چگونه بايد به مشتریان شرکت کمک کنم؟" به جاي آن يک مجموعه اقدامات را پيشنهاد کنيد و از همکارتان بازخور بگيريد: "من در فکر ارسال اي‌ميل براي مشتریان‌مان هستم؛ اما مطمئن نيستم این بهترین راه کمک به آن‌ها باشد. نظر شما چيست؟"
3. اگر جهت‌گيري لازم براي حل مسئله را نمي‌دانيد، راهنمايي‌هاي ملموس بخواهيد: به‌جاي پرسيدن اين‌که "باید چه کار کنم؟" در مورد روش یا ابزاری که به‌کمک آن خودتان می‌توانید تصميم‌ بگيريد سؤال کنيد. مثلا: چگونگی دسترسی به مستندات یک پروژه‌ی قبلی یا الگوی انجام يک کار مشخص. يک راه ديگر اين است که از طرف مقابل بخواهيد شما را به فردي که قبلا روي يک پروژه يا اقدام مشابه کار ارجاع بدهد.
Photo

Post has shared content
در این صفحه و بسیاری از صفحات اجتماعی دیگر و وب‌سایت‌ها و مجلات و کتاب‌ها و ... درباره‌ی اصول و مهارت‌های بهره‌وری سخن گفته می‌شود و این‌که با رعایت آن‌ها می‌توانیم به‌شکلی بهینه زمان‌مان را مدیریت کنیم و با انرژی کم‌تر، وظایف بیش‌تری را انجام بدهیم تا در نهایت با موفقیت به اهداف‌مان در زندگی و شغل و کسب‌وکارمان دست پیدا کنیم. اما خیلی از افراد وجود دارند که این اصول و مهارت‌ها را هم در زندگی‌شان به‌کار می‌گیرند؛ اما نتیجه‌ی خاصی به‌دست نمی‌آورند. این‌جاست که سؤالی پیش می‌آید: "چرا اصول و مهارت‌های بهره‌وری برای من کار نمی‌کند؟"
پاسخ این سؤال پیچیده نیست. پیش از هر چیز باید دقت کرد اصل اول "بهره‌وری شخصی" چیزی است که معمولا به ما نمی‌گویند و در هیچ کتابی پیدا نمی‌شود: "اصول و مهارت‌های بهره‌وری شخصی و شغلی، تنها مجموعه‌ای از بهترین تجارب دیگر انسان‌ها هستند  در نتیجه هیچ لزومی ندارد که برای هر فردی در هر زمانی و برای هر کاری مفید باشند." 
بهره‌وری شخصی و شغلی یک استاندارد جهانی ندارد و هر فرد می‌تواند اصول بهره‌وری خاص خودش را داشته باشد. این اصول بهره‌وری شخصی لزوما بهترین یا بدترین راه راه انجام کارها نیستند. اما وقتی یک اصل برای تعداد زیادی از آدم‌ها کار می‌کند، احتمال بالاتری دارد برای ما هم کار کند.
بنابراین اگر چه اصول بهره‌وری شخصی یادگرفتنی هستند و لازم است در مورد آن‌ها مطالعه کنیم؛ اما نباید فراموش کنیم که:
1- این اصول استاندارد جهانی نیستند و می‌توانند تغییر کنند و اصلاح شوند.
2- من می‌توانم با اندکی آزمون و خطا این اصول را با ویژگی‌های شخصی‌ و نیازمندی‌ها و ویژگی‌های شغل‌‌ام تطبیق دهم.
3- وقتی یک اصل بهره‌وری در زندگی من به‌خوبی کار می‌کند، خوب است که آن را با دیگران به‌اشتراک بگذارم.
اصل بهره‌وری شخصی شما چیست؟ با دیگر اعضای این صفحه آن را به‌اشتراک بگذارید!
Photo

Post has shared content
"نوشتن فهرست وظایف (To-Do List) یکی از ابتدایی‌ترین و ساده‌ترین اصول مدیریت زمان است. شما با نوشتن شرح وظایف خود می‌توانید روی انجام آن‌ها متمرکز شوید، از انجام کارهای اضافی و منحرف‌کننده‌ی حواس پرهیز کنید و بهره‌وری‌تان را افزایش دهید. اما عملا این اتفاق می‌افتد: "تقریبا هیچ کاری پیش نمی‌رود و تنها فهرست وظایف‌مان طولانی‌تر می‌شود. استرس انجام ندادن کارها ما را آزار می‌دهد و با این حال باز هم هیچ کاری انجام نمی‌دهیم!" چنین وضعیت پیچیده و کلاف سردرگمی باعث می‌شود بسیاری از افراد اثربخشی اصل "نوشتن فهرست وظایف" را در مدیریت زمان زیر سؤال ببرند. 
اما چرا فهرست وظایف مکتوب کار نمی‌کند؟ اول این‌که معمولا فهرست وظایف را می‌نویسیم و در زمان کار به آن رجوع نمی‌کنیم! اما نکته‌ی مهم‌تری هم هست: اندازه‌ی وظایف نوشته شده با هم تناسبی ندارند. از کار کوچکی مثل "مسواک زدن" تا کار بسیار بزرگی مثل "عقد قرارداد پروژه‌ی الف" را در فهرست وظایف‌مان کنار هم می‌نویسیم. بنابراین حتی اگر آن را باز هم کنیم، چون انجام کارهای بزرگ و مهم سخت است، اول سراغ کارهای کوچکی می‌رویم که سریع تمام می‌شوند. در زمان انجام این وظایف چون نیازمند تمرکز زیادی نیستند می‌توان انواع کارهای غیربهره‌ور ـ به‌ویژه گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی ـ را هم انجام داد. نتیجه؟ کارهای مهم انجام نمی‌شوند!
راه‌حل: لازم است فهرست وظایف را به سه سطح تقسیم کنید. در سطح اول به نوشتن اهداف بپردازید (انجام وظایف شغلی / زندگی شخصی سالم و ...) برای هر هدف یک یا چند پروژه / برنامه بنویسید (مثال: تکمیل گزارش آ به مدیر = پروژه / انجام کارهای روزمره = برنامه.) در سطح آخر هم وظایف را بنویسید. 
این سه سطح در بازه‌های زمانی مختلفی (مثلا: ماه / هفته / روز) معنادار می‌شود. به این ترتیب می‌توانید تناسب بیش‌تری میان وظایف روزمره‌تان ایجاد کنید و مدیریت زمان‌تان را به‌تر انجام دهید.
Photo

Post has shared content
ترک خواب شیرین صبح در روزهای کاری یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا است؛ آن هم در زمانه‌ای که اغلب افراد حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند شب‌ها زود بخوابند! بنابراین وقتی صبح بیدار می‌شویم، زمان‌مان این‌قدر محدود است که باید برای آماده شدن مدام به این سو و آن سوی خانه بدویم! 
افراد موفق هم اگر چه دچار همین مشکل جدی هستند؛ اما تلاش می‌کنند وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوند حتما چند کار را در منزل یا مسیر محل کار انجام دهند. کارهایی که می‌توانند روی داشتن یک روز پرانرژی و موفق تأثیر به‌سزایی داشته باشند.
پنج کاری که افراد موفق در ابتدای روز انجام می‌دهند عبارتند از:
1- فکر کردن به رؤیاها و آرزوها: صبح اول وقت زمانی که هنوز خواب از سرمان نپریده است و در عین حال ذهن مان پس از استراحت نسبی، دوباره راه‌اندازی شده زمان مناسبی است که به رؤیاها و آرزوهای‌مان و این‌که می‌شود و می‌توانیم فکر کنیم!
2- بررسی اخبار روز: به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای لازم است از آخرین اخبار جهان و کشور که به حوزه‌ی کاری‌تان یا حوزه‌های مورد علاقه‌تان مربوط است باخبر شوید. 
3- بررسی و ارسال ایمیل‌ها: خوب است در ابتدای روز ایمیل‌های دریافتی در شبانه‌روز گذشته را بررسی کنید، موارد غیرضروری را پاک کنید و به ایمیل‌های ضروری پاسخ بدهید.
4- تعیین اولویت‌های روز: در هر روز کاری باید به اهداف مشخصی دست یابیم و وظایف معینی را انجام دهیم. در عین حال همیشه کارهایی هست که از زمان‌بندی‌شان عقب هستند. کارهای روتین را هم نباید فراموش کرد! اما با توجه به محدود بودن زمان در دسترس، بهتر است در ابتدای روز سه اولویت کاری روزمان را تعیین کنیم.
5- انرژی دادن و گرفتن: صبح را با لبخند به اعضای خانواده و دوستان‌ و همکاران‌تان شروع کنید. مطمئن باشید روز متفاوتی خواهید داشت!
حالا وقت صرف صبحانه است ...
Photo

Post has shared content
زندگی این روزها سختی‌های خاص خودش را دارد. همه‌ی ما با مشکلات گوناگون و دردهای شخصی و جمعی در زندگی مواجهیم که انرژی ما را تحلیل می‌برند و جایگاه شادی‌ در زندگی را دور از دسترس می‌سازند. این در حالی است که شادی یکی از کلیدهای اصلی موفقیت محسوب می‌شود. شان آچر استاد روان‌شناسی دانشگاه هاروارد از این موضوع به‌نام "مزیت رقابتی شاد بودن" یاد می‌کند. او معتقد است که وقتی شما شاد هستید، احتمال دستیابی به موفقیت بیش‌تر است. چرا؟ چون در این وضعیت شما با آرامش در مسیر طولانی موفقیت به پیش می‌روید و از آن مهم‌تر، نوآوری و خلاقیت‌تان هم به‌خوبی کار می‌کنند. 
بعضی از افراد به‌لحاظ ویژگی‌های شخصیتی افرادی شاد محسوب می‌شوند. اما خیلی از افراد این‌گونه نیستند. وقتی شاد بودن برای ما سخت است، چه باید بکنیم؟ 
پیشنهاد می‌کنیم به چند نکته‌ی زیر توجه کنید:
1- آیا روز اول با غم به دنیا آمده‌ایم؟ آیا شادی و بی‌دغدغگی دوران کودکی را تجربه نکرده‌ایم؟ وضعیت نرمال ما انسان‌ها شاد بودن است؛ اگر چه مشکلات و دردهای این دنیای خاکی و زندگی روزمره نمی‌گذارد این نرمال بودن ادامه یابد. پس شاید بد نباشد هر از گاهی خلوتی فراهم آوریم و در آن‌جا ورود اطلاعات به مغزمان را ممنوع و ذهن‌مان را از هر فکر و دغدغه‌ای رها کنیم!
2- زندگی یک مسیر طولانی و یک سفر است؛ اما چون عمر انسان محدود است و در نهایت روزی به‌پایان می‌رسد تک‌تک لحظات زندگی مهم‌اند. در نهایت این لحظات‌ و حس‌شان هستند که در یادها باقی می‌مانند. بنابراین قدرت شادی‌های لحظه‌ای را دست کم نگیرید. تلاش کنید این لحظات کوتاه اما زیبا را در زندگی‌تان تا حد امکان زیاد کنید. 
3- چه کسی چه می‌داند چقدر دیگر فرصت دارد؟ همین امروز انجام کارهای لذت‌بخشی که همیشه دوست‌شان را داشته‌اید شروع کنید و به فرداهایی که هنوز نیامده‌اند واگذارشان نکنید. 
Photo

Post has shared content
برای جستجوی شغل مناسب باید به کارفرماها خبر بدهیم يک فرد مستعد متخصص در بازار کار به‌دنبال شغل می‌گردد! براي این خبر بايد خلاصه‌اي از مشخصات حرفه‌اي خودتان تهيه کنيد که در اصطلاح به‌ آن رزومه گفته مي‌شود. در رزومه برای کارفرما توضیح می‌دهید چه دانش و مهارت‌هايي داريد و چه تجربیاتی کسب کرده‌اید. در رزومه‌نويسي لازم است حتما حواس‌تان به نکات زیر باشد:
1- هدف از رزومه نوشتن گرفتن شغل نيست؛ بلکه هدف دعوت به مصاحبه براي آن شغل است. شما بايد با رزومه‌اي که مي‌نويسيد کارفرماي احتمالي را متقاعد سازيد که شما به‌ترين کانديدا براي دعوت به مصاحبه هستيد. شما با رزومه مي‌خواهيد خودتان را بازاريابي کنيد. بنابراين بايد حتما با طرح و برنامه‌ي مشخص به آن بپردازيد و براي درست کردن‌اش، وقت بگذاريد.
2- رزومه يک قالب مشخص و استاندارد دارد که به‌ترتیب شامل اين موارد است: اطلاعات عمومي (اطلاعات شناسنامه‌‌اي، تلفن همراه، تلفن ثابت و نشاني اي‌ميل)، سوابق شغلي و کاري، سوابق تحصيلي و آموزشي و مهارت‌ها. 
3- کارفرماها براي مرور رزومه‌ي شما کم‌تر از يک دقيقه وقت صرف مي‌کنند. بنابراین تصور نکنید با هر چه طولانی‌تر کردن رزومه‌تان، شانس استخدام‌تان بالا می‌رود. رزومه‌ی فردی با تجربه‌ی زیر پنج سال سابقه‌ی کار نباید از یک صفحه بیش‌تر باشد. حتی اگر سابقه‌ی کار بسیار زیادی هم دارید، بهتر است رزومه‌ی شما حداکثر دو صفحه باشد تا بتوانید راحت‌تر خودتان را در ذهن کارفرما جای دهید. 
4- رزومه‌‌تان را حتما تايپ کنيد. ظاهر رزومه را ساده و مرتب نگه‌داريد. استفاده از تصاویر گرافیکی و رنگ‌های مختلف باعث سخت‌خوان شدن رزومه‌ی شما می‌شود و شانس شما را برای دعوت به مصاحبه پایین می‌آورد. بنابراین یک صفحه‌ی سفید در نرم‌افزار ورد باز کنید و متن رزومه‌تان را با استفاده از فونت‌هاي مخصوص تایپ فارسي (مثل: میترا و نازنین)، با رنگ مشکی و بدون هیچ رنگ یا تصویر پس‌زمینه‌ای تايپ کنید!
Photo
Wait while more posts are being loaded